به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    سلام تنهای خسته، من اگه جای تو بودم همین چند تا کاری که میخوام بهت پیشنهاد بدم رو انجام میدادم:

    (1) از خدا بگذر. خدایی که به خاطر شوهر پیدا کردن دوستش داشته باشیم به سال نکشیده به خاطر مشکلات توی زندگی مون میزاریمش کنار.

    اگه اینطور خدایی داری همون بهتر که امروز به خاطر پیدا نشدن شوهر بزاریش کنار. ول کن این خدا رو. این خدا بدردی نمیخوره. امروز باهات باشه

    حتما فردایی، پس فردایی، بالاخره نیشش رو بهت میزنه.

    (2) نزار خواهرت به خاطر تو خواستگاری رو رد کنه.

    (3) ازدواج رو فراموش کن. به خودت برس. از زندگیت لذت ببر، شاد باش و کاری کن که بقیه از بودن باهات لذت ببرند.

  2. 4 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 15 شهریور 92), roze sepid (چهارشنبه 13 شهریور 92), sanjab (چهارشنبه 13 شهریور 92), فرشته مهربان (شنبه 16 شهریور 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 آذر 93 [ 19:21]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,231
    سطح
    19
    Points: 1,231, Level: 19
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 63 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط يوسف گمگشته نمایش پست ها
    سلام ستاره عزيز.
    من تنهاشو نگفتم چون تو ومن وهر كس ديگه تا وقتي خدا هست (كه هميشه هست)تنها نيستيم.
    منم تازه شدم همسن تو.
    منم تمام اين حرفايي كه تو ميگي مشابهشو درك كردم.
    منم اجازه دادم خواهر كوچكترم ازدواج كنه والان يك بچه كوچولو تپل داره.با اينكه خودم رضايت داده بودم وگفتم خدايا واسه خاطر تو كه خواهرم به گناه نيفته اما ته دلم راضي نبودم چون فكر حرف مردمو ميكردم.
    كم كم خدا كاري كرد كه آروم شدم.
    هيچكس هم به خودش اجازه نداد يك كلمه حرف بزنه.اگرم گفتن من نشنيدم واصلا واسم مهم نيست.
    با حرف اونا نه خواستگارام بيشتر شدن ونه كمتر.
    اتفاقا همه گفتن چه دختر خوبي هستي كه فكر خواهرتم بودي.كلي براي كاري كه خيلي هم من توش نقش نداشتم تحسين شدم.
    اينجا خودتو خالي كن وحرف بزن.بزار هرچي اذيتت ميكنه از وجودت پاك بشه.

    مرسی عزیزم بابت حرفهایی که زدی. منم می خوام خواهرم خوشبخت شه نمی خوام سرنوشتش مثل من بشه ولی همش فکر می کنم اگه تو لباس عروسی ببینمش بزنم زیر گریه نه بخاطر اون بخاطر خودم و سرنوشتم واسم خیلی سخته بهش گفتم تو ازدواج کن من موقع جشنت میرم مسافرت نمی خوام نگاه مردم رو ببینم اون نگاههای تحقیر آمیز رو اون نگاههایی که سرشار از ترحمه. همین الانشم بعضی چیزا فامیل هامون می گن که مامانم و من و ناراحت می کنه ولی همیشه واسه مادرم غصه خوردم . منم واست دعا می کنم که توام زوده زود بری خونه بخت البته یه آدم شریف و کسی که مرد باشه و خوبختت کنه رو خدا نصیبت کنه. به خدا می گم خدا جون اگه ازدواج نصیبم کردی لااقل خوبشو نصیبم کن چون به حد کافی غصه خوردم دیگه نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    سلام تنهای خسته، من اگه جای تو بودم همین چند تا کاری که میخوام بهت پیشنهاد بدم رو انجام میدادم:

    (1) از خدا بگذر. خدایی که به خاطر شوهر پیدا کردن دوستش داشته باشیم به سال نکشیده به خاطر مشکلات توی زندگی مون میزاریمش کنار.

    اگه اینطور خدایی داری همون بهتر که امروز به خاطر پیدا نشدن شوهر بزاریش کنار. ول کن این خدا رو. این خدا بدردی نمیخوره. امروز باهات باشه

    حتما فردایی، پس فردایی، بالاخره نیشش رو بهت میزنه.

