به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 92 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1391-1-22
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,357
    سطح
    20
    Points: 1,357, Level: 20
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط shervin نمایش پست ها
    شرایطت خیلی شبیه شرایط منه! انگار هیچ کدومتون از هم دیگه اونطوری که باید خوشتون نمی یاد! یکم دقت کن ببین واسه چه چیزایی هست که دارین رابطه رو ادامه می دین و یا امید دارین که با هم ازدواج کنید!
    در مورد لباس و رفتار با فامیلشون نظر myself هم قابل تامل هست خانوما واسه امتحان کردن طرف بعضی وقت ها این کارو می کنن! ولی تو به این هم فکر کن که بعد از ازدواج می تونی چنین شرایط مشابهی رو تحمل کنی یا نه!


    آره تقریبا ! چی بگم والا حقیقت و رابطه ی بینمون به این شکل هست که واقعا باعث اذیت و ناراحتی همدیگه میشیم و بیشتر هم تقصیر منه !

    سر هر موضوع کوچک و بی ارزشی جرو بحث داریم یعنی یک روز نیست که بحث نداشته باشیم و دعوا نکنیم !! ولی باز تقریبا آشتی میکنیم . من ایشون رو اونطور که باید از ته دلم دوست داشته باشم ندارم ! یجوری قیافشم و اندامش ! واسم جذاب نیست ! ولی کنار این میزارم که ایشون منو دوست دارن و با اینکه اخلاقهام بد شده تحمل میکنن !!! که باعث میشه نخوام به جذابیت که میخوام فکر کنم !

    واقعیتش ما زیاد همدیگرو ندیدیم و بیشترتلفنی ارتباط داریم و دادارهامون حدودا سه چهار بار در دو و نیم ماه پیش بوده (دیدارهامون بسیار عاطفی و ... بود !) که بعد اون اصلا ندیدمش و خیلی کم صحبت داشتیم و بقیه اس ام اس بوده . به این دلیل دوست داشتن و علاقه مند شدن باعث شد که بحث ازدواج پیش بیاد و به قصذ ازدواج با هم باشیم !

    با هم انقد دعوا و جروبحث داریم که دیگه غیر قابل تحمل شده و خستمون کرده این دعوا ها !! یجوری رفتار میکنم که انگار طلبکارم ازش ! فکر میکنم شاید اینطور شدن رفتارم بخاطر جذابیت ظاهری که دوست دارم و نداره باشه !؟ اما این دعوا ها رو داریم و خیلی خواستم تمومش کنم و به دوست داشتن خودم شک دارم و فقط نمیخوام او دلخور بشه و دلی رو بشکنم !
    ولی میگم الان ناراحت بسه بهتر از اونه که منتظر من بمونه و آیندش خراب شه موقعیت ها و خاستگار هاشو از دست بده ! ما الان اینهمه مشکل داریم حرف همو نمیفهمیم (خیلی زیاد تقصیر منه !) آینده اصلا نمیتونیم با هم با آرامش و آسایش زندگی کنیم !




    - - - Updated - - -

    بازم امروز صبح سر یک موضوعی بحث و دعوا کردیم! و من گفتم اینجور نمیشه باید یک فرصت بدیم و بیشتر فکر کنیم و عاقلانه تصمیم بگیریم ار الان اینقد دعوا داریم در آینده چه خواهد شد ! اینکه من توی این چند ماه سعی کردم رفتارم بهتر شه و دعوا راه نندازم ولی میبینی که نمیشه و اخلاقو رفتار من خیلی بده و باعث دعوا و اذیت شدن دوتامون میشه ! یکم احساس رو بزاریم کنار و منظقی فکر کنیم !

