با عرض تشکر از همه دوستان خصوصاً: خانم گل آرا، آقای بی وفا ، جناب بال های صداقت ، فرشته مهربان ، بهار زندگی و جناب hamh عزیز، من تقریبا به اکثر چیزهایی که میخواستم توی این تاپیک رسیدم، و سعی کردم تاپیکم رو جمع بندی و چیزهایی رو که از شما بزرگواران یاد گرفتم فهرست وار بنویسم:
یاد گرفتم که خدا در تمام مشکلات برای من کافیست
یاد گرفتم هیچ وقت چیزی رو زوری از خدا نخواهم ، چقدر دعا کردم ، چقدر عبادت کردم ، چقدر با خدا راز و نیاز کردم، هر روز یه مکان زیارتی میرفتم و خدارو به کسایی که دوستشون داره قسم میدادم ، تا خانومم رو بهم بده و عاقبت کار این شد....!!!!
یاد گرفتم صبر کنم ، برای رسیدن به خواستم تلاش کنم ، باقیشم بسپارم دست خدا ، تا خودش هرجوری که صلاح میدونه آینده ام را رقم بزنه.
یاد گرفتم در هر لحظه باید تصمیم درست رو گرفت، تصمیمی که بهم آرامش قلبی رو بده و تبعاتش رو هم بپذیرم
یاد گرفتم همه با تفکرات من زندگی نمی کنند ، و باید ببینم و قبول کنم کسایی هم پیدا میشوند که برای رسیدن به خواسته هاشون حاضرن از همه چی بگذرن.
یاد گرفتم کسی رو نفرین نکنم،
یاد گرفتم حتی برای کسی که بیشترین ضربه رو ازش خوردم دعا کنم
یاد گرفتم توقع نداشته باشم و فقط روی خودم حساب کنم
یاد گرفتم اگر چه عشق زیباترین احساس آدمی می باشد ، اما نباید در ابراز اون افراط کنم
یاد گرفتم میتونم عشق و عقل رو با هم داشته باشم و نباید یکی رو قربانی دیگری کرد
یاد گرفتم هر بدی که بهم میرسه بازخورد تصمیمات و رفتارهای خودم هست،
یاد گرفتم یک مرد بزرگ باید طبعات اشتباهاتش رو بپذیره
یاد گرفتم هیچ وقت نا امید نشوم حتی اگه هروز چشمم پر از اشک باشد
یاد گرفتم انقدر به خودم اطمینان نداشته باشم ( همیشه مدعی بودم که انسانی روی کره زمین نیست که من نتونم باهاش بسازم )
یاد گرفتم بعضی وقت ها هرچقدر هم بدو ام نمیرسم،پس حالا که به مقصد نرسیدم باید از دویدن لذت ببرم
یاد گرفتم یک نفره نمیشه برای یک زندگی دو نفره تلاش کرد
یاد گرفتم راست بگم حتی اگه به ضررم باشه و دروغ نگم که به سودم باشه ( همون داستان ادب از که یاد گرفتی ... )
یاد گرفتم همیشه زندگی اونجوری که می خواهم پیش نمیره
یاد گرفتم همنشینی با افراد بی فرهنگ منو خار خواهد کرد
یاد گرفتم خرد جمعی ، دروغ نمیگه
یاد گرفتم خوبی از بین نخواهد رفت ، حتی اگه بعضی ها قدرش رو ندونن
یاد گرفتم راضی باشم به آنچه که خداوند برایم تقدیر کرده
یاد گرفتم به دیگران کمک کنم ، همانگونه که دیگران بدون منت توی این تاپیک کمک کردند
دوستان الان حدود 5 ماهه که از خانومم دورم ، هنوز حرف های که شنیدم و رفتار هایی که دیدم ، داغش توی دلم مثل روز اول تازه است.
ته قلبم زندگیم و همسرم رو دوست دارم ، خیلی هم دوست دارم کمک همسرم کنم تا بتونه با مشکلات شخصیتیش کنار بیاد،
اما وقتی تاپیک های دوستانی مثل آرام_577 ، فراسو ، mta ، امیر12321 و... رو مطالعه می کنم میبینم که اولویت اول من کمک کردن به خودمه
و من وقتی میتونم به کسی کمک کنم که اول خودم کامل باشم و دوم طرفم بخواهد که بهش کمک بشه.!
پس به همین خاطر صبر میکنم و سعی میکنم که با کار کردن روی خودم با عبادت ، ورزش ، مطالعه ، ارتباط با دوستانم و ترک رفتارهای بدم، اگرچه تنها به زندگیم ادامه بدهم ، تا ببینم خدا چه می خواهد.
باز هم از همه دوستان تشکر می کنم و اطمینان دارم مثل همیشه در مشکلاتم وگرفتن تصمیم درست کمکم خواهید کرد
دوستان میدونم که خیلی سخته ، آدم به چیزهایی که آموخته عمل کنه و ایمان پیدا کنه،محبت رو در حقم تمام خواهید کرد اگر دعایم کنید
گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود اما به خون جگر شود








علاقه مندی ها (Bookmarks)