    (2) نزار خواهرت به خاطر تو خواستگاری رو رد کنه.

    (3) ازدواج رو فراموش کن. به خودت برس. از زندگیت لذت ببر، شاد باش و کاری کن که بقیه از بودن باهات لذت ببرند.
    توجیه عزیز من خدا رو بخاطر ازدواج کردنم نمی خوام اینم یه نیاز و خواست است ازش . من به خواهرم گفتم اگه موقعیت ها تو بخاطر من رد کنی نمی بخشمت چون نمی خوام بار این گناهم به دوش بگیرم. الان تصمیم رو گذاشتم به عهده خودش. راستش نمی تونم خودم رو گول بزنم و الکی شاد باشم وقتی کلی غصه و غم تو دلم هست همیشه سعی کردم ولی نشده که نشده. آدما تا مشکل مشابه نداشته باشن شاید درکش واسشون سخت باشه ولی وقتی مشکل یکی بود بیشتر محسوسه واسشون.

  4. کاربر روبرو از پست مفید تنهای خسته تشکرکرده است .

    danger (جمعه 15 شهریور 92)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 16 شهریور 92 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1392-4-22
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    60
    سطح
    1
    Points: 60, Level: 1
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم
    اگه جای منو خواهرام بودی چیکارمیکردی؟4 خواهریم مابین 24-33
    تحصیل کرده,زیبا,متین,بساز و....... ولی هیچکس مارو نمیپسنده
    آره مشکل من و شما وامثال ما خوب بودن و پاک بودن زیادی هستش پیزیکه این روزا خریدار نداره حتی پیش خود خدا
    همه ما اگه به جای درسو خانم بودن میرفتیم سراغ پسربازی الان سرکوفت مردمو نمیشنیدیم

    - - - Updated - - -

    تو تاپیک من نوشته بودن چرا میندازی گردن خدا خودت واسه ازدواج چیکار کردی؟آخه یه دختر واسه ازدواج میتونه چیکار کنه؟خودمون بریم خواستگاری؟
    بخدا تنهای خسته ی عزیز پسرهایی معرفی میشن به ما که 90%پایینتر از ما هستند با این حال اونا ماروپس میزنن
    آدم میمونه تو کار خدا

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 آذر 93 [ 19:21]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,231
    سطح
    19
    Points: 1,231, Level: 19
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 63 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=BITAB.KHASTE222;292083]سلام عزیزم
    اگه جای منو خواهرام بودی چیکارمیکردی؟4 خواهریم مابین 24-33
    تحصیل کرده,زیبا,متین,بساز و....... ولی هیچکس مارو نمیپسنده
    آره مشکل من و شما وامثال ما خوب بودن و پاک بودن زیادی هستش پیزیکه این روزا خریدار نداره حتی پیش خود خدا
    همه ما اگه به جای درسو خانم بودن میرفتیم سراغ پسربازی الان سرکوفت مردمو نمیشنیدیم

    - - - Updated - - -

    تو تاپیک من نوشته بودن چرا میندازی گردن خدا خودت واسه ازدواج چیکار کردی؟آخه یه دختر واسه ازدواج میتونه چیکار کنه؟خودمون بریم خواستگاری؟
    بخدا تنهای خسته ی عزیز پسرهایی معرفی میشن به ما که 90%پایینتر از ما هستند با این حال اونا ماروپس میزنن
    آدم میمونه تو کار خدا[/QUOTE

    می دونی عزیزم الان دوره زمونه پاک بودن نیست چون خدام دیگه خوشش نمیاد و فرموش می کنه همچین بنده هاشو. مگه همه برا ازدواج کردن تلاش کردن؟؟؟؟ بیچاره مادرامون چه قدر غصه مارو می خورن. مگه ما دوست داشتیم سرنوشتمون اینطوری بشه. حتی الان خواستگارا وقتی سنمون رو می شنون فکر می کنن ما چی کار کردیم که تا این سن طرفدار نداشیم و ازدواج نکردیم.

