آخه زمانی که این مسئله رو بهم گفت من به حدی ناراحت شدم که نتونستم خودمو کنترل کنم و قضیه رو با مادرم در میون گذاشتم و الان خانواده م هم از این قضیه اطلاع دارن و مثل قبل راضی به این وصلت نیستند هرچند گفتن که تصمیم با خودته.. گاهی اوقات با خودم میگم وقتی یه همچین مسئله ای واسم قابل هضم نبوده و طوری رفتار کردم که خانواده م مطلع شده اند نکنه کلا واسه ازدواجم زوده و من هنوز آمادگی کافی رو ندارم..... بالان حالا دیگه حتی به ازدواج کردن در حال حاضر مردد شدم.... به نظر شما واکنش من طبیعی بوده؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)