به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 47
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 آذر 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-4-16
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    2,154
    سطح
    28
    Points: 2,154, Level: 28
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    47

    تشکرشده 35 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه بار سوم راهنمایی که بودم مامانم منو برد دکتر. ولی دکتره گفت مشکلی نیست.
    بعد از اون نه.

    آقای فرهنگ خودم میدونم طبیعی نیست. ولی خب چیکارش کنم؟ یه بار توی اینترنت یه سرچ کردم. توی سن 26-27 که من دارم درمانهای هورمونی ممکنه خیلی عوارض بدی برام داشته باشه. امکان جراحی هم که برام نیست. بخاطر شرایط مالی. ولی اگر هم بود من همش فکر میکنم پس فردا اگه با یکی هم ازدواج کنم و بفهمه عملیه چی بهم میگه؟ نمیخوام بدبین باشم نسبت به نظر اون فرد. ولی خب واقعا نمیدونم درست تره کسی اگه چنین مشکلی داره بذاره ازدواج کنه و بعد با موافقت و نظر همسرش بره جراحی کنه یا بهتره قبل از ازدواج بره جراحی کنه؟ تازه به چیزای دیگه اش هم فکر میکنم. مثلا من رفتم و ازدواج کردم. بعد برای مثلا شیردهی مشکلی هست یا نه؟ اصلا یک اندام مصنوعی میتونه شیر تولید کنه یا نه؟ فرضا تولید هم کنه برای بچه اون شیر ضرر داره یا نه؟

    مامانم گاهی بهم میگه مثلا از لباسهایی استفاده کنم که اندام رو بزرگ نشون بده. ولی من نمیتونم. وقتی این کارو میکنم حس میکنم دارم خودمو زیر پا میذارم. حس بدی بهم دست میده. حس میکنم دارم خودمو از خودم مخفی میکنم. در صورتی که من میخوام خودمو قبول داشته باشم و واقعا هم خودمو دوست دارم همینجوری.

    Sciگرامی، من رابطه ام با همه خوبه. توی کلاس های دانشگاه و بین فامیل و محل کار و ... همه دوستم دارن. رابطه ی آقایون هم باهام دوستانه است. یه جورایی میدونم به خاطر اخلاقم خیلی ها دوستم دارن. اما این دوست داشتن یک دوست داشتن دوستانه یا خواهرانه و برادرانه است. نه عاشقاهنه. در واقع همه ی اون آقایونی هم که خیلی ارتباط خوبی باهاشون دارم و میدونم شخصیت و اخلاق منو دوست دارن من رو انتخاب نمیکنن.

    در مورد انتخاب کردن و اینکه انتخاب دست خودم باشه من یک بار انجامش دادم. دو سال پیش اینجا یه چیزایی در موردش گفتم. من یه نفر رو دوست داشتم.واقعا واقعا واقعا خیلی دوستش داشتم.طی برنامه ای طولانی مدت در طی چند سال تونستم به خودم علاقمندش کنم. نه با ضایع بازی. خیلی سیاست و صبر به خرج دادم.و اتفاقا ازم خواستگاری هم کرد. اما خب به دلیلهایی قسمت نشد. من خیلی اذیت شدم تا تونستم فراموش کنم. هنوز هم گاهی یادم میاد و رنج میکشم. چون مطمئنم او هم منو واقعا دوست داشت.با همین جسمم. خیلی برام دردناک بود کسی رو که سالها با سیاست و کلی فکر کردن و برنامه ریزی به سمت خودم جذب کردم از دست بدم. مدتی افسردگی گرفته بودم. کلا امیالم از بین رفته بود.

    الان شاید هنوز این توانایی رو داشته باشم. اما مساله اینه که کسی نیست که دوستش داشته باشم که بخوام به خاطرش و برای تاثیر گذاری روش زمان و برنامه بگذارم.در واقع نیروی محرکه اولیه اش رو ندارم.

    به نظر من اگه یه دختر کسی رو واقعا دوست داشته باشه، اول خود اون دختره که باعث میشه اون پسر ازش خوشش بیاد. همه میگن پسران که انتخاب میکنن. اما به نظر من اثر اولیه از سمت خود دختره. شاید برای بیان منظورم میتونم بگم که به نظرم دختره که اول انتخاب میکنه تیر محبت رو به قلب کی بزنه. بعدا اون آقا عاشق میشه و می افته به تکاپو برای اون به دست آوردن اون دختر.

    خب من هم یک بار چنین تیری رو پرتاب کردم و نتیجه هم داد. ولی به هر دلیلی قسمت نشد.
    مساله اینه که من الان اون تیر و کمون رو شاید هنوز دارم. ولی نمیدونم کجا نشونه بگیرم. واقعا کسی نیست که من اونقدر بپسندمش که تیرم رو بزنم. نمیدونم منظورمو تونستم برسونم یا نه.

    هستند کسانی که از شخصیتشون خوشم میاد و به ملاکهام نزدیکن. ولی خب همشون یا یکی دیگه رو دوست دارن یا متاهل هستن. متاهل ها که هیچی. ولی اون مجردهایی که یکی دیگه رو دوست دارن رو هم نمیتونم به سمت خودم جذب کنم. چون به نظرم کار بدیه و خیانت به عشقشونه.

    نمیخوام فانتزی فکر کنم. میدونم باید به خودم یاد بدم که لازم نیست آدم قبل از ازدواج عاشقانه طرف مقابلش رو دوست داشته باشه. میدونم باید انتخابم منطقی باشه و امیدوارم باشم بعدش عشق با صبر و گذشت و مهرورزی به وجود بیاد. من بلدم عشق رو به وجود بیارم. بخاطر همین به خودم امیدوارم. اما وقتی قرار باشه خودم باشم که انتخاب کنم یعنی خودم باید از یکی خوشم بیاد که این کاررو بکنم. ولی من از کسی اونقدر خوشم نیومده همونطوری که در بالا هم گفتم.

    Sci گرامی امیدوارم تونسته باشم منظورم رو بگم.

    - - - Updated - - -

    یه بار سوم راهنمایی که بودم مامانم منو برد دکتر. ولی دکتره گفت مشکلی نیست.
    بعد از اون نه.

