به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 22:09]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    127
    سطح
    2
    Points: 127, Level: 2
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شاید این خانم مثل من که خواهر ندارم اونم برادر نداره.برای همین سخته این مطلب را درک کنیم.ما حتی با برادرهای خودم هم خجالت میکشیم همچین پیامی رد و بد بشه!باید به این خانم و مشکلی که داره حق بدیم

    - - - Updated - - -

    شاید این خانم مثل من که خواهر ندارم اونم برادر نداره.برای همین سخته این مطلب را درک کنیم.ما حتی با برادرهای خودم هم خجالت میکشیم همچین پیامی رد و بد بشه!باید به این خانم و مشکلی که داره حق بدیم

  2. کاربر روبرو از پست مفید کاپیتان تشکرکرده است .

    نارگل65 (چهارشنبه 12 تیر 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 اسفند 93 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-07
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,369
    سطح
    20
    Points: 1,369, Level: 20
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    شما وقتی با ایشان ازدواج کردی قبول کردی که او چنین خانواده ای دارد حالا هر چه قدر هم متفاوت باشد .

    مثلا این جک ها آنقدر که از نظر شما زشت است برای او اهمیت ندارد و خواهرش هم کاملا برایش عادی است.
    در پاسخ شما باید بگم اولا موقعی که من با ایشون صحبت میکردم ، برای آشنائی بیشتر حتی خانواده ها هم با هم در ارتباط بودن ما خونه اونا رفتیم اونا خونه ی ما اومدن ولی نشنیده بودم چنین بحث هائی رو حتی ندیده بودم چنین حرکاتی رو !!!

    قسمت دوم : ایشون 3 تا خواهر داره چرا اونایه دیگه از این پیامک ها نمیدن ؟! در ضمن متاهل هم هستند.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrava نمایش پست ها
    اصلا واسه چی میری سر اس ام اس ها و میخونی!؟!؟ مگه موبایل مثل مسواک وسیله خصوصی افراد نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    برای پاسخ به این همه علامت سوال باید بگم که ، من سراغ گوشی همسری نرفتم و خوشمم نمیاد چرا که اعتماد کامل بهش دارم و نیازی به این چیزا نیست !
    یک روز نشسته بودیم با همدیگه بازی Angry Birds رو بازی میکردیم پیامک اومد گفت بازش کن ببین کیه منم دیدم بله !!! چه شود !!!
    این دیگه چیه !!! بهش گفتم این یعنی چی ؟ خواهرت چی پیش خودش فکر میکنه ! خجالت کشید.گفتم تذکر بده بهش!معنی نداره.

    ================

    دیگه هرازگاهی میرفتم سراغ گوشیش دیدم بهش گفته از این پیامک های نامربوط نده خواهرشم گفته بود آخه من دوستت دارم داداش!

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=کاپیتان;277412]خانم منم قبلا رابطه داشته و ولی بلعکس به جای شرم و حیا بعد عقد تا حالا حساس شده روی من ،من که نه با کسی را بطه دارم و نه ...
    من پیامک کاری زیاد روی گوشیم میاد و طبیعیه یک بار که پیامک اومد خواستم برش دارم بخودنم با عجله پرید رو گوشی و پیام را خوند من هم گوشی را از دستش گرفتم بدون اینکه پیام را بخونم گوشی را زدم توی دیوار که کاشی دیوار ترک خرد.
    گذشت و گذشت یک بار دیگه این کار تکرار شد و من باز گوشی دوم را هم متوفی کردم.شادی روحش صلوات!(البته هنوز مشکل رابطه ما با هم حل نشده و در همین انجمن در حال بررسیه)
    بنظرم همسرم کار اشتباهی میکنه اون می تونست خیلی اروم و هر موقع می خواست گوشی را برداره و بخونه.