  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط BITAB.KHASTE222 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    اگه جای منو خواهرام بودی چیکارمیکردی؟4 خواهریم مابین 24-33
    تحصیل کرده,زیبا,متین,بساز و....... ولی هیچکس مارو نمیپسنده
    آره مشکل من و شما وامثال ما خوب بودن و پاک بودن زیادی هستش پیزیکه این روزا خریدار نداره حتی پیش خود خدا
    همه ما اگه به جای درسو خانم بودن میرفتیم سراغ پسربازی الان سرکوفت مردمو نمیشنیدیم

    - - - Updated - - -

    تو تاپیک من نوشته بودن چرا میندازی گردن خدا خودت واسه ازدواج چیکار کردی؟آخه یه دختر واسه ازدواج میتونه چیکار کنه؟خودمون بریم خواستگاری؟
    بخدا تنهای خسته ی عزیز پسرهایی معرفی میشن به ما که 90%پایینتر از ما هستند با این حال اونا ماروپس میزنن
    آدم میمونه تو کار خدا
    سلام،اصلا با حرفاتون موافق نیستم،کی میگه پاکی شما خریدار نداره؟؟؟شما اصلا اهمیت نده به وضع موجود و ادماش،درسته اکثریت بد شدن اما هنوزم هستن کساییی که دنبال خوبها هستن و این خوبی همون پاکی شماست،منم یک پسرم و اتفاقا دنبال یک دختر خوبم اما الان بگم چون وضع خرابه پس دختر خوب اصلا نیستش؟؟؟شما پاک بمون و حفظ کن به موقعش جوری سود این پاکیتو میبری که این دخترایی که گفتی به گرد پاتم نمیرسن،پس نا امید نباش

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=تنهای خسته;292090]
    نقل قول نوشته اصلی توسط BITAB.KHASTE222 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    اگه جای منو خواهرام بودی چیکارمیکردی؟4 خواهریم مابین 24-33
    تحصیل کرده,زیبا,متین,بساز و....... ولی هیچکس مارو نمیپسنده
    آره مشکل من و شما وامثال ما خوب بودن و پاک بودن زیادی هستش پیزیکه این روزا خریدار نداره حتی پیش خود خدا
    همه ما اگه به جای درسو خانم بودن میرفتیم سراغ پسربازی الان سرکوفت مردمو نمیشنیدیم

    - - - Updated - - -

    تو تاپیک من نوشته بودن چرا میندازی گردن خدا خودت واسه ازدواج چیکار کردی؟آخه یه دختر واسه ازدواج میتونه چیکار کنه؟خودمون بریم خواستگاری؟
    بخدا تنهای خسته ی عزیز پسرهایی معرفی میشن به ما که 90%پایینتر از ما هستند با این حال اونا ماروپس میزنن
    آدم میمونه تو کار خدا[/QUOTE

    می دونی عزیزم الان دوره زمونه پاک بودن نیست چون خدام دیگه خوشش نمیاد و فرموش می کنه همچین بنده هاشو. مگه همه برا ازدواج کردن تلاش کردن؟؟؟؟ بیچاره مادرامون چه قدر غصه مارو می خورن. مگه ما دوست داشتیم سرنوشتمون اینطوری بشه. حتی الان خواستگارا وقتی سنمون رو می شنون فکر می کنن ما چی کار کردیم که تا این سن طرفدار نداشیم و ازدواج نکردیم.
    حرفای بالایی که به اون دوستمون گفتمو بخون + این که الان زمونه پاک بودن نیست حرف شیطونه پس مراقب باش شما که تا اینجاشو خوب اومدی پس از این به بعدشو خراب نکن،برای ازدواجم مطمن باش روزی که این اتفاق براتون بخاد بیفته فرا میرسه پس الکی خودتونو نا امید نکنید.

  8. 5 کاربر از پست مفید samanft تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 14 شهریور 92), danger (جمعه 15 شهریور 92), deljoo_deltang (چهارشنبه 13 شهریور 92), roze sepid (چهارشنبه 13 شهریور 92), فرشته مهربان (شنبه 16 شهریور 92)

