سلام . خوب تمام سعیمو کردم باهاش مهربون باشم به نیازش پاسخ بدم و غذاشم میپزم میشه گفت فعلا هوا آفتابی اما من هنوز با اخلاق های نیما مشکل دارم که بدترینش راجع به خانوادشه ! اون اوایل که تازه به هم محرم شده بودیم خانوادش خیلی منو تحقیر کردن آزار دادن حتی مادرشوهرم جلوی جاریم زد توگوشم نیما مثل ماست واستاد نگاه کرد ! دلم باهاش صاف نمیشه اعصابم با هر بار یادآوریش به شدت بهم میریزه بعد اینکه نیما خیلی ساز مخالف میزنه و خیلی ایراد میگیره سرد و بی تفواته اینجوری که هست اصلا نمیتونم نسبت بهش احساس محبت و علاقه داشته باشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)