    - - - Updated - - -

    ان شاء ا... مشکل شما هم حل بشه.
    نه من با کسی رابطه ای نداشتم ! فقط ناراحتم از اینکه خواهرش روحیات من و همسرم رو میدونه ولی داره این کارها رو انجام میده ! من واقعا همسرم رو دوست دارم ( عاشقشم و بهش 100% و حتی فراتر از اون اعتماد دارم.)
    یه خورده باید نشست و فکر کرد به این موضوع !درسته ؟ چه دلیلی داره این کارها رو انجام بده ؟
    دلش واسه برادرش تنگ میشده ؟ چرا یه بار زنگ نمیزنن خونش یا مثلا موبایلش صداشو بشنوند ! اصلا چرا نمیان خونش سر بزنن بهش ؟
    من نمیرم چون شرایط مالیشونو میدونم !
    فقط میدونم زنی که دو بار ازدواج کنه باید خیلی محتاط تر عمل کنه نه اینکه تا تنویه زندگیش مشکل پیدا کرد با فرستادن پیامک ها و ... بخواد خودشو خالی کنه و ...
    من فقط اینو میدونم وقتی شوهرم من به من فلان کارو دوست ندارم انجام بدی نمیدم ! چرا ؟ برایه اینکه باید به خواسته های همدیگه اگر منطقی و معقول باشه اعتماد کرد و اونو انجام داد!

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=کاپیتان;277438]شاید این خانم مثل من که خواهر ندارم اونم برادر نداره.برای همین سخته این مطلب را درک کنیم.ما حتی با برادرهای خودم هم خجالت میکشیم همچین پیامی رد و بد بشه!باید به این خانم و مشکلی که داره حق بدیم

    - - - Updated - - -

    من برادر ندارم .

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 اسفند 93 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-07
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,369
    سطح
    20
    Points: 1,369, Level: 20
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    چه کنم ؟ نظری ندارید؟

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میبینی به خواهرش تذکر داده دیگه! خیلی حساسیت داری نشون میدی!
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  6. کاربر روبرو از پست مفید کامران تشکرکرده است .

    del (سه شنبه 18 تیر 92)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 اسفند 93 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-07
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,369
    سطح
    20
    Points: 1,369, Level: 20
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    من دیروز رفته بودم خونه ی مادرشوهرم !

    بچه ی خواهرشوهرم خونه مادرشوهرم بود و خواهرشوهرم زنگ زد خونه ی مادرشوهرم که به داداشش بگه بمون بیام ببینمت! , و بچشو هم بیاد ببره خونشون. همسر منم گفت ok هستم بیا .مادرشوهرم به دخترش گفت خودت تنها میای ؟ اونم گفت شوهرم خوابیده! آره تنها میام مادرشوهرم گفت خوادت تنها بیا اونو ( شوهرتو ) نیارش! من یعنی همینطوری مونده بودم یعنی چی ؟
    20 دقیقه نشستیم و بعد بلند شدیم و اومدیم !

    چند وقتی بود همسری با اعصاب خورد میومد خونه ! بهش میگفتم چیزی شده ؟ جواب نمیداد میگفت تویه شرکت با همکارم بحثم شده ‍! منم میگفتم درست میشه ناراحتی نداره که عزیز دل من ! بلند شدم براش فیلم گذاشتم حالش بهتر شد!
    دوباره دیدم فرداش که اومد باز با اعصاب خورد اومد توی خونه ! بازم پرسیدم چی شد بازم دقیق نگفت چشه. که بالاخره دیروز از زیر زبونش کشیدم که چه خبره ؟
    متوجه شدم خواهرشوهرم با شوهرش دعواش شده و شوهره ظاهرا دست رویه خواهرشوهرم بلند کرده.
    به شوهرم گفت تو چی کار کردی ؟ گفت میخواستم برم بزنمش !
    منم گفتم ببین عزیز من زندگی خصوصیشه به خودشون مربوط میشه ! هر چقدر هم مادرت زنگ بزنه و به تو آمار اینو و اونو بده تو نباید به زندگی کسی وارد بشی! والسلام از تو بزرگتر هم هست !
    زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند.
    به نظرت اونا دعوا کردن تو چند روز اومدی خونه و با اعصاب خورد از من و همه چی ایراد گرفتی اعصاب منم خورد کردی که چی ؟ خواهرت با شوهرت دعوا کرده ؟مقصر منم و زندگیم ؟تویی ؟

