به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 16 نخستنخست 123456789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 154
  1. #41
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    آقای sci من همیشه همیشه در صورت درخواست از همسرم جواب رد میگیرم. مگر اینکه خیلی اصرار کنم و گیر بدم و اون برای اینکه دعوا نشه قبول کنه و یا ذعوا کنیم و اون کوتاه بیاد که بعدن تلافی سرم در میاره و پشیمونم میکنه. اون هم معتقده منم که همیشه حرف اونو نمیپذیرم و اگر مخالف میلم باشه دعوا راه میندازم.
    (فقط یکبار تونستم جواب مثبت بگیرم. چند روز برای اون درخواست وقت گذاشتم!! و نهایتا موفق شدم ازش بخوام امسال موقع سال تحویل خونه ی خودمون باشیم! همیشه که اینقدر وقت و انرژی ندارم!)
    .

    1. من user manual ای از شوهرم ندارم. میخوام بهش فکر کنم و موارد رو پیدا کنم.

    2. فکر میکنم توجه من به همسرم دوباره اوضاع زندگیمون رو بهم میریزه! یک دوره این کارو کردم. خیلی بهش بها دادم و توجه کردم. ولی از اون ور بوم افتادم. و حسابی خسته و ناامید شدم. محبت های بی نتیجه و بی پاسخ که سریعا تبدیل به وظیفه می شد.

    3. هر چی نوشته های شما رو می خونم باز هم به این سمت میرم که چطور شوهرم رو راضی کنم! من ذاتا منفعلم!

    سوال مهم من : آقای sci من چطور می تونم یاد بگیرم خودم رو در اولویت بذارم؟ درخواست هام برام مهم باشه؟ اگر اون برام کاری انجام بده احساس کوچیک بودن یا مدیون بودن نکنم و معذب نباشم؟ من عملن شوهرم رو به سمت جواب منفی میبرم! انگار که خواسته ی زیادی ای دارم!
    .

    مشکلات من : تماس چشمی برام سخته ولی تمرین می کنم. وقتی هم که یه بار جواب منفی میگیرم موقع تکرار درخواست لحنم ملتمسانه میشه. گاهی خیلی عصبی میشم و حرفهام نه برای درست کردن یه مشکل بلکه فقط برای تخلیه روحیه! ...
    .

    چطور میشه درخواست کرد و جواب مثبت گرفت؟ خواهش می کنم هر وقت که موقع اش شد بهمون بگین.
    ممنونم. هزاربار ممنونم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  3. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array

  4. کاربر روبرو از پست مفید نگاه تشکرکرده است .

    رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  5. #43
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    با خلاقیت، کاری انجام دهید که نامزدتون بطور داوطلبانه ....

    نه به خاطر شما! یا اینکه ناراحت نشید شما! یا از ترس شما!

    به خاطر خودش و اینکه عاشق شماست این کار رو انجام بده....


    خلاق باشید و منتظر ننشینید که چه میشود، شما باید خالق آنچه می شود باشید!
    در غیر اینصورت بی شک ضرر می کنید.
    آقای sci این فوق العاده است. این نهایت آرزوی منه! این که کاری رو که میخوام انجام بده به خاطر زندگیمون، به خاطر خودش، داوطلبانه و به خاطر اینکه دوستم داره! نه به خاطر اینکه من میخوام یا دعوامون نشه و ...


    - - - Updated - - -




    همه جنگ من، همه ی انرژی و تمرکز من روی بهبود زندگی مشترکم هست. وقتی نوشته های خانم setayesh92 رو می خونم می بینم که اون هدف های دیگه ای هم داره و به خودش بیشتر از من اهمیت میده. من خودم رو و اهداف شخصی ام رو کنار گذاشتم و فراموش کردم... چون نمی تونم روی هیچ چیز دیگه ای تمرکز کنم.

    من با یک مرد پرخاشگر زندگی می کنم و او با یک مرد منفعل ... فکر می کنم برای همین او آروم تره..

  6. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  7. #44
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    سلام. من سعی کردم یه تاپیک تازه باز کنم و راهنمایی های آقای sci رو اونجا پشت سر هم و خلاصه بیارم. اما خوب از آب در نمی یومد و خیلی نکات از بین می رفت.
    بنابراین دوباره به این تاپیک برگشتم و امیدوارم که بتونم همین رو ادامه بدم.
    دوستان لطفن فقط در صورتی که سوالی مرتبط با موضوع مشاوره دارید بپرسید و پست های اضافی و نامربوط نگذارید. ممنونم.
    .
    .
    سلام آقای sci، من سعی می کنم تمرین ها رو ادامه بدم اما زیاد موفق نبودم. باز هم دارم به سمت انفعال میرم. میخوام که همه چی آروم باشه بنابراین درخواست نمیکنم و نه نمیگم و حتی اشتباهاتم رو نمی نویسم!
    .
    آقای sci من دیروز دوباره حال خیلی بدی داشتم. نفرت، خستگی، به شوهرم و کارهاش و خانواده اش و ... فکر میکردم و تحمل دیدینش رو نداشتم. توی همون حال خواست که با هم باشیم. خیلی سختم بود ولی بعدش بهتر شدم. سعی کردم فکرم رو متوقف کنم و خودم رو شاد کنم. برای خودم موسیقی شاد گذاشتم و یه پیرهن خوب پوشیدم و ...
    فکر می کنم شوهرم شاد بودن رو دوست نداره. آهنگ رو خاموش کرد و طبق معمول تلویزیون رو روشن کرد... ولی جدن فکر کنم همینقدر هم روی خودش تاثیر داشت. او نمیخنده مگر این که بخواد کسی رو مسخره کنه یا به مسخره بازی و اشتباه دیگران میخنده.
    .
    وقتی یه دوش گرفتن، یه پیرهن و عطر، یه کم آهنگ و یه خنده و رقص کوچیک تصنعی و زورکی می تونه شادی واقعی برام بیاره چرا اینکارو نمیکنم؟!
    .
    .
    بعضی وقت ها ناامیدی وحشتناکی سراغم میاد. اگر توی اون شرایط مشکلی پیش بیاد دیگه نمی تونم آروم باشم! احساس بدبختی، اسیر شدن و ... این ها دیروز به خاطر این هم بود که دستورات شما رو اجرا نمیکنم.
    .
    قرصمو نمی خورم. به خودم نمیرسم. میوه و شیر نمی خورم. برای خودم هیچ کاری نمیکنم ...
    .
    1. بشقاب میوه رو از جلوی همسرم برداشتم.
    2. بشقاب تخمه رو از جلوی شوهرم برداشتم.
    3. بشقاب شام رو از جلوی شوهرم برداشتم.
    4. براش آب ریختم بردم.
    5. ... چرا همش دستور میده؟ من بیارم من ببرم؟ منم خسته ام. من دیرتر از اون به خونه میرسم...
    6. همه حقوقم رو بهش میدم.
    7. راجع به پولی که کم داریم میدونم داره بهم دروغ میگه. ولی به روش نمیارم.
    8. ...

    .
    .
    از امروز دوباره توی دفتریادداشتم می نویسم. حواسم رو جمع می کنم. حرفم رو با جملات من و xyz می زنم و درخواست می کنم.
    کاش جواب سوال های قبلی من رو میدادید... من به راحتی خودم رو فراموش می کنم... از این انفعال می ترسم ... از اینکه دوباره پرخاشگر بشم.
    .
    اگر کسی مراقب خودش نباشه چه کارش میشه کرد؟!!!

  8. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    sci (پنجشنبه 28 شهریور 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  9. #45
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    سلام خانم،
    سوالات قبلی رو بطور خلاصه ذر این تایپک مطرح کنید، حتما جواب می دهم.
    اگر ممکنه تمامی توصیه ها رو خلاصه کنید و در این تاپیک همه رو بنویسید و بطور جدی اونها رو اجرایی کنید
    شما مراقب خودتون هستید... برای همه پیش میاد که گاهی خطاهای شناختیشون زیاد بشه
    به همه دوستانی که این تاپیک رو می خونند و رفتار جرات مندانه رو می خوان تمرین کنند توصیه می کنم که پستی با عنوان افکار منفی و خطاهای شناختی در تاپیک : مشاوره تخصصی pooh با sci گذاشتم رو بخونند

    سوالاتون رو بپرسید... مطمئنم موفق می شوید!