    که اولش گفت که خستم از این همه دعوا و مشکل ما بدرد هم نمیخوریم جدا میشیم راهمون سواست. بعد از اون اس داد دوست دارم تو باعث دعوا هستی و تقصیر تو هست . منم گفتم باید بیشتر و درست فکر کنیم تا کی باید اینجور باشه ! یه فرصت فکر کردن بهم بدیم و جدا بمونیم تا جدا از احساس منطقی فکر کنیم و تصمیم بگیریم .
    دیگه اونم گفت تو درست بشو نیستی یک هفته یک ماه قکر کردن فرقی نمیکنه ما جدا میشیم و خستم و از این حرفا !)( خیلی بد زدیم بهم !





    - - - Updated - - -

    چون بهم قول داده بودیم همو تنها نزاریم ! و من نمیخوام دلش از من پر باشه از یک طرفم میگم بهتره از الان ناراحت شه جدا شیم که بعدا بدتر نشه و نشه مشکل رو حل کرد!

    من نمیخوام دلش از من پر باشه / چون دوست ندارم که اگه دلم کامل باهاش نیست به رابطه و احساس ادامه بدم ! برا خودش و آیندنش بده و میخوام هر چه زودتر این رابطه راه درست رو پیش بگیره !

    چیکار کنم اون از من دلخور شد و گفت از من بدش میاد و زنگ نزن تا ابد جدا میشمی نمیخوام شمارتو ببینم . . .

    چیکار کنم برگردم و به این رابطه ادامه بدم و از مثل قبل باشیم !؟ اون خودشم خستس از این دعوا ها و اینکه حرف همو نمیفهمیم ! ولی دوستم داره ...

    نمیخوام دلش بشکنه من میتونم راحت به این رابطه ادامه بدم ولی به اون فکر میکنم به آیندش به خوشبختیش .خواستم زودتر این دعوا هارو تموم کنم و رابطمون منطقی سوا شه !
    اون از من دلخور شد ! به نظرتون چیکار کنم کار درستی کردم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خدا منو میبخشه ؟؟؟ میخواستم آیندش رو خراب نکنم و و به خوشبختیش فکر میکردم .
    بین بد و بدتر بدو انتخواب کردم اینکه الان جدا شیم بهتره که در آینده سختر شه و موقعیتاش رو از دست بده و باعث گرفتن خوشبختیش بشم !

    به خاطر خودش بود واسه منم که خیلیییی تنهام سخته ولی نمیخوام فقط به خودم فکر کنم !

    دوستان کمکم کنین ؟ کارم درست بود یا نه ؟؟؟!!!
    ویرایش توسط vahidgh : سه شنبه 08 مرداد 92 در ساعت 21:00

  2. کاربر روبرو از پست مفید vahidgh تشکرکرده است .

    mohammad2012 (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    الان که دوستین باهاش سردی و خیلی خوش اخلاق نیستی عزیز
    خدا بخیر کنه بعد ازدواجو... بهت پیشنهاد میکنم حتما مشاوره قبل ازدواج بری و حرف بزنین...
    قبل ازدواج با هزار عشق شرو میکنن بعدش مشکل میخورن وای به حال شما که از الان محبتت کمه
    کاش میذاشتی رابطه قبلی فراموش بشه ولی خوب حالا که وارد این رابطه شدی واسه ازدواج عجله نکن. باید اینقدر صبر کنی که اون رابطه و عشق فراموش بشه به کل. میتونی از مشاوره حضوری هم کمک بگیری فقط بی گدار به آب نزن ...
    موفق باشی...

    - - - Updated - - -

    به نظرم کات کردن رابطه با این وضعی که میگین خیلی هم بد نباشه حتی برای اون...
    دلش میشکنه ولی خوب بهتر از خیلی بدتر هاست...
    تصمیم قاطع بگیر ... قااااااااااطعانه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  4. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    vahidgh (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 92 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1391-1-22
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,357
    سطح
    20
    Points: 1,357, Level: 20
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    رابطه ما خیلیییی زیاد توش بحث و دعوا بوده حرف همو نمیفهمیم هر حرفی به بحثو دعوا میکشه (بیشترم تقصیر منه شکاک خیلی حساس بدبین و ریز بین شدم)!

