مرسی لیلا جان
در مورد ازدواجم یا همون خواستگاریم چون عروسی نکردم خیلی میومدم این تالار برای مشکلاتم اگه منو میشناسی که هیچ اگر نه که باید بهت بگم من 7 تا تاپیک برای خواستگاریم بیان کرده بودم اسمش راهنمایی تو خواستگاری بود اگه بگردی پیداش می کنی تو بخش خواستگاری اینا باید باشه از قسمت 1 تا 7
طوری شده بود که بهترین تاپیک تو تالار مال من بود عین دفتر چه خاطرات بود کلی خواننده داشت و تو اون جا خیلی چیز ها دستگیرم شد تا باعث شد که بهترین انتخاب و داشته باشم خداروشکر به نظرم در انتخابم مشکلی نبود و موفقیتم رو اول از ان خدا و بعدش دوستان همدردی می دونم در اخر بدو بدو ی خودم راستشو بخوای اومدم برای این مشکل خودم اینجا ازتون راهنمایی بگیرم
از وقتی که چشممو وا کردم با این مشکل داشتم دست و پنجه نرم میکردم اما به طور خفیف تا وقتی که زد شدیم مدیر یه شرکت دولتی و شلوغ با مراجعین زیاد که مشکلات بسیاری روزانه درش بوجود میاد اعم از مشکلات اداری و ..... که فکر می کنم اوج ناملایمات عصبی من از اینجا شکل گرفت راستش خسته شدم از بس عصبی میشم از بس سر منشی بدبخت یا کارمندام غر میزنم(هر روز نه هفته ای یه بار) بعد هم ازشون عذر خواهی می کنم اخلاق بدی ندارم به شدت طبع گرمی دارم و دوستی هم گفت ممکنه دلیلش باشه نمی دونم در این رشته ها سر در نمیارم به شدت برون گرا و حراف هستم اجتماعی هستم تست شخصییت شناسی مشاورم که برای ازدواجم رفته بودم خلاق و شوخ طبع و فعال بهم گفت و مال خانومم خلاق و اروم و منطقی و با احساس در کل اینجوریم ولی وقتی که جوش میارم تبدیل به یه شخصییت دیگه میشم تلقین نمی کنم حقیقت امر اینه خیلی دوست داشتم اروم باشم ولی شاید حکمتی بوده تا الان درش
ولی باز پاک موندم در چمن زندگی که نمی دونم چیکار کنم که خشم درونی رو کاهش بدم هر کاری می کنم اصلا نمی شه کلی مطلب از بیتونه که سایت خوبیه خوندم از تبیان خوندم کار ساز نبوده
بازم تشکر که درکم می کنی خواهرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)