    ضمنا اگر اون سوالات نارنجی مد نظرتون بوده، قبلا در موردش در تاپیک قبلی و در تاپیک دیگر خانم شایسته توضیحاتی داده ام
    می تونید اینها رو با هم جمع و جور کنید؟

  10. 3 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    setayesh92 (چهارشنبه 03 مهر 92), she (شنبه 30 شهریور 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  11. #46
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    پ.ن: با عرض معذرت از خانم ستایش، به دلیل وقت محدود از همان ابتدا اشتباه کرده ام و اشتباه در دفترم یادداشت کرده ام!
    لذا هرکجا نوشتم خانم شایسته منظورم همان خانم ستایش است

  12. 6 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 31 شهریور 92), mohi (یکشنبه 10 اسفند 93), setayesh92 (چهارشنبه 03 مهر 92), she (شنبه 30 شهریور 92), نگاه (شنبه 30 شهریور 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  13. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    بی نهایت از دیدن این تاپیک خوشحال شدم واقعا از مدیران همدردی ممنونم و حتمن در اولین زمان ممکن شارژ عضویت رو پرداخت میکنم.
    .
    آقای sci ازتون ممنونم. آقای دکتر من نمی دونم دقیقا چطوری باید سوال کنم! این هایی که می نویسم احساس هایی هست که من دارم :

    1. افکار منفی زیاد -- در مورد خانواده همسرم// همسرم

    2. احساس تباه شدن و از دست دادن زندگیم :
    - به خاطر بی پولی، نداشتن تفریح
    - به خاطر عدم تفاهم، درک نشدن، اینکه چیزی ازش یاد نمیگیرم.
    - به خاطر کارم که دوستش ندارم و پولش هم برای خودم نیست.
    - به خاطر اینکه به علاقه مندی هام(هنر) نمیرسم.

    3.ناامیدی ، بی برنامگی-- کاری برای خودم نمی کنم حتی برای سلامتی ام. خودم رو دوست ندارم.

    4. احساس نفهمی و حماقت می کنم :
    - همسرم بهم دروغ میگه و نمی فهمم.
    - همسرم سرم کلاه میذاره و نمی فهمم.
    موضوعات مهمی نیست : چاخان های روزمره، تصمیمات کوچیک، صمیمی نبودن، رک نبودن ...

    5. دوری و دلتنگی خانواده ام :
    - هر وقت به شهرستان برم با مشکلات سر زدن به خانواده اون مواجه ام و همش به اضطراب میگذره.
    - خودم رو به خاطر محبت های زیاد خانواده ام سرزنش می کنم. من کاری براشون نکردم.

    6. نداشتن خواب و تغذیه کافی -- دردهای کمر، احساس فرسودگی، ریزش مو

    7. احساس منفعل بودن در همه رفتارهای روزمره :
    - احساس فداکاری زیاد و دریافت ناچیز از همسرم
    - منت زیاد همسرم به من که همه کاری برات کردم
    - مورد بی احترامی قرار گرفتن توسط خانواده اش و اینکه نمیتونم از خودم دفاع کنم.
    - نمی تونم حتی از دوستانم درخواست کنم کاری برام انجام بدند چون احساس می کنم مزاحمشون هستم.

    .

    اغلب نمی تونم همسرم رو درک کنم. چون واضح حرف نمیزنه و نمفهمم چی فکر میکنه. نمی تونم اعتبارسازی//همدلی کنم. ما هر دو بهم بی اعتماد هستیم.
    .
    مثال : من می خواستم برم دانشگاهم تا تاییدیه تحصیلی بگیرم که برای کارم لازم بود. اصرار داشت که با من بیاد. نمی فهمیدم چرا میخواد بیاد. میگفت لازمه من هم باشم کمکت کنم! خودت نمی تونی بری!!! آخرش اینو به مادرم گفتم. داشتم با مادرم تعریف می کردم که گفتم با هم میخوایم بریم دانشگاه و ... مادرم گفت همسرم نگران اینه که من به دانشگاه بدهکار مالی باشم و بخوام برم پول بدم!!!! شاخ درآوردم! گفتم اصلن اینطوری نیست. شما که پول دانشگاه منو دادید و من بهش گفتم که تسویه کردم.
    ولی متاسفانه حرف مادرم واقعیت داشت. همسرم نگران همین موضوع بود و فکر میکرد من دارم ازش پنهان می کنم. ( من هرگز چیزی رو ازش پنهان نکردم هیچ وقت!)
    من شماره امور مالی دانشگاه رو به شوهرم دادم و گفتم میشه لطفن زنگ بزنی و برام بپرسی که تسویه حساب من درسته یا نه!!!
    اونم قبول کرد و دیگه نخواست که با من بیاد!!!!
    .

    - - - Updated - - -
    راهکارهای موارد بالا (!) :

    1. توقف فکر ، از راه جایگزینی با فکرهای متفاوت، یا کار یا تنفس یا موسیقی.

    2. باید یه کاری برای خودم بکنم.
    اهداف فعلی من:

    یادگیری رفتار جرات مندانه و نهادینه کردنش در خودم
    شروع به درس خوندن برای یادگیری یه زبان برنامه نویسی جدید و یه نرم افزار گرافیکی جدید
    خواندن زبان
    مطالعه در زمینه بارداری و فرزند پروری و اقدام در این زمینه
    موفقیت شغلی و شروع یه پروژه جانبی
    افزایش ساعات مطالعه ادبی و یکپارچه کردن نوشته هام برای چاپ، حضور در جلسات کانون
    شرکت در یه کلاس ورزشی

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    ببینید خانم، یک کاغذ سفید بردارید: (تعریف کاغذ سفید SCI: کاغذی نو، که قبلا مورد استفاده واقع نشده و از میان دفتری جدا نشده است، این کاغذ به محض پایان یافتن کاربردش قابلیت پاره شدن را دارد لذا کاغذی از یک دفتر هم نیست)
    کارهایی رو که در بالا آورده اید در ستون اول بنویسید
    در ستون دوم: در مقابل هر کار، نتایج مثبتی رو بنویسید که طی یک تا سه سال بعد از انجام کارها بدست می آورید.
    در ستون سوم: معایب هر کار رو مستقلا بنویسید که طی یک سال آینده در زندگی شما تاثیر منفی داره! و آنچه از دست می دهید اگر اون کار رو انجام ندهید! در این ستون نمی تونید معایب یک کار رو دلیل انجام کار دیگه بنویسید! مثلا : اگر بچه دار نشم ، می تونم درس بخونم! این عیب بچه دار شدن نیست و در این ستون جایی نداره
    حالا امتیاز دهید:
    برای هر مورد ستون دوم 3 امتیاز می ذاریم اگر نتایج اون طی سه سال حداقل پایدار باشند و اگر نتایج فقط یکسال پایدار باشند: 2 امتیاز می دهیم
    برای هر مورد ستون سوم: یک امتیاز منفی می دهیم. اگر آنچه از دست می دهید در زندگی شما بیش از یکسال پایداره، 3 امتیاز منفی می دهید.
    جمع امتیاز ها رو حساب کنید و اونها رو بر حسب اولویت مرتب کنید

    مسلما بعد از اولویت بندی، مرحله برنامه ریزی برای یکسال آینده است!




    3. ناامیدی، افسردگی : تاپیک خانوم pooh ، سندروم 30 سالگی.

    4 و 5 و 6 و 7. تمرین جراتمندی
    ویرایش توسط she : شنبه 30 شهریور 92 در ساعت 11:40

  14. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  15. #48
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    سوال های من :

    1.
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    خانم؛
    به هیچ وجه از شما ناراحت نشدم (خیلی کم می شه که کسی بتونه من رو ناراحت کنه!)
    آقای دکتر شما این حرف رو زدید تا ما راحت باشیم و یا واقعن اینطوریه؟ چطور همچین چیزی اتفاق افتاده؟ چطور دیگران شما رو ناراحت نمی کنند؟


    2. میخوام به همسرم بگم از آینده مون و بی پولی نگرانم. اون هیچ تلاش اضافی ای نمیکنه. حتی ممکنه همین کارش رو هم از دست بده. اهل کار و تلاش نیست. میخوام بهش بگم که توقع دارم یه کاری بکنه. برای نظام مهندسی نمیخونه. برای تدریس نرفت و ... نمی دونم گفتنش فایده ای داره یا نه. اون همش میگه که داره بیشتر از توانش کار میکنه و اهل درس خوندن هم نیست. اگر بگم بیشتر درس بخون دیگه اصلن هیچ کاری هم تو خونه نمیکنه.

    چی میتونم بهش بگم که فایده ای داشته باشه؟
    اون فقط توقع داره ازش تعریف و تشکر کنم.

    چه راهکار دیگه ای به غیر از حرف زدن وجود داره؟شاید اگر مجبور بشه یه فکری بکنه؟
    نمی تونم حقوقم رو بهش ندم. قسط هامون میمونه. سالگرد ازدواجمون نزدیکه. اون هیچ وقت پول نداره چیزی بخره...منم درکش می کنم.


