آتیه جان،
همین که بخشی از موضوع حداقل برای خودت حل شده خوبه.
با فکر بازتری می تونی به بقیه اش فکر کنی.
این که برای همسرت توضیح دادی مطمئنا متوجه شده منظورت چی هست.
ولی آقایون به این راحتی عذرخواهی نمی کنند یا به اشتباهشون اعتراف نمی کنند.
در مورد این که با شوهرت در این زمینه چه رفتاری داشته باشی
نظر من این هست که مدتی صبر کنی. در شرایط مناسب می تونی کاری که گفتی انجام بدی.
من احساس می کنم شوهر شما بیشتر از اون که از مساله مهریه ناراحت باشه
از مساله دعواها و کشمکش هایی که شما و خانواده ات در دوران عقد و نامزدی ایجاد کردید ناراحته
ایشون صادقانه گفت می تونه 114 سکه مهر کنه. شما رسوندیش به 600 سکه و قول دادی بعد عقد ببخشی.
بعد از عقد نه تنها سکه ها را نبخشیدی که یک دعوای بزرگ و هشت ماه قهر هم پیش اومد که به قول خودت حتی جواب تماسهاش را هم نمی دادی.
هشت ماه قهر به این شکل در دوران عقد خیلی سخته، چه برسه به این که فکر کنی سرت کلاه گذاشتند و قولی دادند که عملی نشد.
شوهرت بیشتر از اون که از مهریه ناراحت باشه
از رفتارهای شما ناراحته.
از احساسهای بدی که اون روزها داشته. الان هم یاد اون خاطرات بد و فشارها افتاده.
راستش نمی دونم چطور می شه اون خاطرات را کمرنگ کرد
ولی مطمئنم مهریه بهانه است و همسرت از اون روزهای تلخ و دعواهای که با خانواده ات داشته ناراحته.
نظراتی که آقایون می ذارن را با دقت بیشتری بخون
شاید از نگاه یک مرد بهتر بتونن بهتون بگن در این شرایط چه چیزی بیشتر آرومشون می کنه.
برای تولد لازم نیست صحبت مهریه را بکنی
می تونی یه تولد خوب براش بگیری. اونطوری که فکر می کنی با روحیه اش جور هست.
مثلا اگر خونه مامانت اینا سورپرایزش کنی به نظرت براش جالب هست؟
که بهش نشون بدی چقدر براش احترام قائلید و دوستش دارید.
بدون این که حرف اون روزها را بزنی. بذار فکر کنه شما فراموش کردید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)