به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 55
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 95 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,793
    سطح
    38
    Points: 3,793, Level: 38
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    146

    تشکرشده 406 در 140 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام بچه ها
    آدمی که میاد اینجا و مشکلشو میگه با زبون بی زبونی داد میزنه که کمک و راهنمایی میخواد,به نطر شما این برخوردها درسته؟
    ایشون خودشون قبول دارن که زودجوشیشون درست نیست و میخواد که حلش کنه شمام باید کمکشون کنید نه اینکه بزنید تو سرشون که شما ال هستین شما بل هستین
    به جای این کارها راهکار نشون بدین که همه استفاده کنیم
    مرسی از همه

  2. 2 کاربر از پست مفید dokhtare kordestan تشکرکرده اند .

    bahar.65 (شنبه 03 خرداد 93), بی وفا (سه شنبه 01 مرداد 92)

  3. #42
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    سلام.

    دست شما درد نکنه ! شما خودت جوش میاری طرف رو میزنی !!!! بعد من مستقیم و البته محترمانه از شما انتقاد کردم ، هم ردیف زدن شد ؟؟؟

    من باز هم میگم. شما هم عجولی هم اینکه خیلی راحت از مقابل راهکارها و پیشنهادات رد میشی... حتی شاید درست هم نخونیشون چه برسه به اینکه بخوای روشون فکر کنی یا اینکه عمل کنی !!!!!!!

    خود شما داری میگی تو 1 ماه 7 تا تاپیک زدی ؟؟؟؟؟ من نخوندم. اما این همه شدت و عجله برای چی ؟؟؟؟ یکی دو تا رو سر حوصله پیش میبردی حل میشد

    درثانی،
    کتک زدن هر موجود زنده از جمله انسان ها چه هم جنس چه جنس مخالف کار بسیار زشت و زننده و غیر انسانی هستش !!!!

    پس لطفا با افتخار نگو خون طرف پای خودشه اگه خطا کنه !!!!! یعنی چی؟؟؟؟؟ باید تمرین کنی تا

    اولا سعه صدر بیشتری داشته باشی

    دوما درست ترین راه برای برخورد با خطاکار رو پیدا کنی !!!!!!


    کی گفته شما حقت رو نگیر؟؟؟؟ منم اگه ببینم یکی داره کم کاری میکنه، حقم رو میگیرم !!! اما نه به شیوه غلط شما ...

    من اگه ببینم منشی یه اداره دولتی داره کارش رو بد انجام میده و کوتاهی میکنه، دفعه اول بهش حق میدم !!! بالاخره انسانه و ممکنه به 1001 دلیل اون روز حالش بد باشه !!! دلایلی که شاید برای منم پیش بیاد !!!!!!!!
    اما اگه دیدم واقعا داره کوتاهی میکنه ، جیغ نمیزنم، موهاشو نمیکشم!!! خیلی محترمانه بهش تذکر میدم و اگه دیدم آدم محترمی نیست و طلبکار هم هست، میرم سراغ مافوقش و ازش میخوام پرسنلش رو تربیت کنه !!! و تا کارم راه نیفته از اونجا تکون نمیخورم.

    ضمنا !!!!! اینجا هرکسی به یه زبونی به شما تذکر میده! یکی هم مثل اون خانوم با تمثیل و داستان میخ و دیوار، حق نداری مسخره کنی
    باید با صبوری تا تهش بخونی و فکر کنی و تمرین صبر کنی...

    با مطالعه، با مشاوره... صبر که قرص و آمپول نداره یه روزه کارت راه بیفته !!! حالا به جای 7 تا 70 تا تاپیک هم باز کنی فایده نداره !!!


    سلام گل ارای عزیز

    چنان موضع گرفته بودی گفتم که اگه من پیشت بودم دو دستی خفه ام میکردی

    تک تک بریم رو بحث های شما

    شما گفتی که عجول هستی و مطالب رو درست نمی خونی و رد میشی درست عرض کردم؟

    ببین خواهر من این دوستی که برام لینک گذاشتن تشکر می کنم ازش ولی اول اینکه گفتم در پست اولم که خواهشا لینک نذارید و نگید برم مشاوره یا دکتر چرا؟

    چون اون چیز هایی که برام لینک کرده بود و تو سایت های بیتونه تبیان و...خونده بودم خیلی هم خوب بود ولی من نمی تونستم انجامش بدم من نمی تونم تو شرکتم که عصبی میشم محل و ترک کنم یا بخندم به مشکلاتم و همچنین در اداره یا هر اماکن عمومی این کارارو انجام بدم شاید برای کسی که خانوم باشه مشکلی نداشته باشه ولی برای یه مرد چرا خیلی هم مشکل داره پس این نشد قبول کن اینو

    در مورد منشی اون اداره ثبت 3 بار منو فرستاد برم 70 تا پله و بالا بعد میگین: شاید اون خانوم مشکل نداشت و یکی هم گفت که ممکن بوده میگرن داشته باشه .سادیسم داشت نه میگرن کدوم ادم عاقلی میاد میگه که اون خانوم مشکل نداره من مشکل دارم(به کسی منظورم نیستا)
    تو اون گرما برو بالا برو پایین خسته ام کرده بود هر موقع بهونه می اورد که یهو قاطی کردم دیگه همه داشتن تماشا می کردن همه هم حق و به من می دادن و از اون موقع به بعد دیگه فکر کنم کارا بهتر داشت پیش می رفت و موارد شبیه این که روزانه برای من پیش میاد شما میگی برای خودت ولی در عمل خیلی دشواره خواهرم


    حق نداری مصخره کنی چیه من اصلا اون خانوم رو مصخره نکردم حقیقت رو عنوان کردم عزیز
    یعنی چی من اومدم برای بهبود مشکلم اینجا نه اینکه حکایت بخونم خواسته من هم این بود که راهکار برام بیارید تا بتونم مدیریتش کنم راهکار منطقی نه اینکه از اینترنت بخونید و برام لینکش کنید و امثال این ها



    یعنی تو خانواده های شما ادم جوشی نیست ماشالله تو این تاپیک ها ببخش ببخش همه شوهراشون از گردن به بالا خلاصی دارن و همش به زن هاشون بد و بیراه میگن خدارو شکر ما از این دسته ها نیستیم به کسی فحش بدیم یا اینکه بزنیمش اونم از جنس مخالفو قابل توجه گل ارای عزیز که میگه که کتک زدن رفتاریست .....من ازارم به مورچه نمی رسه بعد بیام زن خودمو بزنم سر بزارم بمیرم که اینکارو انجام بدم دیگه منظور من از دعوا دعوای هم نوع و هم جنس خودم بود که اونم شروع کننده نخواهم بود من از داد متنفرم مخصوصا کسی سر من داد بزنه وگرنه دست رو زن بلند نخواهم کرد حتی می خواد سر منم داد بزنه


    و نکته اخر متشکرم ازت خواهرم می دونم قصدت کمک به منه و با این حرفات فقط فقط می خوای نظر منو عوض کنی تا اروم باشم کنترل داشته باشم ولی یکم به من حق بده دست خودم نیست ممکنه پیش خودت فکر کنی که الکی میگم ولی واقعا نیست می خوام کنترل کنم نمی شه یهو از کوره در میرم حتی پدر مادر خودمو یادم میره اون موقع چه برسه به این که راهکار داشته باشم

    اون 7 تاپیک هر کدوم توش پر مشکل بود بیمار نبودم که 7 تا بیخود باز کنم تا با یه موضوع تمومش کنم به خودت زحمت بده بخونش تا ببینی چی می خواستم درونشون بهم بر خورد

    ولی سپاس به شما متشکرم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009 نمایش پست ها
    سلام

    حقیقتش رو بخواین من میترسم تو تاپیک های شما نظر بدم!!
    با نظراتی که به مذاقتون خوش نمیاد برخورد خوبی ندارین!! جبهه میگیرین و فقط اگه کسی ازتون تعریف کنه به حرفش گوش میدین!!
    عصبانیت و خشم شما ریشه در نگاه شما داره!!
    نگاه شما نگاه عاقل اندرسفیه هست. از بالا به آدم ها نگاه میکنید. برداشت من از تاپیک های هفتگانه و این تاپیک شما این هست که از دید شما تمام حرکاتی که تو زندگی انجام میدین صحیح هست واگر اشتباهی هم دارین مقصرش شما نبودین و نیستین یا ژنتیک هست یا رفتار دیگران. به خودتون حق میدین هر طور که دوست دارین با دیگران رفتار کنید و اصلا شرایط آدم ها رو درک نمیکنید. شما تک فرزند بودین و در خانواده متمولی بزرگ شدین و از اونجایی که همیشه همه چیز فقط برای شما بوده فکر میکنید بقیه افراد خارج از خانواده شما هم وظیفه دارند مثل خانوادتون باهاتون رفتار کنند.

    براحتی به خودتون اجازه میدین در مورد آدم ها قضاوت کنید و مدام ذهن خوانی میکنید.

    قصدم سرزنش نیست ولی شما تمام راهکارهایی که بهتون ارائه میشه رو با توجیهات خودتون رد میکنید و شدیدا اصرار دارین که دیگران عاجز هستند از درک شما. قصدم اینه که بهتون بگم به دور از تعصب و به دور از نگاه عاقل اندر سفیه راهکارهایی که بهتون اینجا ارائه شده رو بررسی کنید. به رفتارهای خودتون هم بیشتر فکر کنید اینجا کسی از سرزنش کردن شما لذت نمی بره. بقیه انسان ها هم از قدرت تعقل و درک و همدردی برخوردارند و اهدافشون از راهکار دادن به شما کمک به شماست. به این دید به افراد نگاه کنید.

    یه نکته دیگه لازم میدونم بگم اینقدر در مورد انتخاب همسرتون با اطمینان حرف نزنید، شما هنوز عقد نکردین، زوج هایی که 10 سال با هم زندگی میکنند اینقدر با اطمینان حرف نمیزنند که شما می زنید. اون خانم هنوز جنبه های منفی شما رو ندیده و شما هم همینطور ، هنوز تو شرایط سخت واکنش های همدیگه رو ندیدین، اجازه بدین زندگی 2 بار ازتون امتحان بگیره اگه هم شما هم اون خانم بازم اینقدر راضی بودین قبول. به این خاطر این مساله رو گفتن که طبق رفتارهای شما اگه کوچکترین مساله ای تو زندگیتون پیش بیاد احتمالا خیلی تو ذوقتون بخوره و جوش میارید.