    3. بهم فرصت میدید؟ من نتونستم درخواست هام رو بگم. باز هم سعی کردم شوهرم رو راضی نگه دارم. خواهش می کنم بهم فرصت بدید و این تاپیک رو رها نکنید.
    .
    من می ترسم.
    - شوهرم عصبانی که میشه من می ترسم. می ترسم تمرین ها رو انجام بدم. می ترسم درخواست کنم و صریح باهاش حرف بزنم.
    - می ترسم از خانواده اش و ازشون بدم میاد. نمی تونم حرفم رو بزنم.
    - وقتی کسی داد میزنه من می ترسم.
    .
    بهم فرصت میدین تا خودم رو پیدا کنم و بیام ازتون سوال بپرسم؟


    براتون بهترین آرزوها رو دارم. و از صمیم قلب ازتون ممنونم.
    ویرایش توسط she : شنبه 30 شهریور 92 در ساعت 12:38

  16. 2 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    میشل (چهارشنبه 08 آبان 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  17. #49
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    تعریفی از فرد منفعل و منفعل بودن :

    پرسیدید چرا اشتباه کردید! خب واضحه... چون منفعل بودید! شما تا کنون یا منفعل بودید یا پرخاشگر و حالا تصمیم گرفته اید که کاملا منفعل باشید! چرا؟
    شخصی که منفعل است:
    1. به هیچ وجه مورد توجه قرار نمی گیرد و جذاب نیست!
    2. صراحت و قاطعیت ندارد
    3. مانند یک سد محکم در برابر صمیمت عمل می کند
    4. بدون شک پرخاشگر هم هست! همیشه از کسی که منفعل هست می ترسم.. روزی می رسد که پرخاش می کند و اون پرخاش اصلا جالب نیست
    5. با تمام قوا سعی می کند که جذاب نباشد
    6. اعتماد به نفسش فوق العاده و روز به روز کاهش می یابد
    7. عزت نفسش بطوری کامل از بین می رود
    8. دچار آسیب های روانی و اختلالات شخصیتی می شود
    9. در ارتباط با همسرش بدون شک به بن بست می رسد
    10. به هیچ کس نمی تواند نه بگوید
    11. نظر خود را نمی تواند ابراز کند و زمانیکه نظر خود را ابراز می کند، قدر شنیدن " نه " را ندارد
    12. بعد از مدتی مسئول مستقیم شادمانی دیگران است
    13. انتقاد پذیر نیست و در مقابل انتقاد گارد می گیرد و دفاع شدید می کند
    14. پرخاش می کند و منعطف نیست
    15. به تدریج هر چه بیشتر تلاش می کند که نظر دیگران را با انفعال بیشتر و خوشحال کردنشان بدست آورد، آنها از او بیشتر دوری می کنند و کمتر مورد توجه قرار گرفته و دوست داشته می شود ( نظریه باتلاق انفعال SCI)
    16. از هیچ کس توقعی ندارد و هر چه کم توقع تر می شود، دیگران از او متوقع تر می شوند
    17. به خود و دیگران ( دقت کنید) احترام نمی گذارد
    18. حقوق فردی خود را نادیده می گیرد
    19. حقوق فردی دیگران را پایمال می کند
    20. هرگز گوینده و شنونده خوبی نیست!

    خب این ها فقط 20 مورد از نکات منفی یک فرد منفعل است. می توانم نزدیک به 80 مورد دیگر رو هم لیست کنم. پس این راهکاری که پیش رو دارید: مظلوم و نیازمند! اصلا نه تنها راهکار نیست بلکه خطرناک ترین زلزله ای است که می تواند در زندگی شما اتفاق بیفتد! خیلی مراقب باشید

    در خصوص صراحت داشتن :

    من برای شما نوشتم که صراحت شما بسیار خوب است!
    می دونید وقتی شما و مخاطبتان، هر دو صراحت داشته باشید، روند افزایش صمیمت شروع می شود! بصورت روز به روز بیشتر می شود! هر ثانیه بیشتر از ثانیه قبل!

    و وقتی یک نفر صریح است و دیگری پرخاشگر یا منفعل! روند صمیمت واقعا متوقف است! و وقتی هر دو طرف صراحت نداشته باشند روند صمیمت نزولی است!
    اما آیا صراحت کافی است؟ خیر! به هیچ وجه! قاطعیت در کنار صراحت شرط لازم سعادتمندی و جذابیت و رفتار جرات مندانه است اما بازهم کافی نیست..
    کسی جرات مند است که توانایی ابراز نظریات خود را در کمال احترام و مودبانه، صریح و قاطع، با احترام تمام به حقوق فردی طرف مقابل و خود، داشته باشد!
    دیدید که شما چقدر اشتباه کردید!! شما حقوق طرف مقابل رو نادیده گرفتید.. و البته حقوق خودتون رو! و فقط صراحت رو داشتید... که البته روش خودش رو داره... جالبه بدونید که کسی که جرات منده، گله نمی کنه و قهر نمی کنه و وقتی درخواستی رو در جمعی عنوان می کنه، همه نسبت بهش واکنش مثبت نشون می دهند! هر چند که فرد جرات مند اگر جواب همگانی "نه" بشنوه هم ناراحت نمی شه! چون حقوق فردی دیگران است و فرد جرات مند به حقوق فردی دیگران احترام می ذاره.
    حقوق فردی :

    حق بيان انديشه ها و ديدگاه ها، اگرچه با عقايد ديگران مغاير باشد
    حق ابراز احساسات و پذيرش مسئوليت ابراز آنها
    حق تغيير عقيده و عذرخواهى نكردن در اين باره
    حق اشتباه كردن و داشتن مسئوليت در قبال آن
    حق «نه» گفتن
    حق دادن پاسخ مثبت به ديگران
    حق گفتن «نمى دانيد»
    حق گفتن «متوجه نمى شوند»
    حق تقاضا كردن آنچه كه مى خواهيد
    حق مورداحترام بودن و به ديگران احترام گذاشتن
    حق استدلال كردن
    حق شنيده شدن سخنانتان و جدى تلقى كردن آن از سوى ديگران

    راهکارهای پیشنهادی آقای sci به من به طور کلی :


    تنها راهکار پیشنهادی:
    1. یادگرفتن و اجرای صحیح و دقیق راهکارهای قاطعیت و جرات مندی
    2. فرا گرفتن آداب گفتگو
    3. جلوگیری از آفتهای رابطه

    هر راهکاری غیر از اجرای توامان راهکارهای فوق را انجام دهید، انتظار زلزله قویتری در زندگی داشته باشید.

    مشکلات کلی من و نظرات آقای sci :

    من آدمی هستم که اصلن خواسته های مهم و الویت هاش مشخص نیست.
    چیز عجیبی نیست یکی از مسائلی که پیش روی فرد منفعل است همینه، که موجب می شه دیگران هم در مقابلش بلاتکلیف باشند! و برای همین مصاحبت با این فرد، جذابیتی برای دیگران نداره!
    اکثر مواقع دیگران هستند که الویت ها رو تعیین می کنند.

    چون شما منفعل هستید! خب باید سریع کاری کنید! شما باید، باید، باید آغاز گر باشید! فقط به آغاز کننده بودن فکر کنید! مثلا اگر قراره جایی مهمونی بدید، شما باید دعوت کننده باشید! اصطلاحا شما هرگز نباید در مقابل عمل انجام شده قرار گیرید! شما باید شروع کننده باشید و پیشنهادها از طرف شما باشه! اگر پیشنهادی رو قبول کردید حتما مدت زمانی رو برای اون تعیین کنید! مثلا می گن بیا مهمانی! بیا بریم پارک! بگید چشم حتما بررسی می کنم، خبر می دم! بعدش اگر خواستید برید بگید من تا ساعت 6 می تونم بیام!

    من انعطاف پذیرم.
    نیستید! ببخشید این قدر صریح می گم!

    اما شخصیت شوهرم و من، علاقه ها و خواسته هامون خیلی متفاوته.
    شما همین بالا نوشتید که اولویتهاتون و خواسته های مهمتون مشخص نیست! پس فعلا نمی تونید در اینباره که چقدر با همسرتون متفاوت هستید نظر بدید!

    ضمنن اون به منافع خودش فکر میکنه و زیاد به فکر من نیست.
    مهم نیست! شما به منافع خودتو فکر کنید، خیلی زیاد!

    نمی تونم بهتون بگم این سه سال چقدر احساس های بد رو تجربه کردم.
    پس کافیه! موقع تجربه احساسات خوب رسیده

    احساس بدبختی.
    احساس بدبختی ، زاییده انفعاله!

    هر چی فکر میکنم میبینم من و شوهرم هر دو منفعل هستیم. اون هم با کینه توزی نهایتا کارش به پرخاش میکشه. این که همیشه میگم شوهرم سیاست داره هم شاید یه دلیلش همین باشه. حرفش رو صریح نمیزنه. کلمات رو میپیچونه و منظورش رو باید از اونا فهمید
    .. پس ایشون هم منفعل هستند. هر کسی که در گفتگو صراحت نداره، به حقوق دیگری احترام نمی ذاره و شاید حقوق خودش را نادیده می گیره، جرات مند نیست!
    .

