دختر خوب! ما این قسم ابوالفضلو باور کنیم؟

نوشته اصلی توسط
Unique5
من چون از خانوادم مطمئن بودم كه مانع اين ازدواج مي شن مي گفتم نمي تونم قولي بدم و بعد تو نفرين ام كني اگه نرسيم چون نظر والدين ام واسم مهم بود وپا رو احساسم هم مي تونستم بزارم ولي مي دونستم شرايط ازدواج و هنوز ندارن واسه همين... 16 روز پيش بهشون گفتم جدا شيم چون ديدم نه ايشون هنوز آمادگي داره نه ديگه من ولي باز خيلي بد باهم جدا شديم كه ايشون حرفايي زد كه من و ناراحت كرد... تو اين 16 روز باز ايميل مي دادن ولي من جواب نمي دادم فقط يه بار گفتم بزار تموم شه فقط همين. تا اينكه من 2 روز پيش گفتم ... خواهش هچي برام نفرست و بزار زندگي مو بكنم
یا این حسن حسین کردنها و شیون ناله ها رو ؟ و تناقض گوییها رو؟!

نوشته اصلی توسط
Unique5
خيلي سخته واسم همه جا خاطره دارم هر لحظه از زندگيم پر خاطره است... اونقدر دوسش دارم ...

نوشته اصلی توسط
Unique5
فراموش کردن رابطه سخته مخصوصا بدیهاش... آدم مهربونی بود خوب بود باهام

نوشته اصلی توسط
Unique5
همش یه نفر تو گوشم داره حرفاشو تکرار می کنه و آب چشام فقط سرازیر میشه. من کلا شوکه شدم. .... خیلی واسم سخت می گذره ساعتمام مثل یه عمرههههههههههههههههههه

نوشته اصلی توسط
Unique5
چه سخته واسم دارم از غصه میمیرم. می خوام زود بگذره این مدت. بدترین روزه زندگیمه. من با کلی غم و ناراحتی تنهام گذاشت

نوشته اصلی توسط
Unique5
واقعا از صبح تو اتاق ام و با خاطراتش درگیرم اونقدر لحظه به لحظه زندگیم سخت می گذره که شاید نشه تو کلمات اونارو گفت. با همه بدیهاش من باز دوسش داشتم و بهترین ها رو می خوام براش.
اشتباه حصرتعالی و بقیه دخترهایی که وارد این روابط میشن در همین یک جمله است:

نوشته اصلی توسط
Unique5
همه روابط که الکی نیست و متلق نمی تونیم حرف بزنیم
الان هم به جای این که در احساسات ات رو چهار طاق (تاق؟)باز بگذاری و هورررررری احساس بریزی بیرون و بقولی فاجعه سازی کنی، همون یک قسمت از پست اولت رو که من برات اینجا نقل قول کردم رو بخون:

نوشته اصلی توسط
Unique5
چون ...
پا رو احساسم هم مي تونستم بزارم
... واسه همين... بهشون گفتم جدا شیم
مگه خودت نخواستی جدا شی؟ مگه شونصد مرتبه نگفتی بره رد کارش؟
دلت میخواست با اشک و آه بره؟ خوب حالا این مدلی رفته! دیگه برا تو چه فرقی میکنه؟
میخواستی بره! که رفـــــــــت!
حالا خیلی خوشگل احساسات ات رو مدیریت کن و خودت رو جمع و جور کن و لوس بازی هم بگذار کنار
و پاشو برو به کار و زندگیت برس. پاشو برو عشق و حال کن. فیلم های روز رو ببین. تفریح برو. دوستاهاتو دعوت کن خونه برنامه موزیک دنس بگذار. برو بیرون توی یه پارک قشنگ پیاده روی و غا غا های خوشمزه بگیر و بخور و حالشو ببر. خلاصه از زندگیت لذت ببر.
واااااااللله!
بیام ببینم باز بساط اشک و آه هستش و مرثیه سرایی، کتک میخوری!
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
علاقه مندی ها (Bookmarks)