    به اون خانم هم در مورد عصبانیت هاتون و تعداد دفعاتش لطفا توضیح بدین. تا حداقل با آگاهی وارد زندگی شما بشن.



    چرا ترس نه من حرف منطقی رو گوش می دم اون قدر هم بی منطق نیستم

    در مورد حرفت که گفتی در مورد نظری که به مزاج شما خوش نمیاد جبهه می گیری یعنی چی من اومدم که اینجا راهکار یاد بگیرم از شما عزیزان از شما دوستان عاقل و بالغ و فهیم ولی بعضی ها نظراتی می دن که جنبه سرگرمی داره نه راهکار خواهر من
    من ممکنه یکم انتقاد ناپذیر باشم ولی بدون که خودم با پای خودم اومدم برای رفع بهبودیم نه اینکه به اصرار باشه چون می خوام واقعا مدیریتش کنم نه اینکه باهاش دست و پنجه نرم کنم چون واقعا خسته شدم از بس عصبی شدم تو سن کم

    عصبانیت و خشم شما ریشه در نگاه شما داره!!

    نگاه شما نگاه عاقل اندرسفیه هست. از بالا به آدم ها نگاه میکنید. برداشت من از تاپیک های هفتگانه و این تاپیک شما این هست که از دید شما تمام حرکاتی که تو زندگی انجام میدین صحیح هست واگر اشتباهی هم دارین مقصرش شما نبودین و نیستین یا ژنتیک هست یا رفتار دیگران


    الان شما بگو مشکل من نگاهمه کجای نگاه منه؟؟؟راستش یا چپ؟؟؟

    خواهر من چی میگی برای خودت عزیزم
    طرف میاد کاری میکنه که به ضررت تموم میشه سکوت میکنی؟
    طرف میاد وقتتو میگیره تو ادارهجات ساکت میمونی؟
    طرف میاد هر کاری انجام میده و شما از اون کار بدت میاد سکوت می کنی؟



    اگه شما سکوت می کنی که ریلکسی و بحثی درش نیست اما نه پس درکم می تونی بکنی



    در اخر باید عارض بشم که تک فرزند بودن من دلیل بر این نمیشه که خودخواه باشم یا اینکه دلیل این باشه که با دیگران طلبکارانه وارد بحث بشم

    من از 18 سالگی رو پای خودم واستاده بودم بچه ننه هم مثل پسرای امروزی و هم سن و سال خودمم بار نیومدم که ماماناشون پشت در مدرسشون منتظرشون بمونه و با ماشین بابایی 5شنبه شبا دور بزنن نه خواهرم مادر پدر من از اون ادمایی هستن که بچشونو می خوان طوری بار بیارن که مرد بشه پدر من برای من تا به این سن باورت میشه کاری نکرده؟
    کدوم پدری با بچش این کارو می کنه من اون موقع فکر می کردم منو که تک بچشم دوستم نداره یا چی میدونم مهر پدری نداره اما تازه میفهمم قصدش از این کار چه بود فهمیدم که باعث اصلی این که به این مرتبه تو زندگیم برسم پدرمو کاراش بود نه پول و داراییش وگرنه اگه من از بچگی با پولای بابام بزرگ میشدم یکی از.......


    سختی هایی کشیدیم که یک ذرشو نتنها تو بلکه هیچ زنو و مردی نمی تونه بکشه

    قضاوت بیجا نکن مرسی


    در مورد ازدواج هم بگم که از اون خانوم مطمئن هستم بهم چیزایی ثابت شده و بخاطر همین مطمئن حرف میزنم وگرنه که نمی اومدم با قاطعییت ازش بگم
    من به اون خانوم وابسته نیستم ولی دوسش دارم تنها و تنها به ایشون فکر خواهم کرد و اون زوج هایی که بعد 10 سال طلاق میگیرن یا نا امید میشن عرض می کنم بهت که اونا معنای ازدواج و نمی فهمن نخواهند فهمید و بلوغ فکری هم نرسیده اند
    مطمئن باش اگه به بلوغ فکری میرسیدن فکر خیانت و طلاق به ذهنشون نمی اومد



    خوشحال شدیم از حضورت دوست عزیز



    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط leila afshari نمایش پست ها
    سلام بچه ها
    آدمی که میاد اینجا و مشکلشو میگه با زبون بی زبونی داد میزنه که کمک و راهنمایی میخواد,به نطر شما این برخوردها درسته؟
    ایشون خودشون قبول دارن که زودجوشیشون درست نیست و میخواد که حلش کنه شمام باید کمکشون کنید نه اینکه بزنید تو سرشون که شما ال هستین شما بل هستین
    به جای این کارها راهکار نشون بدین که همه استفاده کنیم
    مرسی از همه
    لایــــــــــــــــــــــ ــــــک به خواهر عزیز


    یاد بگیرید بخدا


    دوستان مذکر هم بیان راهنمایی کنید دیگه........

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    خب !
    حالا بهتر میشه مذاکره کرد !!!!!!!!
    من جواب تک تک حرفهایی که زدی رو نمیخوام بدم. چون اینکه مشکل شما حل بشه مهمه نه اینکه من جوابت رو داده باشم. پس بریم سراغ یه سری از حرف های خودت بعد ببینیم چه کار میشه کرد

    شاید طرفو بزنم در حد مرگ ولی این مصداق برای جنس مذکر هستش

    هر دوتاشونو اوردم پایین تا خورد زدمشون اخر سر هر دوشون گفتن غلط کردیم ولشون کردم اینقدر شلوغ شده بود خیابون که نگو

    خب برادر من ! اون دو تا بیچاره ای که تو خیابون لهشون کردی، از مورچه کمتر بودن که میگی آزارم به مورچه هم نمیرسه؟ حتما حقشون بوده ؟ باشه به مقوله حق هم میپردازیم.

    من پرخاشگر و منفعل نیستم عزیزم من جوشی هستم

    پرخاشگر یعنی کسی که رفتارش همراه با خشونته... داد زدن و کتک کاری هم از مصادیق بارز خشونت هستن. من واضح و آشکار دارم میگم مشکل شما رو . چرا؟؟؟؟ واسه اینکه بیای 4 تا حرف بارم کنی؟؟؟؟ نه.
    واسه اینکه بپذیری اولین قدم برای حل یک مشکل پذیرشه !!!! باید بپذیری رفتارت اشتباهه . باید بپذیری حق نداری به هر دلیلی کسی رو بزنی . نپذیرفتی برادر من . چون داری به اینکه ملت رو مینشونی سر جاشون افتخار هم میکنی.... دروغ میگم انصافا ؟؟؟ جمله های خودت رو بخون:

    دیگه همه تو محل کارم ازم می ترسن و ازم حساب میبرن (خوشحالی ازت اینجوری حساب میبرن؟)

    حتما یه کاری کردن دیگه زدمشون من گفتم بدم میاد کسی سرم داد بزنه وقتی به زنه خونش پای خودشه .پس اگه به یه دلیلی کتک بزنی، اشکال نداره !!! آره؟ منصفانه و مرد و مردونه جواب بده. حتما جواب بده. کتک زدن با دلیل و بی دلیل فرق داره؟ مذکر و مؤنث داره؟ قبول داری اشتباهه یا نه؟

    من هنگام جوش اوردن به کسی بی احترامی نمی کنم فقط داد میزنم
    (و در ادامه ممکنه کتک هم بزنی...این که بی احترامی نیست! حتما کار بدی کردن و حقشونه...آره؟)

    خطا از اون خانوم بود و داد من باعث شد که فکر کنم بفهمه که درست باید انجام بشه ...پس با این حساب حقش بوده و شما هم از کارت راضی و خرسندی و کوچکترین پشیمونی هم نیست تو کارت ....

    من به کسی بی احترامی نمی کنم شاید از دیدگاه دوستان مخصوصا جنس مخالف بنده توهین و بی احترامی باشه ولی زمانی حرف من توهین امیز هستش که به طرف فحش بدم بد و بیراه بگم به خانوادش که اصلا تو ذات من اینا نقشی ندارن فقط زود از کوره در میرم انگار برام شده چیز عادی
    دیگه هر چی بود به زنه گفتم

    ببین! تو حتی قبول نداری کاری که داری میکنی بی احترامیه !!! آقای بی وفا ! خودت هم قبلا گفته بودی اگه کسی به خونوادم فحش بده خون جلو چشمم رو میگیره و فکر میکنی بی احترامی فقط یعنی فحش دادن به خونواده طرف؟؟؟؟ بعد انتظار داری همه مثل شما فکر کنن؟؟؟
    شاید بی احترامی از نظر خیلی ها داد زدن شما باشه !!! همینکه شما خیلی راحت میای میگی هرچی بود به زنه گفتم... این یعنی اوج بی احترامی. یعنی چی زنه؟؟؟

    من میگم یک ان دچار این عصبانیت میشم برای من داستان زندگیتو تعریف می کنی من میگم توسط عوامل خارجی این جوری میشم انگار دیوانه ام که بیام به همه گیر بدم
    از خیرش گذشتیم ول کنید
    دوستان تاپیک بسته شد.

    آقای بی وفا !!!! اون کسی که وقت میذاره داستان زندگیش رو تعریف میکنه هدفش اینه که گره ای از کارت باز کنه. حالا چون به سلیقه شما حرف نزده هم با ایشون برخورد کردی هم تاپیکت رو بستی؟؟؟؟ قضاوت عجولانه و تصمیم عجولانه.

    کم پیش میاد تو خونه سر مادر پدرم عصبی شم من مشکلاتم بیشتر در بیرونه

    از خودت پرسیدی چرا؟؟؟ چون پدر مادرت درکشون بالاست ولی سایر افراد شما رو درک نمیکنن!
    خودت هم داری میگی پدر و مادر !!! این دو بزرگوار پدر و مادرن! ولی کل افراد بیرون از خونه که قرار نیس به نرمی پدر و مادر با شما برخورد کنن که شما جوش نیاری !!!
    یکیش خود من ! هزارتا دیگه هم پست بذاری، من باز هم میام و میگم مشکل کجاست تا بالاخره بپذیری.
    اگه نه منم بلدم بگم نه هیچیییی نیس....طبیعیه....شما خوبی فقط یه ذررررره جوشی هستی...حل میشه؟ مگر اینکه مثل جوانه و آسمانی نخوای پست بذارم که با احترام میپذیرم و واگذار میکنم به سایر دوستان بیان ازت تعریف کنن ببینیم چیزی عوض میشه؟

    ببین چقدر منطقی برخورد میکنن با ادم چقدر من رفتارم عوض میشه حالا یکی دیگه میاد برای من حکایت میگه قبول داری لیلا جان بعضی از ادما اعصاب خورد کنن؟
    داری مستقیم توهین میکنی به کسایی که اومدن و داستان و مثال برات آوردن، بهشون میگی اعصاب خورد کن ! بعد میگی من به کسی توهین نکردم ! لابد چون فحش ندادی!