    من حرفم و نظرم رو راحت تر می گم. ولی مثلا نظرم رو درباره آسمون و خورشید و قطب شمال!! نظرم رو راجع به اینکه چرا نمیخوام فلان کارو الان انجام بدیم یا فلان جا بریم نمی تونم راحت بگم..
    مطمئنم که نظرتون رو درباره آسمون و خورشید و قطب شمال هم نمی تونید راحت بگید! شما ذهن خوانی می کنید و فکر می کنید که الان اگر نظرم را راجع به قطب شمال بگم sci چه فکری می کنه! پس سعی می کنید با احتیاط لازم حرفتون رو بزنید! این انفعاله!


    مثالی از یک گفتگوی مخرب :

    مثلا ما قرارمون این بود یکی از دوستامون ما رو بعدازظهر برسونه جایی. خیلی خوب بود. تا اینکه خواهرشوهرم زنگ زد که صبح بریم اونجا ما میایم سراغتون. شوهرم برنامه رو عوض کرد که صبح با اونا بریم.
    گفت :ببین خواهرم زنگ زده و من فکر می کنم صبح بریم بهتره. آماده باش برای صبح.
    انفعال ایشون در برابر حقوق فردی خودشون، مسئولیت شادمانی دیگران، عدم توانایی در نه گفتن!


    من : چرا؟ اون چیزی گفت؟ لازمه صبح بریم؟)!
    آفت سوال بدون جواب: چقدر خوب شد که من این آفت رو اینجا بگم! گاهی ما سوالاتی رو در روابطمون مطرح می کنیم که هیچ جوابی ندارند و یا جوابشون روشنه! می تونم بپرسم در این شرایط چرا این سوالات رو می پرسیم؟ و خودم جوابش رو می دم: برای این می پرسیم که طرف خودمون در مخمصه گرفتار کنیم و ایشون راه فراری نداشته باشه و گیر کنه! ما دلمون نمی خواد واقعا جواب بشنویم اما چون بلد نیستیم اعتراض کنیم و رفتار جرات مندانه داشته باشیم، توپ رو با سوالمون پرت می کنیم تو زمین طرف! که معمولا شروع بحث و مشاجره است!

    اون : با دعوا : تو میگی یعنی خواهرم منو پر کرده؟ تو فکرت خرابه. من خودم میخوام صبح برم به اون ربطی نداره
    عدم اعتماد به نفس! حالا پرخاشگری و ذهن خوانی!


    من : خب ما برنامه مون بعدازظهر بود. یه دفعا با زنگ اون نظرت عوض شد.
    آفتهای همین یک خط:
    سرزنش! به خدا قسم هیچ آفتی بالاتر از سرزنش نیست! هیچ کس! دقت کنید هیچ کس حق نداره کسی رو برای کاری سرزنش کنه!
    آفت تشدید: یکی از آفتهای گفتگوی خراب، و چرخه منفی همین تشدید یا رزونانسه!
    عدم احترام به حقوق فردی طرف مقابل: هر کسی حق داره نظرش رو تغییر بده، تغییر عقیده بده و بابت این تغییر عقیده نباید سرزنش بشه!
    عدم استفاده از جملات "من" و بر عکس استفاده از جملات "تو": جملات "من" جملاتی هستند که شما نظرات خودتون رو ابراز می کنید: مثال: وقتی می گید: من احساس خوبی ندارم که با خواهرت بریم! و بر عکس جملات "تو" : چرا تو دوست داری با خواهرت بریم؟
    آفت برچسب : به همسرتون برچسب اتهام رو زدید! و سعی می کنید ایشون رو بی اراده نشون بدید!
    آفت سوال بی جواب: قبلا توضیح دادم
    و در نهایت آفت عدم رفتار جرات مندانه و عدم رعایت آداب گفتگو!!!


    اون : قهر، عصبانیت، دعوا. اصلا غلط کردم. همون بعدازظهر میریم. !
    انفعال! قهر، عصبانیت و دعوا تجلی رفتارهای منفعلانه است! جالبه بدونید هیچ استثنایی نداره!


    من : گریه. کلافگی. تنفر از خواهرش. تنفر از خودش. !
    انفعال کاملتر!
    !
    راهکار : گفتگوی سازنده و صریح! رفتار جرات مندانه! اعتبار سازی و جلوگیری از تشدید!
    ..
    .

    آخرش بعدازظهر رفتیم با دوستمون. توی راه خوش گذشت ولی شوهرم تمام روز بعدش رو زهرمارم کرد. همش قهر، همش تلافی
    . !تلافی، انتقام، مظاهر مسلم رفتار منفعلانه است!

    آقای sci چه راهی وجود داره که با صداقت و صراحت بشه کار رو بدون دعوا پیش برد؟
    صد در صد راهکارش رو به شما گفتم:
    آداب گفتگو رو یاد بگیرید
    آفتهای گفتگوتون رو شناسایی کنید و بر طرفش کنید.


    اولویت های فردی :

    من دوست دارم که اولویتهاتون رو در گام اول اصلاح کنید به این شکل: 1. خودتون 2. شوهرتون 3. فرزندتون 4. خانواده خودتون 5. خانواده همسرتون 6. دوستانتون! در باره ترتیب موارد 1 و 2 و 3 الزام وجود داره! یعنی ترتیبی الزامی برای یک فرد جرات مند محسوب می شه و اگر تغییر کنه مشکلات شروع می شه!
    - - - Updated - - -

    مجموعه تمرین های شماره 1 در راستای جراتمندی :

    خب اما شروع كنيد:( اين تمرينات براي شروع رفتار جرات مندانه لازم و اساسي است)
    - براي شما حقوق فردي رو نام بردم! در پست قبل خونديد اونها رو...
    يك دفترچه تقويم كوچك برداريد: از اين تقويمها كه براي هر روز يك نيم صفحه يا چند خط جاي يادداشت دارند. ابتدا در صفحه اول اون،‌ حقوق فردي رو بنويسيد و براي هر بندي يك كد در نظر بگيريد و در هر روز بنويسيد چه حقوقي رو پايمال كرديد با كد: مثلا بنويسيد : بند 5 رو رعايت نكردم براي همسرم!
    يا ناديده گرفتن بند 4 براي خودم
    2. استفاده تکنیک xyz در گفتگوها: از جملاتی استفاده کنید که با فرمول xyz باشند. هنگامی که در موقعیت x، عمل y را انجام دادی، احساس z کردم! دقت کنید که ترتیب مهم نیست، ادبیاتش مهم نیست... فقط ابراز کنید! من از شما خواهش می کنم ابراز کنید! مثال: وقتی با هم هستیم و باهات حرف می زنم ( موقعیت x) و تو به چشمام نگاه نمی کنی (رفتار y) احساس ناراحتی می کنم و رنجیده می شم (احساس z)
    3. استفاده از جملات "من":
    از جانب خودتون صحبت کنید! این نخستیم مهارت حرف زدن است! و در مقابل جملات "تو" قرار دارد. وقتی به کسی می گویید: تو اصلا گوش نمی کنی چی می گم! (این جمله "تو" است) جملات " تو" حالت دفاعی در دیگران ایجاد می کند و باعث می شود که آنها در مقابل حرفهای شما مقاومت کنند! جالبه؟ نه؟؟
    استفاده از فرمول بالا xyz یکی از تکنیکهای جملات "من" هست. گاهی هم بیان افکار و احساسات شما باید ابراز شود:
    مثالی از جملات "من" و شیوه صحیح بیان افکار و احساسات:
    - در مورد خودتون: از وقتی پیاده روی می کنم ، احساس بهتری دارم
    - در مورد رابطه: احساس می کنم از وقتی با هم صریح صحبت می کنیم، روابطتمون بهتر و گرم تره!
    - در مورد همسر: احساس می کنم مدت زیادیه که کار می کنی و خسته می شی!


    4. شنونده خوبي باشيد: وقتي كسي حرف مي زنه،‌ تمام تلاشتون رو كنيد كه به حرفاش گوش كنيد ! و از اول به جوابي كه مي خواهيد بدهيد فكر نكنيد

    5. در پاسخ به تمام درخواستهايي كه از شما مي شه،‌ بگيد: اجازه بديد فكر كنم و خبر بدم!

    6. ذهن خواني آفتي است كه شما با آن درگير هستيد! ذهن خواني رو فورا متوقف كنيد... چطوري؟ هر زماني كه خواستيد ذهن خواني كنيد،‌ فورا با صداي بلند بگيد:‌شايد اينطور كه من فكر مي كنم نباشه!!! صبر كن ببينيم چي مي شه/ چي مي گه!