    منم به این فکر میکنم موافق حرفت هستم که :

    "به نظرم کات کردن رابطه با این وضعی که میگین خیلی هم بد نباشه حتی برای اون...
    دلش میشکنه ولی خوب بهتر از خیلی بدتر هاست..."

    ما هنوز قبل ازدواج اینطوریم اگه بخاطر ناراحت نشدنش ادامه رابطه بدم ! وای به حال بعد ازدواج !!!!!!!!!!!!!!

    ---------------------------

    تصمیم گرفتم بخاطر خودش بخاطر آِنده و خشبختیشم که شده این رابطه رو ادامه ندم !

    ناراحت میشه دلش میشکنه ! ولی به خاطر یه عمر زندگی باید جدا شیم !

    چون خودم تجربشو داشتم :جدایی اولش خیلی سخته رفته رفته آرومتر میشه و به زندگیش فکر میکنه
    (کاش اون موقع بدونه که من نخواستم دوستی کنم و به عشقو حال خودم فکر کنم .به خاطرش جدا شدم که منطقی باشیم و آینده ی خوشبختی داشته باشه ! ):

    ----------------------

    دوستان خوبم الان من چی کار کنم ؟! وظیفم چیه ؟ اس بزنم ؟ چی بنویسم که توی دلش یکم منطقی تر باشه و قبول کنه ؟؟؟؟؟




    ویرایش توسط vahidgh : چهارشنبه 09 مرداد 92 در ساعت 14:10

  6. کاربر روبرو از پست مفید vahidgh تشکرکرده است .

    mohammad2012 (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    به نظر من هر چی بنویسی فقط توجیه میکنی کار خودت رو....!!!
    پس بهش راستش رو بگو و بگو که بدرد هم نمیخورین و رک و راست برو جلو..

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  8. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    vahidgh (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 92 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1391-1-22
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,357
    سطح
    20
    Points: 1,357, Level: 20
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باشه کارم یعنی درسته ؟؟؟؟

    منتظر باشم تا شاید خودش اس ام اس بده یا خودم اس ام اس بزنم که ما "بدرد هم نمیخوریم" ؟؟؟؟

    - - - Updated - - -

    لطفا دوستان دیگر هم نظرشون رو بگن !!!!!؟؟

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در مورد ادامه ارتباط که من نمیدونم
    اما انگار شما اختلاف فرهنگی دارین، شاید نتونید رابطه ایشونو با پسرای فامیلشون ببینید و بی تفاوت باشید
    اگه میخواید رابطه رو تموم کنید،
    من خودمو میذارم جای ایشون
    شاید اگه اینطوری اس ام اس بدید، حرصشونو بیشتر دربیارید
    اگه میخواید تمومش کنید، یکم مهربون تر تموم کنید

    تو اس ام اسی که قراره بهشون بدید، بگید که اشتباه خودتونو می پذیرید و میدونید که مقصر هستید اما آخرشم قاطعانه تموم کنید که جای برگشت نمونه و یه ذره هم امید تو دل اون خانوم باقی نذاره که سردرگم نشن. واضح و روشن موضع خودتونو مشخص کنید، اما طوری که ایشونو متهم نکنید

    یادتون نره که یه مدت برای التیام دلتون به خودتون مهلت بدید تا رابطه بعدی هم همینجوری نشه
    موفق باشید
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم
    ویرایش توسط زنده دل : چهارشنبه 09 مرداد 92 در ساعت 22:31

  11. کاربر روبرو از پست مفید زنده دل تشکرکرده است .

