منم برات دعا ميكنم اميدوارم موفق بشي
من خودم جاي شوهر شما ميذارم واي دارم ديوونه ميشم
تشکرشده 59 در 21 پست
منم برات دعا ميكنم اميدوارم موفق بشي
من خودم جاي شوهر شما ميذارم واي دارم ديوونه ميشم
تشکرشده 76 در 15 پست
بالخره همه چیو به شوهرم گفتم اولش باور نکرد ولی وقتی گریه هامو دید باورش شد ازینکه بهش دیر گفتم خیلی عصبانی شد و یکی زد زیر گوشمبعدش رفت بیرون.کاش به جای یه سیلی ده تا میزد کاش کاردو فرو میکرد تو شکمم اینم از زندگی شیرین من
دیگه همه چی تموم شد دیگه از من متنفره شوهری که از گل نازکتر به من نمیگفت بهم سیلی زد
سیلی که چیزی نیست من مستحق مرگم آدم انقدر بزدل و بی عرضه و ترسو از خودم بدم میاد حتم دارم رفت پیش بابام چون من اگه یه قطره خون از دماغم بیاد به بابام میگه وااااااااای خداااااااا چه جوری تو روی بابام نگاه کنم خدااااااااااااااااااااجون مو بگیر و راحتم کن
- - - Updated - - -
خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااا چرااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اا چرااااااااا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تشکرشده 22 در 15 پست
عزیزم واقعا متأسفم
آروم باش خانمی انقدر خودتو اذیت نکن حالا که گفتی آروم باش اشکال نداره بزار بابات بفهمه کاریت نداره عزیزم گناه تو چیه قربونت برم آروم باش ذکر (یا حلیم )رو بگو شوهرت نرفته باشه سراغ اون مرده بی آبرو؟؟
- - - Updated - - -
عزیزم واقعا متأسفم
آروم باش خانمی انقدر خودتو اذیت نکن حالا که گفتی آروم باش اشکال نداره بزار بابات بفهمه کاریت نداره عزیزم گناه تو چیه قربونت برم آروم باش ذکر (یا حلیم )رو بگو شوهرت نرفته باشه سراغ اون مرده بی آبرو؟؟
hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 293 در 136 پست
ضربه سختی برای شوهرت بود اما اگر نمیگفتی، سایه اون اشغال همیشه روی زندگی تو بود!
فرصت بهش بده تا آرام بشه! برای یک مرد خیلی سخته اما تو چارهایی نداشتی راضیاش کن برید پیش پلیس!
- - - Updated - - -
اگر احتمال میدهی بره سراغ اون اشغال! برای اینکه خطری شوهرت یا پدرت را تهدید نکنه همین الان برو پیش پلیس! (اگر میخواهی قبلاش تلفنی به شوهرت اطلاع بده، اصرار تو برای رفتن پیش پلیس و شکایت به دادگاه به شوهرت و خانوادهات ثابت میکنه که حرفهایی که زدی صادقانه بوده!)
خودت را نباز، این دردی که تو این چند ماه کشیدی به پایان رسید!
تو به شوهرت خیانت نکردی تو قربانی یک حیوان شدی!
del (دوشنبه 22 مهر 92),hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 76 در 15 پست
تشکرشده 293 در 136 پست
این فکرهای منفی را بریز دور، اون بخاطر اینکه تو را دوست داره به هم ریخته و دل کندن و دوست نداشتن هم لحظهایی نیست!
بهش فرصت بده! مردها در تنهایی فکر میکنند و ناراحتیهای شان را حل میکنند! این درد بزرگی برای شوهرت هست! فرصت بهش بده در تنهایی با خودش این مسئله را حل کنه!
del (دوشنبه 22 مهر 92),hamta-tanha(جمعه 19 مهر 92)
تشکرشده 15 در 8 پست
سلام همتا جان چی شد گفتی به شوهرت؟
من کاملا این شرایطت رو درک میکنم
من خودم این صحنه رو از نزدیک دیدم
میدونم چی میکشی الان
یکم به خودت اعتماد به نفس بده
روحیت رو حفظ کن توکل کن به خدا
انشاالله که سرانجام این ماجرا مثل سرانجام اون کسی که من میشناسم ختم به خیر میشه عزیزم
hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 293 در 136 پست
به نظر من یک پیامک بهش بده تا وقتی گوشیاش را روشن کرد پیامکات را بخواند بنویس : من میخوام برم کلانتری ازش شکایت کنم اما میخوام تو هم در کنارم باشی
بعد هم خودت را به یک کاری تو خونه مشغول کن تا سرت گرم بشه و فکر و خیال بیخودی نکنی!
hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 76 در 15 پست
آره گفتم شوهرم الان رفت بیرون هر چی زنگ هم میزنم گوشیرو بر نمیداره.شوهری که تا میفهمید منم تا گوشیش یه زنگ نخورده برمیداشت و همیشه هم میگفت( سلام زندگی من کاری داشتی)من دیگه زندگیش نیستم دیگه حالش از من بهم میخوره
- - - Updated - - -
آره گفتم شوهرم الان رفت بیرون هر چی زنگ هم میزنم گوشیرو بر نمیداره.شوهری که تا میفهمید منم تا گوشیش یه زنگ نخورده برمیداشت و همیشه هم میگفت( سلام زندگی من کاری داشتی)من دیگه زندگیش نیستم دیگه حالش از من بهم میخوره![]()
تشکرشده 293 در 136 پست
hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)