هیچ میدانی چه کردی در این شهر
من آن مرد بلند آوازه شهرم
حدیثم را نمی دانی
بر سر هر کوی وبرزن نام من هست
نمیخوانی؟
نام من از هرکه پرسی. جای من از هرکه جویی
سری جنباند و گوید ولش کن رهایش کن
مرد بدنامی است. رفیق باده و بنگ است
عجب دارم تو اینها را نمی دانی!!!!!!!
برو ازمن گریزان شو . برو با دیگری هم عهد و
پیمانشو
حدیث من همه درد است
حدیث من همه رنج است
حدیث قصه پر غصه اندوه یک مرد است
عجب دارم تو اینها را نمی دانی!!!!!!!







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)