    vahidgh (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 92 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1391-1-22
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,357
    سطح
    20
    Points: 1,357, Level: 20
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همین کارو کردم زنگ زدم سعی کردم با مهربونی حرفمون رو بزنیم . بهش گفتم این بهتره ازم لخور بود معلوم بود میگفت دیگه حرفی باهم نداریم که بزنیم دیشب تمومش کردیم .
    توضیح دادم که این واسه آینده بهتره و همه ی اون بی تفاهمی ها و بحث و دعوای هر روزو همه رو گفتم . گفتم که اونم حرفشو بگه که یه نتیجه درست بگیریم . گفت ما حرفی با هم نداریم اره درسته ما به درد هم نمیخوریم و دیگه هیچ حرفی با هم نداریم .
    خیلی اصرار کردم که حرفشو بگه نمیخوام ناراحت باشه و میخوام کار منطقی و درست رو انجام بدیم که آیندش بهتر باشه / اون همینو گفت که بین ما هرچی بوده تموم شده و اره حرفت درسته به درد هم نمیخوریم . (البته معلوم بود دلخوره !)
    گفتم که هرخوبی بدی بینمون بود حلالی تو هم منو حلال کن اگه خوبی بدی دیدی / گفت باشه حلالی . گفتم جون منو قسم بخور / جونمو قسم خوردو گفت حلالی . گفتم فقط بخاسر آینده و خوشبختیت بود بخاطرخودت خواستم کار درست رو انجام بدم .

    و برای همیشه خدافظی کردیم و قطع کرد.

    بعد اس دادم که : " آرامشت رو میخوام .مواظب خودت باش .واسه همیشه خدافظ .

    خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی ."
    -----------------------------------------------------------------------

    بعد از اون به بعد هیچ حرفی گفته نشد . و همه چی تموم شد !

    به نظرتون کار درستی کردم ؟؟؟؟ الان حالش چطوره ؟! حلالم کرد یکم آروم شدم ! از دستم ناراحت نیست ؟ میتونه با آرامش زندگی کنه ؟/؟؟

    این سوالا همش توی ذهنمه !!!

  13. کاربر روبرو از پست مفید vahidgh تشکرکرده است .

    m_eros (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 خرداد 93 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    149
    امتیاز
    1,443
    سطح
    21
    Points: 1,443, Level: 21
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    182

    تشکرشده 105 در 70 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahidgh نمایش پست ها
    همین کارو کردم زنگ زدم سعی کردم با مهربونی حرفمون رو بزنیم . بهش گفتم این بهتره ازم لخور بود معلوم بود میگفت دیگه حرفی باهم نداریم که بزنیم دیشب تمومش کردیم .
    توضیح دادم که این واسه آینده بهتره و همه ی اون بی تفاهمی ها و بحث و دعوای هر روزو همه رو گفتم . گفتم که اونم حرفشو بگه که یه نتیجه درست بگیریم . گفت ما حرفی با هم نداریم اره درسته ما به درد هم نمیخوریم و دیگه هیچ حرفی با هم نداریم .
    خیلی اصرار کردم که حرفشو بگه نمیخوام ناراحت باشه و میخوام کار منطقی و درست رو انجام بدیم که آیندش بهتر باشه / اون همینو گفت که بین ما هرچی بوده تموم شده و اره حرفت درسته به درد هم نمیخوریم . (البته معلوم بود دلخوره !)
    گفتم که هرخوبی بدی بینمون بود حلالی تو هم منو حلال کن اگه خوبی بدی دیدی / گفت باشه حلالی . گفتم جون منو قسم بخور / جونمو قسم خوردو گفت حلالی . گفتم فقط بخاسر آینده و خوشبختیت بود بخاطرخودت خواستم کار درست رو انجام بدم .

    و برای همیشه خدافظی کردیم و قطع کرد.

    بعد اس دادم که : " آرامشت رو میخوام .مواظب خودت باش .واسه همیشه خدافظ .

    خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی ."
    -----------------------------------------------------------------------

    بعد از اون به بعد هیچ حرفی گفته نشد . و همه چی تموم شد !