  9. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    [quote=تنهای خسته;292080]مرسی عزیزم بابت حرفهایی که زدی. منم می خوام خواهرم خوشبخت شه نمی خوام سرنوشتش مثل من بشه ولی همش فکر می کنم اگه تو لباس عروسی ببینمش بزنم زیر گریه نه بخاطر اون بخاطر خودم و سرنوشتم واسم خیلی سخته بهش گفتم تو ازدواج کن من موقع جشنت میرم مسافرت نمی خوام نگاه مردم رو ببینم اون نگاههای تحقیر آمیز رو اون نگاههایی که سرشار از ترحمه. همین الانشم بعضی چیزا فامیل هامون می گن که مامانم و من و ناراحت می کنه ولی همیشه واسه مادرم غصه خوردم . منم واست دعا می کنم که توام زوده زود بری خونه بخت البته یه آدم شریف و کسی که مرد باشه و خوبختت کنه رو خدا نصیبت کنه. به خدا می گم خدا جون اگه ازدواج نصیبم کردی لااقل خوبشو نصیبم کن چون به حد کافی غصه خوردم دیگه نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم


    ببين ستاره ي گلم من تمام شرايطتو درك ميكنم.ميفهمم چي ميگي.
    فكر كردي واسه من راحت بود؟
    من مشاور نيستم ونميگم كارم درست بود يااشتباه.
    اما من از روز خواستگاري تا روز جشنش وتمام دوران عقدشو اشك ريختم.
    واسه بله برونش نميخواستم باشم ولي بابام به زور گفت بايد بياي كه فكر نكنن حسوديت شده.

    قبل خواستگاريش بابام گفت اگر تو راضي نباشي حتي نميزارم بيان.منم گفتم راضيم وخودم دوست دارم اون زودتر ازدواج كنه.
    فقط به خدا ميگفتم من براي تو اينكارو كردم با اينكه ميدونم صبرشو ندارم اما تو صبربده.
    نميدونم چطور شد خودمم نفهميدم روز به روز برام عادي ميشد.اصلا به ازدواجش كه زودتر از من بود فكر نميكنم.حتي عاشق بچه خواهرمم.
    اشكهاي من همشون پنهاني بود.
    واسه اين اشك نميريختم كه اون زودتر ازدواج كرد.واسه اين اشك ميريختم چون اون كوچكترين ملاحظه اي از هيچ نظر نميكرد ومن هم تو آتيش اميال ناخواستم ميسوختم.
    روز وشب پيش من باشوهرش حرفاي...ردوبدل ميكردن ووقتي جامو عوض ميكردم باز مي اومد وآرامشمو به هم ميزد.هر روز بي ملاحظه همسرشو مي آورد خونمون وهر شب با وجود برادر نو جوونم حتي طوري لباس ميپوشيد كه برادرمو به خشم مياورد.
    همه كارهاش خيلي زشت وبي ملاحظه بود.

    وقتي بهش با محبت ميگفتم اين لباسا مناسب نيست ميگفت چون من زودتر ازدواج كردم حسوديت ميشه.


    اما الان يه روز كه بچشو نميبينم دلم واسش تنگ ميشه.
    واصلا واسم مهم نيست كه اون زودتر ازدواج كرده.فراموش كردم.گاهي بهم ميگه خوش به حالت كه مجردي.به من ميگه تا شخص خوبي رو پيدا نكردي اصلا تن به ازدواج نده.

  10. 3 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 14 شهریور 92), deljoo_deltang (چهارشنبه 13 شهریور 92), sanjab (چهارشنبه 13 شهریور 92)

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 آذر 93 [ 19:21]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,231
    سطح
    19
    Points: 1,231, Level: 19
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 63 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام یوسف گمگشته می دونی این حرفات چشام رو پر اشک کرد به خدا از ته دل واست دعا کردم واسه همه جوونا که تو شرایط من و شمان و یا بدترش. یکی از دوستام خواهر کوچیکش زودتر از خودش ازدواج کرد من تو تالار دقت می کردم که نه خواهرش که عروس بود شاد بود نه مادرش . عروس به خاطر خواهر بزرگش فقط چشاش پر اشک بود بهترین روز زندگیش بود ولی غصه خواهرش رو می خورد. خیلی سخته نمی دونم تو کارهای خدا چه حکمتی هست. کاش اونقدر خوشبخت شیم تا به انتظار کشیدنون بیارزه. من شمارو نمی دونم ولی خودم اگر اونقدر استقلال مالی داشتن از آیندم نمی ترسیدم چون می گفتم اگه کسی هم قسمتم نباشه در عوض محتاج کسی نیستم. ولی اینم ندارم.
    محمد عزیز بازم می گم خیلیا هیچ تلاشی نکردن و ازدواج خوب نصیبشون شده قرار نیست ادم بخاطر گیدا کردن شوهر بره مسجد یا جای دیگه. من دختر خونه نشینی نیستم شاغلم ولی تا حالا موقعیت خوب نصیبم نشده یام شده ولی اقا پسر از من خیلی کوچیکتر بوده. اونقدر دختر خانمها رنگی شدن که من و امثال من بیرون دیده نمی شیم. یک بار احیا من مسجد بودم یه دختر خانم با چه سر و وضعی اومده بود دیدم اکثر خانمها می خوان ازش شماره بگیرن به عنوان خواستگار و دختر خانم برگشت گفت من دوست پسر دارم. اونجام گفتم خدا شکرت!!! نه که توهین کنمبه اونجور دختر خانمها نه هر کسی یه اعتقادی داره این رو رسوندم که الان دوره زمونه ماها گذشته

