به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 87

Threaded View

  1. #11
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 194 در 88 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    سلام
    بیشتر بحث ها به نظرم یک کار تحقیقاتی بود تا یک مشاوره روانشناسی.
    دوست عزیز، شما افسردگی ندارید، مقدار زیادی اطلاعات کسب کرده اید که اگر اینها رو کنار هم بذاریم شاید در خوشبینانه ترین حالت، به این نتیجه ختم بشه که همه انسانها بیمار روانی باشند!
    شما افسردگی ندارید و چون علائمی که گفتید در تضاده با هم، پس در حال حاضر نمی شه شما رو راهنمایی کرد
    مثلا جایی نوشتید :
    خلاصه مطلب اینکه من 2سال هست کاملا در خلاء کامل بسر میبرم و توی این 2سال کمتر از 30بار نور خورشید مستقیم به صورتم خورده
    ولی شما نشانه هایی از این خلا ندارید چون اگر داشتید حتی اینجا پست هم نمی گذاشتید و حالتون خیلی وخیم تر از این حرفها بود!
    شما تا سال گذشته خرداد ماه به نزد اقوامتون در کرج و تهران هم می رفتید... پس موضوع دو سال و کمتر از 30 بار نور خورشید رو تجربه کردن به نظرتون اغراق آمیز نیست؟
    چه بسا که اگر در این خلا بوده اید نزد هیچ روانپزشک یا روانشناسی هم نرفته اید! اما می بینیم که اینطور نیست و شما از آنها رضایتی هم ندارید
    حالا هم این اغراق به نوعی نهادینه شده در شما و می تونه در سایر موارد هم شما را مجبور کنه که اغراق آمیز حرف بزنید
    من نمی گم شما حالتون خوبه! اتفاقا به نظرم شما باید حتما به فکر خودتون باشید، و مشکلی که ازش رنج می برید رو شناسایی کنید... که البته فوبیا و افسردگی (بشکلی که مد نظر شماست) نیست
    شما اگر مشکلی داشته باشی، علائم رو مجبور به ظهور می کنی! مثل اینکه کسی درماتیتیت پوستی نداشته باشه ولی اونقدر دستش رو بخوارونه که در نهایت سرخ و زخمی بشه! و بگه که این علامت عادی نیست!

    بگذریم، اطلاعاتت رو بکناری بگذار! کتابهات رو ببند... گاردت رو کم کم باز کن! گاردت رو باز کن!!! بله همین گارد محکمی که مقابل خودت گرفتی رو می گم!
    بگذار اگر هم مشکلی هست در علائم واقعی ظهور کنه و اون علائم رو مجبور به ظهور نکن...

    با توکل به خدا، همه مشکلاتت حل می شن


    پ.ن: از meinoush بابت یادآوری تاپیک شما سپاسگزارم
    اول از مینوش عزیز بسیار سپاسگذارم که لطف و توجه داشتن و به شما اطلاع دادن که راهنمایی بفرمایید

    اول اینکه یکمقدار لحن گفتاریتون از دید من برای یک مشاور درست نیست چون یکمقدار یا تحکم و سرکوبگری برخورد میکنید و از روش کتمان و جارو کردن مشکلات برای حلشون استفاده میکنید که نمیتونه همیشه کارساز باشه
    دوم اینکه من هیچگاه مشکلم رو افسردگی عنوان نکردم و از خیلی وقت پیش پی به این بردم که افسردگی هم اگه وجود داره از تاثیرات و علائم مشکل دیگه ای هست
    سوم اینکه دقیقا من حتی به عناون تاپیک دقت کنید دنبال مشاوره نبودم و نیستم بلکه دنبال درمان و راهکارهای شناخت بیماری و درمانش هستم پس بله دقیقا این تاپیک هدفش کار تحقیقاتی بود
    چهارم بحث خلاء هم بله من از بهمن سال 90تحصیلم تمام شد تا خرداد هرچند با وضعیت بد روحی و جسمی تلاش کردم کاری رو پیدا کنم که نتونستم فقط هم بدلیل همون حال روحی بد و ناتوانی که داشتم و خرداد من از تهران به جنوب رفتم و بعد برگشتم منزل و دیگه دست از همه چیز کشیدم چون فشار بسیار زیاد روحی و جسمی روی خودم احسای میکردم و توان مقابله باهاشون رو نداشتم و دقیقا بله به خلاء فکری و کاری و فعالیت مفید وارد شدم و تا به امروز این عدم فعالیت و تلاش ادامه داره و دقیقا در طول این مدت بیشتر از حدود30بار بیرون از منزل نرفتم و این اغراق یا بزرگنمایی نیست چون دقیقا همینطور بوده و من فقط مگر بشدت مجبور شدم از منزل و اتاقم خارج شدم مثل اجبار به حضور در دادگاه و ...
    حالا 2سال کمتر بوده و 1سال چند ماه بوده زیاد تفاوتی مهتوایی فکر نمیکنم داشته باشه چون مشکل من دقیقا از 2سال پیش فروردین90 شروع شد با بروز اتفاقات ناگوار و وارد شدن فشار عصبی بسیار شدید که تا بهمن90 باز تحصیل یکمقدار فقط اسما باعث اجبار به فعالیت و رفت و امد بود و باقی مدت رو هم شرح دادم
    پس خلاء منظور زندگی نباتی نیست که من نتونم اینجا پست بدم بلکه خلاء رو براتون توصیف کردم که منظور نداشتن فعالیت فکری کاری تفریحی و ... هست