    آقای فرهنگ خودم میدونم طبیعی نیست. ولی خب چیکارش کنم؟ یه بار توی اینترنت یه سرچ کردم. توی سن 26-27 که من دارم درمانهای هورمونی ممکنه خیلی عوارض بدی برام داشته باشه. امکان جراحی هم که برام نیست. بخاطر شرایط مالی. ولی اگر هم بود من همش فکر میکنم پس فردا اگه با یکی هم ازدواج کنم و بفهمه عملیه چی بهم میگه؟ نمیخوام بدبین باشم نسبت به نظر اون فرد. ولی خب واقعا نمیدونم درست تره کسی اگه چنین مشکلی داره بذاره ازدواج کنه و بعد با موافقت و نظر همسرش بره جراحی کنه یا بهتره قبل از ازدواج بره جراحی کنه؟ تازه به چیزای دیگه اش هم فکر میکنم. مثلا من رفتم و ازدواج کردم. بعد برای مثلا شیردهی مشکلی هست یا نه؟ اصلا یک اندام مصنوعی میتونه شیر تولید کنه یا نه؟ فرضا تولید هم کنه برای بچه اون شیر ضرر داره یا نه؟

    مامانم گاهی بهم میگه مثلا از لباسهایی استفاده کنم که اندام رو بزرگ نشون بده. ولی من نمیتونم. وقتی این کارو میکنم حس میکنم دارم خودمو زیر پا میذارم. حس بدی بهم دست میده. حس میکنم دارم خودمو از خودم مخفی میکنم. در صورتی که من میخوام خودمو قبول داشته باشم و واقعا هم خودمو دوست دارم همینجوری.

    Sciگرامی، من رابطه ام با همه خوبه. توی کلاس های دانشگاه و بین فامیل و محل کار و ... همه دوستم دارن. رابطه ی آقایون هم باهام دوستانه است. یه جورایی میدونم به خاطر اخلاقم خیلی ها دوستم دارن. اما این دوست داشتن یک دوست داشتن دوستانه یا خواهرانه و برادرانه است. نه عاشقاهنه. در واقع همه ی اون آقایونی هم که خیلی ارتباط خوبی باهاشون دارم و میدونم شخصیت و اخلاق منو دوست دارن من رو انتخاب نمیکنن.

    در مورد انتخاب کردن و اینکه انتخاب دست خودم باشه من یک بار انجامش دادم. دو سال پیش اینجا یه چیزایی در موردش گفتم. من یه نفر رو دوست داشتم.واقعا واقعا واقعا خیلی دوستش داشتم.طی برنامه ای طولانی مدت در طی چند سال تونستم به خودم علاقمندش کنم. نه با ضایع بازی. خیلی سیاست و صبر به خرج دادم.و اتفاقا ازم خواستگاری هم کرد. اما خب به دلیلهایی قسمت نشد. من خیلی اذیت شدم تا تونستم فراموش کنم. هنوز هم گاهی یادم میاد و رنج میکشم. چون مطمئنم او هم منو واقعا دوست داشت.با همین جسمم. خیلی برام دردناک بود کسی رو که سالها با سیاست و کلی فکر کردن و برنامه ریزی به سمت خودم جذب کردم از دست بدم. مدتی افسردگی گرفته بودم. کلا امیالم از بین رفته بود.

    الان شاید هنوز این توانایی رو داشته باشم. اما مساله اینه که کسی نیست که دوستش داشته باشم که بخوام به خاطرش و برای تاثیر گذاری روش زمان و برنامه بگذارم.در واقع نیروی محرکه اولیه اش رو ندارم.

    به نظر من اگه یه دختر کسی رو واقعا دوست داشته باشه، اول خود اون دختره که باعث میشه اون پسر ازش خوشش بیاد. همه میگن پسران که انتخاب میکنن. اما به نظر من اثر اولیه از سمت خود دختره. شاید برای بیان منظورم میتونم بگم که به نظرم دختره که اول انتخاب میکنه تیر محبت رو به قلب کی بزنه. بعدا اون آقا عاشق میشه و می افته به تکاپو برای اون به دست آوردن اون دختر.

    خب من هم یک بار چنین تیری رو پرتاب کردم و نتیجه هم داد. ولی به هر دلیلی قسمت نشد.
    مساله اینه که من الان اون تیر و کمون رو شاید هنوز دارم. ولی نمیدونم کجا نشونه بگیرم. واقعا کسی نیست که من اونقدر بپسندمش که تیرم رو بزنم. نمیدونم منظورمو تونستم برسونم یا نه.

    هستند کسانی که از شخصیتشون خوشم میاد و به ملاکهام نزدیکن. ولی خب همشون یا یکی دیگه رو دوست دارن یا متاهل هستن. متاهل ها که هیچی. ولی اون مجردهایی که یکی دیگه رو دوست دارن رو هم نمیتونم به سمت خودم جذب کنم. چون به نظرم کار بدیه و خیانت به عشقشونه.

    نمیخوام فانتزی فکر کنم. میدونم باید به خودم یاد بدم که لازم نیست آدم قبل از ازدواج عاشقانه طرف مقابلش رو دوست داشته باشه. میدونم باید انتخابم منطقی باشه و امیدوارم باشم بعدش عشق با صبر و گذشت و مهرورزی به وجود بیاد. من بلدم عشق رو به وجود بیارم. بخاطر همین به خودم امیدوارم. اما وقتی قرار باشه خودم باشم که انتخاب کنم یعنی خودم باید از یکی خوشم بیاد که این کاررو بکنم. ولی من از کسی اونقدر خوشم نیومده همونطوری که در بالا هم گفتم.

    Sci گرامی امیدوارم تونسته باشم منظورم رو بگم.

    - - - Updated - - -

    Sci من انسانیت و ارزش خودمو بالاتر از فقط زیبایی جسمی میدونم. البته منکر این نیستم که زیبیایی یک امتیازو حسن خداداه. ولی به نظرم توانایی های اکتسابی هستن که هنر هستن.
    ولی خب واقعیت رو هم باید پذیرفت. این که در انتخاب اول از هر چیزی ظاهر برای آقایون مهمه.
    حتی توی همین سایت هم توی اون موضوع 40 راه موثر برای پیدا کردن شوهر، اولش مثل یک پیش فرض غیر قابل انکار و تغییر نوشته برای سهولت پارامتر زیبایی رو ثابت در نظر میگیره.

