به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    28
    Array
    آیا مطمئنی که همه چیز بین تو و برادرت و خانواده ات به خوبی و خوشی تمام شده و رفته پی کارش؟ احیاناً همین الان کسی را نمیشناسی همین دور و بر که نماد همون برادر زورگوی سالهای پیش باشه توی زندگی امروزت؟
    این داستانهای ترسناک را دیدی؟ دیدی وقتی یکی را مظلومانه و به ناحق می کشن روحش توی اون مکان می مونه و تا زمانی که حقش را نگیره به ارامش نمیرسه؟! توی زندگی هم همینطوره وقتی ما ها به عنوان دختر کوچولوها یا پسر کوچولوها ناحق مظلوم واقع میشیم و توجه و محبت مورد نیازمون را که حقمونه نمی گیریم، روح سرگردانمون توی زندگی باقی می مونه و به آرامش نمیرسه عزیزم،مگر اینکه بالاخره یه روزی ما بیدار بشیم و ببینیمش و این روح سرگردان کوچولو را به ارامش برسونیم تا آرام بگیره و بذاره ما مثل یه ادم بالغ زندگی کنیم. این وقتی حاصل میشه که من خودمو و ابعاد شخصیت و رفتارها و واکنشهامو بشناسم اونوقت دیگه سر بزنگاه مچ خودمو میگیرم نمیذارم اون روح آزار دیده جای من فکر کنه و عمل کنه. می شم خود خودم توی زمان و مکان امروز و زمان حال و از قدرت تفکرم استفاده میکنم مشکلاتم را حل کنم و به خودمم محبت می کنم.
    آفرین خیلی عالی هست که تو به خودت برسی. به این فکر کن که تو کی هستی؟ انتظاراتت و اهدافت توی زندگی چی هست؟ خدا تو رو آفریده که در نهایت چی بشی؟ ( این یه مقوله موازی مهم است ولی ممکنه مسیر صحبتها به سمت تو کشیده بشه و تغییر جهت ایجاد بشه. تاپیکهای دکتر sci به نظر من خیلی کاربردی و جالب هستن دوست داشتی مطالعه کن).
    از اینکه تاپیک زدی اینجا چه انتظاری داشتی؟ الان با توجه به چیزایی که متوجه شدی به چی نیاز داری برای بهبود رابطه ات با بچه ها؟
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن

  2. 2 کاربر از پست مفید Opal تشکرکرده اند .

    فردیس (شنبه 13 مهر 92), شیدا. (پنجشنبه 11 مهر 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    6,210
    سطح
    51
    Points: 6,210, Level: 51
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 70 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من هیشه فکر میکنم باید یک ازدواج بسیار بهتری داشتم و مقصر صد در صد اونو خونوادم میدونم . با تمام زیبایی که داشتم و هرجا میرفتم مورد تحسین واقع میشدم هیچوقت خانواده به من ننگفتند زیبایی. با وجود اینکه خیلی خوب درس میخوندم و دختر خوبی بودم خانوادم بهم افتخار نکردند. در صورتیکه دخترانی رو در اطرافم میدیدم که امتیازات بسیار کمتری از من داشتند وخانواده شان با غرور از اونها یاد میکردند. خانوادم بهم یاد ندادند چه جوری تو جامعه ظاهر شم. کلا خانواده من بهم مهارت اجتماعی بودن رو یاد ندادن. همیشه منو بچه دیدن. هیچوقت نمیبخشمشون هرچند عاشقانه دوستشون دارم. و جالبه الان هم که ازدواج کردم میگن این شوهر لایق تو نیست و من میخوام آتیش بگیرم وقتی خودشون شرایطو طوری ایجاد کردند که ازدواجم اینطوری باشه . البته اگه از بیرون نگاه کنی خانواده من بسیار بافرهنگ و با آبرو دیده میشن و اصلا غیر قابل باوره که این بیتوجهی ها به دختر کوچولوی اون خانواده شده باشه .

  4. کاربر روبرو از پست مفید فردیس تشکرکرده است .

    Opal (شنبه 13 مهر 92)

  5. #13
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    دوست عزیز،

    موضوع شما تخصصی هست و ریشه در دوران کودکی داره.
    برای همین راحت نمی شه به موضوع شما پرداخت.
    صحبتهای من بیشتر یک حرف دوستانه است تا راهنمایی کارشناسانه.

