سلام
دونکته رو هم من یاداوری میکنم
این وجدان نیست،تمایلات نفسانیت هست که خودشو تو قالب وجدان درد بهت نشون میده.خودت رو فریب نده و به صدای اصلی وجدانت که از خیانت به همسرت ناراحته گوش بده.درعین حال رابطه خودت با همسرت رو تقویت کن،خوبیهاشو ببین و درک کن.برای کمبودهای رابطتون دنبال راه چاره باش.متاسفانه واجدانم هم قبول نمی کنه بی خیال کسی باشم که غذا نخوره وقتی من میتونم براش غذا بذارم .....
از فکر کردن و خیالپردازی و یاداوری جزئیات زمان سفره انداختن و چهره برادرشوهرت دوری کن و در عوض تو خلوتت لحظات عاشقانه خودت و همسرت رو مرور کن و سعی کن تکرارشون کنی.
این تصور شماست.حتی اگه درست هم باشه حضور مداوم شما برادرشوهرتو هم ممکنه بلغزونه.کم نیستن مردایی که تو این شرایط تو فانتزی ذهنشون تصورات جنسی از زنان فامیل و اشناشون میسازن و بعد کم کم تلاش میکنن یا منتظر فرصتی هستن تا به اصطلاح خودشون مخشو بزنن.من مطمئنم اون هیچ حسی به من نداره اون خیلی بی تفاوت و عادی برخورد میکنه همون قدر که به بردارش محبت میکنه به همون اندازه به من
سر دوربینو سمت خودت و شوهرت بچرخون.برای بهتر شدن رابطتون تلاش کن.شیرینی این تلاش که زیر دندونت رفت با چیز دیگه ای عوضش نمیکنی
*پست اخر اقای سنگتراشان و خانوم تنهایی رو الان دیدم.
امیدوارم خانوم تنهایی تو عملی کردن تصمیمشون موفق باشن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)