  2. 5 کاربر از پست مفید elham77 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 13 مهر 92), gisu (چهارشنبه 17 مهر 92), kamr (شنبه 13 مهر 92), Pooh (یکشنبه 14 مهر 92), اثر راشومون (سه شنبه 16 مهر 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    سلام الهام خانم نوشته هاتون چقدر منطقی و امیدوار کننده است. واقعا هض کردم. آفرین به این روحیه و شهامت و شجاعت. واقعا آفرین

    منم با حرف آقای sci با انتخاب کنندگی خانمها موافقم. 2 هفته روی این موضوع هم در برنامه گلبرگ صحبت شد البته با منطق شما هم موافقم که البته گاهی پرتاب تیر با خانمها است ولی نه همیشه. وقتی شما این توان را در خودتان دارید چرا کمی صبوری به خرج نمیدهید که یک موردی که ازش خوشت اومد البته نه از مدل عشق و عاشقی که قبلا داشتید از طرف خانواده اتون ازش خواستگاری کنید. این موضوعیه که باید کم کم در جامعه ما رواج پیدا کنه. اینم بهت بگم خانمی شما که قصد ازدواج دارین مطمئنا به زودی ازدواج خواهید کرد و اونایی که ازدواج نکرده اند و سنشان هم گذشته خودشان از ته دل به این قضیه جدی نگاه نکردند (البته این نظر منه ). وقتی خدا تو رو آفریده حتما جفتت هم آفریده اگه کمی صبوری به خرج بدی و خودتو رو قضیه ظاهر و . . . درگیر نکنی مطمئنا ازدواج موفقتری هم خواهی داشت.
    موفق باشی

  4. 2 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 13 مهر 92), elham77 (شنبه 13 مهر 92)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 تیر 96 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1392-5-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    3,756
    سطح
    38
    Points: 3,756, Level: 38
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    63

    تشکرشده 42 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه چیز بگم هیچ زنی نمیگه من زشتم حتی زشت ترین زن واقعا یه قدرت عجیبی داری اگه من یه مرد بودم خیلی دوست داشتم باهات آشنا میشدم چون حس میکنم خیلی قوی هستی بی خیال مردی که ظاهر بینه همون بهتر که نباشه

  6. 6 کاربر از پست مفید vareshi تشکرکرده اند .

    elham77 (شنبه 13 مهر 92), paradise92 (سه شنبه 16 مهر 92), roseflower (پنجشنبه 25 مهر 92), sanjab (یکشنبه 14 مهر 92), سنجاقک ابی (یکشنبه 14 مهر 92), شیدا. (پنجشنبه 18 مهر 92)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 13 آبان 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,184
    سطح
    18
    Points: 1,184, Level: 18
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 36 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم
    چقدر خوشم اومد از اعتماد به نفست!
    راستش منم مشکلم شبیهه تو هست. منم فکر میکنم برا همین موضوعه که تا الان کسی که مناسب من باشه پا پیش نذاشته
    خودم هم نمیدونم راهش چیه. فقط خواستم بگم این حس رو تو تنها نداری

    میتونم بپرسم وزنت چقده؟
    اگه کمی چاقتر بشی مشکلت کمی رفع نمیشه؟

  8. 3 کاربر از پست مفید یزدانی تشکرکرده اند .

    elham77 (شنبه 13 مهر 92), فرهنگ 27 (شنبه 13 مهر 92), شیدا. (پنجشنبه 18 مهر 92)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 شهریور 02 [ 15:46]
    تاریخ عضویت
    1391-3-28
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    10,451
    سطح
    68
    Points: 10,451, Level: 68
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 399
    Overall activity: 37.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 500 در 154 پست

    Rep Power
    40
    Array
    با سلام و احترام
    استارتر عزیز، تمام مخلوقات پروردگار منحصر به فردند و با هم تفاوت دارند و مردها هم جزو مخلوقات خد-ا به حساب میان! پس لطفا برای همه یه نسخه دقیق نپیچید! همه زیبایی رو دوست دارند ولی زیبایی چهره اولویت اول همه نیست. (لطفا از لحنم ناراحت نشید)
    من آدمیم که زیاد پست نمیدم ولی این جا نظرم رو میگم چون فکر میکنم لازمه! ببینید خانم الهام 77 من خودم به شخصه عاشق دختری به نام الهام شدم، خیلی دوستش داشتم و دارم(با اینکه میدونم به من نمیدنش!)، قیافش به دلم مینشست ولی همه می گفتن تو خیلی از اون خوشگلتری ولی به نفسه این مسئله برام مهم نبود چون
    من علاقمند زیباییهای دیگش شده بودم که پایدار و همیشگی بود و برام عامل تعالی بود
    در زمینه ناقص بودن عقل من خودم به شخصه این مسئله رو اصلا قبول نداشته و ندارم؛ یادمه یه بار که سخنرانی مرحوم ربای لوباویچ(موسس موسسات خیریه خباد) تو نیویورک فک کنم با عنوان ((حجاب، نشانه ا.لهی)) رو داشتم میشنیدم ایشون گفتن که پروردگار در تورات برای آفرینش زنان از کلمه (( وا ای وِن تا حدودی معادل build )) استفاده می کنه که این کلمه در زبان عبری هم ریشه کلمه فهمیدنِ، در ضمن این کلمه به معنی ساخت کُل هم هست که توضیحش طولانیه، ایشون اعتقاد داشتن پروردگار در بعضی از جنبه های زندگی فهم بیشتری رو به زنان هدیه کرده، در همین زمینه امانوئل کانت اعتقاد داره که زنان در بعضی جنبه ها اگه پایینتر باشند در بعضی جهات مثل ذوق و ظرافت، نازک‌طبعی، شعور علمی، و عواطف بالاترند و در آخر کانت هم مثل روسو اعتقاد داره که در این زمینه زن و مرد مکمل هم هستند
    موفق باشید





    ویرایش توسط باران13 : شنبه 13 مهر 92 در ساعت 17:13

  10. کاربر روبرو از پست مفید باران13 تشکرکرده است .

    elham77 (شنبه 13 مهر 92)

  11. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 آذر 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-4-16
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    2,154
    سطح
    28
    Points: 2,154, Level: 28
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    47