    ببین من برای راهکار اومدم نه اینکه مورد سرزنش شما و امثال شما ها قرار بگیرم فکر کنم اونقدری عاقل باشم که راهکار مناسب به خودم رو پیدا کنم و از اون پیروی کنم

    شما و امثال شما یعنی چی؟؟؟ امثال خانم تمنا میشن کیا؟؟؟ میشن من و بقیه کسایی که میخوایم کمکت کنیم حل کنی موضوع رو ؟ حرفامون تلخه؟ دوست نداری؟ میخوای منطقی صحبت کنم که دوست داشته باشی؟

    آقای بی وفا، شما برخوردت با اطرافیانت اشتباه نیست...محترمی... شوخی.... گرمی.... اما اگه کسی نارحتت کنه (با دلیل یا بی دلیل) باهاش برخورد میکنی...فحش نمیدی.. اگه زن باشه هم نمیزنیش. فقط چون جوشی هستی، چنان برخوردی باهاش میکنی که میره تو زمین !
    حق داری ها... مشکل از برخورد طرف بوده. حقش بوده. بعدش آدم شده و کارش رو درست انجام داده. شما فقط حقش رو گذاشتی کف دستش ! کاری که هر کسی جرأت نداره ولی شما جرأتش رو داری ! غصه نخوریا... 99% مردا همینن !
    شما مشکلی نداری. فقط یه خورده جوشی هستی که اونم ارثیه دیگه... بقیه افراد از جمله خانومت باید بسازن.

    خوب بود؟ پس مشکلت حل شد.

    اینجوری که نمیشه برادر عزیز. برای شروع

    باید بپذیری که برخوردت اشتباهه !

    باید بپذیری تعریف بی احترامی و توهین فقط اون چیزی نیست که تو ذهن شماست.
    باید بپذیری حق نداری به هرررر دلیلی کسی رو مورد فریاد و کتک قرار بدی....

    هر وقت پذیرفتی که برخوردت اشتباهه و برای اینکه حق طرف رو بذاری کف دستش راه های دیگه هم هست، اونوقت میشه کمکت کرد.

    همه چی از خود شما شروع میشه!

    راست میگی وقتی کارمندت داره کم کاری میکنه و عصبانی شدی نمیتونی محل رو ترک کنی؟؟؟ باشه محل رو ترک نکن ولی بگرد دنبال یه راه دیگه غیر از خشمگین شدن.

    من صمیمانه و بی غرض دارم میگم . خیلی خیلی در حق خانومت بی انصافی کردی اگه براش کامل تعریف نکنی که تو خیابون چی شد و چه جوری ملت رو زدی... خیلی بی انصافی کردی اگه فقط یه لبخند بزنی و بگی من فقط یه کوچولو جوشی ام...

    برادر خوبم.

    داری میگی من اگه عصبی بشم بابام رو هم نمیشناسم. وقتی عصبی میشی کسی که عزیزته و پدرته و عمری زحمتت رو کشیده رو نمیشناسی بعد چه طوری به دختری که فوقش یه ساله اومده تو زندگیت رحم میکنی و یادت میاد که زنته؟؟؟ به این فکر کردی؟؟؟

    الان با هم خوبین و خوشین... گل و بلبل... ایشون آرومه، منطقیه، شما دوستش داری، عمرا اگه ناراحت بشی ازش و بخوای خدااااای نکرده نارحتش کنی...

    شما هنوز وارد زندگی متأهلی نشدی... هزاااااااااار تا بالا پایین داره. خانومت اگه مریم مقدس هم باشه باز هم بینتون اختلاف نظر پیش میاد... هر جوری هست قبل از ازدواج مشکلت رو حل کن بهش صادقانه بگو ... بذار بدونه که پس فردا بتونی بهش بگی خانوم! من که گفتم چه جوری ام! با جزئیات هم گفتم! خودت انتخاب کردی! مسئولیت انتخابت رو بپذیر! نه اینکه متهم شی به اینکه فریبش دادی همه چی رو نگفتی....

    ولی بگو که به خاطرش حاضری این موضوع رو حل کنی. و واقعا هم حلش کن. یا اگه نمیخوای به خانومت چیزی بگی نگو... اما به خودت قول مردونه بده که 100% حلش کنی.

    راهشم گفتم.
    اولین قدم و بزرگترین قدم. پذیرشه.
    بپذیر که نحوه برخوردت اشتباهه... بپذیر که باید بری دنبال راههای دیگه برای فروخوردن خشمت....باید یاد بگیری چه جوری کنترلش کنی که به اون حد نرسی و اگه رسیدی کار دست خودت و بقیه ندی...

    قرار نیس اینجا شما به ما نمره بدی یا تاج سر ما بذاری که ما حرفهای خوب خوب بزنیم. قراره مشکلت حل بشه. گاهی هزارتا قند و عسل گفتن اندازه یه حرف تلخ اما از جنس واقعیت آدم رو به خودش نمیاره.

    پس اصلا اشکال نداره اگه از حرفام ناراحت میشی

  5. 3 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    dokhtare kordestan (سه شنبه 01 مرداد 92), tamanaye man (سه شنبه 01 مرداد 92), سیمین‌دخت (سه شنبه 01 مرداد 92)

  6. #44
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    خب !
    حالا بهتر میشه مذاکره کرد !!!!!!!!
    من جواب تک تک حرفهایی که زدی رو نمیخوام بدم. چون اینکه مشکل شما حل بشه مهمه نه اینکه من جوابت رو داده باشم. پس بریم سراغ یه سری از حرف های خودت بعد ببینیم چه کار میشه کرد

    شاید طرفو بزنم در حد مرگ ولی این مصداق برای جنس مذکر هستش

    هر دوتاشونو اوردم پایین تا خورد زدمشون اخر سر هر دوشون گفتن غلط کردیم ولشون کردم اینقدر شلوغ شده بود خیابون که نگو

    خب برادر من ! اون دو تا بیچاره ای که تو خیابون لهشون کردی، از مورچه کمتر بودن که میگی آزارم به مورچه هم نمیرسه؟ حتما حقشون بوده ؟ باشه به مقوله حق هم میپردازیم.

    عصبی بودم چرا چون تو ترافیک مونده بودم تو اوج گرما بعدش اومده بودن کنارم و داد زدن سرم من یک لحظه هیچی حالیم نبود جزئ اینکه فقط دستیو کشیدم اون لحظه ای که یادم میاد و حالم حال خودم بود زمانی بود که مردم منو گرفته بودن

    من پرخاشگر و منفعل نیستم عزیزم من جوشی هستم

    پرخاشگر یعنی کسی که رفتارش همراه با خشونته... داد زدن و کتک کاری هم از مصادیق بارز خشونت هستن. من واضح و آشکار دارم میگم مشکل شما رو . چرا؟؟؟؟ واسه اینکه بیای 4 تا حرف بارم کنی؟؟؟؟ نه.
    شما اختیار داری خواهر/من مگه همیشه همینجوریم یا همرو بی دلیل می زنم مگه؟
    ولی داد زدن من در حالت عادی نیست اگه همه چیز طبق مراد من پیش بره ارومم ولی وای به حال اون موقع که عصبی بشم تا 15 دقیقه نمی تونم اروم باشم


    واسه اینکه بپذیری اولین قدم برای حل یک مشکل پذیرشه !!!! باید بپذیری رفتارت اشتباهه . باید بپذیری حق نداری به هر دلیلی کسی رو بزنی . نپذیرفتی برادر من . چون داری به اینکه ملت رو مینشونی سر جاشون افتخار هم میکنی.... دروغ میگم انصافا ؟؟؟ جمله های خودت رو بخون:

    می پذیرم که اومدم اینجا برای حل مشکلاتم دیگه

    دیگه همه تو محل کارم ازم می ترسن و ازم حساب میبرن (خوشحالی ازت اینجوری حساب میبرن؟)

    نمی ترسن که بگم از 20 متری من راه برن تو این دنیا هیچ کس از هیچ کس نمی ترسه جز خدا منظور من از ترسیدن اینه که می ترسن یچی بگن به من که ناراحتم کنن نه اینکه بیام بزنمشون از کاه کوه نساز دیگه

    حتما یه کاری کردن دیگه زدمشون من گفتم بدم میاد کسی سرم داد بزنه وقتی به زنه خونش پای خودشه .پس اگه به یه دلیلی کتک بزنی، اشکال نداره !!! آره؟ منصفانه و مرد و مردونه جواب بده. حتما جواب بده. کتک زدن با دلیل و بی دلیل فرق داره؟ مذکر و مؤنث داره؟ قبول داری اشتباهه یا نه؟

    من همین جا میگم دست به زن ندارم حتی تو دانشگاه تو زندگیم با کسی دعوا نکردم جز اینکه اون طرف سرم داد بزنه من طاقت شنیدن داد ندارم مخصوصا سر من و قبول دارم اشتباهه اشتباهه که هیچ وقت انجامش ندادم غیر از وقتی که کسی داد می زنه سرم

    من هنگام جوش اوردن به کسی بی احترامی نمی کنم فقط داد میزنم
    (و در ادامه ممکنه کتک هم بزنی...این که بی احترامی نیست! حتما کار بدی کردن و حقشونه...آره؟)

    جواب دادم که چه موقع به خشونت ختم میشه

    خطا از اون خانوم بود و داد من باعث شد که فکر کنم بفهمه که درست باید انجام بشه ...پس با این حساب حقش بوده و شما هم از کارت راضی و خرسندی و کوچکترین پشیمونی هم نیست تو کارت ....