  12. 2 کاربر از پست مفید تنهای خسته تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 15 شهریور 92), roze sepid (پنجشنبه 14 شهریور 92)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهای خسته نمایش پست ها
    سلام یوسف گمگشته می دونی این حرفات چشام رو پر اشک کرد به خدا از ته دل واست دعا کردم واسه همه جوونا که تو شرایط من و شمان و یا بدترش. یکی از دوستام خواهر کوچیکش زودتر از خودش ازدواج کرد من تو تالار دقت می کردم که نه خواهرش که عروس بود شاد بود نه مادرش . عروس به خاطر خواهر بزرگش فقط چشاش پر اشک بود بهترین روز زندگیش بود ولی غصه خواهرش رو می خورد. خیلی سخته نمی دونم تو کارهای خدا چه حکمتی هست. کاش اونقدر خوشبخت شیم تا به انتظار کشیدنون بیارزه. من شمارو نمی دونم ولی خودم اگر اونقدر استقلال مالی داشتن از آیندم نمی ترسیدم چون می گفتم اگه کسی هم قسمتم نباشه در عوض محتاج کسی نیستم. ولی اینم ندارم.

    سلام عزيزم.
    ممنون كه واسم دعا كردي.

    عزيزم فكر نكن اگر استقلال مالي داشته باشي به همسر فكر نميكني.
    خدارو شكر از نظر مالي تامينم اما باز هم نياز به همدم دارم.اما با كمك خدا اين نياز روز به روز منطقي تر شده.
    منم مثل شما خواستگار دارم اما بعد تحقيق تو زرد از آب در ميان.
    منم خيلي وقتا به خاطر كمبود شناختم از خدا ناشكري كردم.كه واقعا از بزرگيش شرمنده ام.


    اماگاهي چيزهايي ميبينم كه فقط ميگم خدايا شكرت كه سالمم.

    اما كاري كن دركم بالا باشه وبفهمم بايد تلاشمو بكنم اما باز به تو اميدوار باشم.


    محمد عزیز بازم می گم خیلیا هیچ تلاشی نکردن و ازدواج خوب نصیبشون شده قرار نیست ادم بخاطر گیدا کردن شوهر بره مسجد یا جای دیگه. من دختر خونه نشینی نیستم شاغلم ولی تا حالا موقعیت خوب نصیبم نشده یام شده ولی اقا پسر از من خیلی کوچیکتر بوده. اونقدر دختر خانمها رنگی شدن که من و امثال من بیرون دیده نمی شیم. یک بار احیا من مسجد بودم یه دختر خانم با چه سر و وضعی اومده بود دیدم اکثر خانمها می خوان ازش شماره بگیرن به عنوان خواستگار و دختر خانم برگشت گفت من دوست پسر دارم. اونجام گفتم خدا شکرت!!! نه که توهین کنمبه اونجور دختر خانمها نه هر کسی یه اعتقادی داره این رو رسوندم که الان دوره زمونه ماها گذشته
    من با محمد محترم موافقم وما نبايد بگيم هركي اونطوري راه ميره پس بهتره يا بدتره.
    معيار سنجش آدما دست ما نيست.
    شمارو نميگم.خودم قبلا ضربه اي از اين رفتار تكبر گونه خوردم كه اگر لطف خدا نبود بيچاره شده بودم.
    خيلي به خودم مطمئن بودم وميگفتم من چادر ميپوشم اما فلاني اينطوره يا اونطوره.يعني من با خواهرم كه اينطور باز راه ميره هيچ فرقي نداريم؟؟؟؟
    اونجا بود كه نفس بدم دست به كار شد.اما خدارو شكر خيلي زود ودر مراحل اوليه خداي خوبم كمكم كرد ونشونم داد عاقبتم چي ميشه.
    توبه كردم و از خدا معرفت خواستم.
    الان اگر هر كس به نظرم اشتباه كنه واسش دعا ميكنم تا نجات پيداكنه.همونجا واسه هدايت خودمم دعا ميكنم.