    تشکرشده 35 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamr نمایش پست ها
    منم با حرف آقای sci با انتخاب کنندگی خانمها موافقم. 2 هفته روی این موضوع هم در برنامه گلبرگ صحبت شد البته با منطق شما هم موافقم که البته گاهی پرتاب تیر با خانمها است ولی نه همیشه. وقتی شما این توان را در خودتان دارید چرا کمی صبوری به خرج نمیدهید که یک موردی که ازش خوشت اومد البته نه از مدل عشق و عاشقی که قبلا داشتید از طرف خانواده اتون ازش خواستگاری کنید. این موضوعیه که باید کم کم در جامعه ما رواج پیدا کنه. اینم بهت بگم خانمی شما که قصد ازدواج دارین مطمئنا به زودی ازدواج خواهید کرد و اونایی که ازدواج نکرده اند و سنشان هم گذشته خودشان از ته دل به این قضیه جدی نگاه نکردند (البته این نظر منه ). وقتی خدا تو رو آفریده حتما جفتت هم آفریده اگه کمی صبوری به خرج بدی و خودتو رو قضیه ظاهر و . . . درگیر نکنی مطمئنا ازدواج موفقتری هم خواهی داشت.
    موفق باشی
    با تشکر از kamrگرامی
    سلام.
    در مورد اینکه از کسی خوشم بیاد و بخوتم خودم یا خانواده ام اقدام مشخصی کنیم موافق نیستم. چون دختر ذات زنانه اش را همواره با خودش داره. حتی اگه فرهنگ جامعه خواستگاری دختر از پسر رو بپسنده باز هم دختر نیاز داره که خواسته بشه و ناز کنه. این نیاز زن رو هیچ گونه فرهنگی نمیتونه از فطرت زن خارج کنه. من خودم اصلا موافق خواستگاری یا اقدام از سمت خانواده ام یا خودم نیستم.
    اون موردی رو هم که گفتم تیر و... منظورم فقط ایجاد جذابیت هایی برای طرف مقابل بود که او رو به خودم متمایل کنم. من اون مورد رو هم که میگم تیر رو خودم پرتاب کردم اصلا به این معنی نبود که مثلا برم بهش بگم دوستش دارم یا هدیه براش بخرم یامثلا هی خودمو بهش تحمیل کنم. من یه جورایی میشه گفت با اعتماد به نفس و قبول داشتن خودم و قدرت اینکه حرفها و نظراتم رو بیان کنم و جوری بیان کنم که بفهمه من شعور و فهم و توان بالایی دارم و قدرت درک روحیات و شرایط دیگزان و قدرت رفتارمناسب در هر شرایطی که پیش می اومد و قدرت دادن راه حل و خوب بودن درسم و اینکه بتونم توناییهام رو بروز بدم و.... با صبر و زمان طولانی او رو به خودم جذب کردم. نمیدونم چطوری بگم. تا قبل از اینکه او خواستگاری کنه بحث عشق و عاشقی نبود. بعدش که دیدم او هم بهم واقعا علاقمند شده و از طرف خانواده اش اقدام به خواستگاری کرده خب تازه اون موقع دریچه قلبمو واقعا براش باز کردم. تا قبلش فقط شخصیت و تواناییها و خصوصیات و اهدافش برام جذاب بود و میپسندیدم ولی خودمو درگیر عواطف نکرده بودم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط vareshi نمایش پست ها
    یه چیز بگم هیچ زنی نمیگه من زشتم حتی زشت ترین زن واقعا یه قدرت عجیبی داری اگه من یه مرد بودم خیلی دوست داشتم باهات آشنا میشدم چون حس میکنم خیلی قوی هستی[IMG]file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\cli p_image001.gif[/IMG] بی خیال مردی که ظاهر بینه همون بهتر که نباشه
    نظر لطف شماست. ممنونم.
    البته من نخواستم مردها رو مورد انتقاد قرار بدم. خب میدونم که گرایش به زیبایی یک چیزیه که توی فطرت مردها هست و من نمیخوام بگم اونها اشتباه میکنند. همونطور که خود ما زنها هم اهمیت ظاهر طرف مقابلمون برامون صفر نیست. برای همه مهمه که ظاهر طرف مقابل به دلشون بشینه.فقط زنها اولویت اولشون ظاهر نیست.
    سلیقه هر کسی هم با دیگری فرق میکنه. به نظرم میاد سلیقه هم مثل اثر انگشت هر کس مختص به خودشه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدانی نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    چقدر خوشم اومد از اعتماد به نفست![IMG]file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\cli p_image001.gif[/IMG]
    راستش منم مشکلم شبیهه تو هست. منم فکر میکنم برا همین موضوعه که تا الان کسی که مناسب من باشه پا پیش نذاشته
    خودم هم نمیدونم راهش چیه. فقط خواستم بگم این حس رو تو تنها نداری[IMG]file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\cli p_image001.gif[/IMG]

    میتونم بپرسم وزنت چقده؟
    اگه کمی چاقتر بشی مشکلت کمی رفع نمیشه؟
    سلام.ممنونم خانم یزدانی
    امیدوارم مشکل شما هم حل بشه.

    من قدم 156 و وزنم 49

    با اینکه وزن و قدم متناسبه ولی خب چیزی به عنوان اندام زنانه ندارم!!!ندارم. صفر. اگر هم چاقتر بشم که زشت تر میشم. فقط شکم میارم و تازه تناسبم هم به هم میریزه. من یکمی هم فکر میکنم اگه لاغر تر بودم شاید بهتر بود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط باران13 نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    استارتر عزیز، تمام مخلوقات پروردگار منحصر به فردند و با هم تفاوت دارند و مردها هم جزو مخلوقات خد-ا به حساب میان! پس لطفا برای همه یه نسخه دقیق نپیچید! همه زیبایی رو دوست دارند ولی زیبایی چهره اولویت اول همه نیست. (لطفا از لحنم ناراحت نشید)
    من آدمیم که زیاد پست نمیدم ولی این جا نظرم رو میگم چون فکر میکنم لازمه! ببینید خانم الهام 77 من خودم به شخصه عاشق دختری به نام الهام شدم، خیلی دوستش داشتم و دارم(با اینکه میدونم به من نمیدنش!)، قیافش به دلم مینشست ولی همه می گفتن تو خیلی از اون خوشگلتری ولی به نفسه این مسئله برام مهم نبود چون
    من علاقمند زیباییهای دیگش شده بودم که پایدار و همیشگی بود و برام عامل تعالی بود
    در زمینه ناقص بودن عقل من خودم به شخصه این مسئله رو اصلا قبول نداشته و ندارم؛ یادمه یه بار که سخنرانی مرحوم ربای لوباویچ(موسس موسسات خیریه خباد) تو نیویورک فک کنم با عنوان ((حجاب، نشانه ا.لهی)) رو داشتم میشنیدم ایشون گفتن که پروردگار در تورات برای آفرینش زنان از کلمه (( وا ای وِن تا حدودی معادل build )) استفاده می کنه که این کلمه در زبان عبری هم ریشه کلمه فهمیدنِ، در ضمن این کلمه به معنی ساخت کُل هم هست که توضیحش طولانیه، ایشون اعتقاد داشتن پروردگار در بعضی از جنبه های زندگی فهم بیشتری رو به زنان هدیه کرده، در همین زمینه امانوئل کانت اعتقاد داره که زنان در بعضی جنبه ها اگه پایینتر باشند در بعضی جهات مثل ذوق و ظرافت، نازک‌طبعی، شعور علمی، و عواطف بالاترند و در آخر کانت هم مثل روسو اعتقاد داره که در این زمینه زن و مرد مکمل هم هستند
    موفق باشید




