با سلام دوباره به همه دوستان عزيز
امروز يكي از آشناهاي دختره كه با هم همكاريم گفت يه خبر دارم برات .گفت كه اونا نه تحقيق رفتن و نه ايراد از طرف تو بوده دختره خواستگار ديگه اي هم داشته كه به اون جواب داده اما گفت مطمئن نيستم كارو تموم كردن يا نه.(ولي مشخصه كه جوابش مثبته و كار تموم شده ست)
خب اگه خواستگار ديگه اي هم داشته چرا به منم اجازه داد كه بيام خونشون خواستگاري و با هم دو جلسه صحبت كنيم بهتر بود اول تكليفشو با اون خواستگارش مشخص ميكرد بعدا به من جواب ميداد
لابد مقايسه كرده ديده شرايط اون از من بهتر بوده اما اين كار درستي نيست.نميتونم با خودم كنار بيام.افكارم پريشونه تمركز حواس ندارم حوصله هيچ كاري رو ندارم اعتماد به نفسمو از دست دادم خيلي به دلم نشسته بود هموني بود كه هميشه دنبالش بودم.
خدايا آخه اين انصافه؟؟؟
احساس ميكنم اين وسط من بازيچه شدم
وقتي جواب منفي داد و دليل منطقي نداشت حدس ميزدم دارن پنهون كاري ميكنن
دوستاي عزيزم كمك كنيد بتونم فراموشش كنم .خيلي تنهام خيلي......








علاقه مندی ها (Bookmarks)