بارداری اگه از دوره خاصی مدتش کمتر باشه اجازه میدن بچه رو سقط کنن نمیشه؟ الان دیر شده برا اینکار؟
تشکرشده 315 در 142 پست
بارداری اگه از دوره خاصی مدتش کمتر باشه اجازه میدن بچه رو سقط کنن نمیشه؟ الان دیر شده برا اینکار؟
ملیسا(یکشنبه 21 مهر 92)
تشکرشده 12 در 8 پست
از همتون ممنونم که دارید باهام همدردی میکنید دیگه حس نمیکنم تنهام.باشه من اموالم رو پس میگیرم چرا اینجوری شد شوهرم همچین آدمی نبود اون زنه سرمایه دار هم نیست که بگیم بخاطر پول تو مخمصه افتاد و صیغش کرد.اگه بخواد از زندگیش میرم بیرون پسرخالم هنوزم دوستم داره بخاطر من هنوز ازدواج نکرد .نمیدونم کارم درست بود یا نه؟ولی زنگ زدم به پسرخالم همه چیز رو گفتم با صحبتاش دلداریم داد بهش گفتم نفرینم کردی الان هم ازش خواستم بیاد پیشم اولش قبول نکرد وقتی که گریه کردم گفت میاد میخوام باهاش دردودل کنم اون درک میکنه عشق یعنی چیمیدونه دل شکستن یعنی چی
- - - Updated - - -
از همتون ممنونم که دارید باهام همدردی میکنید دیگه حس نمیکنم تنهام.باشه من اموالم رو پس میگیرم چرا اینجوری شد شوهرم همچین آدمی نبود اون زنه سرمایه دار هم نیست که بگیم بخاطر پول تو مخمصه افتاد و صیغش کرد.اگه بخواد از زندگیش میرم بیرون پسرخالم هنوزم دوستم داره بخاطر من هنوز ازدواج نکرد .نمیدونم کارم درست بود یا نه؟ولی زنگ زدم به پسرخالم همه چیز رو گفتم با صحبتاش دلداریم داد بهش گفتم نفرینم کردی الان هم ازش خواستم بیاد پیشم اولش قبول نکرد وقتی که گریه کردم گفت میاد میخوام باهاش دردودل کنم اون درک میکنه عشق یعنی چیمیدونه دل شکستن یعنی چی
- - - Updated - - -
وقتی حاضر نمیشه آزمایش بده بچه رو سقط میکنه؟ من نمیخوام بچه رو سقط کنه میخوام حقیقت روشن بشه
- - - Updated - - -
وقتی حاضر نمیشه آزمایش بده بچه رو سقط میکنه؟ من نمیخوام بچه رو سقط کنه میخوام حقیقت روشن بشه
- - - Updated - - -
وقتی که من 11 سالم بود و پسرخالم 17سال عاشقم شد من اونموقع درک نمیکردم عشق چیه تا اینکه بزرگتر شدم همش بهش بی محلی میکردم 15 سالم شد که خودش مستقیم بهم گفت عاشقمه ولی من گفتم نه و برای اینکه از شر پسرخالم راحت بشم به شوهرم جواب مثبت دادم 16 سالم بود که ازدواج کردم پسرخالم داغون شده بود.تا الان که 32 سالشه هنوز ازدواج نکرد بعضی وقتا انقدر دیوونه میشم و میزنه به سرم میگم حتما تقدیر اینه که من واسه پسرخالم بشم دیوونه شدم هااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟
- - - Updated - - -
وقتی که من 11 سالم بود و پسرخالم 17سال عاشقم شد من اونموقع درک نمیکردم عشق چیه تا اینکه بزرگتر شدم همش بهش بی محلی میکردم 15 سالم شد که خودش مستقیم بهم گفت عاشقمه ولی من گفتم نه و برای اینکه از شر پسرخالم راحت بشم به شوهرم جواب مثبت دادم 16 سالم بود که ازدواج کردم پسرخالم داغون شده بود.تا الان که 32 سالشه هنوز ازدواج نکرد بعضی وقتا انقدر دیوونه میشم و میزنه به سرم میگم حتما تقدیر اینه که من واسه پسرخالم بشم دیوونه شدم هااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟![]()
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
داری به صورت غیر محسوس کار شوهرت رو تلافی میکنی؟!!!نمیدونم کارم درست بود یا نه؟ولی زنگ زدم به پسرخالم همه چیز رو گفتم با صحبتاش دلداریم داد بهش گفتم نفرینم کردی الان هم ازش خواستم بیاد پیشم اولش قبول نکرد وقتی که گریه کردم گفت میاد میخوام باهاش دردودل کنم
چرا؟
چه ربطی به پسر خاله محترم داره؟
ملیسا جان، این همه شوهرت رو مواخذه کردی که چرا بهت خیانت کرده.