    سلام. ممنون از توضیحاتی که در ورد خلقت زن دادید. خوشم اومد. ممنونم.
    راستش من اصلا منظورم این نبود که همه مردا مثل هم هستند و مردهایی هم که ظاهر براشون مهمه دارن اشتباه میکنن. خب براشون ذاتا مهمه. علاقه به زیبایی در فطرت همه هست در فطت مردها برای انتخاب همسرشون هم هست. خب اگر مردی هم زیبایی همسرش براش مهمه اصلا نمیشه بهش ایراد گرفت.

    در ضمن مشکل من زیبایی چهره فقط نیست. ببینید به نظر خودم خوبم. ولی خب ظریف و خوشکل نیستم.از نظر خودم ایرادی ندارم. ولی خب مساله اندام زنانه برای حتی روحیه خود زن مهمه. خب برای مردها هم مهمه. به نظرم خب اندام های زنانه یک جور جذابیت خاص برای پآقایون ایجاد میکنه که نمیشه اصلا نادیده اش گرفت. مشکل من بیشتر این قضیه است.و گمان میکنم دلیل ابتخاب نشدنم همین نداشتن اندام زنانه باشه.

    در ثانی من گفتم جلوی همه ی اون مردهایی رو که میگن زن ناقص العقله میگیرم. نگفتم که جلو همه مردا رو.

    براتون آرزو میکنم اگر به خیرتون هست به الهام خانم برسید و اگر هم نیست که خدا آنچه به صلاحتون هست رو براتون مقدر کنه.

    در کل مشکل من اینه که الان در سنی قرار گرفته ام که مساله ازدواج جزئ دغدغه های اصلی ام شده. نیازهایی هست که اذیتم میکنند. گاهی احساس میکنم یک دنیا عشق و محبت در قلبم هست و میخواهم آنرا به کسی بدهم اما آن شخص رو پیدا نمیکنم. به اطرافیانم محبت میکنم و رابطه ام با همه خوبه. واقعا هر کاری از دستم برای هر کسی بر بیاد انجام میدهم. غم و شادی دیگران برام مهمه. ولی گویا یک نوع خاص محبت کردن هست که دلم اون رو میخواد. و خب نیازهای جسمی هم هست.

    من الان درگیر یک فکر هستم. اینکه آیا باید واقعیت رو بپذیرم و قبول کنم که ممکنه اصلا انتخاب نشم؟ و برم به بقیه بخش های زندگی ام برسم؟
    یا اینکه امیدواری در واقع یکجور خیالپردازی محسوب میشه و باید از امید به اینکه انتخاب بشم دست بردارم؟

    به نظرم در سن و شرایطی هستم که باید برنامه ی آینده خودم رو مشخصا بدانم.من خوشبختی رو صرفا در ازدواج نمیبینم. خوشبختی من در خودمه. در اینه که هستم و میخوام از چیزهایی که دارم استفاده کنم. میخوام چیزهای زیادی رو یاد بگیرم و مورد استفاده قرار بدم. میخوام از چیزهایی که بلدم و تا حالا یاد گرفته استفاده کنم و اونها رو به کار بگیرم.در اینکه با خانواده ام هستم و برق رضایت از خودم رو در چشم پدر و مادرم میبینم. من با اینکه خوشکل نیستم هیچ کسی تا حالا جرات نکرده به من بگه زشت. هیچ کسی به خودش اجازه نداده منو به خاطر ظاهرم مسخره کنه. و این به خاطر اینه که من اجازه اینو بهشون نداده ام. خودم رو اونقدر بالا میدونم و خوبی های ارزشمندی در خودم میبینم و بروزشون میدم که دیگران هم اونها رو میتونن ببینن. من اینها رو خوشبختی خودم میدونم.
    ولی وقتی به شدت احساس نیاز به حضور کسی دارم به سایه اش به آغوشش به اینکه بهش محبت کنم، و ندارمش، یکجور غم بزرگ به دلم میشینه. غمی که انگار هیچ چیز دیگه ای توی دنیا به جز خود اون شخص نمیتونه از بینش ببره. حتی ارتباط با خدا هم نمیتونه این خلا رو پر کنه. میدونم که خدا منو خیلی دوست داره. دلیلی نداره که دوستم نداشته باشه. من براش بنده ی بدی نبوده ام. ولی وقتایی که دلم میخواد یکی توی گوشم جملات عاشقانه زمزمه کنه یا محکم بغلم کنه خب خدا جسم نیست که این کار رو برام بکنه. یا وقتی دوست دارم یه مادر باشم و یه بچهی خوب و سالم و قوی بار بیارم و از همه ی مطالعاتی که داشته ام استفاده کنم برای تربیت فرزندم، باز هم خدا نمیتونه برای من فرزند بشه.
    چقدر خوب بود اگه میتونستم این نیازها رو نداشته باشم. اونوقت حس نمیکردم خوشبختیم ناقصه.
    این احساس خلا گاهی منو میکشه.