    همانطور که Opal عزیز هم اشاره داشتند، شما خودتون را در دختر کوچولوتون می بینید
    و در واقع دارید به خود کوچولوتون محبت می کنید تا نداشته هاش را جبران کنه.
    یه بار دیگه دارید کودکیتون را تصویرسازی می کنید و این بار یه مامان مهربان و با توجه برای خودتون تصور می کنید
    که همه فکر و ذکرش دخترک نازش هست.

    اما یک کم بهتر که به موضوع نگاه کنیم
    شاید رفتار شما باعث بشه یک پسر کوچولویی به مشکل شما بزرگ بشه
    حواست باشه اون هم به همون اندازه توجه و محبت می خواد و به شما نیاز داره که دخترتون.

    به قول Opal سعی کن نیازهای دخترت را دریابی و رفع کنی، نه نیازهای کودکی خودت را.

  6. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    Opal (شنبه 13 مهر 92), فردیس (شنبه 13 مهر 92), ساحل75 (شنبه 13 مهر 92)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام دوست گلم
    سخته واقعاً ادم بخواد فراموش کنه گذشته ها رو اما واقعیت اینه که ما نه دیگه گذشته در دسترسمون هست نه آینده هنوز در دسترس ماست. ما هستیم و همین لحظه و همین الان و یه اراده که چطور زندگی کنم و چطور این لحظه را بسازم که فردا برام نشه حسرت... آفرین به شیدا ببین چقدر قشنگ برات گفته نتیجه این بلاتکلیفی امروز تو چی هست... راستشو بگم منم نگران پسرت هستم. می ترسم فردا ها نمونه همین حرفای الان شما را بزنه... می ترسم فرداها بره یه همسری اختیار کنه که درجه دوم توجه را بهش اختصاص بده چون این از بچگی عادت داره بعد از خواهرش قرار بگیره در اولویت بندی ها... فکر نکن نمی فهمه ها! می فهمه خوبم میفهمه. من یک سوالی پرسیده بودم جوابمو ندادی: الان تو با توجه به چیزایی که فهمیدی باید چطور با دختر و پسرت رفتار کنی؟
    یک سوال جدید: آدمهایی که خودشان را دوست دارند و به کودک درونشان می رسند و اونو نوازش می کنند چه رفتارهایی دارند که ما می گیم فلان ادم خودشو دوست داره؟
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن

  8. کاربر روبرو از پست مفید Opal تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 14 مهر 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    6,210
    سطح
    51
    Points: 6,210, Level: 51
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 70 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در مورد پست شیدای عزیز اتفاقا همیشه حواسم به این موضوع هست که پسرم مورد بی توجهی واقع نشه. وهمین موضوع که خیلی حواسم به دو طرف هست باعث شده خیلی خسته و کلافه بشم.
    من بعد از گذاشتن این پستها حس میکنم تو رفتارهام با بچه هام زیادی وسواس به خرج میدم .حتی برای گذاشتن میوه براشون حساسیت دارم. به اندازه باشه اون بهتره به کدومشون می افته. اگه لپ اینو گرفتم لپ اون یکی رو هم بگیرم و هزاران حساسیت بی مورد دیگه که داره واقعا آزارم میده. یعنی میخوام اساسا خودمو بینشون تقسیم کنم و همیشه حواسم هست تو این تقسیمها به دخترم کم نرسه. در مورد سوال اولت opal دارم به این نتیجه میرسم که باید به صورت جدی این وسواسها رو کنار بذارم و راحت تر با خودم و با اونها باشم.
    در مورد سوال دومت : فکر میکنم البته نه از نظر کارشناسی و فقط در حد نظر که این جور آدمها واقعا خودشونو دوست دارند. خوب میخورند . خوب تفریح میکنند. و خو د آزاری ندارن. در پی این نیستند که برا خودشون دغدغه ایجاد کنند برعکس سعی میکنند بدون دغدغه از زندگی لذت ببرن.
    ویرایش توسط فردیس : یکشنبه 14 مهر 92 در ساعت 09:16

  10. 2 کاربر از پست مفید فردیس تشکرکرده اند .