    7. قضاوت نكنيد! شما حق نداريد قضاوت كنيد... هر زمان كه خواستيد قضاوت كنيد با صداي بلند بگيد: استپ!!!! قضاوت ممنوع!

    8. تمرين آيينه براي شما: هر روز به مدت 2 دقيقه/ دو بار در روز،‌ در مقابل آيينه بايستيد و يك تا دو بيت شعر يا متني كه دوست داريد، با صداي بلند بخونيد

    9. دو هفته پيش رو، بهترين لباسهاتون رو مطابق سليقه خودتون بپوشيد. همه جا شيك ظاهر بشيد! حتي جاهايي كه اصلا نيازي نيست و ارزشي شايد نداشته باشد... عطر بزنيد و خوب و تميز و آراسته باشيد. به شكل راه رفتن خودتون توجه ويژه اي داشته باشيد و سعي كنيد صحيح راه بريد.

    خیلی از گفتگوهای ما دردودل است!

    ببينيد اونچه بايد شما،‌ و بويژه خانم she‌ توجه كنند اينه كه چه مي خواهيد بگوييد؟
    آيا مي خواهيد مشكلي از شما حل شود و به آرامش برسيد؟
    خب دو راهكار به ذهن مي رسه:
    درد دل كردن با صداي بلند! غصه خوردن و جيغ زدن و گريه كردن و حرفهاي بد زدن و به نوعي خودتون رو خالي كنيد! اين راه به نظر به آرامش ختم مي شه... اما در واقعيت به هيچ چيزي جز تعارض / تقابل/ تشديد/ ناراحتي/ دعوا ختم نمي شه...
    و راه دوم استفاده از مهارت رفتار جرات مندانه/ تكنيكهاي گفتگو/ تكنيك كنترل تعارضه كه نه تنها به آرامش ختم مي شه كه موجب افزايش صميميت مي شه!

    نکته ای مهم برای خانوم ها : زمان تنفس!


    وقتي جايي تعارض وجود داره و تعارض بالا مي گيره،‌ يك اتفاقي مي افته كه اكثر خانمها از اون غافلند! خانمها نمي دونند كه اونها قادر نيستند و توانايي اون رو ندارند كه در تعارض شديد،‌ حرفشون رو بزنند و ذهنشون رو كنترل كنند! اين در مورد اكثر خانمها مصداق داره... آقايون مي تونند!
    پس يك خانم اگر ببينه تعارض و بحث داره شديد مي شه، بايد بدونه كه شرايط غير قابل كنترل مي شه! بايد بگه به نظرم بحثمون خيلي شديد شده،‌ مي شه يه موقع ديگه راجع بهش صحبت كنيم! و از تكنيك " زمان تنفس" استفاده كنه! چون اگر بحث با شدت ادامه پيدا كنه، خانم نمي تونه بحث رو كنترل كنه و نمي تونه جرات مندانه برخورد كنه! خانمها بر خلاف آنچه تصور مي شه در محيط آرام بسيار موفق تر هستند.


    - - - Updated - - -

    چرخه ی منفی منفعل- پرخاشگر در همسران

    خانمها SHE و Tabasom
    شما در یک چرخه منفی گرفتار شده اید. زمانی که یکی از همسران مسلط باشه و دیگری منفعل این چرخه شروع می شه! دقت کنید! با یک چرخه منفی روبرو هستیم...
    در یک چرخه منفی همانطور که فرد از تصمیم گیریهایش اجتناب می کند، دیگری مسلط تر می شود! هر چه بیشتر این تسلط کامل تر می شود، انفعال شما هم کامل تر می شود! بیشتر کناره می گیرید و این ترکیب اجتناب و انفعال، و تسلط و پرخاش، چرخه ای منفی ایجاد می کند! چرخه منفی در هر دوری که می زند، صمیمیت رو به مقدار قابل توجهی کاهش می دهد
    چرخه دو طرف دارد! یک طرف شما به عنوان منفعل! و یک طرف همسر شما به عنوان مسلط و زور گو! مادامیکه این دو نفش وجود دارد چرخه در حال کار است و لحظه ای متوقف نمی شود!
    به نظرتون چه راهکارهایی برای توقف چرخه داریم؟
    1. همسرتون دست از تسلط برداره! پرخاشگر نباشه ... حالا یا جرات مند باشه یا منفعل! خب سوال اینجا اینه که آیا می تونید همسرتون رو تغییر بدید؟ جواب الزاما "خیر" نیست... به نظرم می تونید بر رفتارهای همسرتون تاثیر گذار باشید.. اما نمی تونید ایشون رو ذاتا تغییر بدید! ولی در هر دو حالت انرژی زیادی برای تغییر ایشون اتفاق می افته
    2. خودتون دست از اجتناب و انفعال بردارید. یا جرات مند بشید و یا پرخاشگر... خب پرخاشگری مشکل شما رو در این حالت چند برابر می کنه هر چند چرخه متوقف می شه! اما مشکلاتتون بصورت تصاعدی زیاد می شه! پس راهکار دیگه برای توقف چرخه منفی، جرات مند شدن شماست! این تنها راهکار شدنیه! و تنها راهکاری است که دارید...
    در این وضعیت چرخه منفی زندگی متوقف می شه اما چرخه مثبت شروع نمی شه!
    / بعدش با راهکارهای تغییر رفتار، خلاقیت عاشقانه و ... موجب می شوید که همسرتون هم کمی تغییر کنند. و اون زمانه که چرخه مثبت آرام شروع می شه!
    می دونید:
    - چرخه منفی خیلی سریع شروع می شه.. اما چرخه مثبت با صرف انرژی زیاد و آرام شروع می شه
    - چرخه منفی خیلی سریع متوقف می شه اما چرخه مثبت خیلی سریع متوقف نمی شه...
    - - - Updated - - -

    در خصوص قهر کردن همسران :

    قهر رو تموم کنید/ روابط رو ترمیم کنید/ روابطتون رو تجدید کنید بویژه ارتباط جنسی رو/ پیش قدم بشید و تحت هیچ شرایطی دیگه قهر نکنید. / قهر یکی از مواضع شدید انفعاله.
    لازم نیست عذرخواهی کنید. به تدریج حرف زدن رو شروه کنید.
    یک شب رمانتیک می تونه خیلی از مشکلات شما دو نفر رو فعلا در سطح یک، ترمیم کنه! یک ترمیم موقت برای شما الان لازمه!

    اصراری به حرف زدنهای طولانی فعلا نداریم چون نه ایشون و نه شما مهارتهای گفتگو رو کسب نکرده اید.
    بگذارید جو منزلتون فورا به حالت عادی برگرده! از همین امشب...
    بعد تمرینات رو شروع کنید

    فرق درخواست کردن و سوال کردن! :

    شما نوشتید اگردرخواستی کردم! درخواست وضعیتش روشنه!
    شما وقتی اینگونه به شوهرتون می گید که ازشون درخواست نمی کنید! شما از ایشون سوال می کنید!

    مثل اینکه بپرسید حالت خوبه؟ ایشون هم بگن خوبم! یا بگن نه! آیا شما حال از ایشون درخواست کردید؟ بسیاری از خانمها و آقایون که وارد مراحل تمرینهای جرات مندانه می شوند این مشکل رو دارند!

    در حالت کلی و غالب اوقات، فرد جرات مند زمانی درخواستش رو مطرح می کنه که مطمئن باشه جوابی مثبت دریافت می کنه، در چنین شرایطی اگر جواب خیر یا مطابق میلش دریافت نکنه ناراحت نمی شه! چون می دونه که این حق فردی طرف مقابلش هست! شاید درخواست دیگری رو در زمان مناسب برای رفع ابهام خودش مطرح کنه، اما هرگز روی درخواستش پافشاری نمی کنه!
    اینکه شما به همسرتون بگید: بریم خرید؟ اسمش درخواست جرات مندانه نیست! اسمش درخواست نیست! این فقط یک سوال عادیه که می تونه هر چیزی جوابش باشه.
    در مراحل کسب مهارت رفتار جرات مندانه، به شما می گم که چگونه باید درخواست جرات مندانه رو تنظیم کنید که با کمترین مقاومتی مواجه بشه!
    - - - Updated - - -

    تمرین های توقف افکار منفی :

    افکار منفی خودتون رو کنترل کنید.
    اگر یک فکر منفی به شما حمله کرد، سه بار تنفس کنید/ بعد چشمانتون رو ببندید و به یک صحنه بسیار عالی فکر کنید با همه جزئیاتش! مثلا قدم زدن کنار دریا و نگاه کردن صدفها، دونه دونه صدفها رو ببینید و بشمرید/ حدود سی ثانیه تا یک دقیقه این فکر رو داشته باشید و بعد چشمانتون رو باز کنید و محل فیزیکی خودتون رو تغییر بدید
    - روزانه 15 دقیقه پیاده روی کنید سریع
    - موسیقی گوش کنید.