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamr نمایش پست ها
    منم با حرف آقای sci با انتخاب کنندگی خانمها موافقم. 2 هفته روی این موضوع هم در برنامه گلبرگ صحبت شد البته با منطق شما هم موافقم که البته گاهی پرتاب تیر با خانمها است ولی نه همیشه. وقتی شما این توان را در خودتان دارید چرا کمی صبوری به خرج نمیدهید که یک موردی که ازش خوشت اومد البته نه از مدل عشق و عاشقی که قبلا داشتید از طرف خانواده اتون ازش خواستگاری کنید. این موضوعیه که باید کم کم در جامعه ما رواج پیدا کنه. اینم بهت بگم خانمی شما که قصد ازدواج دارین مطمئنا به زودی ازدواج خواهید کرد و اونایی که ازدواج نکرده اند و سنشان هم گذشته خودشان از ته دل به این قضیه جدی نگاه نکردند (البته این نظر منه ). وقتی خدا تو رو آفریده حتما جفتت هم آفریده اگه کمی صبوری به خرج بدی و خودتو رو قضیه ظاهر و . . . درگیر نکنی مطمئنا ازدواج موفقتری هم خواهی داشت.
    موفق باشی
    با تشکر از kamrگرامی
    سلام.
    در مورد اینکه از کسی خوشم بیاد و بخوتم خودم یا خانواده ام اقدام مشخصی کنیم موافق نیستم. چون دختر ذات زنانه اش را همواره با خودش داره. حتی اگه فرهنگ جامعه خواستگاری دختر از پسر رو بپسنده باز هم دختر نیاز داره که خواسته بشه و ناز کنه. این نیاز زن رو هیچ گونه فرهنگی نمیتونه از فطرت زن خارج کنه. من خودم اصلا موافق خواستگاری یا اقدام از سمت خانواده ام یا خودم نیستم.
    اون موردی رو هم که گفتم تیر و... منظورم فقط ایجاد جذابیت هایی برای طرف مقابل بود که او رو به خودم متمایل کنم. من اون مورد رو هم که میگم تیر رو خودم پرتاب کردم اصلا به این معنی نبود که مثلا برم بهش بگم دوستش دارم یا هدیه براش بخرم یامثلا هی خودمو بهش تحمیل کنم. من یه جورایی میشه گفت با اعتماد به نفس و قبول داشتن خودم و قدرت اینکه حرفها و نظراتم رو بیان کنم و جوری بیان کنم که بفهمه من شعور و فهم و توان بالایی دارم و قدرت درک روحیات و شرایط دیگزان و قدرت رفتارمناسب در هر شرایطی که پیش می اومد و قدرت دادن راه حل و خوب بودن درسم و اینکه بتونم توناییهام رو بروز بدم و.... با صبر و زمان طولانی او رو به خودم جذب کردم. نمیدونم چطوری بگم. تا قبل از اینکه او خواستگاری کنه بحث عشق و عاشقی نبود. بعدش که دیدم او هم بهم واقعا علاقمند شده و از طرف خانواده اش اقدام به خواستگاری کرده خب تازه اون موقع دریچه قلبمو واقعا براش باز کردم. تا قبلش فقط شخصیت و تواناییها و خصوصیات و اهدافش برام جذاب بود و میپسندیدم ولی خودمو درگیر عواطف نکرده بودم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط vareshi نمایش پست ها
    یه چیز بگم هیچ زنی نمیگه من زشتم حتی زشت ترین زن واقعا یه قدرت عجیبی داری اگه من یه مرد بودم خیلی دوست داشتم باهات آشنا میشدم چون حس میکنم خیلی قوی هستی[IMG]file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\cli p_image001.gif[/IMG] بی خیال مردی که ظاهر بینه همون بهتر که نباشه
    نظر لطف شماست. ممنونم.
    البته من نخواستم مردها رو مورد انتقاد قرار بدم. خب میدونم که گرایش به زیبایی یک چیزیه که توی فطرت مردها هست و من نمیخوام بگم اونها اشتباه میکنند. همونطور که خود ما زنها هم اهمیت ظاهر طرف مقابلمون برامون صفر نیست. برای همه مهمه که ظاهر طرف مقابل به دلشون بشینه.فقط زنها اولویت اولشون ظاهر نیست.
    سلیقه هر کسی هم با دیگری فرق میکنه. به نظرم میاد سلیقه هم مثل اثر انگشت هر کس مختص به خودشه.


    نقل قول نوشته اصلی توسط یزدانی نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    چقدر خوشم اومد از اعتماد به نفست![IMG]file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\cli p_image001.gif[/IMG]
    راستش منم مشکلم شبیهه تو هست. منم فکر میکنم برا همین موضوعه که تا الان کسی که مناسب من باشه پا پیش نذاشته
    خودم هم نمیدونم راهش چیه. فقط خواستم بگم این حس رو تو تنها نداری[IMG]file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\cli p_image001.gif[/IMG]

    میتونم بپرسم وزنت چقده؟
    اگه کمی چاقتر بشی مشکلت کمی رفع نمیشه؟
    سلام.ممنونم خانم یزدانی
    امیدوارم مشکل شما هم حل بشه.

    من قدم 156 و وزنم 49

    با اینکه وزن و قدم متناسبه ولی خب چیزی به عنوان اندام زنانه ندارم!!!ندارم. صفر. اگر هم چاقتر بشم که زشت تر میشم. فقط شکم میارم و تازه تناسبم هم به هم میریزه. من یکمی هم فکر میکنم اگه لاغر تر بودم شاید بهتر بود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط باران13 نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    استارتر عزیز، تمام مخلوقات پروردگار منحصر به فردند و با هم تفاوت دارند و مردها هم جزو مخلوقات خد-ا به حساب میان! پس لطفا برای همه یه نسخه دقیق نپیچید! همه زیبایی رو دوست دارند ولی زیبایی چهره اولویت اول همه نیست. (لطفا از لحنم ناراحت نشید)
    من آدمیم که زیاد پست نمیدم ولی این جا نظرم رو میگم چون فکر میکنم لازمه! ببینید خانم الهام 77 من خودم به شخصه عاشق دختری به نام الهام شدم، خیلی دوستش داشتم و دارم(با اینکه میدونم به من نمیدنش!)، قیافش به دلم مینشست ولی همه می گفتن تو خیلی از اون خوشگلتری ولی به نفسه این مسئله برام مهم نبود چون
    من علاقمند زیباییهای دیگش شده بودم که پایدار و همیشگی بود و برام عامل تعالی بود
    در زمینه ناقص بودن عقل من خودم به شخصه این مسئله رو اصلا قبول نداشته و ندارم؛ یادمه یه بار که سخنرانی مرحوم ربای لوباویچ(موسس موسسات خیریه خباد) تو نیویورک فک کنم با عنوان ((حجاب، نشانه ا.لهی)) رو داشتم میشنیدم ایشون گفتن که پروردگار در تورات برای آفرینش زنان از کلمه (( وا ای وِن تا حدودی معادل build )) استفاده می کنه که این کلمه در زبان عبری هم ریشه کلمه فهمیدنِ، در ضمن این کلمه به معنی ساخت کُل هم هست که توضیحش طولانیه، ایشون اعتقاد داشتن پروردگار در بعضی از جنبه های زندگی فهم بیشتری رو به زنان هدیه کرده، در همین زمینه امانوئل کانت اعتقاد داره که زنان در بعضی جنبه ها اگه پایینتر باشند در بعضی جهات مثل ذوق و ظرافت، نازک‌طبعی، شعور علمی، و عواطف بالاترند و در آخر کانت هم مثل روسو اعتقاد داره که در این زمینه زن و مرد مکمل هم هستند
    موفق باشید