    ==========================
    حالا از همه این حرفا بگذریم به خاطر دیگران و ... که نمیخوام زیاد مسئله رو باز کنم چند باری با همسری بحثم شد یه بار سر قضیه خونه ی مادرشوهرم که پدرشوهرم با برادرشوهر شریک بودن و با هم دعوا کرده بودن بحث به خونه ی ما کشید و شوهر منم قاطی و این وسط من کتک خوردم جوری که یکی از رگ های چشم من پاره شد خدا رو شکر کور نشدم.همون موقع زنگ زدم به مادرشوهرم و بهش گفتم آخه این چه زندگی من دارم ازتون دورم دارم زندگیمو میکنم سر کلاس میرم درسمو میدم هفته ای یه دفعه میام بهتون سر میزنم تو عروسیم و زندگی من خودتونو کشیدین کنار احساس مسئولیتتونو گذاشتین کنار کاری نداشتین ولی تا تونستین سنگ انداختین تو زندگیم حالا نوبت اینه که دعواهای خودتون با یه تلفن بیارید خونه ی من ؟ شما شوهر منو نمیشناسید ؟ نمیدونید سریع عصبانی میشه نمیتونه خودشو کنترل کنه ؟ تند تند همه حرفامو با گریه زدم ولی در نهایت یه چیز شنیدم به ما ربطی نداره مزاحم نشید! و قطع کردن گوشی رو منم گفتم فقط به خدا واگذار میکنمتون همین و بس !
    ==========================

    من میدونم پشت این همه پیامک های یه سری نقشه ها هست ! چشمشون برنمیداره دختراشون شوهرانی داشته باشند که نیازهای حداقلشونو فراهم نکنه ولی همسری من خودش عروسی مفصل بگیره. من چیزی نخواستم خودش این کارها رو انجام داد.خونه ی جدا گرفت و همه چی عالی برگزار شد. من خودم خرج خودمو میتونم در بیارم اگر رخت و لباسی تن من ببینند ناراحتیشونو بروز میدن و ...
    وقتی همسری ماشین 206 خرید همشون ناراحت بودن همین خواهری که پیامک ها ی عشقولانه میداد حتی به برادرش تبریک نگفت همشون شروع کردن به دادان پیامک هائی مبنی بر اینکه ما ناراحت میشیم شما این کارها رو میکنید و ...
    =========================
    ولی خوشحالم که چوب خدا صدا نداره همین و بس !
    ========================
    حالا با این وجود من همسری دارم بسیار خوش قلب و مهربونه ! و میدونم همه دارن ازش سوء استفاده میکنن .هر چقدرم سعی کنم زندگیمو با وجود این همه مشکلات اطرافیانم که هر بار مادرشوهرم زنگ میزنه و اعصاب شوهر منو خورد میکنه آروم نگه دارم همش ترس و لرز دارم نره یه وفت درگیر بشه باهاشون کتکش بزنن و ناقصش کنن !
    ======================
    خداشاهد همسر من اولش هیچی نداشت ! هیچی هیچی !
    خواست برام مراسم بگیره گفتم نه ! ولی بهم گفت وام میگیرم و برات عروسی میگیرم ! من از طریق دوستم وام گرفتم و کارها خوب پیش میرفت ! حالا همسری شرکت نفت کار میکنه ! ماشین 206 داره !
    ولی همیشه مادرشوهر من میگه با هم خوبید ؟ دعواتون نشده ؟ از اون طرف اعصاب شوهر منو میریزن بهم این حرفا رو بهم میزنن من چی کار کنم ؟

    دیروز نشستم همه این حرفا رو به همسری زدم اون گریه میکرد من گریه میکردم بهش میگم من جرات اینو ندارم جلویه کسی به تو بگم عزیزم حساس میشن ! ولی خواهرت چطور به خداش اجازه میده چنین حرکات و پیامک هائی بزنه ؟

    دیروز خونه مادرشوهرم فقط خواستم به مادرشوهرم در پاسخ به سوالاش که با هم خوبید و دعواتون نشده پاسخ بدم که پیش همسری نشستم دستم انداختم گردنش و گفتم تو بهترین همسر دنیا هستی و اونم همینو به من گفت مادرشوهرم یه قیافه ای گرفته بود همسرم شروع کرد به تعریف کردن من آره فلانی مهربونه و هوامو داره و بیچاره صبح کلاس داشت من خوابیده بودم و خیلی تو کارهایه شرکت کمکم میکنه و ...


