از اون دختر خانم های حساس هست که دلش میخواد شوهرش تمام و کمال مال خودش باشه ، دقیقا مثل خودته که دلت نمیخواست همسرت قبل از ازدواجش با کسی باشه و یا اهل قلیون باشه .;)
وقتی باهاش رفتی بیرون براش تعریف کن که توی شرکت من دخترای زیادی هستن و ارتباط من فقط و فقط در مورد کار باهاشون هست .
و براش بگو که با دخترای فامیلتون مثلا اهل بگو و بخندو اینا هستی ولی همشون برات مثل خواهر میمونن و هیچ کدوم از حد خودش خارج نمیشه .
دقیقا چیزایی که برای ما گفتی رو راش بگو که بدونه اهل رفت و آمد و بگو و بخند و تفریح و اینا هستی و البته بهش بگو که دلم میخواد همسرم هم مثل خودم اهل رفت و آمد و همه اینهایی که گفتی باشه تا فکر نکنه که یک وقت خودخواه هستی و هرچه برای خودت میپسندی برای همسرت نمیپسندی :p
این طوری خیالش راحت میشه که رابطه ات با بقیه سالم و معقول هست .
البته شاید بنده خدا اونم اطرافیان بهش گفتن که این سوال ها رو بپرسه که از توش خیلی جواب ها پیدا کنه . مثل خودت که میای اینجا و با ما مشورت میکنی ، شاید اونم عضو همین سایت باشه و داره اونم راهنمایی میگیره ؟ ها؟:D
ولی کلا این جوری بهتره ، بدون رودربایستی باید تمام سوال هایی از هم دارید رو بپرسید . اصلا میتونی بهش بگی که این سوالی که ازم پرسیدی خیلی من رو شکه کرد ، بهش بگو من آدم معتقدی هستم و ... خودت رو براش شرح بده
این دیدارها خیلی خوبه ، کم کم دارید با هم آشنا میشید .
راستی اگر باهاش رفتی بیرون لب تشنه برش نگردونی خونه ،حتما یک نوشیدنی یا بستنی چیزی مهمونش کن ، میدونم که میدونی ولی یادت نره








علاقه مندی ها (Bookmarks)