به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 131
  1. #41
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما اول از همه باید انفعال را کنار بگذارید. ظاهرا حرف های دیگران خیلی روی شما اثر می گذارد. در این سن باید صاحب اندیشه و شناخت مستقل باشید. شما نیاز به کسب اطلاعات درباره ازدواج و معیارهای آن در هر سنی دارید. دوم باید کمی بیشتر روی اندیشه خودتان کار کنید. حس می کنم شما در این سال ها به شدت خودتان را محدود کرده اید و همین باعث شکل گیری تفکرات کلیشه ای در شما شده است. کسی که تفکر کلیشه ای دارد خیلی چیزها می بیند اما ذهنش یک چیزهای خاصی را گلچین و طبقه بندی می کند و بقیه را پاک می کند. برای همین فکر می کند فقط همان چیزهایی که ذهنش گلچین کرده در دنیای واقعی دیده است.
    باید از قید کلیشه سازی خارج شوید.
    درباره روش های تفکر خلاقانه مطالعه کنید. کمکتان می کند.
    یک مشاوره تخصصی برای شناسایی دقیق خطاهای تفکری شما لازم است.


    - - - Updated - - -

    عزیزم شناختی که من برای شروع خواستگاری می گویم ضروری است اینها است :
    - سن دختر
    - شغل و تحصیلات او
    - شغل و تحصیلات پدر و مادرش
    - تعداد اعضای خانواده
    - شناخت خیلی کلی از عقاید او مثلا اینکه مذهبی است یا خیر.
    اینکه دختری را ببینند و چون خوشگل است یا چون خوش صحبت است خواستگاری کنند به درد نمی خورد. و به دختر لطمه عاطفی وارد می آید.
    این اطلاعات برای خواستگاری از یک دختر ضروی است و خیلی هم آسان به دست می آید .
    البته شما هم اطلاعات ضروی خودتان را ( مثل همین ها که گفتم ) پنهان نکنید از اطرافیانتان. اتفاقا بسیار بسیار هم لازم و ضروری است. خوب قد مسلم اگر اطلاعات لازم را به کسانی که ارتباط با شما دارند ندهید خواستگار خوب پیدا نمی شود. اگر حس کردید کسی می خواهد از شما خواستگاری کند یا برایتان خواستگار بفرستد خودتان صحبت را به دست بگیرید و این اطلاعات را لابه لای صحبت مطرح کنید.

  2. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 مهر 92), earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92)

  3. #42
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    خب منم اینجام تا کمکی به خودم بکنم.وگرنه میرفتم تو نت میگشتم ومعتاد به نت میشدم.من این سایتو واسه مسائلم انتخاب کردم وجایی امنتر ازاینجا ندارم.جز خدا که همیشه محرم تمام رازهامه.
    از شما نوپو عزیز واسه تمام کمکهاتون ممنونم.
    اما گاهی به این مساله میرسم که باید همه حرفامو توخودم نگه دارم چون نمیتونم اصل ماجرارو به کسی تفهیم کنم.فقط آخرش میگن برو مشاوره اما فکر کردین 7یا8سال پیش مشاورای مختلف رفتن نتیجه ای داشته که اومدم اینجا مطرح میکنم؟
    درسته خیلی بهتر شدم اما مشاوربه من حس امنیت نمیده.
    اگر تلفنی باشه خوبه اما دیگه کسی روسراغ ندارم که بدون دغدغه بتونم باهاش حرف بزنم.