    تو این مورد کاملا راضی هستم کاملا حقش بود

    من به کسی بی احترامی نمی کنم شاید از دیدگاه دوستان مخصوصا جنس مخالف بنده توهین و بی احترامی باشه ولی زمانی حرف من توهین امیز هستش که به طرف فحش بدم بد و بیراه بگم به خانوادش که اصلا تو ذات من اینا نقشی ندارن فقط زود از کوره در میرم انگار برام شده چیز عادی
    دیگه هر چی بود به زنه گفتم

    ببین! تو حتی قبول نداری کاری که داری میکنی بی احترامیه !!! آقای بی وفا ! خودت هم قبلا گفته بودی اگه کسی به خونوادم فحش بده خون جلو چشمم رو میگیره و فکر میکنی بی احترامی فقط یعنی فحش دادن به خونواده طرف؟؟؟؟ بعد انتظار داری همه مثل شما فکر کنن؟؟؟
    شاید بی احترامی از نظر خیلی ها داد زدن شما باشه !!! همینکه شما خیلی راحت میای میگی هرچی بود به زنه گفتم... این یعنی اوج بی احترامی. یعنی چی زنه؟؟؟

    ای خواهر چی بگم بهت
    از کاه کوه نساز من دیگه به اون خانوم فحش ندادم که اعتراض کردم به سیستم مدیریتیش به خودش که منو 23 ساعته الاف کرده و بلند می گفتم بره مدیرشو بیاره باش کار دارم منظورم از بلندم این نیست که 20 تا کوچه بشنون گفتم که یهو از این دوباره چیزی نسازی بگی مقصر منم

    من میگم یک ان دچار این عصبانیت میشم برای من داستان زندگیتو تعریف می کنی من میگم توسط عوامل خارجی این جوری میشم انگار دیوانه ام که بیام به همه گیر بدم
    از خیرش گذشتیم ول کنید
    دوستان تاپیک بسته شد.

    آقای بی وفا !!!! اون کسی که وقت میذاره داستان زندگیش رو تعریف میکنه هدفش اینه که گره ای از کارت باز کنه. حالا چون به سلیقه شما حرف نزده هم با ایشون برخورد کردی هم تاپیکت رو بستی؟؟؟؟ قضاوت عجولانه و تصمیم عجولانه.

    قبول دارم چی کنم از بچگی تو همه ی کارام عجول بودم تو درس تو کار تو ورزش تو زندگی

    کم پیش میاد تو خونه سر مادر پدرم عصبی شم من مشکلاتم بیشتر در بیرونه

    از خودت پرسیدی چرا؟؟؟ چون پدر مادرت درکشون بالاست ولی سایر افراد شما رو درک نمیکنن!
    خودت هم داری میگی پدر و مادر !!! این دو بزرگوار پدر و مادرن! ولی کل افراد بیرون از خونه که قرار نیس به نرمی پدر و مادر با شما برخورد کنن که شما جوش نیاری !!!
    یکیش خود من ! هزارتا دیگه هم پست بذاری، من باز هم میام و میگم مشکل کجاست تا بالاخره بپذیری.
    اگه نه منم بلدم بگم نه هیچیییی نیس....طبیعیه....شما خوبی فقط یه ذررررره جوشی هستی...حل میشه؟ مگر اینکه مثل جوانه و آسمانی نخوای پست بذارم که با احترام میپذیرم و واگذار میکنم به سایر دوستان بیان ازت تعریف کنن ببینیم چیزی عوض میشه؟

    من تو خونه اصلا عصبی نمی شم با همه خوبم اصلا هم سابقه عصبی شدن تو بین فامیل هارو هم ندارم فقط بیشتر مسائل کاری عصبیم میکنه

    ببین چقدر منطقی برخورد میکنن با ادم چقدر من رفتارم عوض میشه حالا یکی دیگه میاد برای من حکایت میگه قبول داری لیلا جان بعضی از ادما اعصاب خورد کنن؟
    داری مستقیم توهین میکنی به کسایی که اومدن و داستان و مثال برات آوردن، بهشون میگی اعصاب خورد کن ! بعد میگی من به کسی توهین نکردم ! لابد چون فحش ندادی!


    ببین من برای راهکار اومدم نه اینکه مورد سرزنش شما و امثال شما ها قرار بگیرم فکر کنم اونقدری عاقل باشم که راهکار مناسب به خودم رو پیدا کنم و از اون پیروی کنم

    شما و امثال شما یعنی چی؟؟؟ امثال خانم تمنا میشن کیا؟؟؟ میشن من و بقیه کسایی که میخوایم کمکت کنیم حل کنی موضوع رو ؟ حرفامون تلخه؟ دوست نداری؟ میخوای منطقی صحبت کنم که دوست داشته باشی؟

    آقای بی وفا، شما برخوردت با اطرافیانت اشتباه نیست...محترمی... شوخی.... گرمی.... اما اگه کسی نارحتت کنه (با دلیل یا بی دلیل) باهاش برخورد میکنی...فحش نمیدی.. اگه زن باشه هم نمیزنیش. فقط چون جوشی هستی، چنان برخوردی باهاش میکنی که میره تو زمین !
    حق داری ها... مشکل از برخورد طرف بوده. حقش بوده. بعدش آدم شده و کارش رو درست انجام داده. شما فقط حقش رو گذاشتی کف دستش ! کاری که هر کسی جرأت نداره ولی شما جرأتش رو داری ! غصه نخوریا... 99% مردا همینن !
    شما مشکلی نداری. فقط یه خورده جوشی هستی که اونم ارثیه دیگه... بقیه افراد از جمله خانومت باید بسازن.

    خوب بود؟ پس مشکلت حل شد.

    اینجوری که نمیشه برادر عزیز. برای شروع

    باید بپذیری که برخوردت اشتباهه !

    باید بپذیری تعریف بی احترامی و توهین فقط اون چیزی نیست که تو ذهن شماست.
    باید بپذیری حق نداری به هرررر دلیلی کسی رو مورد فریاد و کتک قرار بدی....

    هر وقت پذیرفتی که برخوردت اشتباهه و برای اینکه حق طرف رو بذاری کف دستش راه های دیگه هم هست، اونوقت میشه کمکت کرد.

    همه چی از خود شما شروع میشه!

    راست میگی وقتی کارمندت داره کم کاری میکنه و عصبانی شدی نمیتونی محل رو ترک کنی؟؟؟ باشه محل رو ترک نکن ولی بگرد دنبال یه راه دیگه غیر از خشمگین شدن.

    من صمیمانه و بی غرض دارم میگم . خیلی خیلی در حق خانومت بی انصافی کردی اگه براش کامل تعریف نکنی که تو خیابون چی شد و چه جوری ملت رو زدی... خیلی بی انصافی کردی اگه فقط یه لبخند بزنی و بگی من فقط یه کوچولو جوشی ام...

    برادر خوبم.

    داری میگی من اگه عصبی بشم بابام رو هم نمیشناسم. وقتی عصبی میشی کسی که عزیزته و پدرته و عمری زحمتت رو کشیده رو نمیشناسی بعد چه طوری به دختری که فوقش یه ساله اومده تو زندگیت رحم میکنی و یادت میاد که زنته؟؟؟ به این فکر کردی؟؟؟

    الان با هم خوبین و خوشین... گل و بلبل... ایشون آرومه، منطقیه، شما دوستش داری، عمرا اگه ناراحت بشی ازش و بخوای خدااااای نکرده نارحتش کنی...

    شما هنوز وارد زندگی متأهلی نشدی... هزاااااااااار تا بالا پایین داره. خانومت اگه مریم مقدس هم باشه باز هم بینتون اختلاف نظر پیش میاد... هر جوری هست قبل از ازدواج مشکلت رو حل کن بهش صادقانه بگو ... بذار بدونه که پس فردا بتونی بهش بگی خانوم! من که گفتم چه جوری ام! با جزئیات هم گفتم! خودت انتخاب کردی! مسئولیت انتخابت رو بپذیر! نه اینکه متهم شی به اینکه فریبش دادی همه چی رو نگفتی....

    ولی بگو که به خاطرش حاضری این موضوع رو حل کنی. و واقعا هم حلش کن. یا اگه نمیخوای به خانومت چیزی بگی نگو... اما به خودت قول مردونه بده که 100% حلش کنی.

    راهشم گفتم.
    اولین قدم و بزرگترین قدم. پذیرشه.
    بپذیر که نحوه برخوردت اشتباهه... بپذیر که باید بری دنبال راههای دیگه برای فروخوردن خشمت....باید یاد بگیری چه جوری کنترلش کنی که به اون حد نرسی و اگه رسیدی کار دست خودت و بقیه ندی...

    قرار نیس اینجا شما به ما نمره بدی یا تاج سر ما بذاری که ما حرفهای خوب خوب بزنیم. قراره مشکلت حل بشه. گاهی هزارتا قند و عسل گفتن اندازه یه حرف تلخ اما از جنس واقعیت آدم رو به خودش نمیاره.

    پس اصلا اشکال نداره اگه از حرفام ناراحت میشی


    نه بابا ناراحت چیه من پاسخ و برات با رنگ ابی نوشتم امیدوارم راحت بخونیش

    مرسی 1 دنیا سپاس ازت
    خیلی زیبا نوشتی تک تک جملتو خوندم قصد من توهین به شما و امثال شما ها نیست ممکنه زبونم تلخه میگم که فحش نمی دم ولی زبونم تلخه تیکه بار می کنم به طرفم که اب میشه انتقاد پذیر نیستم همه ی اینا مشکلات منه خودتم که تا به حال پی بردی

    اری می پذیرم مشکلاتمو که اومدم اینجا به من کمک کنید مثل موضوعاتی که مزاحمتون میشم ولی می خواستم به نامزدم بگم منطقیه یعنی چی بگم مثل لیلا افشاری فکر کنم بود برخورد میکنه میفهمه مشکلاتمو مثلا من 2.5 کارم تموم میشه تو ماه رمضون تا میرم خونه میشه 3.15 حدودا 3.15 زنگ میزنه و می گه خونه رسیدی و غذا داری می خوری یا نه مثلا میبینه من از چیزی ناراحته تا ازم نپرسه و ارومم نکنه اروم نمی شه کلید میکنه من خیلی زود رنج هستم خیلی ولی احساسی نه من حدودا چند روز پیش یه صحنه ای دیده بودم تو خیابون خیلی رو من تاثیر گذاشته بود صحنه ای از یه پسر و مادری بود پسره مشکل روانی داشت و سر مادرش داد میزد بیچاره مادره خجالت میکشید خیلی سر اون موضوع از داخل ناراحت شده بودم طوری که می خواستم وسط خیابون بیارمشون تو ماشینم هر کمکی بود بهشون بکنم هر کمکی
    خلاصه رفتم خونه اون روز قرار بود با نامزدم بریم بیرون کلا خیلی بخاطر اون موضوع بهم ریخته بودم نمی دونم تو چهره من نشون میداد و اینا هی میگفت تو امروز مثل همیشه نیست منم انکار میکردم بلاخره بعد 20 دقیقه کلید کردن گفتم و اون خیلی جا خورد و ناراحت شد شایدم بیشتر از من این طرف من خیلی زود رنج هستش مثلا من دیر برسم خونه یا گوشیم دم دستم نباشه گریه میکنه تا این حد خلاصه از دلم در اورد ارومم کرد گفتم باهاش سر این موضوع حرف بزنم شاید اون پیشمه بتونه به من کمک کنه ولی یه روز بهش میگم اگه شد 5 شنبه میگم