    به نظرتون چی کار کنم ؟ احساس میکنم حرفاشون اثر منفی روم گذاشته و منو مریض کردن !

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اسفند 92 [ 21:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-06
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    724
    سطح
    14
    Points: 724, Level: 14
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 76
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 76 در 56 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    25
    Array
    سلام
    عزیزم بنظر من وقتی خونه مادر شوهرتون زیاد نزدیک شوهرتون نشید از خوشیهای زندگیتون براش نگید همیشه یک لباس بپوشید هم چشمتون نزنن هم از حسودی نترکن نزار از خوبی زندگیتون میگذر اگه ازتون پرسیدن بگید ای میگذر به قول خودتون چون خودشو دختراش زندگی خوبی ندارن به شما حسودی میکنن نزاری از خوبیهای زندگیتون بفهمن چشمتون بزن یا تو زندگیتون دخالت کنن

  9. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 اسفند 93 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-07
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,369
    سطح
    20
    Points: 1,369, Level: 20
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    چقدر جالب !

    واقعا باید این کارو انجام داد؟

    منی که تو این جامعه یک موقعیت اجتماعی دارم باید سعی کنم شخصیت و فرهنگم رو به خاطر بی

    فرهنگی و کوته فکری یک خانواده مشکل دار بیارم پائین !

    چقدر جالب فکر میکردم ازدواج یعنی کامل شدن نه اینکه من خودم واسه بقیه و به خاطر اونا اون شکلی که اونا دوست دارن در بیارم!

    فقط میخوام بدونم راهکاری هست برای کنترل بهتر این موضوع ؟ کسی پیشنهادی نداره ؟

    من کاری به کارشون ندارم! ولی متاسفنه اونا با من کار دارم و دائم سرشون تو زندگیمه! احساس

    میکنم همسرم هنوز بزرگ نشده ! همش در مقابل خانوادش احساسی برخورد میکنه ! نمیدونم باید

    چی کار کنم ؟

  10. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 اسفند 93 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-07
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,369
    سطح
    20
    Points: 1,369, Level: 20
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    باور کنید هر موقع من میرم خونه ی مادرشوهرم باید استرس داشته باشم میرم خونه شوهرم شاد هست یا نه ؟! الآن دعوامون میشه یا نه ؟

    - چرا من هر موقع یرم خونه مادرشوهرم باید بحث باشه ؟والا ما میریم میشینم نیم ساعت بلند میشیم میایم همین و بس !

    - تویه این نیم ساعت مادره شروع میکنه به پرسیدن سوال !
    از من مپرسه سر کار میری ، منم میگم آره ، بعدش شروع میکنه به اینکه آخی چقدر خسته میشی و ...

    - حالا خدا شاهد که من میرم اونجا یه لیوان آب یا چائی نمیزاره جلومون!ولی شروع میکنه به زدن حرفهائی که شوهر من روش یه ذره تعصب داره !!!

    - بابا به پیر به پیغمبر من از روز اول با همسری همکار بودم درس نخوندم تویه خونه بشینم یا برم ظرف های مادرشوهرمو که دوماداش اومدن خوردن و برم بشورم.همسر خودمم بهم گفته حق شستن ظرف ها رو نداری!

    - خدا شاهده تویه این 2 سال یکبارم شام نرفتم خونشون ! اونوقت دلش به حال من میسوزه !

    - بابا همه اینا فیلم برای عصبی کردن همسری من و زمینه ی بحث با من !