  4. 2 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من کم و بیش مطالب شما رو خوندم ....
    بنظر میرسه ازدواج تمام فکر شما رو بخودش مشغول کرده....از اون حالتهایی که هر چقدر یچیزی رو بزور میخوای و منتظرشی ولی نتیجه نمیگیری....
    طبیعی هم هستوهیچ کس دوست نداره تنها و بدون همدم باشه.
    اما تو با ناامیدی این خواسته ات رو به دنیا میگی...حتی وقتی با خدا صحبت میکنی خودتو دست کم میگیری.....دعا با با امیدواری باشه...با احساس لیاقت باشه
    کائنات هم وقتی میبینه تو از درون خودت رو لایق نمیدونی بهت جواب نمیده.
    از خدا که آرزوتو خواستی ....فکرت رو رها کن....
    بخودت برس,با دوستات سفر برو, کار پیدا کن( نمیدونم کار میکنی یا نه), گردش برو .....البته با توجه به شرایطت. کم کم دوستای جدید, آدمای جدید و بهتر دور و برت رو میگیرن و دنیای تازه ای برای خودت میسازی.
    دقیقا" نمیدونم تو چه شرایطی هستی اما به نظرم زیاد با خانومای مسن و اونایی که فقط میرن اینور اونور واسه صحبت های عادی و شوهر و زن واسه اینو اون پیدا کردن دمخور نشو....تو یه خانوم جوونی و باید کارای شخصی خودتو داشته باشی.
    اگر میخوای ازدواج کاملا" سنتی داشته باشی , بله میتونی همصحبت اون خانوما باشی...اما اگر میخوای یک حرکتی بکنی و مسیر زندگیت رو بیشتر بدست خودت تغییر بدی برو دنبال علایق خودت......
    خصوصیت همسر ایدئالت رو بنویس و خودت سعی کن به اون خصوصیتها تا اونجا که مناسبه نزدیک بشی و از خودت راضی بشی

    - - - Updated - - -

    سلام
    من کم و بیش مطالب شما رو خوندم ....
    بنظر میرسه ازدواج تمام فکر شما رو بخودش مشغول کرده....از اون حالتهایی که هر چقدر یچیزی رو بزور میخوای و منتظرشی ولی نتیجه نمیگیری....
    طبیعی هم هستوهیچ کس دوست نداره تنها و بدون همدم باشه.
    اما تو با ناامیدی این خواسته ات رو به دنیا میگی...حتی وقتی با خدا صحبت میکنی خودتو دست کم میگیری.....دعا با با امیدواری باشه...با احساس لیاقت باشه
    کائنات هم وقتی میبینه تو از درون خودت رو لایق نمیدونی بهت جواب نمیده.
    از خدا که آرزوتو خواستی ....فکرت رو رها کن....
    بخودت برس,با دوستات سفر برو, کار پیدا کن( نمیدونم کار میکنی یا نه), گردش برو .....البته با توجه به شرایطت. کم کم دوستای جدید, آدمای جدید و بهتر دور و برت رو میگیرن و دنیای تازه ای برای خودت میسازی.
    دقیقا" نمیدونم تو چه شرایطی هستی اما به نظرم زیاد با خانومای مسن و اونایی که فقط میرن اینور اونور واسه صحبت های عادی و شوهر و زن واسه اینو اون پیدا کردن دمخور نشو....تو یه خانوم جوونی و باید کارای شخصی خودتو داشته باشی.
    اگر میخوای ازدواج کاملا" سنتی داشته باشی , بله میتونی همصحبت اون خانوما باشی...اما اگر میخوای یک حرکتی بکنی و مسیر زندگیت رو بیشتر بدست خودت تغییر بدی برو دنبال علایق خودت......
    خصوصیت همسر ایدئالت رو بنویس و خودت سعی کن به اون خصوصیتها تا اونجا که مناسبه نزدیک بشی و از خودت راضی بشی

  6. 4 کاربر از پست مفید اسکارلت تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 مهر 92), earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  7. #44
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    [quote=اسکارلت;299274]سلام
    سلام

