یک موضوعی از گذشتم هنوز یک موقع هایی فکرم رو مشغول می کنه .
ماجرا مربوط می شه به دوست دختر آخری که داشتم و پسر آبجی اش منو دید . به این فکر می کنم که پسر آبجی دوستم اگه منو ببینه چه برخوردی باش داشته باشم . یک کمی هم از بابت این موضوع نگرانم . خونه ی من یک سمت شهر هست و اون ها یک سمت دیگه . ولی محل کاره پسره نسبتا به خونه ی من نزدیکه و وقتی می خوام برم سمت مرکز شهر از اونجا می گذرم .
می خوام بی خیال گذشتم بشم . اما تنها چیزی از گذشتم که نمی تونم فراموشش کنم ، اون پسر هست .
راستش خوشم نمی یاد دیگه اینجا تایپیک جدید بزنم و اینم فکر نکنم موضوع مهمی باشه که یک تایپیک براش باز کنم ، با این وجود دوستان ببخشید که این بحث ربطی به موضوع تاپپیک نداره .
- - - Updated - - -
بچه ها من در مورد بیشتر امور زندگیم با برخی از دوستان صمیمی ام و همین طور خانواده ام صحبت می کنم .
اما در مورد اینکه با این دوست دخترم بودم و یکی از بستگانش منو با اون دید فقط اینجا حرف زدم . برای همین هم نمی تونم توی مجیط واقعی از کسی مشورت بگیرم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)