    افکار منفی از کجا می آیند؟ خطاهای شناختی

    اول بیا ببینیم افکار منفی چی هستند و از کجا میان؟
    وقتی از نظر هیجانی آشفته هستید، وقتی اضطراب و استرس دارید، حتی وقتی گرسنه هستید، اطلاعات رو به شیوه عادی تفسیر نمی کنید! اطلاعات و برداشتهای شما از محیط فرق می کنه و اونها رو به گونه ای سو گیرانه و تحریف شده به ذهنتون می فرستید! و فکر می کنید : که این برداشت تحریف شده، همان واقعیت محض جریانات هست! ریشه افکار منفی بیشتر در خطاهای شناختی است که شما دارید. این خطاهای شناختی را وقتی نشناسید مشکلات همینطور حاد و حادتر می شود! یکی از اهداف ما در طول درمان سندرم رسیدن به اینجا بود که شما بدونید مورد هجوم افکار منفی هستید و باید یه فکری برای اونها بکنید!
    شما باید، باید کاری کنید که این خطاها از ذهن شما پاک شوند
    تیتر این خطاها رو با توضیح اندکی در هر مورد به شما می گویم، بطور کلی می گم چون دلم می خواد خودتون بگید کدون خطا رو دارید!

    - تعمیم افراطی :
    افرادی که این خطا رو در افکار دارند حقایق زندگی رو پر رنگ تر از مقدار واقعی می بینند! مثلا یک اتفاق می افته در زندگی شما و کسی به شما چیزی می گه ، یا با یک جواب رد در جستجوی یک کار مواجه می شوید، بر اساس این رویداد، یک الگوی منفی استنباط می کنید با شدت بسیار زیادتر از آنچه واقعا اتفاق افتاده و شاید اون جواب منفی رو یک شکست همه جانبه قلمداد کنید! معمولا این خطا با جملاتی مانند هرگز، یا همیشه همراه می شود.... در واقع شما در بخش از افکارتون، که اتفاقا واقعیت هم داره، مبالغه کرده اید و انرا تعمیم می دهید به کارهای دیگه می دهید! بصورت کاملا افراطی
    مثلا می گید: وقتی این شرکت که اینقدر کوچک هست من رو نخواست... چطوری یک شرکت دیگه من رو می خواد! من همه جا با همین جواب مواجه می شوم!!! چون اعتبار ندارم!!!
    این تعمیم افراطی یکی از ریشه های اصلی افکار منفی است!

    - شخصی سازی:
    این خطا یعنی، پذیرفتن مسئولیت در باره مسائلی که ارتباط زیادی با فرد ندارند/ یا اصلا به فرد مربوط نیست/ یا فرد به هیچ وجه امکان کنترل آن حادثه را ندارد!
    مثال: من بد شانسم! / همه اش تقصیر من بود! دوست داشتنی نیستم و اعتباری ندارم! / همه از من بهترند!
    این خطا بشدت شما رو سرزنش می کند! و این سرزنش ها تقریبا بین هر 3 ثانیه تا 10 ثانیه و گاهی تا 5 دقیقه در صورت تلاشهای اولیه فرد به توقفشون، در ذهن شما تکرار می شوند

    - استدلال هیجانی:
    فرد بر اساس هیجاناتش، نه منطق استدلالهایی رو می کنه! بعد این استدلالها رو واقعیت های صحیح از محیط و خودش می پنداره و اجازه می دهد که این استدلالها او را هدایت کنند! افرادی که این فکرات رو دارند، استدلالهای عاطفی/ ذهنی / احساسی خودشون رو عین واقعیت می پندارند و این احساس منفی رو راهنمای عملها و رفتارهای خودشون قرار می دهند! معمولا با افرادی مواجه می شوید که به شما می گویند: احساس من به من دروغ نمی گه! / احساس من اشتباه نمی کنه!
    یا مثلا:
    از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم ،چون پرواز با هواپیما خطر ناک است( احساس منفی) پس با ماشین سفر می کنم! ( عمل بر مبنای احساس غلط)
    احساس می کنم که قبول نمی شوم! پس حتما قبول نمی شوم!
    و شاید بسیار از افرادی که این خطا رو دارند، اون رو به قانون جذب نسبت بدهند و معتقدند که هر چه من فکر کنم درست از آب در می آید!
    بعضی هم توهم حس ششم قوی دارند که هر چه من فکر می کنم، احساس می کنم، همان می شود!
    خب این خطا خیلی خطرناکه و شما رو به شدت پریشان می کنه

    - تفکر اغراق آمیز!
    افرادی که این خطا را دارند به خاطر جزئی از یک حادثه منفی، همه واقعیت را تیره می بینند و توجهشون به نیمه خالی لیوان بسیار زیاد تر است!
    این افراد با یک سر درد کوچک، دنبال یک تومور بزرگ در سرشون می گردند!
    همیشه دوربین رو در موارد منفی با بزرگنمایی چند برابر در مقابل خود می گیرند و در برابر موارد مثبت، دوربین رو سر و ته می گیرند! اونها هیچوقت موارد مثبت رو انکار نمی کنند... فقط اونها رو خیلی ریز می بینند!

    - تقکر همه یا هیچ:
    فرد، یک رفتار، فکر، موفقیت، پدیده، موضوع رو کلا یا سیاه یا سفید می بیند! هر چیزی کمتر از موفقیت صد در صد، شکست صد در صد محسوب می شود! چیزی به نام خاکستری وجود ندارد!
    مثال:
    هیچ وقت فکر نمی کنند که من هم آدمم و احساس دارم!
    همیشه من رو تحقیر می کنند!
    هیچ وقت اعتبار لازم رو ندارم!
    یا باید فلان ماشین رو بخرم، یا اصلا ماشینی لازم ندارم!

    بدتر این خطای شناختی، درک این واقعیت است که بعضی فکر می کنند که چون این خطا را دارند همیشه موفق هم هستند!

    - برچسب منفی زدن:
    برچسبهای منفی همیشه شما رو اشفته می کنند: وقتی به خودتون می گویید: بی لیاقت! احمق! بازنده! دارید به خودتون برچسب می زنید! عملا این خطا شکل حاد تفکر همه یا هیچ است! یک رفتار کوچک خودتان و یا حتی دیگران رو به صفات منفی و کلی نسبت می دهید! مثلا صبح از خواب دیر بلند شده اید و حال انجام تمرینات sci رو نداشته اید! به خودتون می گید: خیلی تنبل هستم!

    - بی توجهی به جنبه های مثبت
    در نظر فردی که این خطا را در ذهن خود دارد، همیشه جنبه ی مثبت زندگی بی ارزش و بی اهمیت و حتی برای همه دست یافتنی است! مثلا فرد در کنکور ارشد، رتبه خوبی بدست آورده است » به هیچ وجه خوشحال نیست چون فکر می کند که این موضوع مهمی نیست! همه می توانند.... تجربه های مثبت این فراد بی اهمیت است! برای همین هیچ چیزی این افراد رو خوشحال نمی کند... جالبه که اونها، تجربیات مثبتشون رو انکار نمی کنند، دقت کنید! این افراد این تجربیات رو بی ارزش می پندارند و همیشه نیمه خالی لیوان رو نگاه می کنند... برای همین هرگز نمی توانند جنبه های مثبت رو ارزیابی کنند!

    - فاجعه سازی
    فرد بر این باور است، که آنچه اتفاق افتاده، یا در آینده اتفاق می افتد، آنچنان دردناک و غیر قابل تحمل می باشد که از پا در خواهد آمد!
    مثلا: اگر بروم اونجا و جواب منفی بگیرم وحشتناک است!
    این فاجعه سازی از هر اتفاقی که قرار بیوفته گاهی اونقدر تکرار می شه در ذهن فرد، که تمرکزش رو کاملا از دست می ده و اتفاقا اون اتفاق بد هم می افته!

    - فیلتر کردن
    فیلتر ذهنی یعنی فرد، یک قسمت مشخص از یک حادثه، رویداد، رفتار دیگران و یا خودش، رو انتخاب می کنه و روی اون تمرکز می کنه و بقیه موارد و کل مجموعه رو با هم نمی بینه، و بر اساس این موضوعات فیلتر شده، قضاوت میکنه، استدلال می کنه، رفتار می کنه و ....
    شما جزئی از یک حادثه منفی رو می بینی، بقیه اش رو اصلا نمی بینی! مثلا : چون کاغذها از دستم افتاد، همه جلسه خراب شد!
    یا مثلا:
    چون فلانی یادش رفت با من احوال پرسی کنه: بدون شک آدم بی ادبیه!
    اگر وقتی در جمعی تشویق می شوید، یکی به شما گفت که باید در انتقاد از شما اضافه کنم که ..... و شما احساس بدی داشتید، این خطا رو در ذهن خود دارید!