    منظورتون از رفتن یا نرفتن پیش روانپزشک متوجه نشدم ولی من یکبار حدود 6سال پیش بعد از پایان خدمت سربازیم که بازم بخاطر بوجود اودن اتفاقا و فشارهای خیلی سخت به روانشناس یک جلسه مراجعه کردم که هیچ سودی نداشت و بسیار سطحی و بدون دانش جلوه کردن برای من اون روانشناس

    من نگفتم فوبیا دارم نمیدونم شما چطور این رو عنوان کردید، بلکه من استرس و اضطراب بسیار شدید دارم و اینو چندیدن بار حتی با ذکر مثال توضیح دادم ولی فوبیا رو خیر من در خودم از این لحاظ مشکلی ندیدم مگر ترسهای نرمال
    افسردگی هم نمیدونم تعریف شما از افسردگی چیه ولی چیزی که من مطالعه کردم شخصی که در روز 8ساعت مستمر یا مقطعی به دیوار زل بزنه و فکر و خیال داشته باشه رو افسرده عنوان میکنن و یا شخصی که 24ساعت حتی یک کلمه با کسی صحبت نکنه و فقط شاید دهنش برای غذا خوردن فعالیت کنه و ...

    در مورد اغراق هم نمیدونم و نظریه شما رو رد نمیکنم و ممکنه بله این هم در وجود من به صورت یک مشکل وجود داشته باشه و حتما روش فکر میکنم و خودمو دوباره کنکاش میکنم

    در مورد گارد هم درست متوجه نشدم منظورتون گاردی به این معنی هست که من دوست دارم خودمو مشکلدار جلوه بدم، یا گارد برای جلوگیری از حل شدن مشکلم ویا نوع دیگه ای ...
    ولی احساس میکنم اگر من گارد گرفته بودم در مقابل خودم هرگز جستجو نمیکردم که حال و احوالم رو بهبود ببخشم و اصلا اینجا رو هم پیدا نمیکردم که سوال کنم چون من با جستجوی برای رفع مشکلم به اینجا رسیدم
    ولی میتونم نوعی دیگه گارد رو در خودم ببینم که اتفاقا با کمک راهنمایی دوستان دارم کم کم روش کار میکنم و مراجعه کنید تاپیک مجزا براش ایجاد کردم و در صدد شناخت بهتر این اختلال و مشکل هستم که میشه نوعی مشکل گارد گرفتن هم در این اختلال وجود داشته باشه ولی میخوام به کمک خودم و دیگران درمان کنم این اختلالات رو
    که اگر لطف کنید و به اونجا هم سر بزنید و مطالعه کنید و نظراتتون رو بگید بسیار خوشحال میشم

    توکل بر قدرت و اراده خودم و کمک و راهنمایی دوستان حتما مشکلات حل میشن

    بازم ممنون از توجه شما و منتظر نظراتتون بازم هستم

  2. 2 کاربر از پست مفید Estaf تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 01 شهریور 92), نیلا (جمعه 01 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. دوستان فکر کردن به پزشکی قانونی داره من را نابود می کنه
    توسط نوروزیان. در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 01 فروردین 93, 03:00
  3. تجربیات دوستان در کمک روانپزشک و دارو
    توسط Estaf در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 86
    آخرين نوشته: جمعه 15 شهریور 92, 12:02
  4. دانشنامه پزشکی.
    توسط حسین پور در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: جمعه 09 بهمن 88, 10:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.