  14. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 14 شهریور 92), danger (جمعه 15 شهریور 92)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 فروردین 02 [ 06:11]
    تاریخ عضویت
    1390-8-21
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    8,539
    سطح
    62
    Points: 8,539, Level: 62
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 211
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,282

    تشکرشده 89 در 30 پست

    حالت من
    Khabalod
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهای خسته نمایش پست ها

    محمد عزیز بازم می گم خیلیا هیچ تلاشی نکردن و ازدواج خوب نصیبشون شده قرار نیست ادم بخاطر گیدا کردن شوهر بره مسجد یا جای دیگه. من دختر خونه نشینی نیستم شاغلم ولی تا حالا موقعیت خوب نصیبم نشده یام شده ولی اقا پسر از من خیلی کوچیکتر بوده. اونقدر دختر خانمها رنگی شدن که من و امثال من بیرون دیده نمی شیم. یک بار احیا من مسجد بودم یه دختر خانم با چه سر و وضعی اومده بود دیدم اکثر خانمها می خوان ازش شماره بگیرن به عنوان خواستگار و دختر خانم برگشت گفت من دوست پسر دارم. اونجام گفتم خدا شکرت!!! نه که توهین کنمبه اونجور دختر خانمها نه هر کسی یه اعتقادی داره این رو رسوندم که الان دوره زمونه ماها گذشته

    خواهر خوبم زندگی انسانها و شرایطشون با هم متفاوته بله خیلیها تلاش خاصی نکردن ازدواج کردن خیلی ها هم تلاش کردن و ازدواج کردن اصلا این مهم نیست مهم اینه که اونهایی برنده شدند که ازدواج موفقی داشتند و این بدون تلاش امکان نداره حالا یا تلاش در جهت ازدواج یا تلاش در جهت حفظ زندگی بعد ازدواج. یکی ممکنه خواستگار زیاد داره اما قدرت انتخاب خوبی نداره یه جور باید تلاش کنه یکی خواستگار داره اما هیچکدوم از جنس خودش نیست یه جور باید تلاش کنه یکی هم کم خواستگار داره یا یکی اصلا نداره یا یکی خواستگار داره و ازدواج هم کرده اما مهارتهای زندگی دونفره رو بلد نیست و ... همه باید متناسب با وضعیتشون فعال بشن و آگاهیهای خودشون رو بالا ببرن و با تلاش دنبال راه چاره باشن.
    البته من هم نگفتم به مسجد برید و درخواست خواستگار کنید من شوخی کردم بابا

    ببینید مثلا یک دختر مذهبی تو یه خونواده غیر مذهبی قطعا خواستگارهای کمی داره و کسانی هم که بیان معمولا غیر مذهبی هستن این طبیعیه حالا اون دختر باید چه کنه؟
    برای همسریابی به جای اینکه منفعل باشیم تا کسی بیاید و ما را بیابد، سعی کنیم بر تلاشهای فعالانه خود در جهت انتخاب بیفزاییم(مدیر همدردی)

    این به معنای کاری خلاف حیا و عزت خانم نیست و بنده با خواستگاری رسمی خانمها مخالفم به ریسک و عواقبش نمی ارزه بهتره لینک زیر رو مطالعه کنید و هر بندش رو دقیق بخونید نه سرسری خوب بخونید خوب فکر کنید آیا شما به اونها عمل کردید؟
    http://www.hamdardi.net/thread-9311.html
    به این لینک هم سر بزنید:
    http://www.hamdardi.net/thread-19324.html