    من کم و بیش مطالب شما رو خوندم ....
    ممنون

    بنظر میرسه ازدواج تمام فکر شما رو بخودش مشغول کرده....از اون حالتهایی که هر چقدر یچیزی رو بزور میخوای و منتظرشی ولی نتیجه نمیگیری....دقیقا.
    طبیعی هم هستوهیچ کس دوست نداره تنها و بدون همدم باشه. شما همه چیو در مورد من نمیدونین.من یوسف گمگشته ام.
    اما تو با ناامیدی این خواسته ات رو به دنیا میگی...حتی وقتی با خدا صحبت میکنی خودتو دست کم میگیری.....دعا با با امیدواری باشه...با احساس لیاقت باشه
    کائنات هم وقتی میبینه تو از درون خودت رو لایق نمیدونی بهت جواب نمیده.لایق نیستم چون خیلی گناهکارم.اما واسه نیازم وترک کامل گناهم به همسر خوب احتیاج دارم.
    از خدا که آرزوتو خواستی ....فکرت رو رها کن....بارها این کارو کردم واومدن ومنو خواستن اما لایق همسری نبودن.
    بخودت برس,با دوستات سفر برو, کار پیدا کن( نمیدونم کار میکنی یا نه), گردش برو .....البته با توجه به شرایطت. کم کم دوستای جدید, آدمای جدید و بهتر دور و برت رو میگیرن و دنیای تازه ای برای خودت میسازی. تا همینجاشم خیلی جلو خانوادم ایستادم وانقلاب کردم وگرنه اونا دوست دارن همیشه پیششون باشم.
    دقیقا" نمیدونم تو چه شرایطی هستی اما به نظرم زیاد با خانومای مسن و اونایی که فقط میرن اینور اونور واسه صحبت های عادی و شوهر و زن واسه اینو اون پیدا کردن دمخور نشو....تو یه خانوم جوونی و باید کارای شخصی خودتو داشته باشی.خب من مدتی کار هنری میکردم وبا آدمای مختلفی سروکار داشتم.
    اگر میخوای ازدواج کاملا" سنتی داشته باشی , بله میتونی همصحبت اون خانوما باشی...اما اگر میخوای یک حرکتی بکنی و مسیر زندگیت رو بیشتر بدست خودت تغییر بدی برو دنبال علایق خودت......دانشگاه علاقه خودمه.اما وقتی میبینم اونجا هم همه منو کوچکتر ازسنم میبینن اما اگر بیان جلو واسه خواستگاری باید بگم سنمو خیلی غمگین میشم.چون همیشه دیدم واسه سنم رفتن.
    خصوصیت همسر ایدئالت رو بنویس و خودت سعی کن به اون خصوصیتها تا اونجا که مناسبه نزدیک بشی و از خودت راضی بشیاتفاقا نوشتم ودارم خودمو درست میکنم.

  8. 2 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  9. #45
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین فرض کن توانستی بگویی چه احساسی داری. آن وقت چه معجزه ای اتفاق می افتد؟
    اتفاقا شما در حدی که لازم است توانستی مساله خودتان را تفهیم کنید. بیشتر از این تفاوتی در روند مشاوره ندارد. احساسات شما تابع مستقیم افکار شما است. مطمئن باش این یک اصل ثابت شده علمی است که اگر فکرت را عوض کنی حست عوض می شود.
    تا همین جا هم توصیه های زیادی به شما شده است و کار زیاد داری . خوب من برایت طبقه بندی می کنم تا بتوانی بهتر نتیجه بگیری :

    1- دیگر از پسرعمه ات و علاقه ای که در نوجوانی برایت پیش آمد یک اسطوره مقدس احساسی نسازی و قبول کنی آن ازدواج ( بنا به توضیحات مفصل ) به صلاح شما نبود و دیگر خصوصیات پسرعمه ات را معیار سنجش خواستگارهایت نکنی. بلکه یک معیار با فکر خودت و مناسب با شخصیت خودت انتخاب کنی.

    2- به هیچ وجه به عقاید خانواده ات حساس نشو و با آنها بحث نکن. شما فقط از محبت ها و نکات مثبت آنها استفاده کن. حرف های حساسیت برانگیز هم نزن و جزییات کارهایت را بیان مکن.