    - استنباط اختیاری
    این نوع استنباط یعنی رسیدن به نتایج بر اساس داده ها و ملاکهای ناکافی... هر جود دلتون می خواد دارید نتیجه گیری می کنید! به دو صورت معمولا وجود داره: ذهن خوانی یک صورت عمده این استنباط منفی است و صورت دوم: پیش بینی منفی: " من از اول می دونستم..... "

    - عبارتهای " باید" دار
    شما انتظار دارید که اوضاع اونطوری باشه که شما دوست دارید! و این انتظار محقق نمی شه یا با درصد کمتری محقق می شه و این با اصولی که شما گفته اید، منافات داره! و لذا شما ناراحت و غمگین می شوید!
    بعنوان مثال: " نباید این همه اشتباه می کردم!" " نباید شرینی بخورم! " یا مثال دیگه: "نباید اینگونه نقطه ضعفی داشته باشم، باید آنچیزی را که می خواهم بدست آورم، نباید در زندگی تحت فشار باشم!"
    این عبارتها رو خیلی از افراد به عنوان جملات تاکیدی استفاده می کنند اما واقعا عبارتهای باید دار جملات تاکیدی خوبی نیستند!!!!!
    این موضوع خیلی مفصله...

    - تفکر تساوی گونه:
    یکی از خطاهای فردی، مساوی دیدن یک امر در مقابل امر دیگه ای است! مثلا فرد می گه: اگر در کنکور ارشد قبول نشم، بدبخت می شم! یا بر عکس: اگر اینجا من رو برای کار بپذیرند: خوشبخت می شم!!!!
    این نوع مساوی کردن امور موجب ضربه خوردن فرد می شه.


    تمرین برای شناسایی خطاهای شناختی خود :

    طی این هفته:
    - یک فهرست جدید تهیه کنید:
    - ستون اول: خطای شما
    - ستون دوم: موقعیت ایجاد خطا
    - ستون سوم: پیامد خطای شما

    - - - Updated - - -

    سایر نکات :

    1. تکنیک های گفتگو
    2. نکات گوینده / شنونده خوب بودن
    3. برخی خلاقیت های عاشقانه و اصول آن
    4. برنامه ریزی برای اهداف شخصی
    5. کنترل موقعیت ممنوع گفتگو و نحوه همدلی کردن و اعتبارسازی
    6. نکات مربوط به سندروم 30 سالگی

    - - - Updated - - -

    نکته شماره 1 :
    تکنیک های گفتگو :

    نکاتی که باید رعایت کنید:
    1. اولین راهکار این است که شما هر دو باید با هم تلاش کنید! در این صورت موفقیت بیشتر است
    2. چگونگی شروع گفتگو بسیار تعیین کننده است که ادامه گفتگو چگونه باشد! مثلا اگر شما ناراحت باشید و غمگین، گفتگو رو با غم شروع کنید، ادامه گفتگو بسیار سخت خواهد بود و هر دو کناره گیری می کنید/ فرد غمگین، احساس غمگینی و تنهایی می کند/ فرد مقابل، احساس ناراحتی که چرا طرف مقابلش اینگونه است! ولی اگر مثب شروع کند و قهر آمیز مثلا نباشد... به همان صورت مثبت ادامه می یابد
    3. شروع ملایم : نگرانی خودتون رو با آرامی و مهربانی نشان دهید! اگر نگرانی خود رو مستقیم اما آرام بیان کنید، احتمال موفقیت زیاد است
    4. Respect in Action یا احترام در عمل! به نگرانی های همسرتون توجه جدی و متعادل نشان دهید! از پارامترهایی مثل تماس دست، نگاه کردن در چشمان، پرسیدن سوالات باز، استفاده کنید
    5. از الگوهای گوینده جرات مند استفاده کنید ( در تاپیک "جرات مندانه حرف زدم و کارم به طلاق کشید") این الگو رو توضیح دادم
    6. از الگوی شنونده جرات مند استفاده کنید ( در تاپیک "چگونه منفعل نباشیم" ) این الگو را گفتم
    7. سوالات باز بپرسید
    - سوالات بسته، پاسخهای کوتاه دارند/ هدایت کننده هستند/ جواب را در خود دارند/
    - سوالاتی که با چرا شروع می شوند را هرگز نپرسید ( چرا اینکار رو کردی؟ چرا دیر اومدی؟ چرا صبح زود رفتی؟ چرا اینجوری فکر کردی؟ ) این سوالها موجب تخریب گفتگو و یک شروع بد است!
    - سوال رو طراحی کنید
    - سوال نپرسید که سوال پرسیده باشید... مسائل کلی مد نظر نیستند! سوال شما رو نباید من هم بتونم بپرسم!؟ مثالی می زنم: مثلا اگر شما از همسرتون بپرسید: کار چطور بود؟ سوال خوبی نیست. این سوال رو هر کسی دیگه هم می تونه بپرسه، چون سوالی کلی است. اما وقتی می پرسی : رفتی تعمیر گاه چطور شد؟ یک سوال باز پرسیده اید. ولی وقتی می پرسید: ماشیت رو گرفتی؟ یک سوال بسته!
    وقتی می پرسید: ناراحتی؟ یک سوال بسته ( هدایت طرف مقابل به یک احساس خاص) و وقتی می پرسید: چه احساسی داری؟ سوالی باز مطرح کرده اید.
    - به محض اینکه سوال رو پرسیدید، روند گفتگو رو هدایت کنید
    8. به هیچ وجه سرزنش نکنید
    9. از دریچه علاقه طرف مقابل وارد گفتگو شوید! نه از دریچه خودتون یا هر وضعیتی! پس ورود به گفتگو رو طراحی کنید. مثلا خانم شایسته که شوهرش به تلویزیون علاقه منده، می تونه به جای حساسیت به شوهرش بگه: بدو تلویزیون رو روشن کن/ الان فلان سریال شروع می شه... حالا در بین سریال: به نظرت این آدم چطوریه؟ (سوال باز) از این یارو بدم میاد، خیلی عوضیه! نظرت چیه؟ ( سوال بسته)
    10 . خلق موقعیت های جدید برای گفتگو. وقتی شخصی بسیار مشغله دارد و وقتی برای گفتگو ندارد و یا اجتناب می کند، باید در تور بندازینش! که نتونه فرار کنه و موقعیت جدید خلق کنید!



    نکته شماره 5 :
    کنترل موقعیت ممنوع گفتگو و نحوه همدلی کردن

    وقتی شخصی در موقعیتی که می دانیم موقعیت ممنوع برای صحبت هست شروع به صحبتی می کند که موجب تشدید و تعارض می شود ( که معمولا هم همینطور است) چه کنیم؟
    شما به هیچ وجه مسئول اطلاعات نیستید! دیدید در یک مکان عمومی مثلا فرودگاه، روی یک شیشه یک برچسبی زده اند : لطفا سوال نفرمایید اینجا اطلاعات نیست!
    شما وقتی می دونید که موقعیت مناسب صحبت نیست، لازم نیست وارد گفتگو شوید! اما چه کنید؟
    - اجتناب کنید؟ نه به هیچ وجه به شما اجتناب توصیه نمی شه چون یکی از عوامل تخریب گفتگوست. این اجتناب می تونه سکوت باشه، می تونه حرف عوض کردن باشه، می تونه بی توجهی باشه! می تونه گفتن این حرف به ظاهر عاشقانه باشه : عشقم، بذار بعدا!!!! هر کدوم رو انجام بدید عملا اجتناب یا کناره گیری کرده اید و صمیمیت تخریب می شه!
    - به جای اجتناب، با احتیاط وارد بحث شوید؟ خیر این هم توصیه نمی شه چون موقعیت برای هر گونه صحبت متعارضی ممنوعه! چون حرفه ای ترین افراد در این مواقع نمی توانند تعارض رو کنترل کنند ، چون خطوط ارتباطی کاملا بسته است!