    مرسی ازت گل ارا اره قبول دارم رفتارام بده مخصوصا زبونم تلخه پذیرفتم
    بعدش چیکار کنم که از خشمم کاسته بشه؟
    ویرایش توسط بی وفا : سه شنبه 01 مرداد 92 در ساعت 18:09

  7. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 95 [ 01:37]
    تاریخ عضویت
    1392-3-28
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,793
    سطح
    38
    Points: 3,793, Level: 38
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 7
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    146

    تشکرشده 406 در 140 پست

    Rep Power
    33
    Array
    بازم سلام
    گل آرا جان اول بابت پست قشنگت ارت تشکر میکنم
    واما
    عزیزم من نگفم به بی وفا که مشکلت رو نادیده بگیر و بارها گفتم که آفرین قبول کردی مشکلتو و اومدی دنبال راه حل و رفع مشکلت
    ولی آدم باید بلد باشه که مشکلات رو چگونه مطرح کنه
    عزیزم نگفتم مشکلتو از خانمت مخفی کن,فقط گفتم با اون تعریفی و شناختیکه از ایشون داری لازم نیست سیر تا پیاز ماجرارو بگی بهش
    گفتم با لبخند بگو گه من یه کم زودجوش هستم که در اینصورت خانمی که منطقی هستش در جواب میگه انشالله به کمک هم حلش میکنیم و زود اون خانم میره دنبال راه چاره
    میتونستم بگم بی وفا همین الان برو بگو که من با ملت دعوا میکنم من ال هستم من بل هستم, سر منشیم داد میزنم و .............در اینصورت عکسالعمل اون خانم به نطر شما چی میبود؟100%هنگ میکرد و نمیدونست باید چیکار کنه

    هیچکدام از شماها نتونستید بی وفارو بشناسیدحتی خودش
    مشکل بی وفا اینه که نمیدونه مطلبشو بیان کنه و بد حرف میزنه,دلش خوبه ولی بد میگه در صورتیکه ته دلش خوبه بر عکس 90%مردای ایران
    پس ما باید اول لین تکنیکو به بی وفا یاد بدیم


    عزیزانم
    من اگه میگم بی وفا مشکلت کوچولویه چون ایمان دارم با تخریب اعتماد بنفس یک آدم مشکلش نه تنها حل نمیشه بلکه بیشتر میشه

    همیشه و همیشه و همیشه گوشزد کردم که مشکل داری
    ولی با ناامید کردن ایشون و بزرگنمایی مشکلشون,کار درست میشه؟

    - - - Updated - - -

    بدترین ظلمی که در حق یک انسان میشه اینه که اعتمادبنفس رو ازش بگیریم

  8. کاربر روبرو از پست مفید dokhtare kordestan تشکرکرده است .

    بی وفا (سه شنبه 01 مرداد 92)

  9. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ok.

    اتفاقا چون اطرافم و تو خونوادم به قول شما جوشی زیاد دیدم، دارم میگم باید مشکلت رو جدی تر بگیری مخصوصا حالا که داری میگی خانمت زودرنجه.
    اگه ایشون روحیه سرد و بی تفاوتی داشت یه ذره رابطه تون به تعادل میرسید اما حالا که ایشون زودرنجه و حساس .... خیلی باید بیشتر رو خودت کار کنی.

    نکته ای که خیلی مهمه اینه که قبول کنی احساسات انسان ها با هم فرق داره.... مثلا من از سبز خوشم میاد، بی وفا از قرمز. یا مثلا اگه من با شوهرم قهر کنم دوست دارم بیاد بگه ببخشید اینجوری از دلم در میاد .... حتی اگه دنیا رو بخره فایده نداره.
    اما مثلا همسر بی وفا دوست داره که واسش گل بخره. و اگه هیچی نگه ببخشید هم اشکال نداره.

    همینطور در مورد دلخور شدن... مثلا من اگه یکی به شخص خودم فحش بده ناراحت میشم اما یکی مثل بی وفا اگه به خونوادش حرف بدی بگن ناراحت میشه به خودش هرچی بگن اونجوری ناراحت نمیشه.....یا اگه یکی من رو تحویل نگیره ناراحت میشم ولی داد بزنه ناراحت نمیشم و به نظرم توهین نیست... اما ممکنه خانومت برعکس باشه! تحویلش نگیری اصلا سختش نباشه اما داد بزنی خیلییییییییی بره تو غصه.

    پس باید سعی کنی کسایی که برات عزیز هستن رو بیشتر بشناسی مثلا همسرت رو.

    اما آدم نمیتونه همه ادم ها رو بیشتر بشناسه درست؟ پس باید تو برخورد با کسایی که نمیشناسه جانب احتیاط رو رعایت کنه خودتم گفتی تو جمع غریبه میریزی تو خودت! آفرین. این درست ترین کاره.
    ولی تکلیف اون خشمی که خوردی چی میشه؟ نباید تخلیه بشه؟؟؟
    چرا . اما باید یه راه دیگه برای تخلیه اش پیدا کنی.
    میدونی چرا من میگم همه چی از خودت شروع میشه؟ چون باید به این چیزها فکر کنی و تمرینشون کنی... خیلی به این فکر کن که آدم های مختلف از چیزهای مختلف ناراحت میشن!!! داد زدن از نظر من توهین نیست اما از نظر بقیه توهینه! پس بهتره به حقوق بقیه احترام بذارم! چون من تنها زندگی نمیکنم! تو جامعه و با بقیه هستم!

    اهل نوشتن هستی؟؟؟ اینا رو بنویس و جاهایی آویزون کن که ببینی و یادت بیاد و مجبور باشی تمرین کنی....

    واسه اینکه تو بتونی تو لحظه بحرانی خودت رو کنترل کنی، کسی نمیتونه برات نسخه بپیچه. چون دست خودته....

    مثلا با کارمندت دعوات شده. خیلیییییییییی عصبانی هستی و الانه که یه چیز ناجوری بگی یا یکی بخوابونی زیر گوشش....اتاق رو هم نمیتونی ترک کنی...
    خیلی محکم از کارمندت بخواه که از جلو چشمت دور بشه چون خیلی عصبانی هستی....اما داد نزن و توهینم نکن.

    این یه راهه. خودت فکر کن به اینکه چه راه های دیگه ای هست که میتونی تو لحظه ، خودت رو کنترل کنی....
    باز هم میگم . کنترل در لحظه ، فقط و فقط و فقط دست خودته و با تمرین و صبوری درست میشه...

    اما حالا که خودت رو کنترل کردی ، تکلیف اون خشم نهفته چی میشه؟؟؟
    واسه این کلی راه هست.

    بعضی ها آخر هفته میرن بیابون تا جایی که میتونن داد میزنن و به هرکی میخوان فحش میدن....
    بعضی ها میرن شهربازی و قاطی جیغ های بقیه فحش میدن...
    بعضی ها یه دوش میگیرن و میان یه موسیقی لایت گوش میدن و آروم میشن....
    بعضی ها میرن باشگاه و فکر میکنن کیسه بکس جلو روشون همون فردیه که ناراحتشون کرده و تا میتونن به کیسه بکس مشت میزنن....
    بعضی ها میرن یه گوشه و گریه میکنن تا خالی بشن....(خانوم ها البته)
    یه بنده خدایی رو میشناختم عصبانی که میشد میرفت کل خونه رو تمیز میکرد و خشمش رو سر کثیفی و میکروب ها در میاورد....
    ...
    پس یه راه مناسب واسه خودت پیدا کن.

    خب حالا لابد میگی من خشم خودم رو خالی کردم، اما تکلیف اون آدمی که ناراحتم کرده چی میشه ؟؟؟؟ واسه خودش خرم و خوشحال بگرده ؟؟؟
    نه !!!
    بعد از اینکه خالی شدی، بهتر میتونی فکر کنی که اون ادم چقدر مقصر بوده.

    اگه دیدی خیلی مقصر نبوده و خودت یه هو زیادی از کوره در رفتی، که هیچی بی خیال ماجرا میشی و خدا رو هم شکر میکنی که الکی یه بنده خدا رو نرنجوندی...
    اما اگه دیدی نمیشه! طرف باید ادب بشه، مناسب شرایط یه نوع ادب کردن رو انتخاب کن! به دور از خشونت!!!

    مثلا اگه کارمندته، حقوقش رو کم کن.
    اگه منشی اداره ای هست که کارت رو راه ننداخته به مافوقش شکایت کن.
    اگه همسرته، باهاش سرد و سنگین باش تا بیاد بگه چی شده؟ و اونوقت بدون عصبانیت بگو از چی دلخوری....

    اینا سخته. ولی با تمرین میتونی.

    نحوه برخورد تو با بحران و نحوا بیانت و کلماتی که به کار میبری ، میتونه زندگی مشترکت رو در آینده
    بسازه یا ویران کنه...

    پس باید خیلییییییی تمرین کنی....بیا یه دعوا رو با هم در آینده بررسی کنیم.

    خانومت از صبح تو خونه تنها بوده، حوصله اش سر رفته، تلفنی با مامانت حرف زده، مامانت چیزی گفته که خانومت به خودش گرفته. مثلا از عروس خواهرش تعریف کرده ( کاملا بی منظور) اما خانومت به خاطر شناختی که رو مادرت نداره به خودش گرفته و ناراحت شده ...
    کل روز رو منتظر مونده که تو بیای و ناز کنه و گله کنه و شما نازش رو بکشی...همین !

    حالا شما از سر کار میای خسته و کوفته....و از همه جا بی خبر !!!!!