    3- خودت را محدود نکن . در اجتماع حضور پیدا کن ، با همسن هایت رفت و آمد کن و از ارتباط مناسب در محیط های مناسب با مردان اجتناب نکن. باشگاه برو ، مسجد برو ، تفریح برو ، عضو انجمن ها بشو ، درس بخوان ، کار کن ، در برنامه های فرهنگی هنری خیریه و ... شرکت کن. خلاصه خودت را محدود نکن و محدودیت را امتیاز ندان.

    4- مشاوره برو و خطاهای فکری ات را شناسی کن و اصلاحشان کن.

    5- راجع به مهارت های و معیارها و روش های ازدواج باید خیلی بیشتر مطالعه کنی.

    6- مهارت تفکر خلاقانه را فرا بگیر و از کلیشه سازی و انفعال در مقابل حرف دیگران اجتناب کن.

    خوب البته اگر پست ها را بخوانی توضیحات کوچکی از این موارد می یابی. مثلا در مورد مهارت های ازدواج توضیح دادم که باید اطلاعات کلی و ضروی مثل سن و شغل و خانواده را به دیگران بدهی تا مورد مناسب پیدا شود. اما اینها فقط سرنخ است. خودت باید آن را دنبال کنی.

  10. 6 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 مهر 92), earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93), میشل (سه شنبه 16 مهر 92), اسکارلت (سه شنبه 16 مهر 92)

  11. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یوسف گمگشته ی عزیز
    الان پستهای قبلیتو خوندم و فکر کنم منظورت رو از گناهکار بودن فهمیدم.
    پیشنهاد میکنم در مورد مسائلی که داری به هر سایتی مراجعه نکنی. فکر میکنم بهتره سری به سایتهای علمی بزنی. از اینکه مدام به فکر گناهکار بودن باشی دست بکش. هر عادتی هم که داشته باشی به کسی صدمه نزدی,حق کسی رو نخوردی, پس وجدانت رو آزاد کن. مسئله ای هست که برای جامعه ی ما یک تابو هستش اما طبیعی تر از اونی هست که فکرشو میکنی. تو از انرژی جنسی بالایی برخورداری و نیاز داری مثل میلیونهای انسان نرمال دیگه. اما هر عادتی اگر باعث بشه از کار وزندگی بیفتی باید کنترل بشه. پیشنهاد میکنم به سایت ویکی پدیا در مورد این موضوع سر بزن.
    در ضمن من بازهم در جریان کامل زندگیت نیستم ولی حس کردم بخاطر احساس گناهت و ناراحتی های روحی که داشتی به این اعتقاداتت متوسل شدی به دعاهای گوناگون....
    اعتقاداتت برای همه محترمه اما سعی کن هر اعتقادی که داری در جهت آرامشت باشه نه عذاب بی حاصل!
    کمی در اعتقاداتت منعطف باش.
    امیال و احساساتی که داری رو بپذیر, با خودت مهربان باش.... تا وقتی که فکر میکنی لیاقت چیزهای خوب رو نداری احتمال بدست آوردن آرزوهات کم میشه.
    و این رو بدون با احساس گناه و بی لیاقتی , اگر الان همسری برات پیدا بشه و مناسبت باشه نمی تونی قدرشو بدونی چون بشدت درگیر خودت هستی و نمی تونی به دیگران خوشبختی بدی تا وقتی که نمی تونی به خودت خوشبختی بدی.
    تو باید اونقدر چشم و گوشت باز بشه که صدای ضبط و ماهواره برات عذاب آور نباشه..... وقتی احساسی پیدا میکنی بپذیرش....اگر میخوای ترکش کنی جایگزین پیدا کن نه اینکه در مقابلش بایستی...
    در ضمن خودت رو محکوم نکن
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    یوسف گمگشته ی عزیز
    الان پستهای قبلیتو خوندم و فکر کنم منظورت رو از گناهکار بودن فهمیدم.
    پیشنهاد میکنم در مورد مسائلی که داری به هر سایتی مراجعه نکنی. فکر میکنم بهتره سری به سایتهای علمی بزنی. از اینکه مدام به فکر گناهکار بودن باشی دست بکش. هر عادتی هم که داشته باشی به کسی صدمه نزدی,حق کسی رو نخوردی, پس وجدانت رو آزاد کن. مسئله ای هست که برای جامعه ی ما یک تابو هستش اما طبیعی تر از اونی هست که فکرشو میکنی. تو از انرژی جنسی بالایی برخورداری و نیاز داری مثل میلیونهای انسان نرمال دیگه. اما هر عادتی اگر باعث بشه از کار وزندگی بیفتی باید کنترل بشه. پیشنهاد میکنم به سایت ویکی پدیا در مورد این موضوع سر بزن.
    در ضمن من بازهم در جریان کامل زندگیت نیستم ولی حس کردم بخاطر احساس گناهت و ناراحتی های روحی که داشتی به این اعتقاداتت متوسل شدی به دعاهای گوناگون....
    اعتقاداتت برای همه محترمه اما سعی کن هر اعتقادی که داری در جهت آرامشت باشه نه عذاب بی حاصل!
    کمی در اعتقاداتت منعطف باش.
    امیال و احساساتی که داری رو بپذیر, با خودت مهربان باش.... تا وقتی که فکر میکنی لیاقت چیزهای خوب رو نداری احتمال بدست آوردن آرزوهات کم میشه.
    و این رو بدون با احساس گناه و بی لیاقتی , اگر الان همسری برات پیدا بشه و مناسبت باشه نمی تونی قدرشو بدونی چون بشدت درگیر خودت هستی و نمی تونی به دیگران خوشبختی بدی تا وقتی که نمی تونی به خودت خوشبختی بدی.
    تو باید اونقدر چشم و گوشت باز بشه که صدای ضبط و ماهواره برات عذاب آور نباشه..... وقتی احساسی پیدا میکنی بپذیرش....اگر میخوای ترکش کنی جایگزین پیدا کن نه اینکه در مقابلش بایستی...
    در ضمن خودت رو محکوم نکن
    موفق باشی

