ببین عزیزم هیچیکی نمیگه فراموش کردن سخت نیست! همه دارن میگن منم میگم سخته خیلی هم سخته!
ببین اون اقا تعهدی به شما داشت؟ خوب نداشت حتی خواستگاری رسمی هم نیومده بود! اومده بود؟
پس بدون برای شما اینقدر هم ارزش قائل نبوده که رسما یک بار اقدام کنه!چون قصد و نیتش چیز دیگه ای بوده!
اخه دست شما رو بگیره راه بیفته تو اداره و پیش دوست اشنا بگه این نامزدمه همین کافی بود؟! یه بار شک نکردی این دیگه چجور نامزدی؟اینو میگن نامردی!!!
اخه کسی که یک بار خانه شما نیومده چجور بهش اعتماد کردین؟
اونایی که چند سال زیر یک سقف زندگی میکنن بعد جدا میشن چجوری میتونن فراموش کنن؟
دوباره میرن ازدواج میکنن خیلی خوش و خرم به زندگیشون ادامه میدن.
بلاخره این اتفاق هم تو زندگی شما اتفاق افتاده کاریش هم نمیتونی بکنی فقط این میشه یک تجربه و درس عبرت که به هر کسی و ناکسی دل نبندی و سلام هر بی سرو پایی رو علیک نگی!
الان شما هم به جز یه وعده تو خالی از طرف این اقا که قصدش فقط سرگرمی بوده هیچ تعهدی به هم ندارین چیز خاصی هم بینتون نبود
هر چی بوده هم تا اینجا همش از طرف خودت بوده هر تلاشی بوده هر ابراز علاقه و احساساتی بوده از طرف شما بوده اخه به نظرتون این رابطه یک طرفه میتونست سرانجام خوبی داشته باشه!
پاشو یه تکونی به خودت بده و واسه اینده و زندگی بهتر برنامه ریزی کن اخه هنوز که سنی هم ندارین که اینقدر خودت ببازی!
از این اتفاقا واسه همه دختر پسرها پیش اومده فقط تو نیستی اولیش نیستی اخریش هم نیستی!








علاقه مندی ها (Bookmarks)