سلام سرافراز جان،
حالا چرا پذیرش بچه اینقدر برات سخته؟
دلایلت رو بگو، با گفتنش و صحبت کردن در موردش، شاید متوجه بشیم حس منفیت عمیق هست یا گذرا.
در مجموع به خودت و اون فرد فرصت شناخت بده. نگران این نباش که بعد از یه مدت نظرت منفی باشه. ماهیت دوره شناخت همینه دیگه. دوطرف باید بپذیرن که ممکنه آخرش به ازدواج منتهی نشه، حالا به هر دلیلی.
اما اینکه میگی ازش بدت نیومده رو هم توضیح بده. چه ویژگی هایی توجهت رو جلب کرده؟ چه مدت از دوره آشناییتون گذشته؟
معیارهای اصلیت چیا هستن؟
در مورد اون دو نفر دیگه:
اون خواستگار قدیمی که هنوز اقدامی نکرده مادرش. هرموقع اقدام کرد، میتونی ملاقاتش کنی و ببینی چی میشه. ممکنه اصلا در همون ملاقات اول رد بشه. چون از قدیم تا حالا به هرحال هردوتون تغییر کردید.
به هرحال این فعلا نسیه هست. و تا اقدامشون بهش فکر نکن.
اما اونکه تو شهرداری باهاش آشنا شدی. چرا این مدت نپذیرفتیش؟ چه دلایلی وجود داشته؟ چی شده که بعد از 2 سال، الان به این فکر افتادی که قبولش کنی؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)