  12. 5 کاربر از پست مفید اسکارلت تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 16 مهر 92), earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93), میشل (سه شنبه 16 مهر 92)

  13. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 آبان 92 [ 20:29]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    81
    سطح
    1
    Points: 81, Level: 1
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    15

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط اسکارلت نمایش پست ها
    یوسف گمگشته ی عزیز
    الان پستهای قبلیتو خوندم و فکر کنم ....
    یوسف گمگشته که اینجا نیست. دقت کنید ایشان خانم زمین هستند. به امید ( خانم زمین _ آقا ماه.)

  14. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ایشون خودشون گفتند که یوسف گمگشته هستند

  15. کاربر روبرو از پست مفید اسکارلت تشکرکرده است .

    earth (سه شنبه 16 مهر 92)

  16. #49
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام
    [quote=اسکارلت;299317]یوسف گمگشته ی عزیز
    الان پستهای قبلیتو خوندم و فکر کنم منظورت رو از گناهکار بودن فهمیدم.
    پیشنهاد میکنم در مورد مسائلی که داری به هر سایتی مراجعه نکنی. فکر میکنم بهتره سری به سایتهای علمی بزنی. از اینکه مدام به فکر گناهکار بودن باشی دست بکش. هر عادتی هم که داشته باشی به کسی صدمه نزدی,حق کسی رو نخوردی, پس وجدانت رو آزاد کن. مسئله ای هست که برای جامعه ی ما یک تابو هستش اما طبیعی تر از اونی هست که فکرشو میکنی. تو از انرژی جنسی بالایی برخورداری و نیاز داری مثل میلیونهای انسان نرمال دیگه. اما هر عادتی اگر باعث بشه از کار وزندگی بیفتی باید کنترل بشه. پیشنهاد میکنم به سایت ویکی پدیا در مورد این موضوع سر بزن.
    در ضمن من بازهم در جریان کامل زندگیت نیستم ولی حس کردم بخاطر احساس گناهت و ناراحتی های روحی که داشتی به این اعتقاداتت متوسل شدی به دعاهای گوناگون....
    بله درسته.
    اعتقاداتت برای همه محترمه اما سعی کن هر اعتقادی که داری در جهت آرامشت باشه نه عذاب بی حاصل!
    کمی در اعتقاداتت منعطف باش.
    شما میدونید این همه سال من به خاطر بی ایمانی آرامش نداشتم؟الان خیلی با چند سال پیشم از همه لحاظ فرق کردم.اینو مدیون خدا وکمکهاش هستم.اون آدمای خوبو سرراهم قرار داد تا بیشتر گرفتار نشم ونجات پیداکنم.اگر به خودم سخت نگیرم معلوم نیست با این امیال سرکش واحساس شدیدونداشتن شرایط ازدواج کارم به کجا برسه