حالا به کارهای خودت نگاه کن! رابطه صمیمی و درد و دل با یه نامحرم که از قضا خاطر خواه قبلیت هم بوده، چه معنی ای میتونه داشته باشه؟
کار همسرت به شدت بد و خارج از تعهد دو نفره شما بوده.
اما شما چی خانمی؟
درسته شرایط خیلی بدی رو داری تجربه میکنی.
اما چشمات رو باز کن و کاری نکن که بعدا بمونی توش و پشیمونی به بار بیاره.
امیدوارم مسائلت زودتر حل بشن![]()
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
del (دوشنبه 22 مهر 92), heaven65 (دوشنبه 22 مهر 92), khoshkhabar (یکشنبه 21 مهر 92), mohammad6599 (شنبه 17 خرداد 93), Pooh (دوشنبه 06 آبان 92), فرشته مهربان (سه شنبه 07 آبان 92), یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93),ملیسا(یکشنبه 21 مهر 92), اشنای قدیمی (چهارشنبه 08 آبان 92)
خانم ملیسا شما اشتبا ه کردید که پسرخالتون رو دعوت به خونتون کردید شما الان درگیر احساستون هستید و ایشون هم که به شما علاقه مند بودند پس کاری نکنید خدایی نکرده بینتون اتفاقی بیفته و وضع بدتر از این بشه.به جای اینکه این فکرا به سرتون بزنه خودتون رو سرگرم کاری بکنید و اصلا به گذشتتون که پسرخالتون شما رو میخواست فکر نکنید راحت خام وسوسه های شیطانی نشید به خدا توکل کنید
- - - Updated - - -
خانم ملیسا شما اشتبا ه کردید که پسرخالتون رو دعوت به خونتون کردید شما الان درگیر احساستون هستید و ایشون هم که به شما علاقه مند بودند پس کاری نکنید خدایی نکرده بینتون اتفاقی بیفته و وضع بدتر از این بشه.به جای اینکه این فکرا به سرتون بزنه خودتون رو سرگرم کاری بکنید و اصلا به گذشتتون که پسرخالتون شما رو میخواست فکر نکنید راحت خام وسوسه های شیطانی نشید به خدا توکل کنید![]()
Pooh (دوشنبه 06 آبان 92), یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93),ملیسا(یکشنبه 21 مهر 92), اشنای قدیمی (چهارشنبه 08 آبان 92)
تشکرشده 12 در 8 پست
چرا دارم گول شیطون رو میخورم چرا اینجوری شدم؟کاش به پسرخالم نمیگفتم.چرا من انقدر کم تحملم؟میخوام بهش زنگ بزنم نیاد تنهام نزارید من الان دیوونه شدم اصلا نمیدونم دارم چی کار میکنم/چرا باید فکرم بره سراغ مرد نامحرم من که عاشقانه شوهرمو دوست دارم خیلی دلم گرفته
![]()
khoshkhabar (یکشنبه 21 مهر 92), mohammad6599 (شنبه 17 خرداد 93), فرشته مهربان (سه شنبه 07 آبان 92), یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93)
تشکرشده 138 در 59 پست
