
نوشته اصلی توسط
حساس
متاسفم که ارتباط خانوادگیتون باعث میشه سخت تر فراموش بشه... درسته که الان در گرماگرم این احساس خیلی بد هستید وفکر میکنید اگر تنها باشید راحتترید ولی شاید بهتر باشه بعد از مدتی که کمی رنجش خاطرتون کمتر شد به فکر ازدواج به شکل جدی باشید چون شاید ورود شخص جدیدی به قلبتون بخصوص کسی که با ملاکهاتون همخوانی داشته باشه خیلی خیلی کمکتون کنه. توی این مدت میتونید سرتون رو به چیزایی که براتون خوشاینده و فکرتون رو مشغول خودش میکنه بپردازین. مثل تحصیل و مطالعه یا اگر شاغلید بیشتر به کارتون تمرکز کنید. این دوره مثل یه دوره نقاهت بعد از علاج هست که شما الان راه علاجش رو میدونید و شاید تصمیم به آغازش گرفتید و فقط این دوره نقاهت رو باید از هرچیزی که شما رو به یاد اون میندازه دوری کنید حتی اگر تونستید با بهانه درس و کار و غیره شخص شما رفت و آمدتون رو باهاشون کمتر کنید یا زمانی که حدس میزنید اون نیست برید و کلا تمرکزتون رو ازش بردارید.
یه موضوع مهم هم اینه که عشق مثل مریضیه که هرقدر پخش بشه درمانش سختتره. سعی کنید از این موضوع و حتی از علاقتون و رفتارش با شما، دیگه با کسی حرف نزنید چون به تعداد نفراتی که میدونن در شما اثر میزاره و پخش میشه...
علاقه مندی ها (Bookmarks)