ايشون 27 سالشونه. و قصد ازدواج داشتن با من ولي من خانوادم مخالفت مي كنند مي دونم و واسه همين ام تموم كردم. فقط خيلي احساسم درگيره باهاش . من به جز آخرين روزه تموم كردنه مون تا حالا ازش نرجيده بودم ولي اونقدر اون روز عصباني بود كه دلمو شكست. فقط چون گريه كرد تحت تاثير قرار گرفتم وگرنه جوابشم نمي دادم ولي اونقدر اصرار كرد گفتم مجبور شدم و يه جورايي از دلم نيومد جواب بدم. من خيلي ناراحتي كشيدم اين چند روز ولي ديگه نمي خوام بكشم









علاقه مندی ها (Bookmarks)