تنهایی،این قدم رو هم خوب برداشتی این که دیگه زیاد تعارف نکردی یعنی تناسب وتعادل رو رعایت کردی،برادرشوهرت نمیتونه به خاطر دعوای شما ناراحتیش روادامه بدهد چون معنی دخالت میده.شوهرتو زیرسوال نبرمثلا بهش بگو خوشحالی ازاینکه شوهرمهربانی مثل اوداری ورابطش روبابرادرش اصلاح کردولی به نظرم بهتره اونو امشب به حال خودش بذاریم...................................... .................................................. .................................................. .......... اگه مایلی بهتر راهنمایی بشوی ،سعی کن بادقت این سوالات روجواب بدهی،چرامادرشوهرنداری؟پدر شوهرت الان چندسالشه وضعیت سلامتیش چطوره؟چرابرادرشوهرت ازدستش ناراحته؟چه درددلی باهات دراین زمینه کرده؟بداخلاقی شوهرت که گفتی چیه؟چندسال باشوهرت فاصله سنی دارید؟موقع دعواکتکت هم زده یا فقط گاهی دادمیزده(دعواهات باشوهرت احتمالا دیگه تموم شده قصد واکاوی منفی ندارم)؟شرایط خانواده خودت ورابطه فعلی وقبلیت با اونا چطوره؟اوایل ازدواجت چه احساسی داشتی ازاینکه به این خونه جدید واردشدی؟دلخوری که همیشه ازشوهرت داری چیه؟بیشترین درد دلت بابرادرشوهرت چیه یاسرکدام مسائل ومشکلاتت هست؟شغلت درحال حاضرخانه داری یا سرکارمیری یاقبلامیرفتی ؟معنایی که به سنخیت های احتمالی خودت بابرادرشوهرمیدی چیه؟ چرا ازدست پدرت ناراحتی؟خانواده هاتون فامیلن؟چه مواقعی به مادرت سرمیزنی؟ الان به خاطر چی مشاوره میروید منظورت ازآب رفته به جوی ...چیه کدوم فکریارفتارخودت یاشوهرته؟سوالات پست ۲۴ هم خوب جواب بده(وقتی به سوالات جواب نمیدی ما مجبوربه دادن راهکارهای موقت میشیم)








علاقه مندی ها (Bookmarks)