    سلام. ممنون از توضیحاتی که در ورد خلقت زن دادید. خوشم اومد. ممنونم.
    راستش من اصلا منظورم این نبود که همه مردا مثل هم هستند و مردهایی هم که ظاهر براشون مهمه دارن اشتباه میکنن. خب براشون ذاتا مهمه. علاقه به زیبایی در فطرت همه هست در فطت مردها برای انتخاب همسرشون هم هست. خب اگر مردی هم زیبایی همسرش براش مهمه اصلا نمیشه بهش ایراد گرفت.

    در ضمن مشکل من زیبایی چهره فقط نیست. ببینید به نظر خودم خوبم. ولی خب ظریف و خوشکل نیستم.از نظر خودم ایرادی ندارم. ولی خب مساله اندام زنانه برای حتی روحیه خود زن مهمه. خب برای مردها هم مهمه. به نظرم خب اندام های زنانه یک جور جذابیت خاص برای پآقایون ایجاد میکنه که نمیشه اصلا نادیده اش گرفت. مشکل من بیشتر این قضیه است.و گمان میکنم دلیل ابتخاب نشدنم همین نداشتن اندام زنانه باشه.

    در ثانی من گفتم جلوی همه ی اون مردهایی رو که میگن زن ناقص العقله میگیرم. نگفتم که جلو همه مردا رو.

    براتون آرزو میکنم اگر به خیرتون هست به الهام خانم برسید و اگر هم نیست که خدا آنچه به صلاحتون هست رو براتون مقدر کنه.

    در کل مشکل من اینه که الان در سنی قرار گرفته ام که مساله ازدواج جزئ دغدغه های اصلی ام شده. نیازهایی هست که اذیتم میکنند. گاهی احساس میکنم یک دنیا عشق و محبت در قلبم هست و میخواهم آنرا به کسی بدهم اما آن شخص رو پیدا نمیکنم. به اطرافیانم محبت میکنم و رابطه ام با همه خوبه. واقعا هر کاری از دستم برای هر کسی بر بیاد انجام میدهم. غم و شادی دیگران برام مهمه. ولی گویا یک نوع خاص محبت کردن هست که دلم اون رو میخواد. و خب نیازهای جسمی هم هست.

    من الان درگیر یک فکر هستم. اینکه آیا باید واقعیت رو بپذیرم و قبول کنم که ممکنه اصلا انتخاب نشم؟ و برم به بقیه بخش های زندگی ام برسم؟
    یا اینکه امیدواری در واقع یکجور خیالپردازی محسوب میشه و باید از امید به اینکه انتخاب بشم دست بردارم؟

    به نظرم در سن و شرایطی هستم که باید برنامه ی آینده خودم رو مشخصا بدانم.من خوشبختی رو صرفا در ازدواج نمیبینم. خوشبختی من در خودمه. در اینه که هستم و میخوام از چیزهایی که دارم استفاده کنم. میخوام چیزهای زیادی رو یاد بگیرم و مورد استفاده قرار بدم. میخوام از چیزهایی که بلدم و تا حالا یاد گرفته استفاده کنم و اونها رو به کار بگیرم.در اینکه با خانواده ام هستم و برق رضایت از خودم رو در چشم پدر و مادرم میبینم. من با اینکه خوشکل نیستم هیچ کسی تا حالا جرات نکرده به من بگه زشت. هیچ کسی به خودش اجازه نداده منو به خاطر ظاهرم مسخره کنه. و این به خاطر اینه که من اجازه اینو بهشون نداده ام. خودم رو اونقدر بالا میدونم و خوبی های ارزشمندی در خودم میبینم و بروزشون میدم که دیگران هم اونها رو میتونن ببینن. من اینها رو خوشبختی خودم میدونم.
    ولی وقتی به شدت احساس نیاز به حضور کسی دارم به سایه اش به آغوشش به اینکه بهش محبت کنم، و ندارمش، یکجور غم بزرگ به دلم میشینه. غمی که انگار هیچ چیز دیگه ای توی دنیا به جز خود اون شخص نمیتونه از بینش ببره. حتی ارتباط با خدا هم نمیتونه این خلا رو پر کنه. میدونم که خدا منو خیلی دوست داره. دلیلی نداره که دوستم نداشته باشه. من براش بنده ی بدی نبوده ام. ولی وقتایی که دلم میخواد یکی توی گوشم جملات عاشقانه زمزمه کنه یا محکم بغلم کنه خب خدا جسم نیست که این کار رو برام بکنه. یا وقتی دوست دارم یه مادر باشم و یه بچهی خوب و سالم و قوی بار بیارم و از همه ی مطالعاتی که داشته ام استفاده کنم برای تربیت فرزندم، باز هم خدا نمیتونه برای من فرزند بشه.
    چقدر خوب بود اگه میتونستم این نیازها رو نداشته باشم. اونوقت حس نمیکردم خوشبختیم ناقصه.
    این احساس خلا گاهی منو میکشه.