ملیسا جون الان پسر خاله رو ول کن مالتو دو دستی بچسب نه به خاطر خودت...خودت که با قلبی شکسته میلیارد ها هم بهت بدن تو خوشحال نمی شی.. واسه بچت چرا بچت باید مالی که حق مسلم خودشه و از مادرش باید براش بمونه واسه هوس بازی پدرش با کس دیگه ای شریک بشه...اون بچه اگه ثابت بشه مال شوهرت هست از پول تو ارث می بره..بره از مال مادرش بخوره به تو چه...بچه تو پس فردا هزار و یک جور خرج داره ..الانم اصلن تهدید به جدایی نکن ممکنه سر لج بیفته مالتو نده فقط تا تنور داغه ببرش مغازه تو بگیر اینم بدون مغازت مهمتر از ماشینته اول اونو بگیر
- - - Updated - - -
به جای زنگ زدن به پسرخاله همین الان زنگ بزن به شوهرت همین امروز و فردا مغازه و ماشینتو بگیر
- - - Updated - - -
ملیسا جان شما یعنی فهمیدی شوهرت صیغه کرده اصلا اعتراض نکردی با این که می دونستی؟؟؟؟؟؟؟
ملیسا(یکشنبه 21 مهر 92), اشنای قدیمی (چهارشنبه 08 آبان 92)
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
ملیسا جان، زنگ بزن بهش و بگو نیاد.
دیگه هم باهاش تماس نگیر که فکر کنه خبری هست.
از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟
del (دوشنبه 22 مهر 92), mohammad6599 (شنبه 17 خرداد 93), Pooh (دوشنبه 06 آبان 92), فرشته مهربان (سه شنبه 07 آبان 92), یه تنهای خسته (جمعه 18 مهر 93),ملیسا(یکشنبه 21 مهر 92)
تشکرشده 12 در 8 پست
فهمیدم صیغه کرد شوهرم اظهار پشیمانی میکرد انقدر بهش اعتماد داشتم انقدر دوسش داشتم میگفت چند روز دیگه صیغشون تموم میشه شاید هم تموم شده بود و من نمیدونستم شاید نقشه کشیدند که پولامو بالا بکشند باهم برند خوشگذرانی.ولی این بچه دیگه نمیدونم از کجا بوجود اومد؟شوهرم میگه از من نیست زنه میگه از اینه بعدش جالب اینجاست که زنه مستقیم اومد پیش من و جریان بارداری رو گفت هیچ کدوم هم راضی به انجام ازمایش نمیشند.
l
unknown girl (یکشنبه 21 مهر 92)
تشکرشده 138 در 59 پست
والا من می گم یعنی یه زن 3 ماهه باردار باشه و نفهمه؟؟؟؟؟ خیلی عجیبه.... من که می گم گذاشته 3 4 ماه بگذره که نشه واسه سقط اقدام کرد. خود اون زنه از ازدواج قبلیش بچه داره؟ الان دقیقا شوهرت چی می گه؟ می گه از من نیست یا میگه درستش می کنم ( احتمالا یعنی سقط)
تشکرشده 12 در 8 پست
منمهمین حدس رو میزنم .نه زنه بچه نداره شوهرم حرفاش مشکوکه من اصلا سر در نمیارم یه بار میگه از من نیست یه بار میگه خودم درست میکنم یه چیز خیلی مشکوکتر تازه بهم پیام دادمتن پیام اینه«من هنوز هم بهت میگم بچه از من نیست لطفا به من اعتماد کن بهش پول میدم تا شرشو از زندگی ما کم کنه»واسه چی شوهرم باید بهش پول بده؟دلیل اینکارش چی میتونه باشه این که میگه بچه ازش نیست پس واسه چی میخواد بهش پول بده؟
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)