    ببینید حتی اگر موردی رو مناسب خودتون دیدید واسطه واقعا امینی رو در جریان بذارید که اون شما رو به خانواده اقا پسر به عنوان یک مورد خوب برای خواستگاری مطرح کنه باور کنید پسرها حتی اونها که اهل روابط باز هستند دوست دارند همسری انتخاب کنند که ویژگیهای شما رو داشته باشه و اهل روابط باز نبوده باشه باور کنید خیلی پسرها رنج میبرند که مورد مناسب خودشون رو پیدا نمیکنند وقتی مواردی خوب مثل شما توسط خود شما بایکوت بشن و گوشه خونه منتظر خواستگار باشن چی میشه گفت؟ البته منظورم دیده شدن صرف نیست شما میگی شاغلم ممکنه گاهی دختری دیده بشه اما نه در جمعی که باید دیده بشه مثلا اگر دختر مذهبی هست صرف دیدن شدن تو دانشگاه فایده نداره! باید شرکت فعال در مناسبتهای مذهبی عروسیها مساجد جلسات دعا قران و جمعهای هم فکر خودشون داشته باشه
    این به هیچ وجه به معنای بی ارزشی و گدایی کردن خواستگار نیست این یعنی درک درست وضعیت و منفعل نبودن

    باز هم عرض میکنم خواهر خوبم دراینکه مشکل ازدواج ناراحتتون کرده شکی نیست اما شما حسرت جلف بودن دیگران را میخورید؟ به پست قبل من خوب دقت کردید؟ خوندید اصلا؟ اگر ازاد و با روابط باز زندگی میکردی خب شاید زودتر ازدواج میکردی اما قطعا مردی از جنس اون نوع روابط با تو ازدواج میکرد. خب این رو دوست داری؟ میپسندی؟ ازدواج برات شده یه هدف؟هر جور و هر طور؟

    اما درباره مسجد و شب احیا که گفتید باید بگم شما نوشتید اکثر خانمها میخواستن شماره بگیرن ! اما به نظرم این طور نبوده و به دلیل حساسیت شما همینکه چند نفری نظرشون جلب شد شما میگید اکثر در حالی که اکثریت توجه نکردن.این طور نیست؟
    باور کنید اصلا دوره شما نگذشته بلکه با توجه به عقاید شما وشرایط پیرامون شما ازدواج برای شما احتیاج به مهارتهای بیشتری از جانب خودتون و خانوادتون داره همین
    ویرایش توسط mohammad6599 : پنجشنبه 14 شهریور 92 در ساعت 15:53

  16. 3 کاربر از پست مفید mohammad6599 تشکرکرده اند .

    danger (جمعه 15 شهریور 92), roze sepid (پنجشنبه 14 شهریور 92), toojih (پنجشنبه 14 شهریور 92)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 تیر 05 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1391-7-20
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    10,336
    سطح
    67
    Points: 10,336, Level: 67
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 15 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام، فقط یه مثال عینی می تونم براتون بزنم:
    یه عمه دارم که تا همین (فک کنم) 32 سالگی ازدواج نکرد! یعنی خواستگار نداشت، برعکسش یکی از دخترعمه هام که خواهرزاده همین عمم می شه خیلی خیلی زود و فک کنم تو زیر 20 سالگی یه شوهر بیست براش پیدا شد.
    جریان از این قرار بود که این آقا پسر که از فامیلای دور بودن خواهرشو می فرسته خونه مادربزرگم اینا میگه داداش من میخواد ازدواج کنه شما کسیو سراغ ندارید؟ عمم برمیگرده میگه چرا فلانی هست یعنی همون دخترعمم! همه این کارشو تحسین کردن که حسودی نکرد و رک و روراست خواهرزاده خودشو معرفی کرد.
    اون موقع همه فک میکردیم شوهر از این بهتر پیدا نمیشه، پولدار، خوشتیپ، خوش اخلاق و ... اما دیری نگذشت که گندش دراومد! طرف بچه دار نمی شد، اخلاقش فقط در ظاهر خوب بود، و خلاصه زندگیش زیاد خوب نشد اون دختر عمم. و اما عمم: بعد از این کارش در سن 32 یا 33 سالگی یه شوهری نصیبش شد که الان همه حسرتشو میخورن، حالا هم دوتا بچه داره.
    حالا من یه سوال دارم: اگه همون 18 - 19 سالگی ازدواج می کردین و خدایی نکرده بدبخت می شدین خوب بود یا اینکه الان، یا یکی دوسال دیگه یه شوهر همه چی تموم براتون پیدا بشه؟


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.