به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 93 [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1392-6-03
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,158
    سطح
    18
    Points: 1,158, Level: 18
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 18 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام برادر گرامی
    همینکه آمدین اینجا تا این مشکل را حل کنید بسیار خوب است.
    این نشان می دهد که شما خودتان می دانید که این احساس اشتباه است و می خواهید حلش کنید.امیدوارم راهنمایی های خوبی دریافت کنید.
    من هم سوالاتی دارم:

    1. سن شما و سن همسرتون و سن این خانم چند سال است؟
    2. رابطه عاطفی شما و خانمتان چگونه است؟
    3. از نظر زیبایی همسرتان و این خانم را چگونه ارزیابی می کنید؟
    4. اعتقادات خودتان و همسرتان و این خانم چگونه است؟
    5. اگر همسرتان همچین احساسی به کس دیگری داشته باشد واکنشتان چه خواهد بود؟
    6. اگر کسی به همسر شما همچین احساسی داشته باشد چه طور؟
    7. آیا فکر می کنید کمبودهایی در زندگی مشترکتان دارید که به طور ناخوداگاه آن را در این خانم جستجو می کنید؟
    8. مدت این مشغولیت ذهنی و راه حلهایی که تا به حال امتحان کرده اید؟
    ز وقتی که گذاشتید تشکر می کنم:‌
    1- من سی سال همسرم 27سال این خانم28 سال.
    2- در حد متوسط است از همان ابتدای زندگی از لحاظ عاطفی وجوه اشتراک و البته افتراق زیادی با هم داشتیم. اما عشق و علاقه ای در میان نبود در ادامه به هم عادت کردیم قبل از این که عاشق این خانم شوم علاقه ام به همسرم داشت از مرحله معمولی بالاتر و به عشق می رسید اما الان نه.
    3- همسر خودم از لحاظ معیار های زیبایی شناختی به مراتب از او زیبا تر است . این را زمانی که شعله های عشق به آن خانم فروکش می کند با یک نگاه ساده در می یابم. اما از آن جا که عشق انسان را کر و کورمی کند و من غالب اوقات گرفتار عشق آن خانم هستم او را زیباتر از همسرم می دانم. در ضمن از لحاظ ج ن س ی چیزی برای من کم نمی گذارد.
    4- از لحاظ اعتقادی به ان خانم بیشتر از همسرم نزدیک هستم. مدت زیادی است که با او همکارم و از آن جا که با او هم اتاق بوده و بسیاری از اوقات تنهایی را با هم به بحث نشسته ایم او را بسیار با معلومات و با سواد یافته ام . او جلسات سخنرانی و سمینار های متعددی برگزار می کند که با استقبال خوبی هم رو به رو می شود . همسرم تحصیلاتی ندارد اما بسیار اهل فضل فروشی است و نمی تواند مرا درک کند.
    5- اگر همسرم کمی مرا در این قضیه درک می کرد شاید من تا این حد به این وضع دچار نمی شدم. سعی می کردم گارد دفاعی نگیرم. تا او هم در مقابلم گارد نگیرد. به نظر شما اگر همسرم کمی مرا درک می کرد من الان در این تالار نشسته بودم و با شما درد دل می کردم ان هم پنهانی و بدون این که او متوجه شود؟
    6- باید بررسی کنم آیا همسرم هم تمایلی با ارتباط با او دارد یا نه؟ اگر تمایل داشت و من و آن آقا از لحاظ اعتقادی و سایر جهات می توانستیم با هم دوست باشیم به همسرم اجازه رابطه خانوادگی کنترل شده با حضور خودم را می دادم. بالاخره رابطه خانوادگی و نشست و برخاست خارج از محیط اداری تا حد زیادی احساسات طرفین را ارضا می کند. اما اگر همسرم مایل به این کار نبود برخورد جدی می کردم همان طور که یک بار یک نفر در خیابان مزاحم همسرم شد و من موضوع را حتی به فرمانداری هم کشاندم.
    7- نمی دانم کمبود را چه باید معنا کرد. البته مطمئنم من و همسرم حد اقل از لحاظ معلومات و نوع نگرش به زندگی در یک سطح نیستیم. من همواره به همسرم به چشم یک دختر بچه نگاه می کنم و واقعیت هم همین است. اما آن خانم مانند یک زن عاقل و جاافتاده به زندگی و مسایل می نگرد. سایر توضیحات را در بند های قبل داده ام.