    * بهترین راهکاری که جواب می ده:
    - همدلی کنید! فقط همدلی کنید، من همدلی رو قبلا بارها توضیح داده ام، همدلی تایید افکار و رفتار نیست! درک احساساته! شما وقتی همدلی می کنید: سرزنش نمی کنید/ تایید نمی کنید/ راهکار نمی دهید/ همدردی نمی کنید/ مقایسه نمی کنید/ انکــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــار نمی کنید/ موضع دفاعی نمی گیرید/ دلیل نمی آورید/ موعضه نمی کنید/ فقط همدلی می کنید یعنی کمی از احساسات خودتون بالاتر می روید و سعی می کنید احساسات طرف مقابل رو در موقعیت پیش اومده درک کنید! بدون شک با جملات"من" حرف می زنید و همه احساسات باید از طرف خودتون بیان بشه! بعنوان مثال از مهمانی منزل مادر برگشتید، خواهرتون کاری کرده اند که موجب آزردگی خاطر همسرتون شده! همسرتون تو ماشین شروع به گفتگو می کنه...
    همسر: تو هم با این خواهرت! دیدی با من چطور رفتار کرد!
    شما می تونید بگید ( که معمولا هم می گید): نه به خدا! اینطور نیست... اون این قصد رو نداشته (انکار احساسات طرف مقابل)( شاید هم این صحبت شما واقعیت داشته باشه، اما الان موقع گفتنش نیست، الان باید همدلی کنید)
    شما می تونید بگید : خودت رو ندیدی؟ چطوری باهاش رفتار کردی؟ برای خودم متاسفم!!!!! ( مقایسه و سرزنش)
    شما می تونید بگید: چطور فقط با تو اینطور بود؟ چرا بقیه اینجوری غر غر نمی کنند! هر جا می ریم وضعیت همینه! همه بد هستن تو خوبی!!!! ( مقایسه)
    شما می تونید بگید: آره عزیزم! دیدم... بچه است دیگه! شما ببخش.... تو که می شناسی ( تایید)
    شما می تونید بگید: آره عزیزم... دیدم! مثل خواهر تو! یادته چه کرد بامن؟ من خوب این حس رو درک می کنم! (همدلی تخریبی)
    اما شما هیچکدوم از موارد فوق رو نباید بگید: باید تمرین کنید که مثلا بگید:
    می فهمم احساست رو! می دونم چه حسی داری... من هم گاهی مشابه این حس رو در محل کارم/ بعضی وقتها تو مهمونی ها داشتم... می تونم درک کنم چقدر حالت بده عزیز دلم! به نظرت یه خورده پیاده راه بریم قبل از رفتن خونه... احساس هر دومون بهتر بشه! شما از خواهرتون دفاع نکردید! شما کار ایشون رو تایید نکرده اید! شما احساس ایشون رو درک کرده اید و با ایشون همدل شده اید... این در شرایط کمک می کنه که ایشون آروم بشوند و شما بتونید موقعیت ممنوع رو کنترل کنید
    بعد در موقعیت بهتری / با استفاده از تکنیک خلاقیت عاشقانه ، با ایشون صحبت می کنید.

    -اعتبار سازی کنید. در مورد اعتبار سازی به تفصیل در تاپیک " چگونه منفعل نباشیم" صحبت کردم.

    ویرایش توسط she : شنبه 30 شهریور 92 در ساعت 16:46

  18. 8 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 31 شهریور 92), Opal (چهارشنبه 03 مهر 92), sci (شنبه 30 شهریور 92), setayesh92 (یکشنبه 31 شهریور 92), tabasom321 (پنجشنبه 04 مهر 92), میشل (چهارشنبه 08 آبان 92), دریا72 (شنبه 30 شهریور 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93)

  19. #50
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    سوال های من :

    1.

    آقای دکتر شما این حرف رو زدید تا ما راحت باشیم و یا واقعن اینطوریه؟ چطور همچین چیزی اتفاق افتاده؟ چطور دیگران شما رو ناراحت نمی کنند؟


    2. میخوام به همسرم بگم از آینده مون و بی پولی نگرانم. اون هیچ تلاش اضافی ای نمیکنه. حتی ممکنه همین کارش رو هم از دست بده. اهل کار و تلاش نیست. میخوام بهش بگم که توقع دارم یه کاری بکنه. برای نظام مهندسی نمیخونه. برای تدریس نرفت و ... نمی دونم گفتنش فایده ای داره یا نه. اون همش میگه که داره بیشتر از توانش کار میکنه و اهل درس خوندن هم نیست. اگر بگم بیشتر درس بخون دیگه اصلن هیچ کاری هم تو خونه نمیکنه.

    چی میتونم بهش بگم که فایده ای داشته باشه؟
    اون فقط توقع داره ازش تعریف و تشکر کنم.

    چه راهکار دیگه ای به غیر از حرف زدن وجود داره؟شاید اگر مجبور بشه یه فکری بکنه؟
    نمی تونم حقوقم رو بهش ندم. قسط هامون میمونه. سالگرد ازدواجمون نزدیکه. اون هیچ وقت پول نداره چیزی بخره...منم درکش می کنم.


    3. بهم فرصت میدید؟ من نتونستم درخواست هام رو بگم. باز هم سعی کردم شوهرم رو راضی نگه دارم. خواهش می کنم بهم فرصت بدید و این تاپیک رو رها نکنید.
    .
    من می ترسم.
    - شوهرم عصبانی که میشه من می ترسم. می ترسم تمرین ها رو انجام بدم. می ترسم درخواست کنم و صریح باهاش حرف بزنم.
    - می ترسم از خانواده اش و ازشون بدم میاد. نمی تونم حرفم رو بزنم.
    - وقتی کسی داد میزنه من می ترسم.
    .
    بهم فرصت میدین تا خودم رو پیدا کنم و بیام ازتون سوال بپرسم؟


    براتون بهترین آرزوها رو دارم. و از صمیم قلب ازتون ممنونم.
    اول که ممنونم که جمع بندی بسیار خوبی داشته اید
    تمیرنها رو انجام دهید.
    جواب سوالهای شما:
    من این رو نگفتم که شما و دوستان راحت باشید... من این رو گفتم چون واقعیت داره! من هم مثل دیگران گاهی رنجیده خاطر می شوم، اما درگیر نمی شوم! چرا باید از دیگران ناراحت شوم؟ معمولا ما از دیگران ناراحت می شویم به سه دلیل:
    1. نمی تونیم بطور موثر حرفمون رو بزنیم و احساسات منفی و مثبت خودمون رو ابراز کنیم
    2. به دیگران حق استفاده از حقوق فردیشون رو نمی دیم و وقتی می خوان از این حقوق استفاده کنند و مثلا به درخواست ما نه بگویند، ازشون ناراحت می شیم!
    3. به حقوق فردی ما احترام گذاشته نمی شود! خب باید با مهارت رفتار جرات مندانه از حقوق خود دفاع کنیم!
    من سعی می کنم در بیشتر اوقات رفتاری جرات مندانه داشته باشم، و به حقوق فردی دیگران احترام بذارم.. به نظرتون چرا باید ناراحت بشم؟

    جواب سوال دوم:
    در این رابطه به ایشون کمک کنید و به حقوق فردیشون احترام بگذارید/ به هیچ وجه ایشون رو مقایسه نکنید و سرزنش نکنید!/
    البته که باید درخواستتون رو عنوان کنید ولی کمی بعد که حرفه ای تر شدید

    جواب سوال دوم - بخش دوم:
    راهکاری جز گفتگو هم وجود داره و اون خلاقیت عاشقانه شماست!
    حتما بصورت کاملا حساب شده، حقوقتون رو در اختیار مخارج منزل قرار بدید ولی مشخص باشه که شما هر ماه، چه میزان در این مخارج مشارکت دارید! این مشارکت می تونه بصورت قرض یا وام به مخارج خانواده باشه ولی با همیشگی بودنش موافق نیستم... با مشارکت بی حساب و کتاب مخالفم!

    جواب سوال سوم:
    من تاپیکی که مشاوره تخصصی است رو رها نمی کنم. اما شما هم خواهشا رها نکنید!

    جواب سوال سوم- بخش دوم:
    ترس یکی از موانع گفتگوی صمیمانه است و موجب تخریب گفتگوی خوب بین شما می شه و این موجب کاهش سریع صمیمت می شه

    طبیعی است که نباید بگذارید کار به داد و بیداد برسه...

    ضمنا شما در جمع بندی کلی جوابهای خودتون رو دادید

  20. 10 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 31 شهریور 92), Opal (چهارشنبه 03 مهر 92), setayesh92 (یکشنبه 31 شهریور 92), she (یکشنبه 31 شهریور 92), tabasom321 (پنجشنبه 04 مهر 92), فرشته مهربان (یکشنبه 31 شهریور 92), باران بهاری11 (شنبه 30 شهریور 92), دریا72 (دوشنبه 01 مهر 92), رویاا (چهارشنبه 31 اردیبهشت 93), شیدا. (چهارشنبه 03 مهر 92)


 
صفحه 5 از 16 نخستنخست 123456789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نحوه دسترسی به انجمن های همدردی(مشاوره تخصصی عمومی و مشاوره تخصصی خصوصی )
    توسط مدیرهمدردی در انجمن آموزش استفاه از تالار گفتگوی همدردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 01 شهریور 99, 19:28
  2. مشاوره تخصصی با آقای sci
    توسط sidni در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 اردیبهشت 93, 17:57
  3. مشاوره تخصصی she با جناب آقای sci -- ادامه
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 آذر 92, 19:11
  4. میخوام خودمو بیشتر بشناسم! یه شناخت تخصصی و ریشه ای!!!
    توسط del در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 مهر 92, 12:46

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.