    - منم به همسری میگم سوال پرسید جواب نمیدم یا میترسم اصلا تو بریزی بهم ! آخه درسته ؟ خدا رو خوش میاد ؟

    - به همسری بگم نریم خونه مامانت ؟

    - چی کار کنم ؟

    - چقدر من بدبختم !!!!

    - مطمئنم تقصیر همسری نیست چون اونا عصبیش کردن ! خواهراش زندگی خواهراش عصبیش کردن.منم اومدم کمکش کنم. احساس میکنم الآن خودمم عصبی شدم.

    -کل فامیلشون میگن پسرت از وقتی زن گرفته خیلی بهتر شده ! لباس پوشیدنش ! ماشین دار شدنش ! کارش همه چیش!

    - من نمیدونم اگر ما به موفقیت برسیم مادرشوهرم به همه میگه دعاهای منه !!!! اینش برام جالب !

    - خدا شاهد همسر من 1 ماه بعد عروسیم با موتور تصادف کرد هیچ کس نیومد بگه زندس یا مرده !!!

    - بعدش بهشون گفتم نمیاد به پسرتون یا برادرتون سر بزنید عین 5 خانواده گفتن کار داشتیم نخواستیم مامانمون بفهمه و اعصابش خورد میشه و ... من میدونم دارن دروغ میگنا !!

    - من نه کاری با حرفای اونا دارم نه رفتاراشون !!!!

    فقط و فقط و فقط میخوام کمک کنید تا شوهرم تحت تاثیر حرف مادرش نشه ! و به اصطلاح مادرش غیرتیش نکنه ! اونم بیاد خونه و بگه چرا همه فکر میکنن تو داری تو زندگی زحمت میکشی !!!

    تو رو خدا کمکم کنید.چرا آخه من باید موقعیت اجتماعیم بیاد پائین ؟هیچ کدومشون سواد ندارن کار ندارن آخه چرا ؟!!!!

    والا از اون روز اول همسر من گفت من آدم مستقلی هستم ! منم گفتم خدا رو شکر ! خیلی خوبه پس با هم میسازیم زندگیمونو ! و همین کارو هم انجام دادیم.

    خاله های شوهرم ذوق میکنن ولی مادرشوهرم به ظاهر خودشو شاد نشون میده همش میریم خونشون میگه پسرم ماهواره بخر بشین نگاه کن ! یا مثلا میگن چرا اینقدر کار میکنی میخوای چی کار؟

    من نه کاری به کارشون دارم و نه از کسی چیزی خواستم و نه خودم سر شوهرم منت میزارم .روز مرد 2 تا کادو واسش خریدم اینقدر خوشحال شده بود همش میرفت به مامانش میگفت همسرم منو دوستم داره یه کادو برام خرید خیلی بزرگه .

    یه کادویه بزرگ خریده بودم و روشو پر از گل کرده بودم.من واقعا زندگیمو دوست دارم نمیخوام همسری اعصابش خورد بشه ! نمیخوام خودم اعصابم از حرفاشون خورد بشه !
    میخوام زندگیم آروم باشه ! کاری هم به کار هیچ کس ندارم.

    چی کار کنم ؟

    یه چند بار به همسری گفتم بریم پیش مشاوره ؟صحبت کنیم میگه نه ! میگه مگه زندگی من مثل خواهرو برادرامه که مشکل داشته باشم ؟
    بهش میگم منو ببر ، میگه نه !

  11. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نارگل عزیز،

    شما با اس ام اس های خواهرشوهرت شروع کردی، رسیدی به رفتارهای مادرشوهرت.

    حرفهایی که می زنی خیلی غیرعادی نیست. بخشیش حساسیت بیش از حد شماست،
    بخشیش طبیعیه و اونها هم خانواده همسرت هستند و حق دارند، به بخشی هم ممکنه اشتباه کنند!

    شما توی همه پست هات می گی 206. اینقدر گفتی ماشین که من خواننده حساس شدم، چه برسه به خانواده اش.
    حتما از این بلاها سر اونها هم می آری.