    حالت اول:
    میگی سلام، میبینی خانومت تو خودشه و بغض کرده...میگی چی شده؟ ایشون هم شروع میکنه گله گذاری از مامانت....و احتمالا کلی حرف دیگه و حتی گله از خودت.
    تو عصبانی میشی ... داد میزنی... بد و بیراه میگی که چرا به مامانت توهین کرده....
    خانومت وحشت میکنه، گریه میکنه، چون انتظار نوازش داشته نه داد و هوار !!! تو میبینی اوضاع بدتر شد، بیشتر عصبی میشی و داد میزنی، به خودت بد و بیراه میگی ... از خونه میزنی بیرون تلفن میزنی به مامانت کلی داد و بیداد میکنی و ناراحتش میکنی...
    بعد از کلی کلافگی برمیگردی خونه میبینی خانومت از شدت غصه یا ترس یا هرچی گذاشته رفته خونه باباش.
    بعد میری و میای و دوباره داد و بیداد و یه موضوع دیگه و سوءتفاهم پشت سوءتفاهم و خلاصه یه دلگیری کوچولوی خانومت میشه یه فاجعه که جمع نمیشه....

    حالت دوم:
    میای خونه میگی سلام، میبینی خانومت تو خودشه و بغض کرده...میگی چی شده؟ ایشون هم شروع میکنه گله گذاری از مامانت....و احتمالا کلی حرف دیگه و حتی گله از خودت.
    عصبانی میشی... اما از خونه میزنی بیرون و گوشیت رو هم خاموش میکنی...( بعدها که بیشتر تمرین کردی میتونی بگی فلان چیزو جا گذاشتم برگشتم حرف میزنیم. و اصلا نذاری خانومت بفهمه عصبی شدی)
    میری یه کافی شاپی یه چیزی میخوری... با یه دوست حرف میزنی...قدم میزنی... میری سینما ! به یه طریق خشمت رو کنترل میکنی... بعد به خانومت زنگ میزنی که اگه حالت بهتره بیام خونه؟
    بعد میری خونه...حتما خانومت متوجه شده تند رفته. اما اگه متوجه نشده بود، بعد از اینکه ازش توضیح خواستی که جریان چیه؟ بهش میگی تند رفته و نارحتت کرده و منتظر میمونی تا از دلت در بیاره! چون اون مقصر بوده که نرسیده از راه، اعصابت رو به هم ریخته !!!! و تا وقتی از دلت در نیاورده باهاش سردی.

    تفاوت رو دیدی؟ در اصل خانومت مقصر بوده که نیومده از راه عصبیت کرده، اما اگه تو داد و بیداد کنی، در نهایت تو مقصری و نمیتونی ثابت کنی حق با توئه و باید از جماعتی عذرخواهی کنی...خانومت، پدرش، مادرش، مادرت ...
    اما اگه آروم باشی به حقت میرسی و تازه ازت عذرخواهی هم میشه !!!

    خب. کدوم بهتر بود؟

    این واقعیت زندگیه ! که ما تجربه اش کردیم. داستان وحکایت نیست. حتما برات پیش میاد. نحوه برخوردت میتونه همه چی رو خراب کنه یا همه چی رو آباد کنه.

    پس تمرین کن.

    1- به هر قیمتی شده تو لحظه جلو خشمت رو بگیری.

    2-خشمت رو هر جوری هست خالی کنی تا تو دلت نمونه ولی نه اینکه رو سر طرف خالی کنی!

    3- آروم که شدی ببینی چقدر طرف مقصر بوده. اگه دیدی واقعا مقصره، یه راه واسه اینکه بهش بفهمونی مقصره پیدا کنی. هرچی غیر از داد و بیداد و ...


    همه اینا صبر میخواد صبر....


  10. 2 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    dokhtare kordestan (چهارشنبه 02 مرداد 92), بی وفا (سه شنبه 01 مرداد 92)

  11. #47
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط leila afshari نمایش پست ها
    بازم سلام
    گل آرا جان اول بابت پست قشنگت ارت تشکر میکنم
    واما
    عزیزم من نگفم به بی وفا که مشکلت رو نادیده بگیر و بارها گفتم که آفرین قبول کردی مشکلتو و اومدی دنبال راه حل و رفع مشکلت
    ولی آدم باید بلد باشه که مشکلات رو چگونه مطرح کنه
    عزیزم نگفتم مشکلتو از خانمت مخفی کن,فقط گفتم با اون تعریفی و شناختیکه از ایشون داری لازم نیست سیر تا پیاز ماجرارو بگی بهش
    گفتم با لبخند بگو گه من یه کم زودجوش هستم که در اینصورت خانمی که منطقی هستش در جواب میگه انشالله به کمک هم حلش میکنیم و زود اون خانم میره دنبال راه چاره
    میتونستم بگم بی وفا همین الان برو بگو که من با ملت دعوا میکنم من ال هستم من بل هستم, سر منشیم داد میزنم و .............در اینصورت عکسالعمل اون خانم به نطر شما چی میبود؟100%هنگ میکرد و نمیدونست باید چیکار کنه

    هیچکدام از شماها نتونستید بی وفارو بشناسیدحتی خودش
    مشکل بی وفا اینه که نمیدونه مطلبشو بیان کنه و بد حرف میزنه,دلش خوبه ولی بد میگه در صورتیکه ته دلش خوبه بر عکس 90%مردای ایران
    پس ما باید اول لین تکنیکو به بی وفا یاد بدیم


    عزیزانم
    من اگه میگم بی وفا مشکلت کوچولویه چون ایمان دارم با تخریب اعتماد بنفس یک آدم مشکلش نه تنها حل نمیشه بلکه بیشتر میشه

    همیشه و همیشه و همیشه گوشزد کردم که مشکل داری
    ولی با ناامید کردن ایشون و بزرگنمایی مشکلشون,کار درست میشه؟

    - - - Updated - - -

    بدترین ظلمی که در حق یک انسان میشه اینه که اعتمادبنفس رو ازش بگیریم


    مرسی خواهر عزیز تشکر می کنم ازت خیلی لطف داری عزیزم کاملا حرفات با من مطابقت داره من اینقدر عجله می کنم همش نمی تونم خواستمو خوب و درست بیان کنم تند حرف می زنم زیاد حرف میزنم که چون شخصییت های شوخ همه پر حرف هستن اعتماد به نفسم بالاست خیلی هم بالاست ولی بعضی اوقات یکم میاد پایین ولی مرسی که پیگیر تاپیک منی 1 دنیا تشکر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    ok.

    اتفاقا چون اطرافم و تو خونوادم به قول شما جوشی زیاد دیدم، دارم میگم باید مشکلت رو جدی تر بگیری مخصوصا حالا که داری میگی خانمت زودرنجه.
    اگه ایشون روحیه سرد و بی تفاوتی داشت یه ذره رابطه تون به تعادل میرسید اما حالا که ایشون زودرنجه و حساس .... خیلی باید بیشتر رو خودت کار کنی.

    نکته ای که خیلی مهمه اینه که قبول کنی احساسات انسان ها با هم فرق داره.... مثلا من از سبز خوشم میاد، بی وفا از قرمز. یا مثلا اگه من با شوهرم قهر کنم دوست دارم بیاد بگه ببخشید اینجوری از دلم در میاد .... حتی اگه دنیا رو بخره فایده نداره.
    اما مثلا همسر بی وفا دوست داره که واسش گل بخره. و اگه هیچی نگه ببخشید هم اشکال نداره.

    همینطور در مورد دلخور شدن... مثلا من اگه یکی به شخص خودم فحش بده ناراحت میشم اما یکی مثل بی وفا اگه به خونوادش حرف بدی بگن ناراحت میشه به خودش هرچی بگن اونجوری ناراحت نمیشه.....یا اگه یکی من رو تحویل نگیره ناراحت میشم ولی داد بزنه ناراحت نمیشم و به نظرم توهین نیست... اما ممکنه خانومت برعکس باشه! تحویلش نگیری اصلا سختش نباشه اما داد بزنی خیلییییییییی بره تو غصه.

    پس باید سعی کنی کسایی که برات عزیز هستن رو بیشتر بشناسی مثلا همسرت رو.

    اما آدم نمیتونه همه ادم ها رو بیشتر بشناسه درست؟ پس باید تو برخورد با کسایی که نمیشناسه جانب احتیاط رو رعایت کنه خودتم گفتی تو جمع غریبه میریزی تو خودت! آفرین. این درست ترین کاره.
    ولی تکلیف اون خشمی که خوردی چی میشه؟ نباید تخلیه بشه؟؟؟
    چرا . اما باید یه راه دیگه برای تخلیه اش پیدا کنی.
    میدونی چرا من میگم همه چی از خودت شروع میشه؟ چون باید به این چیزها فکر کنی و تمرینشون کنی... خیلی به این فکر کن که آدم های مختلف از چیزهای مختلف ناراحت میشن!!! داد زدن از نظر من توهین نیست اما از نظر بقیه توهینه! پس بهتره به حقوق بقیه احترام بذارم! چون من تنها زندگی نمیکنم! تو جامعه و با بقیه هستم!

    اهل نوشتن هستی؟؟؟ اینا رو بنویس و جاهایی آویزون کن که ببینی و یادت بیاد و مجبور باشی تمرین کنی....

    واسه اینکه تو بتونی تو لحظه بحرانی خودت رو کنترل کنی، کسی نمیتونه برات نسخه بپیچه. چون دست خودته....

    مثلا با کارمندت دعوات شده. خیلیییییییییی عصبانی هستی و الانه که یه چیز ناجوری بگی یا یکی بخوابونی زیر گوشش....اتاق رو هم نمیتونی ترک کنی...
    خیلی محکم از کارمندت بخواه که از جلو چشمت دور بشه چون خیلی عصبانی هستی....اما داد نزن و توهینم نکن.

    این یه راهه. خودت فکر کن به اینکه چه راه های دیگه ای هست که میتونی تو لحظه ، خودت رو کنترل کنی....
    باز هم میگم . کنترل در لحظه ، فقط و فقط و فقط دست خودته و با تمرین و صبوری درست میشه...

    اما حالا که خودت رو کنترل کردی ، تکلیف اون خشم نهفته چی میشه؟؟؟
    واسه این کلی راه هست.