    8- هیچ راه حلی را امتحان نکرده ام چرا که به نظرم فقط دو راه حل وجود دارد:‌1- کارم را ترک کنم تا دیگر او را نبینم. این راه حل شدنی است اما دو اشکال دارد.اول این که با شرایط سنی من امکان شروع از صفر وجود ندارد و من نمی توانم شغل رسمی دولتی خود را رها کنم. دوم اینکه این فقط پاک کردن صورت مساله است و زخمی که حدود دو سال است از عشق به این زن خورده ام التیام نیافته و فقط فراموش شده و ممکن است دوباره در موقعیتی دیگر ودر مورد شخص دیگری تکرار شود. 2- سوار ماشین زمان شوم و برگردم به 8 سال پیش که هر دو مجرد بودیم و به خواستگاری او بروم و با هم ازدواج کنیم که این حداقل تا حال حاضر غیر ممکن است!!!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    کاری که باید شما بکنید اینه که دقت کنید ببینید دقیقا چه چیزایی در رفتار افکار یا ظاهر این خانم هست که شما جذبش شدین. اینا میشن نقاط اسیب پذیرتون. بعدش که بهشون اگاهی پیدا کنین می تونید مدیریتشون کنید. موفق باشید.
    اتفاقا روی این موضوع خیلی فکر کرده ام و همین است که باعث شده به حد جنون برسم. درمقابل او پر از نقطه ضعفم. او یک قدرت بزرگ است. ممکن است در صورتی که بیشتر بخواهم بنویسم روزی لو بروم و او هم لو برود چون به خاطر شرایط شغلی اش احتمالا از این سایت هم بازدید خواهد کرد. اما تمامی سازمان الان به او تکیه دارد. من هم از اوانی که با او همکار و هم اتاق بوده ام در امورات به او تکیه کامل داشته ام. همیشه از همه سر بوده است. حتی بارزسینی که از اداره بازدید می کنند در فرم های بازرسی محرمانه که متاسفانه من بعضی از ان ها را دیده ام از او به عنوان پدیده ویژه یاد کرده اند. آن ها هم عاشق او هستند؟ من چه چیزی را می توانم مدیریت کنم؟ نقاط ضعف فراوان خود را که در برخورد با او خود را نشان داده است؟ شاید اگر ده سال قبل بود و هنوز نیروی نشاط و عنفوان جوانی را داشتم می توانم خود را قوی کنم و به حدی برسم که او و امثال او متحیربمانند اما الان فقط باید حسرت بخورم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sarah khasteh نمایش پست ها
    سلام.فقط کافیه یک لحظه به عواقب این احساستون فکر کنید.به همسرتون که چقدر برای ایشون و زندگیتون و ایشون برای شما و زندگیتون وقت و جوونی و انرژی و فداکاری کردین.به مادر بچه تون کسی که نه ماه با عشق توی وجودش فرزندی که بوجودآورندش بودین بزرگ کرد و به دنیا آورد.این حرفا چیه که عاشق همکارتون شدید.شما فقط ظاهر ایشون رو سر کار میبینید.از کجا میدونید توی بطن زندگی هم شخصیت و رفتارش مثل سر کار باشه.ما آدمها بعد ازدواج فقط عیب همسر رو میبینیم و مرغ همسایه از چشممون میشه غاز بی عیب و نقص و زیبا. قدر زندگی تون رو بدونید.و به این افکار بها ندید.روی خوبیای همسرتون فوکوس کنید.سعی کنید روابط صمیمانه و باهم بودنتون با همسرتون رو بیشتر کنید.وقت بیشتری با هم باشید تنوعی توی زندگیتون ایجاد کنید براشون لباسهایی جذاب بخرید براتون بپوشن. خواهش میکنم فقط به معصومیت بچه تون رحم کنید.
    از لطفی که کرده اید ووقتی که گذاشتید تشکر میکنم.
    من نه فقط یک لحظه که ماهها است بر روی این موضوع فکر کرده ام. من از آن زن فقط ظاهر اداری اش را ندیده ام. او با من درمورد بسیاری از زوایای زندگی خود صحبت کرده است. اتفاقا شوهرش هم با من رفیق است و با هم رابطه رفاقتی خوبی هم داریم و همدیگر را حداقل با در نظر گرفتن معیارهای معمولی دوست داریم. با وجود مخالفت همسرم چند بار به خانه هم رفته ایم و رفت وآمد خانوادگی چندی هم با هم داشته ایم. دخترش هم با دخترمن دوست است و با هم در یک مرکز آموزشی هستند. ما تا این حد از هم شناخت داریم!

  2. کاربر روبرو از پست مفید نمی توانم حلش کنم. تشکرکرده است .

    meinoush (جمعه 05 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.