بحث حکمت را پیش گرفتید چقدر زیبا
ولی من فکرش را نمی کردم که اعضای فعالی این سایت اینقدر ناامید ومأیوس باشند. چرا؟
اشعار مولوی را هم بخوانید بد نیست.
هر آن قضاء که خدای جهان کند تقدیر
زماصبور نبودن در آن خطا باشد
ز قدرت ملکوتش یکی نشان این است
که طرحهای مخالف مراد ما باشد
صبر تلخ است لیکن بر شیرین دارد
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
صبرو ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید
هر چه خدا خواست همان میشود
هر چه دلم خواست نه آن میشود
اگر تیغ عالم بجنبد زجا
نبرّد رگی تا نخواهد خدا
خدا کشتی آنجا که خواهد برد
اگر ناخدا جامه در تن درد
گرنگهدار من آنستکه من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
خدا گر زحکمت ببندد دری
زرحمت گشاید در دیگری
به عزّت مناز و بذلّت منال
که این هر دو را زود باشد زوال
غم دین خور که دنیا غم ندارد
عروس یکشبه ماتم ندارد
اینهمه هیچ است چون می بگذرد
تخت و بخت و امر و نهی و گیر و دار
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تا بماند نام نیکت برقرار







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)