    امیال و احساساتی که داری رو بپذیر, با خودت مهربان باش.... تا وقتی که فکر میکنی لیاقت چیزهای خوب رو نداری احتمال بدست آوردن آرزوهات کم میشه.
    و این رو بدون با احساس گناه و بی لیاقتی , اگر الان همسری برات پیدا بشه و مناسبت باشه نمی تونی قدرشو بدونی چون بشدت درگیر خودت هستی و نمی تونی به دیگران خوشبختی بدی تا وقتی که نمی تونی به خودت خوشبختی بدی.

    احساس لیاقت نداشتن من درمورد خداست اما پیش هیچکس سر خم نمیکنم و تا حالا مراقب احترام متقابل بودم.


    تو باید اونقدر چشم و گوشت باز بشه که صدای ضبط و ماهواره برات عذاب آور نباشه.....
    خب من الان چند سالیه که سعی میکنم اینارو گوش نکنم.اون زمان هم شادی کاذب همراه با افسردگی بهم میداد.الانم که بالاخره هر روز تو حال میرم ومیبینمشون یا میخوام نبینم میشنومشون همونجا روم اثر زیادی نمیزاره امابعد با هر تلنگری فکرمو احاطه میکنه.فیلماشونم که فیلم نیست.همش خیانت وعشق بی سر انجامو بدبختی.جالباینجاست که من این چیزارو توفامیل هم میبینم.گاهی ما آدما یادمون میره آدمیم.

    وقتی احساسی پیدا میکنی بپذیرش....اگر میخوای ترکش کنی جایگزین پیدا کن نه اینکه در مقابلش بایستی...
    اینو خیلی قبول دارم اما چی میتونه جایگزین نیاز من به ازدواج بشه؟

    در ضمن خودت رو محکوم نکن
    محکوم به چی نکنم؟
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    سلام
    [QUOTE=اسکارلت;299317]یوسف گمگشته ی عزیز
    الان پستهای قبلیتو خوندم و فکر کنم منظورت رو از گناهکار بودن فهمیدم.
    پیشنهاد میکنم در مورد مسائلی که داری به هر سایتی مراجعه نکنی. فکر میکنم بهتره سری به سایتهای علمی بزنی. از اینکه مدام به فکر گناهکار بودن باشی دست بکش. هر عادتی هم که داشته باشی به کسی صدمه نزدی,حق کسی رو نخوردی, پس وجدانت رو آزاد کن. مسئله ای هست که برای جامعه ی ما یک تابو هستش اما طبیعی تر از اونی هست که فکرشو میکنی. تو از انرژی جنسی بالایی برخورداری و نیاز داری مثل میلیونهای انسان نرمال دیگه. اما هر عادتی اگر باعث بشه از کار وزندگی بیفتی باید کنترل بشه. پیشنهاد میکنم به سایت ویکی پدیا در مورد این موضوع سر بزن.
    در ضمن من بازهم در جریان کامل زندگیت نیستم ولی حس کردم بخاطر احساس گناهت و ناراحتی های روحی که داشتی به این اعتقاداتت متوسل شدی به دعاهای گوناگون....
    بله درسته.
    اعتقاداتت برای همه محترمه اما سعی کن هر اعتقادی که داری در جهت آرامشت باشه نه عذاب بی حاصل!
    کمی در اعتقاداتت منعطف باش.
    شما میدونید این همه سال من به خاطر بی ایمانی آرامش نداشتم؟الان خیلی با چند سال پیشم از همه لحاظ فرق کردم.اینو مدیون خدا وکمکهاش هستم.اون آدمای خوبو سرراهم قرار داد تا بیشتر گرفتار نشم ونجات پیداکنم.اگر به خودم سخت نگیرم معلوم نیست با این امیال سرکش واحساس شدیدونداشتن شرایط ازدواج کارم به کجا برسه