    Opal (یکشنبه 14 مهر 92), شیدا. (یکشنبه 14 مهر 92)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام، چقدر دوست داشتم اسم کاربری تو یه یک اسم زیبا بود که می شد با اون تو رو خطاب قرار داد موقع سلام . قاعدتاً چون یکی از چیزهایی که آدمها خیلی دوست دارن همین اسمشون هست که کسی اسم انها را خطاب قرار بده و صداشون بزنه. می دونی چرا دوست دارن این اتفاق بیافته؟ چون اینطوری احساس می کنن دیده شدن و به عنوان یک موجود مستقل شناسایی شدن. در هر صورت عیبی نداره مثل همیشه سلام دوست من.
    این پریشانی و استرست کاملاً طبیعی هست چون که ذهنت یه چیزایی را تشخیص داده که تا حالا ربط خاصی بینشون برقرار نمی کرده ولی الان باید بپذیره این ربطها را و بسیار جای خوشحالی داره چون که یعنی اینکه تو داری خودت را میشناسی و نسبت به شایط و رفتارهات آگاهی پیدا می کنی.
    یک جمله ای یک جایی می خوندم که نوشته بود: "وقتی سعی می کنی مهر بورزی کاری که می کنی سعی کردن هست نه مهر ورزیدن". سعی کن خودتو در گیر درست و غلط بودن نکنی لذت ببر از بودن در کنار خانواده ات و مطمئن باش اونا هم از بودن کنار تو شاد هستند و راضی. تو مادر خوبی هستی و همسر خوبی هستی.
    میشه یک کم برام جزئی تر بگی اگر بخوای کسی باشی که خودتو دوست داری دقیقاً چه کارایی انجام خواهی داد و از کی شروع می کنی؟ تصمیم گرفتی خودتو دوست داشته باشی؟
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن
    ویرایش توسط Opal : یکشنبه 14 مهر 92 در ساعت 23:51

  12. کاربر روبرو از پست مفید Opal تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 15 مهر 92)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    6,210
    سطح
    51
    Points: 6,210, Level: 51
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 70 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام opal عزیز
    راستشو بخوای میخوام خودمو دوست داشته باشم ولی واقعا نمیدونم چه جوری . با کوچکترین چیزی از هم پاشیده میشم. مثلا همین دیروز که شنیدم دو تا از همکارهایی که همشهری من هستند دارن میرن بد جوری به هم ریختم و هیچ چیزی هم آرومم نمیکنه. آخه تنها دلخوشی من این بود که اونها هم دارن تو این شهر و با شرایط من زندگی میکنند. زیادی به محیط و افراد و شرایط وابسته میشم.
    خوب یه مدتیه برا اینکه افکار بیخود و مزاحم سراغم نیاد و کمی از خود آزاری دست بردارم هرروز سعی میکردم یک غذای جدید درست کنم و بسیار هم لذت میبردم. ولی الان چند روزه که دیگه آشپزی نکردم و استرسهام هم بیشتر شده. خوب تو میتونی منو راهنمایی کنی و بگی چه جوری خودمو دوست داشته باشم. من به جز بچه هام هیچ دلخوشی تو این شهر ندارم. تنهام و تنهایی خیلی آزارم میده. وقتی غروب میشه دلم پر میکشه برم خونه مامانم وبرای یه فنجون چای کنارشون باشم. غروب وقت اذان وقتی تنها باشی بدجوری دلت میگیره. یه مدت اینقدر بغض کردم که رو حنجرم تاثیر گذاشته و صدام عوض شده.

  14. کاربر روبرو از پست مفید فردیس تشکرکرده است .

    Opal (دوشنبه 15 مهر 92)