    بعضی ها آخر هفته میرن بیابون تا جایی که میتونن داد میزنن و به هرکی میخوان فحش میدن....
    بعضی ها میرن شهربازی و قاطی جیغ های بقیه فحش میدن...
    بعضی ها یه دوش میگیرن و میان یه موسیقی لایت گوش میدن و آروم میشن....
    بعضی ها میرن باشگاه و فکر میکنن کیسه بکس جلو روشون همون فردیه که ناراحتشون کرده و تا میتونن به کیسه بکس مشت میزنن....
    بعضی ها میرن یه گوشه و گریه میکنن تا خالی بشن....(خانوم ها البته)
    یه بنده خدایی رو میشناختم عصبانی که میشد میرفت کل خونه رو تمیز میکرد و خشمش رو سر کثیفی و میکروب ها در میاورد....
    ...
    پس یه راه مناسب واسه خودت پیدا کن.

    خب حالا لابد میگی من خشم خودم رو خالی کردم، اما تکلیف اون آدمی که ناراحتم کرده چی میشه ؟؟؟؟ واسه خودش خرم و خوشحال بگرده ؟؟؟
    نه !!!
    بعد از اینکه خالی شدی، بهتر میتونی فکر کنی که اون ادم چقدر مقصر بوده.

    اگه دیدی خیلی مقصر نبوده و خودت یه هو زیادی از کوره در رفتی، که هیچی بی خیال ماجرا میشی و خدا رو هم شکر میکنی که الکی یه بنده خدا رو نرنجوندی...
    اما اگه دیدی نمیشه! طرف باید ادب بشه، مناسب شرایط یه نوع ادب کردن رو انتخاب کن! به دور از خشونت!!!

    مثلا اگه کارمندته، حقوقش رو کم کن.
    اگه منشی اداره ای هست که کارت رو راه ننداخته به مافوقش شکایت کن.
    اگه همسرته، باهاش سرد و سنگین باش تا بیاد بگه چی شده؟ و اونوقت بدون عصبانیت بگو از چی دلخوری....

    اینا سخته. ولی با تمرین میتونی.

    نحوه برخورد تو با بحران و نحوا بیانت و کلماتی که به کار میبری ، میتونه زندگی مشترکت رو در آینده
    بسازه یا ویران کنه...

    پس باید خیلییییییی تمرین کنی....بیا یه دعوا رو با هم در آینده بررسی کنیم.

    خانومت از صبح تو خونه تنها بوده، حوصله اش سر رفته، تلفنی با مامانت حرف زده، مامانت چیزی گفته که خانومت به خودش گرفته. مثلا از عروس خواهرش تعریف کرده ( کاملا بی منظور) اما خانومت به خاطر شناختی که رو مادرت نداره به خودش گرفته و ناراحت شده ...
    کل روز رو منتظر مونده که تو بیای و ناز کنه و گله کنه و شما نازش رو بکشی...همین !

    حالا شما از سر کار میای خسته و کوفته....و از همه جا بی خبر !!!!!

    حالت اول:
    میگی سلام، میبینی خانومت تو خودشه و بغض کرده...میگی چی شده؟ ایشون هم شروع میکنه گله گذاری از مامانت....و احتمالا کلی حرف دیگه و حتی گله از خودت.
    تو عصبانی میشی ... داد میزنی... بد و بیراه میگی که چرا به مامانت توهین کرده....
    خانومت وحشت میکنه، گریه میکنه، چون انتظار نوازش داشته نه داد و هوار !!! تو میبینی اوضاع بدتر شد، بیشتر عصبی میشی و داد میزنی، به خودت بد و بیراه میگی ... از خونه میزنی بیرون تلفن میزنی به مامانت کلی داد و بیداد میکنی و ناراحتش میکنی...
    بعد از کلی کلافگی برمیگردی خونه میبینی خانومت از شدت غصه یا ترس یا هرچی گذاشته رفته خونه باباش.
    بعد میری و میای و دوباره داد و بیداد و یه موضوع دیگه و سوءتفاهم پشت سوءتفاهم و خلاصه یه دلگیری کوچولوی خانومت میشه یه فاجعه که جمع نمیشه....

    حالت دوم:
    میای خونه میگی سلام، میبینی خانومت تو خودشه و بغض کرده...میگی چی شده؟ ایشون هم شروع میکنه گله گذاری از مامانت....و احتمالا کلی حرف دیگه و حتی گله از خودت.
    عصبانی میشی... اما از خونه میزنی بیرون و گوشیت رو هم خاموش میکنی...( بعدها که بیشتر تمرین کردی میتونی بگی فلان چیزو جا گذاشتم برگشتم حرف میزنیم. و اصلا نذاری خانومت بفهمه عصبی شدی)
    میری یه کافی شاپی یه چیزی میخوری... با یه دوست حرف میزنی...قدم میزنی... میری سینما ! به یه طریق خشمت رو کنترل میکنی... بعد به خانومت زنگ میزنی که اگه حالت بهتره بیام خونه؟
    بعد میری خونه...حتما خانومت متوجه شده تند رفته. اما اگه متوجه نشده بود، بعد از اینکه ازش توضیح خواستی که جریان چیه؟ بهش میگی تند رفته و نارحتت کرده و منتظر میمونی تا از دلت در بیاره! چون اون مقصر بوده که نرسیده از راه، اعصابت رو به هم ریخته !!!! و تا وقتی از دلت در نیاورده باهاش سردی.

    تفاوت رو دیدی؟ در اصل خانومت مقصر بوده که نیومده از راه عصبیت کرده، اما اگه تو داد و بیداد کنی، در نهایت تو مقصری و نمیتونی ثابت کنی حق با توئه و باید از جماعتی عذرخواهی کنی...خانومت، پدرش، مادرش، مادرت ...
    اما اگه آروم باشی به حقت میرسی و تازه ازت عذرخواهی هم میشه !!!

    خب. کدوم بهتر بود؟

    این واقعیت زندگیه ! که ما تجربه اش کردیم. داستان وحکایت نیست. حتما برات پیش میاد. نحوه برخوردت میتونه همه چی رو خراب کنه یا همه چی رو آباد کنه.

    پس تمرین کن.

    1- به هر قیمتی شده تو لحظه جلو خشمت رو بگیری.

    2-خشمت رو هر جوری هست خالی کنی تا تو دلت نمونه ولی نه اینکه رو سر طرف خالی کنی!

    3- آروم که شدی ببینی چقدر طرف مقصر بوده. اگه دیدی واقعا مقصره، یه راه واسه اینکه بهش بفهمونی مقصره پیدا کنی. هرچی غیر از داد و بیداد و ...


    همه اینا صبر میخواد صبر....

    گل ارای عزیز سپاس و درود به شما

    خیلی تشکر می کنم که واقعا داری کمک می کنی به من انشالله بتونم روزی برات جبران کنم

    صحبت های جامعی کردی و منم ازش پیروی خواهم کرد مخصوصا راهکار های که دادی عالی بود برای کنترل خشم

    در مورد حالت ها هم باید عارض شم خدمتت که اگه الان این اتفاق پیش بیاد همون اولیو کاملا انجام میدم ولی می دونم اینقدر مغرورم که شاید اصلا نرم دنبالش چون می دونی چرا؟چون قبل ازدواجم حریم هارو براش مشخص کردم و حتما گوش زد خواهم کرد بهش ولی به طور فرضی اگر در نظر داشته باشیم همون حالت اول و پیش میرم که اشتباهه شاید بین این 2 حالت ولی می دونم میزنم بیرون و گوشیمو خاموش می کنم و شبشم خونه نخواهم رفت


    در مورد این حرفت :

    1- به هر قیمتی شده تو لحظه جلو خشمت رو بگیری.

    2-خشمت رو هر جوری هست خالی کنی تا تو دلت نمونه ولی نه اینکه رو سر طرف خالی کنی!

    3- آروم که شدی ببینی چقدر طرف مقصر بوده. اگه دیدی واقعا مقصره، یه راه واسه اینکه بهش بفهمونی مقصره پیدا کنی. هرچی غیر از داد و بیداد و ...


    همه اینا صبر میخواد صبر...


    تشکر حتما این کارو انجام میدم حتما حتما از فردا این کارو میکن


    ولی ببخش زیاد سوال می کنم ولی اون مواردی که رو اعصابم میره مثل داد و حرف میون عصبانیت و چیکار کنم اینا همش باعث ویرانی و خرابی میشن و از همه مهمتر تیکه و زبون تلخ و زود قضاوت کردن در مورد ادم ها می دونم باید صبر کرد و عجول نبود اما اینا هم زمان با عصبانیت ممکنه رخ بده و فاجعه پیش بیاد

    تشکر و قدر دانی بسیار از دوست عزیز گل ارا

  12. #48
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بی وفا اول از همه این رو بگم ، که بی احترامی معانی متفاوتی داره ، از نظر شما فقط فحش دادن یعنی بی احترامی ، چون تا من بحث احترام میکنم میگی من فحش ندادم .
    احترام گذاشتن هم یک راه حل برای مشکل جوشی بودن شما هست ، یک راه حل خوب ...
    به جای دادو بیداد کردن میشه راحت صحبت کرد و مشکل رو حل کرد ( بدون اینکه ذره ای صدات رو بالا ببری ) .

    یک بار میای میگی این جوری شد و ... و برای مشکلت تاپیک میزنی که حلش کنی ، یک بار دیگه میگی کار خوبی کردم نشوندمش سر جاش از این به بعد میدونه چی کار کنه دیگه ...
    بالاخزه کدومش ؟ پشیمونی از عصبانیتی که داشتی یا نه ؟؟؟؟ اگر واقعا بعد که عصبانیتت فروکش کرد پشیمون میشی از رفتاری که کردی ، یعنی قبول کنی که کارت اشتباه هست ، بعد میتونی مشکلت رو حل کنی .
    این مشکل تو تنها نیست ، خیلی ها توی این جامعه ای که ما داریم زندگی میکنیم این مشکل رو دارن ، شرایط باعث شده ، ولی کسی هنر کرده که بتونه مدیریتش کنه .
    و ما اینجا برای اینکه کمکت کنیم که مدیریت کنی ، اول باید یک سری نکات منفی رو قید کنیم ( یک جور داریم ریشه یابی میکنیم ) و بعد که شما پذیرفتی ، و بعد کمک میکنیم تا بقیه اش رو هم بری ...

  13. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    بی وفا (چهارشنبه 02 مرداد 92)

  14. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    خب . خوشحالم که داری کم کم با ما راه میای

    هیچ جبرانی به اندازه یک تاپیک به نتیجه رسیده شیرین نیست....

    در مورد اون دو حالت. با تجربه 3 ساله ای که از متأهلی دارم، میخوام بگم وحشتناک ترین دعواها تو زندگی مشترک، از همین سوءتفاهمات کوچولو شروع شده ! پس واقعا خودت رو برای رویارویی با این مسائل آماده کن ! اونم با تفکر صحیح ...