    به نظرتون کار درستی کردم ؟؟؟؟ الان حالش چطوره ؟! حلالم کرد یکم آروم شدم ! از دستم ناراحت نیست ؟ میتونه با آرامش زندگی کنه ؟/؟؟

    این سوالا همش توی ذهنمه !!!
    بهترین کاری که یه پسر میتونه در حق یه دختر بکنه رو کردی ، شک نکن . خیالت راحت باشه

    کاش همه پسرا مثه شما انقد روراست بودن

    باورت میشه الان پست قبلیتو خوندم اشکام در اومد . منم جز روراستی هیچی ازش نخواستم ولی متاسفانه ...

  15. کاربر روبرو از پست مفید m_eros تشکرکرده است .

    vahidgh (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 مرداد 92 [ 18:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-26
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    756
    سطح
    14
    Points: 756, Level: 14
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    232

    تشکرشده 239 در 79 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نگران نباشید کارتون درست بوده
    اگه ادامه میدادید و بعد از یه مدت طولانی بازم به همینجا میرسیدید خیلی بدتر بود
    هم به خودتون هم به ایشون لطف کردید
    ایشونم یه مدت کوتاه ناراحتن بعدم یادشون میره ولی مطمئن باشید همیشه به خوبی ازتون یاد می کنن
    اما خب بهتر از اینم میتونست باشه
    بهترش اینه که تو این شرایط + تا وقتی که هنوز مطمئن نیستید، وارد رابطه با کسی نشید که همینقدشم پیش نیاد
    انشالله دفعه بعد :)
    وقتی کمتر سزاوارم، به من مهر بورز، آخر آن زمان نیازمندترم

  17. کاربر روبرو از پست مفید زنده دل تشکرکرده است .

    vahidgh (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  18. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 92 [ 17:23]
    تاریخ عضویت
    1391-1-22
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,357
    سطح
    20
    Points: 1,357, Level: 20
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط m_eros نمایش پست ها
    بهترین کاری که یه پسر میتونه در حق یه دختر بکنه رو کردی ، شک نکن . خیالت راحت باشه

    کاش همه پسرا مثه شما انقد روراست بودن

    باورت میشه الان پست قبلیتو خوندم اشکام در اومد . منم جز روراستی هیچی ازش نخواستم ولی متاسفانه ...

    مرسی واقعا. آرومتر شدم
    خوبیشو میخواستم

    ممنون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط زنده دل نمایش پست ها
    نگران نباشید کارتون درست بوده
    اگه ادامه میدادید و بعد از یه مدت طولانی بازم به همینجا میرسیدید خیلی بدتر بود
    هم به خودتون هم به ایشون لطف کردید
    ایشونم یه مدت کوتاه ناراحتن بعدم یادشون میره ولی مطمئن باشید همیشه به خوبی ازتون یاد می کنن
    اما خب بهتر از اینم میتونست باشه
    بهترش اینه که تو این شرایط + تا وقتی که هنوز مطمئن نیستید، وارد رابطه با کسی نشید که همینقدشم پیش نیاد
    انشالله دفعه بعد :)

    ایشالااا از خدا میخوام همونجور که حلالم کرد توی دلشم نسبت بهم دلخوری نباشه ... ایشالاا خدا یه آدم خوب قسمتش کنه و خوشبخت شه .


    با اینکه خیلییی تنهام دورو برم خیلی خیلوته /خونه فقط بابا مامان پیرم نه دوستی از همسایه ها نه بیرون نه مهمونی نه هیچی ...
    دددیییگه نمیخوام فعلا با دختری باشم تا وقتی آمادگی .شناخت و مقدمات ازدواج رو داشته باشم . تا اون مدت سعیمو میکنم خودمو سرگرم کارای دیگه کنم
    دعام کنین این همه تنهایی زیاد به چشمم نیاد ....

    دوستون دارم
    ویرایش توسط vahidgh : پنجشنبه 10 مرداد 92 در ساعت 21:15

  19. کاربر روبرو از پست مفید vahidgh تشکرکرده است .

    زنده دل (یکشنبه 13 مرداد 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.