  15. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    28
    Array
    سلام دوستم، واقعاً تنهایی سخته و زندگی کردن توی شهر غریب و دوری از خانواده... درک می کنم احساست را. عزیزم یکی از راه هایی که به ما کمک می کنه بتونیم خوب زندگی کنیم این هست که بتونیم افکارمونو ساماندهی کنیم و اجازه ندهیم هر فکری دلش خواست بیاد توی ذهن ما و احساسات ما را در گیر خودش کنه و روحیه ما را بگیره و وقتمونو بگیره و عمرمونو تلف کنه. اگر اهل مطالعه کتاب هستی یک کتاب خوبی هست به اسم از حال بد به حال خوب نوشته دکتر برنز یادم نیست ترجمه کی هست. اون جا یک سری جداولی را بهت معرفی می کنه که افکار منفی و استرس زا را یادداشت کنی تا بشناسیشون و یک گذرنامه هایی برای افکارت صادر کنی که کی اجازه ورود داره و کی اجازه نداره. اگر اهل کتاب خوندن نیستی به صورت خلاصه توی یک دفترچه افکار منفی یا استرس زای خودت را یادداشت کن. ببین این کاغذ و قلم به دست گرفتنه خودش معجزه گر هست. خیلی خیلی مهمه که آدم خودشو متعهد کنه به انجام تمرینها و صبور هم باشه. پس چی شد؟ یک جدول این طوری بکش و مثلاً یه افکاری مثل اینکه من هیچ دلخوشی جز بچه هام ندارم. یا من آدم تنهایی هستم. یا اینکه من وابسته به شرایط و محیط و اطرافیان هستم و افکار دیگه را برای خودت شناسنامه دار کن. فکری که براش جواز عبور صادر نشده اجازه نداره هی توی ذهن تو مانور بده و دور بزنه. به محض اینکه سر و کله اش پیدا شد تو باید به ذهن خودت دستور ایست بدی. لطفاً فعلاً یک هفته برای پیدا کردن افکار و احساسات مربوط به اینا وقت بذار و برای من جدول پر شده را اینجا بذار تا ماهیت افکارت را با هم یه بررسی بکنیم. یک مقداری از خودت برام بنویس چند سالته چند وقته ازدواج کردی شاغلی؟ تفریح مورد علاقه ات چی هست؟
    افکار منفی/ استرس زا به خاطر این فکر چه احساسی دارم؟ چرا فکر می کنم این فکر صحیح است. چه دلایلی وجود دارد که نشان می دهند این فکر غلط است؟ من چند درصد درست بودن این فکر را قبول دارم؟

    - - - Updated - - -

    سلام دوستم، واقعاً تنهایی سخته و زندگی کردن توی شهر غریب و دوری از خانواده... درک می کنم احساست را. عزیزم یکی از راه هایی که به ما کمک می کنه بتونیم خوب زندگی کنیم این هست که بتونیم افکارمونو ساماندهی کنیم و اجازه ندهیم هر فکری دلش خواست بیاد توی ذهن ما و احساسات ما را در گیر خودش کنه و روحیه ما را بگیره و وقتمونو بگیره و عمرمونو تلف کنه. اگر اهل مطالعه کتاب هستی یک کتاب خوبی هست به اسم از حال بد به حال خوب نوشته دکتر برنز یادم نیست ترجمه کی هست. اون جا یک سری جداولی را بهت معرفی می کنه که افکار منفی و استرس زا را یادداشت کنی تا بشناسیشون و یک گذرنامه هایی برای افکارت صادر کنی که کی اجازه ورود داره و کی اجازه نداره. اگر اهل کتاب خوندن نیستی به صورت خلاصه توی یک دفترچه افکار منفی یا استرس زای خودت را یادداشت کن. ببین این کاغذ و قلم به دست گرفتنه خودش معجزه گر هست. خیلی خیلی مهمه که آدم خودشو متعهد کنه به انجام تمرینها و صبور هم باشه. پس چی شد؟ یک جدول این طوری بکش و مثلاً یه افکاری مثل اینکه من هیچ دلخوشی جز بچه هام ندارم. یا من آدم تنهایی هستم. یا اینکه من وابسته به شرایط و محیط و اطرافیان هستم و افکار دیگه را برای خودت شناسنامه دار کن. فکری که براش جواز عبور صادر نشده اجازه نداره هی توی ذهن تو مانور بده و دور بزنه. به محض اینکه سر و کله اش پیدا شد تو باید به ذهن خودت دستور ایست بدی. لطفاً فعلاً یک هفته برای پیدا کردن افکار و احساسات مربوط به اینا وقت بذار و برای من جدول پر شده را اینجا بذار تا ماهیت افکارت را با هم یه بررسی بکنیم. یک مقداری از خودت برام بنویس چند سالته چند وقته ازدواج کردی شاغلی؟ تفریح مورد علاقه ات چی هست؟
    افکار منفی/ استرس زا به خاطر این فکر چه احساسی دارم؟ چرا فکر می کنم این فکر صحیح است. چه دلایلی وجود دارد که نشان می دهند این فکر غلط است؟ من چند درصد درست بودن این فکر را قبول دارم؟
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن

  16. 2 کاربر از پست مفید Opal تشکرکرده اند .