    اگه همسرت خوبه و با هم مشکلی ندارید، چی کار داری به روابطش با مادرش و خواهرش.
    مطمئن باش
    نه می تونی خواهرشوهر، مادرشوهرت را عوض کنی
    و نه می تونی همسرت را ازشون دور و جدا کنی ( اگر هم این اتفاق بیفته، ضررش واسه خودته )

    این پسر تو اون خانواده بزرگ شده،
    هم خون اونهاست،
    اولین همراهان و تکیه گاهش بودن
    حالا به زور می گی باید ولشون کنه؟

    می گی از من می پرسه خسته شدی؟ آخی می ری سرکار، که همسرم را عصبانی کنه!!!!!!!!!!!!
    چه ربطی داره!

    هر چی می پرسه بدون منظور و با آرامش و معمولی جواب بده.
    اینقدر هم به منظور پشت هر حرفی فکر نکن.

    از اونطرف می گی می ترسم با شوهرم دعوا کنند بزنن ناقصش کنند!!!!
    جل الخالق

    این تاپیک خانم شی را بخون
    مخصوصا این پست را در مورد این که چطور می تونی محترمانه با خانواده شوهرت سرد باشی و اینقدر حرص نخوری !!

  12. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mehdihn (جمعه 21 تیر 92), she (سه شنبه 18 تیر 92)

  13. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نارگل65 نمایش پست ها
    به خاطر دیگران و ... که نمیخوام زیاد مسئله رو باز کنم چند باری با همسری بحثم شد یه بار سر قضیه خونه ی مادرشوهرم که پدرشوهرم با برادرشوهر شریک بودن و با هم دعوا کرده بودن بحث به خونه ی ما کشید و شوهر منم قاطی و این وسط من کتک خوردم جوری که یکی از رگ های چشم من پاره شد خدا رو شکر کور نشدم.
    ...
    دیروز نشستم همه این حرفا رو به همسری زدم اون گریه میکرد من گریه میکردم بهش میگم من جرات اینو ندارم جلویه کسی به تو بگم عزیزم حساس میشن ! ولی خواهرت چطور به خداش اجازه میده چنین حرکات و پیامک هائی بزنه ؟
    چرا دخالت می کنی خانومی؟
    چرا تو میای این وسط؟
    چی شد که کتک خوردی؟
    این مشکلات خانوادگی اون هاست. اصن اونا آدمایی هستند که مشکل دارند، به تو چه؟ چرا خودت رو وارد بازی ای می کنی که به تو مربوط نیست؟
    چرا برای خودت مشکل درست می کنی!
    .
    چرا کاری کردی که به کتک ختم بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به خاطر اونا!!
    من اگرچه خیلی بی عرضه تر از شما هستم در این روابط اما به خاله زنکی شما هم نیستم خدارو شکر!
    ببخشید ولی به نظرم اینجا رک و راست نوشتن بهتر از قربون صدقه رفتن بی خود هست.
    .
    .
    مشکلات شوهر شما در رابطه با خانواده اش و عصبی شدن شوهر شما و ... به خودش و خانواده اش مربوطه. شما خودت رو بکش کنار کلن. و از بالا و از منظر یه انسان متمدن فقط بهشون نگاه عاقل اندر سفیه بنداز! و سکوت و بی اعتنایی رو پیشه کن. وگرنه زندگیت رو بهم میریزی.

  14. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    mehdihn (جمعه 21 تیر 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. " پیش به سوی زندگی بهتر " (زیر ساخت گارگاههای مشاوره ای )
    توسط فرشته مهربان در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 تیر 99, 07:19
  2. پیشنهاد رابطه از سوی همکلاسی...خیلی بهم برخورده. کجای رفتار من اشتباه بوده؟
    توسط عشق آفرین در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: جمعه 04 دی 94, 01:45
  3. پیش به سوی قله!
    توسط میشل در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 اردیبهشت 92, 18:09
  4. شما چطور زندگی میکنید؟؟ (پیش به سوی معجزه)
    توسط shad در انجمن انجمن افراد خوشبخت
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 شهریور 89, 16:59
  5. پیش به سوی عشق و آرامش
    توسط setareh در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 بهمن 87, 10:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.