  12. 3 کاربر از پست مفید elham77 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 13 مهر 92), sanjab (یکشنبه 14 مهر 92), شیدا. (پنجشنبه 18 مهر 92)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    [qالهام خانم سلام
    نظرات خودت جامع هست و منطبق با حقيقت بهت تبريك ميگم و آرزوي خوشبختي برات دارم اما چند نكته:
    1- الان هم دختران و هم پسران زيادي هستن كه ازدواج نتونستن بكنن حد اقل ما 5 يا شش تا در دورو بر نزديكمون كه ظاهر و ساير شرايطشون كمبودي نداره موندن؟
    2- خودت گفتي ... تو هم نتونستي حتي در عالم تنهايي خودت يكي را انتخاب كني و بقول خودت تيرت را بطرفش شليك كني؟ خب به جنس مخالفت هم حق بده
    3- اينكه همه ميگن چرا ظاهر دخترا ملاك براي انتخاب ميشه اين علتش اينه كه امكان شناخت غير ظاهر كم است بخاطر همين هم يك چهارم ازدواجهاي خوشگل و همه چي مهيا به طلاق منتهي ميشوند؟ پس ظاهر انتخاب نهايي كسي نيست.
    4- شما بنظرم بايد رلكس و لوند و ... باشيد و احساس اندامهاي زنانگيتونو زنده و فعال نگهداريد و بهش عشق بورزيد چه بسا افرادي هستند كه برخلاف ميل دروني هميشه در حال سركوب احساس و اندامهاي جنسيشون هستن اميدوارم شما ازاين طيف نبوده باشن هر اندامي اندازه توجهش رشد ونمو پيدا ميكند در كنار ژنتيكش.
    آيا شما رغبت و علاقه به نماياندن ( منظورم برهنگي نيستا ) و به رخ كشدن اندام زنانتان در رفتارهاتان هستي تا تشيق به رشد و برجسته شدن بشوند؟؟؟؟
    5- حرف آخرم حرف شود شماست با بدن و افكار و ...... هرچه كه داريد براي بهرمندي از تمام نعمتهاي خدادادي به انواع روشها و قوانين خلق شده بدون محدود كردن متحجرانه خود بپردازيد هر چه قسمت شد همان صلاتونه . فقط خودت خودت را محدود و ... نكن و تيرهاتو بنداز به اهداف مختلف كه يكيش هم ازدواج كردن هست نگذار تيرهايت در كيسه بمانند.

  14. 3 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 13 مهر 92), elham77 (شنبه 13 مهر 92), meinoush (یکشنبه 14 مهر 92)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    حتما پیش پزشک غدد برو و راجه به این بپرس

    گفتی اندامت لاغره و اندام نداری ، رشد اندام پایین تنه و سینه نیست ، تو صورت گونه و لپ ها خودشون اندام محسوب میشن که اگه مشکلتون رفع بشه صد در صد درست میشه اگه صورتت پر بشه بینی اصلا به چشم نمیاد ...

    حتما یه سر به پزشک متخصص غدد بزن پشت گوش ننداز به بقیه گوش نده برو چون تنبلی اندام داخلی رحم و تخمدان میتونه دلیلش باشه که اندامت طبیعی رشد نکردن ولی دیر نیست .

    و یه چیزو رک بگم دخترا تو دانشگاه خوشگل نیستن ، با گذر زمان آرایش کردن و اینکه چه آرایشی بهشون میاد رو یاد میگیرن به همین دلیله که ترم بالاییا خوشگل تر به نظر میرسن ( واقا دانشگاه تجربیات آرایشگاهه من خودم کلی تجربیات یاد گرفتم خخخخ )


    ویرایش توسط Elena1994 : شنبه 13 مهر 92 در ساعت 19:36 دلیل: غلط املایی

  16. 2 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    elham77 (شنبه 13 مهر 92), meinoush (یکشنبه 14 مهر 92)

  17. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 16 آذر 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-4-16
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    2,154
    سطح
    28
    Points: 2,154, Level: 28
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    47

    تشکرشده 35 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    النا جان من اصلا کاری به بینیم ندارم. اصلا کاری به چهره ام ندارم.
    مشکلم بیشتر اینه که اندام زنانه ندارم.
    تنبلی تخمدان که فکر نکنم داشته باشم. البته اطلاعاتی در این زمینه ندارم. ولی خب قاعدگیهام منظمه. گمون نکنم تنبل باشه.
    دکتر هم سوم راهنمایی رفتم. ولی گفت مشکلی نیست.دیگه بعدش نرفتم.

    آقا حسین من اصلا آقایون رو محکوم نمیخوام بکنم. توضیح هم قبلا دادم.
    حس زنانگی در من هست. اما گمان نمیکنم حس زنانگی باعث رشد اندامها بشه.منظورتون رو از این نفهمیدم.
    من به جسم خودم اهمیت میدم و دوستش دارم و برام عزیزه.من هم مثل هر زنی روحیه ی جلوه گری رو دارم. ولی خب اولا که در حد معقول این جلوه گری رو در رفتار و حرفهام دارم.یعنی میتونم شخصیت و اخلاق خودمو جلوه و بروز بدم. اما در مورد جلوه گری ظاهر با اینکه جسمم رو دوست دارم و دوست دارم کسی هم منو با همین جسمم دوست داشته باشه ولی همیشه دلم خواسته فقط برای یک نفر باشم.در ثانی، فرضا من خیلی هم میل به جلوه گری داشته باشم. چی رو از جسمم جلوه بدم؟ ؟؟؟
    آخه یه چیزی میگیدااااا
    آقا حسین
    ظاهر ملاک انتخاب هست. ولی خب دلیلی بر موفقیت ازدواج نیست.موفقیت ازدواج بسته به مسائل دیگه ای هستند. و هم من و هم شما این رو میدونیم. ولی در بحث انتخاب مهمه. به خصوص برای آقایون.
    من خودم میدونم اگه ازدواج کنم بلدم برای خوشبختی چطور باید زحمت بکشم. ولی خب چند سالی هست که اصلا انتخاب نمیشم. قبلا هم موارد خیلی محدودی بوده.
    وقتی انتخاب نمیشم چطور میتونم توانایی های خودمو در مساله زندگی مشترک بروز بدم؟

    اینکه خودم هم کسی رو انتخاب کنم خب نیاز به یک نیروی علاقه واقعی داره. نمیدونم منظورم رو میفهمید؟

    - - - Updated - - -

    کسانی که مشکل منو دارن شاید اگه اینجا رو بخونن براشون مفید باشه.
    http://www.salamatiran.com/NSite/Ful...d=47559&type=2

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    اون موقع بچه بودی ، تو برو من یه چیزی میدونم که میگم دیگه عزیز من ، پیش متخصص غدد برو فقط برا تخمدان نیست دیگر واکنش های بدنت رو بررسی میکنه تیروئید رشد و ... ، بارم گفتم پشت گوش ننداز ضرری که نداره یه سر حتما بزنیا قول دادیا ، موفق باشی

  19. کاربر روبرو از پست مفید Elena1994 تشکرکرده است .

    meinoush (یکشنبه 14 مهر 92)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 49
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 مرداد 94, 11:51
  2. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 فروردین 94, 07:51
  3. به طلاق و جدایی فکر کنم یا صبور باشم؟؟
    توسط mapar202 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 28 آبان 93, 17:15
  4. برای تموم کسایی که پیشمون نیستن
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 اسفند 90, 00:34

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.