    فردیس (سه شنبه 16 مهر 92), شیدا. (چهارشنبه 17 مهر 92)

  17. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 11:03]
    تاریخ عضویت
    1390-5-13
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    6,210
    سطح
    51
    Points: 6,210, Level: 51
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 70 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام opal عزیز
    هرچند تو نمیتونی منو با اسمی مورد خطاب واقع بدی ولی من واقعا لذت میبرم از اینکه به تو بگم opal عزیز.
    من 35 هستم و 8 ساله که ازدواج کردم. وبه خاطر کارم به این شهر اومدم و همینجا هم ازدواج کردم. من جدیدا سعی میکنم با همکارهام استخر برم و واقعا لذت میبرم.
    جدول رو هم آماده کردم و میذارم
    افکار منفی/ استرس زا به خاطر این فکر چه احساسی دارم؟ چرا فکر می کنم این فکر صحیح است. چه دلایلی وجود دارد که نشان می دهند این فکر غلط است؟ من چند درصد درست بودن این فکر را قبول دارم؟
    تنفر از خانواده همسرم افسردگی-عصبانیت-بیماری تمام خوبیهایی که در حق اونها و پسرشون کردم ندید گرفتند و خوبی و گذشت منو به حساب سادگی من گذاشتند. ومن دیر فهمیدم اونها بد بودن رو زرنگی میدونند. و از خوب بودن من و درک کردن شرایط اونها سوء استفاده کردند. 100%
    عصبانیت از همسرم عصبی-بیماری با وجود اینکه همیشه اعتراف میکنه بهترین همسر و زندگی رو داره ولی همیشه در برابر خوانوادش منو له کرده.
    و ازخانوادش به شکل عجیبی حساب میبره . و تازگیها فهمیدم شخصیت منفعلی داره.
    100%
    زیباییمو از دست دادم ناراحتی-افسردگی-ناامیدی خیلیها بهم گفتند پیر شدی. بهم میگن نسبت به پارسال خیلی عوض شدی و وقتی میرم جلو آینه هرکاری میکنم اون چهره قدیمیو پیدا نمیکنم. اون چهره جذابمو نمیبینم. 100%
    ازدواج خوبی نداشتم ناامیدی من شرایط بسیار خوبی از لحاظ خانواده و همینطور شرایط فردی خوبی داشتم. خیلیها با شرایط بسیار ضعیف ازدواجهای خوبی داشتند 100%
    قدر موقعیتم رو ندونستم حسرت فقط کافی بود کمی خودمو در زمان مجردی باور میکردم تا ازدواج خوبی داشتم. لازم بود اطرافیان منو هشیار میکردند. همینطور که الان میگن این ازدواج تو مناسب نبوده. 100%
    همه چیزم بچه هام هستند استرس آزرده میشم و باعث میشه با اونها هم رفتار مناسبی نداشته باشم. و اونها رو هم با حساسیتهام آزرده میکنم 100%
    تنهایی افسردگی دور از خانواده هستم و همکارها هم رفت و آمدی با هم ندارند .باید برا خودم دوستانی پیدا کنم ولی همیشه خیلی محتاطانه عمل میکنم
    و از اینکه رفت و آمدها زیاد بشه وحشت دارم. میترسم از اینکه کسی سرزده وارد خونه من بشه و خونه اوضاع درستی نداشته باشه

  18. 2 کاربر از پست مفید فردیس تشکرکرده اند .

    Opal (سه شنبه 16 مهر 92), شیدا. (چهارشنبه 17 مهر 92)

  19. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 11 شهریور 93 [ 17:24]
    تاریخ عضویت
    1392-6-25
    نوشته ها
    142
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    246

    تشکرشده 257 در 104 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mmba نمایش پست ها

    افکار منفی/ استرس زا به خاطر این فکر چه احساسی دارم؟ چرا فکر می کنم این فکر صحیح است. چه دلایلی وجود دارد که نشان می دهند این فکر غلط است؟ من چند درصد درست بودن این فکر را قبول دارم؟
    تنفر از خانواده همسرم ( تنفر یه جور احساسات هست خودش و فکر محسوب نمیشه ناشی از اون جمله هایی هست که سبزش کردم و افکار منفی تو هست. پس این بخش را با توجه به افکار دو باره بنویس)
    افسردگی-عصبانیت-بیماری





    تمام خوبیهایی که در حق اونها و پسرشون کردم ندید گرفتند و خوبی و گذشت منو به حساب سادگی من گذاشتند. ومن دیر فهمیدم اونها بد بودن رو زرنگی میدونند. و از خوب بودن من و درک کردن شرایط اونها سوء استفاده کردند.








