سلام دوستان عزیزم و مهرانا جون من واقعا شرمنده ام که ناراحتتون کردم این مدت هم اگه پستی نذاشتم دلیلش این بود که اصلا وضعیت خوبی نداشتم .همش خواب بودم .همسرم رو از طریق مادرش وادار کردم با مشاوری که تقریبا 4 ساله باهاش در ارتباطم صحبت کن بعد از اون صحبت همسرم از بیرون غذا گرفت و اومد ازم عذر خواهی کرد و منو سر سفره افطار برد تا الان همه چیز نرماله قراره شب بشینیم و از انتظاراتمون با همدیگه صحبت کنیم به نطر شما باید به همه خواسته هاش تن بدم ؟باید چیکار کنم .فداکاری توی زندگی زناشویی یعنی چی ؟قبل از این که آشتی کنیم برام نامه نوشته بود که دیگه تو قلبش جایی ندارم دیگه تعهدی نسبت به من نداره کمکم کنید:
1-چطوری اوضاع رو در دست بگیرم
2-چطوری این دعوای وحشت ناک رو فراموش کنم .baby عزیز مرسی که به تاپسکم سر زدید می شه منو راهنمایی کنید؟کارشناسای محترم دارم زندگیم رو از دست می دم کمکم کنید
- - - Updated - - -
BARANBANOOجان مرسی از لطفت حرفات برام خیلی دلنشین بود مرسی از راهنماییت حتما به حرفات عمل خواهم کرد
- - - Updated - - -
راستی مهرانا جون پایان نامه مندر مرحله صفره متاسفانه تورو دعوام نکنی یا اصلا نمی دونم باید ار کجا شروع کنم .رشته من مهندسی کامپیوتره
- - - Updated - - -
مهرانادلم برات تنگ شده








علاقه مندی ها (Bookmarks)