    امیال و احساساتی که داری رو بپذیر, با خودت مهربان باش.... تا وقتی که فکر میکنی لیاقت چیزهای خوب رو نداری احتمال بدست آوردن آرزوهات کم میشه.
    و این رو بدون با احساس گناه و بی لیاقتی , اگر الان همسری برات پیدا بشه و مناسبت باشه نمی تونی قدرشو بدونی چون بشدت درگیر خودت هستی و نمی تونی به دیگران خوشبختی بدی تا وقتی که نمی تونی به خودت خوشبختی بدی.

    احساس لیاقت نداشتن من درمورد خداست اما پیش هیچکس سر خم نمیکنم و تا حالا مراقب احترام متقابل بودم.


    تو باید اونقدر چشم و گوشت باز بشه که صدای ضبط و ماهواره برات عذاب آور نباشه.....
    خب من الان چند سالیه که سعی میکنم اینارو گوش نکنم.اون زمان هم شادی کاذب همراه با افسردگی بهم میداد.الانم که بالاخره هر روز تو حال میرم ومیبینمشون یا میخوام نبینم میشنومشون همونجا روم اثر زیادی نمیزاره امابعد با هر تلنگری فکرمو احاطه میکنه.فیلماشونم که فیلم نیست.همش خیانت وعشق بی سر انجامو بدبختی.جالباینجاست که من این چیزارو توفامیل هم میبینم.گاهی ما آدما یادمون میره آدمیم.

    وقتی احساسی پیدا میکنی بپذیرش....اگر میخوای ترکش کنی جایگزین پیدا کن نه اینکه در مقابلش بایستی...
    اینو خیلی قبول دارم اما چی میتونه جایگزین نیاز من به ازدواج بشه؟

    در ضمن خودت رو محکوم نکن
    محکوم به چی نکنم؟
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    میشل عزیز خوشحالم که میبینمت.کاش هنوز مثل اولین باری بودی که منو دعوت به نوشتن کردی.

  17. 3 کاربر از پست مفید earth تشکرکرده اند .

    faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92), میشل (سه شنبه 16 مهر 92), اسکارلت (سه شنبه 16 مهر 92)

  18. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منظورم از جایگزین...برای عادتت بود نه برای نیاز به ازدواج در ضمن به سایت ویکی پدیا هم مراجعه کن
    خیلی خوبه که ایمان داری و آرامشت بیشتر شده اما منظورم اون قسمت از عقایدته که باعث میشه در برخورد با جنس مخالف انقدر حساس باشی. البته ریشه در کودکیت هم داره.
    خودت رو محکوم به گناهکار بودن , ضعف نفس و خیلی چیزای منفی دیگه نکن. به خودت برچسب نزن.
    بسیاری از تجربه هایی که تو در کودکیت داشتی رو من هم داشتم. و تا حدودی میتونم درکت کنم
    اگر خانوادت اونطور که میگی هستند پس چطور میگی تا همینجا هم انقلاب کردی؟ یعنی تعصب دارن روی رفت و آمدا وفعالیتهای تو؟

  19. 2 کاربر از پست مفید اسکارلت تشکرکرده اند .

    earth (سه شنبه 16 مهر 92), faghat-KHODA (سه شنبه 16 مهر 92)


 
صفحه 5 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.