    100%








    عصبانیت از همسرم عصبی-بیماری با وجود اینکه همیشه اعتراف میکنه بهترین همسر و زندگی رو داره ولی همیشه در برابر خوانوادش منو له کرده.
    و ازخانوادش به شکل عجیبی حساب میبره . و تازگیها فهمیدم شخصیت منفعلی داره.
    100%
    زیباییمو از دست دادم ناراحتی-افسردگی-ناامیدی خیلیها بهم گفتند پیر شدی.
    بهم میگن نسبت به پارسال خیلی عوض شدی و وقتی میرم جلو آینه هرکاری میکنم اون چهره قدیمیو پیدا نمیکنم. اون چهره جذابمو نمیبینم.
    ?????? 100%
    ازدواج خوبی نداشتم ناامیدی من شرایط بسیار خوبی از لحاظ خانواده و همینطور شرایط فردی خوبی داشتم. خیلیها با شرایط بسیار ضعیف ازدواجهای خوبی داشتند ( اینها که نوشتی دلیل محسوب نمی شوند برای بد بودن یک ازدواج. مثلاً می نویسی من شوهرم دزده، قاتله، معتاده، دست بزن داره، به بچه خودش نظر بد داره، همسرم مورد پسند خانواده من نیست... اینا مثلاً دلایلی هستن برای بد بودن یه ازدواج) چه مواردی نشان می دهد من دارم اشتباه فکر می کنم که ازدواجم غلط بوده مثلاً:
    همسرم نیازهای عاطفی منو براورده می کند.
    همسرم نیازهای مالی منو بر آورده می کند.
    همسرم نیازهای جنسی منو برآورده می کند.
    من و همسرم پدر و مادر خوبی هستیم.
    من و بچه ها در کنار همسرم آرامش و امنیت داریم.
    ما زندگی مستقل خودمونو داریم.
    100%
    آیا همچنان معتقدی 100 در 100 ازدواجت غلطه؟
    مثال: تمام خوبیهایی که در حق اونها و پسرشون کردم ندید گرفتند تنفر
    افسردگی-عصبانیت-
    احساس ناخوشی
    من فلان روز فلان کار را انجام دادند اینا نادیده گرفتند. 1. 2. 3. 4. 5 .... مورد مثال بزن که خوبی های تو را نادیده گرفتند. اونا فلان روز فلان کار را انجام دادند که معلوم شد خوبی من را درک کرده اند و نادیده نگرفتند. 1.2.3.4.5.... مورد مثال بزن که خوبی های تو را نادیده نگرفتن. آیا همچنان صد درصد معتقدی خوبی های تو نادیده گرفته می شود؟


