به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 تیر 93 [ 19:33]
    تاریخ عضویت
    1391-6-28
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,358
    سطح
    20
    Points: 1,358, Level: 20
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 30 در 16 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    سلام پانیذ خانم
    درکت میکنم میدونم چی میگی
    اجبار پدرو مادرت به این ازدواج مثل یک عقده شده برات که هر وقت بهش فکر میکنی لجبازیه تو رو تحریک میکنه
    درست مثل اینکه میگن بهشت زورکی نمیشه
    من خودم اگه انتخابم بهشت نباشه و بزور ببرنم بهشت حاضر نیستم اونجا بمونم ، بزار یه تجربه رو برات بگم:
    زمانی که بچه بودم پدر مادرم همش میگفتن نماز بخون، من با اینکه نماز میخوندم ولی چون این اجبار بالا سرم بود همیشه احساس بدی داشم حالت لجبازی رو توی خودم میدیدم تا اینکه خودم به این نتیجه رسیدم که نماز برای سعادت من لازمه بنابر این از این به بعد خودم انتخاب کردم که نماز بخونم و حالا چون با فکر و منطق این تصمیم رو گرفتم نه تنها پدرو مادرم بلکه تمام دنیا اگه بخوان مجبورم کنن که نماز نخونم هرگز زیر بار نمیرم
    حالا وقتی دوباره به اون اجبار کودکیم نگاه میکنم میبینم گرچه اون موقع این قضیه برام تلخ بود ولی به صلاحم بود چون در غیر اینصورت ممکن بود هرگز در این مسیر قرار نگیرم
    حالا تو هم با این دید به قضیه نگاه کن. تو که این رو دونستی شوهرت آدم خوب و مهربونیه پس از حالا با عقل و اختیار خودت انتخاب کن که شوهر و شریک زندگیت باشه و به چیزای دیگه فکر نکن
    اما درمورد حرفای اون که با اس ام اس بهت گفت همونطور که حدس میزدم اون تمام ناراحتی ها رو توی دلش نگه داشته
    بهتره که حضورا باهش صحبت کنی و بزاری که همه ی حرفاش رو بزنه و سبک شه و بعد تو سعی کنی دلداریش بدی و آرومش کنی
    ترس تو معنی نداره بلکه یه جورایی غرورت مانع میشه
    باید غرورت رو بزاری کنار
    مطمانن نمیخوای که زندگیت خراب شه پس باید تلاش کنی و بهاش رو بپردازی
    بهش اطمینان بده که دیگه رفتار گذشته تکرار نمیشه باید تلاش کنی اعتماد از دست رفتش رو جلب کنی تا زندگیت به مسیر درستش برگرده
    مطمعن باش شدنیه فقط ممکنه زمان بر باشه
    اگه شوهرت محبت و تلاش مداومت رو ببینه حتما میبخشه، همچنان که از حرفها و رفتارش مشخصه
    من مشاور تخصصی نیستم اینا فقط حرفایی بود که به نظرم رسید امیدوارم کمکت کنه

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohsen66 تشکرکرده است .

    paniz93 (پنجشنبه 03 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.