    من یه مثال زدم ! گفتی نمیرم دنبالش !!!! باز عجله باز قضاوت عجولانه بذار تو شرایط قرار بگیری... از الان پیش داوری نکن ! تو ذهنت فضاسازی نکن... میری دنبالش، خوبم میری چون دوستش داری !!! و این هیچ ربطی به غرورت نداره... میری میاریش، بعد حسابی راجع به کار بدش توجیهش میکنی !!! اونم نه با خشونت.

    این فقط یه مثال بود که از توش یه نکته در اومد ! نکته : تند نرو !!! شدت و عجله رو از فکرت، از کارهات و تصمیمات حذف کن و سعی کن میانه روی و صبر رو جانشینش کنی... میپرسی چطوری؟
    برای تمرین میانه روی و صبر ، باید اول یاد بگیری که آرامش داشته باشی. یعنی آرامش کسب کنی...

    خانوما میرن یوگا، نقاشی، موسیقی... آقایون چی؟ فکر نمیکنی یه خورده زیادی سرت رو با کار شلوغ کردی؟ چقدر به خودت اهمیت میدی؟ چقدر به روانت استراحت میدی؟ اصلا تا حالا کاری برای روحت کردی؟ منظورم شادی نیست ها...
    آره با دوستان جمع میشین میگین میخندین... خیلی خوبه. اما این شادیه... آرامش میاره اما آرامش توأم با هیاهو...منظورم آرامش در سکوته. آرامش محض گرفتی؟؟؟
    مثلا شده یه ساعت لب رودخونه تنها دراز بکشی و فقط به صدای آب گوش بدی؟
    میدونم الان میخندی. اما دارم جدی میگم.
    شاید بگی به روحیه ام نمیخوره.... هر جور خودت دوست داری... من رودخونه رو مثال زدم یه کاری که به روحیه ات بخوره.

    منظورم اینه که یه شرایطی رو مهیا کن که مغزت یکم آروم بگیره... به آرامش عادت کنی...

    یه نکته دیگه هم از پست هات فهمیدم. اینکه جلوتر از مغزت هستی. یعنی اینکه خیلی نمیتونی رو یه موضوع متمرکز بشی... احتمالا نمیتونی 3 ساعت پای یه کاری بشینی مثلا مطالعه یا یه فعالیت یدی... مثلا نجاری !!!
    میخوام بگم یه کاری رو دست بگیر که روزی یه ساعت یه جا شما رو بنشونه تا در آرامش و با تمرکز انجامش بدی... مثلا خطاطی... یا هرچی دوست داری...نشینی جدول حل کنی ها... یه فعالیتی که احتیاج به کارکردن مغز نداشته باشه ! و خسته ات نکنه... مثلا باغبونی.
    این یه تمرینه برای اینکه مغزت عادت کنه که متمرکز باشه، در آرامش باشه، زود تصمیم نگیره، زود اجرا نکنه، به مغزت آرامش و حوصله یاد بده.
    اگه هیییییچ کاری دوست نداری، حداقل روزی یه ساعت دراز بکش و یه موسیقی بی کلام گوش بده... بی کلام باشه واسه اینکه کلامش باعث نشه مغزت شروع کنه به فعالیت.... بی کلام باشه تا ذهن آزاااااد باشه و یه ساعت به هییییچیییی فکر نکنی.
    این جدا از باشگاه رفتن و پیاده روی و دوچرخه سواریه ... روزی نیم ساعت ! یه ساعت ... زیاد نیست.
    ...
    در مورد اینکه گفتی با بقیه چکار کنی که وسط دعوا داد نزنن و ...
    خیلی زمان میبره تا بتونی با این قضیه کنار بیای و به آرامش و صبوری کامل برسی اما خانومت که نمیتونه 5 سال دیگه صبر کنه ... از طرفی الان مهمترین شخص ایشونه.
    من پیشنهاد میدم تو یه فضای کاملا دوستانه، بهش بگو من وقتی عصبانی میشم انتظارم از شما اینه که فقط سکوت کنی... حتی اگه حق با شما باشه .همین. قول میدم وقتی اروم شدم راجع بهش حرف بزنیم. رو سکوت ایشون تأکید کن که فراموش نکنه...
    (این تا زمانی هست که شما داری رو خودت کار میکنی...)

    - - - Updated - - -

    در مورد تیکه انداختن و زبون تلخ و ... این دو مورد کی پیش میاد ؟؟؟ وقتی خشمگینی.
    خشم، فقط داد و هوار و کتک نیست. وقتی یکی خشمگینه، میتونه خشمش رو از هرررر راهی بروز بده. آسونترین راه که حسابی هم دل آدم رو خنک میکنه ولی خنکیش 1 دقیقه است و پشیمونیش یه عمر !!! اینه که خشمت رو دقیقا رو سر طرف خالی کنی... از راه های زیر به ترتیب شدتش میگم:
    بکشیش....
    کتکش بزنی...
    فحشش بدی...
    صدات رو بلند کنی...
    مسخره کنی....
    تیکه بندازی....
    زخم زبون بزنی و خفتش بدی....
    قهر کنی و باهاش حرف نزنی....
    بی محلی کنی و تحویلش نگیری....
    و ....
    ببین آقای بی وفا، هر انسانی از یه مدلش بیشتر ناراحت میشه. گفتم بیشتر....!!! اگه نه همه انسان ها از همه مدل هایی که گفتم ناراحت میشن.
    پس باز برمیگردیم به اینکه خشمت رو سر طرف خالی نکنی....
    بلکه به هر قیمتی هست تو عصبانیت خودت رو کنترل کنی و بزنی بیرون و به یه طریق دیگه خشمت رو خالی کنی... آروم که شدی، بری سراغ اونی که خشمگینت کرده و خیلی منطقی و در آرامش حسابش رو برسی... نه با دعوا.

    فقط کافیه یه مدت تمرین کنی و برای اینکه به خودت انگیزه بدی همیشه و همه جا این جمله رو تکرار کن که "آدم عصبانی، بازنده است حتی اگه حق با اون باشه"

    - - - Updated - - -

    البته یه مژده و امیدواری هم میدم.
    انشاالله که زودتر برین سر خونه زندگیتون. چون تأثیری که یه دقیقه هم نشینی با یه همسر خوب، تو آرامش آدم داره، با هزار ساعت یوگا و طبیعت گردی به دست نمیاد.
    دقیقا به همین دلیله که گفتم زود قضاوت نکن!
    اگه خدای نکرده یه روز کارتون رسید به دعوا، به خاطر برگشتن اون آرامش هم که شده خودت همه چیز رو درست میکنی.
    یه بار که شیرینی آرامش رو بچشی دیگه به هییییچ قیمتی حاضر نیستی خرابش کنی حتی اگه هزار نفر تو دعوا داد بزنن و باهات یکی به دو کنن

  15. 3 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    dokhtare kordestan (چهارشنبه 02 مرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 02 مرداد 92), بی وفا (چهارشنبه 02 مرداد 92)

  16. #50
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    گل ارای عزیز مرسی و تمنای عزیز سپاس

    قدر دانی ویژه از شما دوستان

    ببین الان که دارم می نویسم از سر کارم مزاحمتون میشم از امروز دیگه یه فرد اروم دارم جلوه میدم و می خوام تغییر کنم خدا کنه مشکلی پیش نیاد نره رو اعصابم

    در مورد ارامش چی بگم تا بعد از ظهر شرکت و بعدش خونه هستم شبا هم هرشب باشگاه میرم ارامشی به اون صورت ندارم وقتی که خونه خودمم به عکسام که بزرگ بزرگ زدم تو پذیراییم نگاه میکنم ارامش میگیرم لامصب خودم خیلی خودمو دوست دارم اخه به نامزدومم گفتم من این عکسارو نمی زارم تو اتاقمونا حتما تو پذیرایی میمونه اونم می خنده ولی ارامش و فقط با عکسام میگیرم ارامش دیگه ای جز جز حرف زدن با اون خانوم ندارم نگین زن ذلیلا

    نکته ای هم که گفتی اینه که جلوتر از مغزتی رو درست گفتی من تمرکزم اخرش باید رو یه مطلب باشه و حتما حتما باید به نتیجه برسونمش مثل کارام
    ولی مغزم از کوچیکی خیلی ها میگفتن پخته هست یعنی اینکه مغزم از سنم بزرگتر بود مثلا من 19 سالم بود از شوهر عمه خودم که 36 سال داشت بیشتر میفهمیدم و خیلی چیزارو درک میکردم تو مدرسه و دانشگاه بیشتر می فهمیدم نسبت به دوستام(از نظر درسی نه از نظر فهم و شعور)

    در مورد این هم که گفتی به نامزد محترمه بگم فقط سکوت کنه 15 دقیقه عالی بود چون من می خواستم بگم بهش فقط سکوت کنه و حرف نزنه بعد که خشمم فرو کش شد خوب میشم و منطقی باهاش حرف میزنم اینو حتما بهش میگم

    در مورد تیکه و اینا اره وقتی که عصبی میشم تیکه هایی اون موقع از دهنم میاد بیرون که خودم تا حالا نشنیدم خیلی تیکه های ناجوری هستش منظورم فحش و حرف زشت و یا توهین به خانواده اینا نیست منظورم مسائل دیگه هست زبونمم که تلخه اون موقع ولی بازم این تیکه و نفهمیدم که چجوری برطرفش کنم فقط صبرشو فهمیدم

    در مرود ارامشی هم که ذکر کردی در پایان کلامتون مرسی تشکر انشالله همه روزی در این تالار مشکلشون کم شه حل که شاید سخته ولی بهبود پیدا کنه و کم بشه
    مرسی از نظرت و کمکی که داری به من میکنی 1 دنیا تشکر از شما


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 اسفند 92, 17:43
  2. چیکار کنم از عصبانیتم کاسته بشه2 (ادامه تاپیک های بی وفا)
    توسط بی وفا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 شهریور 92, 09:11
  3. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10
  4. پر از خشم و عصبانیتم. فشار شدید روی جسمم دارم. دلیل و درمانش ؟ نکند خوب نشوم؟
    توسط JJ1234 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 55
    آخرين نوشته: جمعه 30 تیر 91, 21:40
  5. چطوری عصبانیتمو کنترل کنم؟
    توسط atis در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 فروردین 91, 17:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.