    - - - Updated - - -

    - - - Updated - - -

    سلام دوست گلم
    عزیزم مرسی این جدول را تکمیل کردی منتها یک سری ایراداتی داره:
    1. فکر با احساسات فرق داره باید بدونی چی فکر تو محسوب میشه و چی احساسات تو هست.
    2. من حتماً تاکید دارم تمام بخشها پر بشه. ببین هیچ دلیلی برای رد افکارت نیاوردی. مثلاً نوشتی همیشه تو رو جلوی خانواده اش له می کنه. من اینطور فکر می کنم که این دختر خوب 8 ضربدر 365 یعنی 2920 روز با همسرش زندگی کرده که حالا فرضاً 1000 دفعه هم در عرض این 8 سال خانواده ایشون را ملقات کردی همسرت هر 1000 دفعه جلوی حانواده اش تو را له کرده. بعد از خودم می پرسم خوب این چشه؟!!! چرا طلاقتو نگرفتی بری؟!یا حتی بدترش چرا وقتی اینقدر از زندگیت بدت میاد چرا خودتو نمی کشی؟! لطفاً حتماً برام بنویس چه دلایلی برای ادامه زندگی یا زندگی مشترک داری؟ چی تو رو زنده نگه داشته؟!
    3. هیچ عجله نیست به هول و قوه الهی ما با سرعت نور افکار منفی در سرمون شکل می گیره و باعث بروز احساسات منفی درونمون میشه. پس دفترچه و خودکار یادت نره هر روز و کامل و توی دفترچه این ها را بنویس تا ببینیم کدوماش هی تکرار میشه کدوماش بی پایه و اساسه کدوما واقعاً مشکلات زندگی تو هستن و باید یه فکری به حالشون بکنی. باید اول بشناسی تا بعد شناسنامه بدی به افکارت تا فکر الکی اجازه ورود نداشته باشه.
    4. چی فکر کردی من خودم روت یه اسم گذاشتم که بتونم باهات ارتباط برقرار کنم من برای خودم بهت می گم فروغ مثلاً نمی گم برم به تاپیک mmba سر بزنم می گم برم به تاپیک فروغ سر بزنم
    5. عجله نکن روی افکار و احساساتت تمرکز کن. فکر کن یه جور بازی هست ولی یه بازی معجزه گر و شفا بخش. اونم شفا بخشی به دست خودت.
    6. مشاورههای آنلاین هیچ وقت کیفیت مشاوره های حضوری را ندارند. اگر تونستی حتماً مراجعه کن به صورت حضوری و با درمانگرت همکاری کن تا این تضادهای زندگیت حل و فصل بشه.

    - - - Updated - - -

    سلام دوست گلم
    عزیزم مرسی این جدول را تکمیل کردی منتها یک سری ایراداتی داره:
    1. فکر با احساسات فرق داره باید بدونی چی فکر تو محسوب میشه و چی احساسات تو هست.
    2. من حتماً تاکید دارم تمام بخشها پر بشه. ببین هیچ دلیلی برای رد افکارت نیاوردی. مثلاً نوشتی همیشه تو رو جلوی خانواده اش له می کنه. من اینطور فکر می کنم که این دختر خوب 8 ضربدر 365 یعنی 2920 روز با همسرش زندگی کرده که حالا فرضاً 1000 دفعه هم در عرض این 8 سال خانواده ایشون را ملقات کردی همسرت هر 1000 دفعه جلوی حانواده اش تو را له کرده. بعد از خودم می پرسم خوب این چشه؟!!! چرا طلاقتو نگرفتی بری؟!یا حتی بدترش چرا وقتی اینقدر از زندگیت بدت میاد چرا خودتو نمی کشی؟! لطفاً حتماً برام بنویس چه دلایلی برای ادامه زندگی یا زندگی مشترک داری؟ چی تو رو زنده نگه داشته؟!
    3. هیچ عجله نیست به هول و قوه الهی ما با سرعت نور افکار منفی در سرمون شکل می گیره و باعث بروز احساسات منفی درونمون میشه. پس دفترچه و خودکار یادت نره هر روز و کامل و توی دفترچه این ها را بنویس تا ببینیم کدوماش هی تکرار میشه کدوماش بی پایه و اساسه کدوما واقعاً مشکلات زندگی تو هستن و باید یه فکری به حالشون بکنی. باید اول بشناسی تا بعد شناسنامه بدی به افکارت تا فکر الکی اجازه ورود نداشته باشه.
    4. چی فکر کردی من خودم روت یه اسم گذاشتم که بتونم باهات ارتباط برقرار کنم من برای خودم بهت می گم فروغ مثلاً نمی گم برم به تاپیک mmba سر بزنم می گم برم به تاپیک فروغ سر بزنم
    5. عجله نکن روی افکار و احساساتت تمرکز کن. فکر کن یه جور بازی هست ولی یه بازی معجزه گر و شفا بخش. اونم شفا بخشی به دست خودت.
    6. مشاورههای آنلاین هیچ وقت کیفیت مشاوره های حضوری را ندارند. اگر تونستی حتماً مراجعه کن به صورت حضوری و با درمانگرت همکاری کن تا این تضادهای زندگیت حل و فصل بشه.
    دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی
    چون خمشان بی گنه روی بر اسمان مکن
    ویرایش توسط Opal : سه شنبه 16 مهر 92 در ساعت 22:32

  20. 2 کاربر از پست مفید Opal تشکرکرده اند .

    فردیس (چهارشنبه 17 مهر 92), شیدا. (چهارشنبه 17 مهر 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.