سلام دریاخانم. اول حکمت بالغه خداوند رودرنظربگیر کسی که بخاد خلاف این حکمت وتعهداتی که داره جلوبره بامواردپیش بینی نشده زیادی روبرو میشه خام اندیشی شوهرت واون زن هست که همه چی به سادگی پیش خواهد رفت .................................................. .....................حرفت درمورداینکه نباید شوهرتو سرلج بندازی کاملادرسته(ولی این دلیل نمیشه بری توقالب ترس)ترست هم درسته وبایداین ترس روبه مهارت تبدیل وترجمه کنی اونم باخوندن وتمرین کردن مهارتهای ارتباطی باشوهرت.وبعدازکسب مهارت شروع به پیاده سازی کنی نه برای اهداف خاص"به خاطرارزش همدلی درخانواده ".بازکردن پای خانوادش به این مساله کار درستی نبود.اگر روابطش باخانوادش سراین مساله تیره میشد تورومقصرمیدونست وبیشتر باهات لج میکرد.جسارتش هم بیشترمیشه.شرم ازخانوادش واینکه اونا نفهمند یه"عامل بازدارندست".حرفهایی که اینجا درمورد"شخصیت شوهرت ودلیل ارتباطش "یادمیگیری رو به هیچ وجه بالفظ "تو"اینجوری هستی بهش نگو_درامورشوهرت زیاد تجسس نکن وفعلابه حکم ظاهر(رفتارای بی مدرک او) رفتارکن .................................................. .................................................. .................................................. ..........................الان شرایط رفتن بهIUIنیست.شوهرت موضع میگیره .بعداز بهبود شرایط اگرمایل بودیدمیتونید.رابطه شما امتیازاتی داره اول شوهرت دوستت داره وحاضرنیست ازدستت بده.دوم گفتی که هفت سال زندگیتون خوب بوده وبه لحاظ جنسی هم مشکلی ندارید.وضعیت مالی متوسط وقابل قبولی داریدخودت هم باوجودسواد کم (به گفته خودت)مسائل روخوب متوجه میشی وباهوشی ومنطق گرایی خاصی در شمامشاهده میشه اینا همه جای شکرگزاری دارد.......................................... .................................................. .................................................. ........اگرمهارت وتوانایش رودرموقع مناسب دیدی شوهرت روبه سمت اصلاح رابطش باپدرش هدایت کن حتی بادروغهای مصلحت آمیزوالبته اجازه بده بقیه موارد خودبه خود وبا اراده خودشون جلوبرود.................................... .................................................. .................................................. .................................................. ................................ امامساله ونکته اصلی که ازجواب سوالاتت بدست اومد رابطه عاطفی خودت باشوهرت ومهارتهای کلامی .گفتی که حرفات ازدلت برنیومده وشرایط خانوادت برازدواجت موثربوده اما فراموش نکن "که هفت سال هم باخوشی زندگی کردید واین پرازپیامهای مثبته وقابلیت بالای بهترشدن زندگیتون .شمامحکوم به "جبرگرایی مواردمنفی فرهنگ گذشته "نیستید برای شروع تغییرات که با تغییر "نگاه"شماصورت میگیرد"باید"شجاعت" داشته باشید وخود را اسیر"خودکم بینی "قرارندهیدمنظورم این نیست که یه آدم دیگه بشی یاپیشینه روستاییت رونپذیری باعث افتخارهست که درمحیط پاک ونجیب روستا بدنیا اومدی ورشد کردی منظورم"شکوفایی استعدادهای"نهفته ای که دررابطه باهمسرت داری همون حرفای زیبای نگفته ازعمق قلب،که شوهرت هم داره ولی الان انگارمیخاست به اون خانم بگه.چون شرایط رو درخونه خودش کمترفراهم میبینه.تغییربرخی رفتارها وپوششهات درخونه(که میتونی از دوستان تالارسوال کنی).پس اول لینک چگونه منفعل نباشیم رو خوب چندین بارمطالعه کن ومطالب اصلیش رو یه جا کپی کن تا کلیتش رو خوب درک کنی.نکته های ظریفی اونجا ani ودکتر وبقیه گفتند ولی باخط قرمزیا برجسته سازی نشده وممکنه سرسری ازش ردبشی.http://www.hamdardi.net/thread-15232.html .................................................. .............................عشق به زن شوهر دار تایپیکی با مثلاعنوان چطوربارفتارجرات مندانه شوهرم رو از چت وازدواج مجدد منصرف کنم بازکنی،








علاقه مندی ها (Bookmarks)