برادر بزرگم بعد از 2 ماه داره دومین نامزدشو که 15 سال باهاش اختلاف سنی داره طلاق می ده. اختلاف دارن و معلوم نیس آخرش چی میشه. برادر دومم بعد ده ماه نامزدش ازش طلاق خواست و رفت. اصلا نمیدونم چکار کنم تو این دنیا. فکر می کنممشکل از طرف خانواده ماست. هممون تحصیل کرده ایم. برادر بزرگم وضع مالی خوبی داره. ولی آدم ساکت و اجتماعی نیس. دومی اجتماعیه ولی خیلی ساده ست. وضع مالیش متوسطه. اصلا نمیتونم این مسائل رو تحلیل کنم. دارم تو آتیش بقیه می سوزم. اصلا نمی تونم راحت تصمیم بگیرم. حتی می ترسم ازدواج کنمو نتونم دختر مردمو خوشبخت کنم. دلم می خواد دیگه زندگیم تموم بشه. نمی دونم خدا چرا درهای زندگی رو برام بسته. حتی عشق هم برام ممنوع کرده. متاسفم