سلام آقا امید
احتمالا معرف به ایشون گفته بوده که خبری از خونه ماشین نیست و شرایط رو توضیح داده بوده پس به شما اطمینان میدم که این حرف بهانه بوده
ایشون به هر علت تمایلی به این ازدواج نداشته و این مورد رو بهونه کرده
یکی از اقوام ما (مرد بود) وقتی میرفت خواستگاری و به هر دلیل شرایط خانواده رو نمی پسندید تو صحبت با دختر خانم حرفای جفنگ میزد دختر هم دیگه نمیذاشت قضیه ادامه پیدا کنه یه بار رفته بود به یک دختر مذهبی گفته بود من تا الان از جلوی مسجد هم رد نشدم و همسرم هم حق نداره بره مسجد و کلی حرفای این مدلی...
بعدا علت واقعی این حرفاش این بود که دیده بود برادر عروس بی سواد هست و تو ذهنش اومده بود بعد ازدواج باید با این افراد رفت آمد کنه و بعدا هم این فرد دایی بچه اش میشه با اینکه خود دختر از هر نظر عالی بود کمی جفنگ گفته بود و اومده بود که دختر هم دل ببره و نخواد ادامه بده
و البته این رو هم بگم که کمی بعدش از اینکه اون دختر خانم رو از دست داده بود پشیمان شده بود ولی به هر حال تمام شده بود
بهانه ها شکلهای مختلفی داره یکی میگه استخاره کردم بد اومد یکی بهانه های مالی ولی اصل قضیه همون به دل نشستن بوده که اتفاق نیفتاده
والبته همه آدمها که قرار نیست از هم خوششون بیاد همانطور که ممکنه خیلی ها به خواستگاری دختر بیان و نپسندن خیلی از وقتا هم پسرها میرن خواستگاری و مورد پسند واقع نمیشن تا بالاخره اونی که باهاش سنخیت بیشتری داره پیدا بشه و دو طرف هم رو بپسندن. سلیقه آدمها با هم فرق میکنه
به هر حال مهم اینه که شما شروع کردی
دیگه از این به بعد به خواستگاری به دید یه تجربه نگاه کن کم کم دستت میاد چطور رفتار کنی و چه حرفایی بزنی که جذابتر باشه
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ویرایش توسط فکور : یکشنبه 02 تیر 92 در ساعت 11:34
علاقه مندی ها (Bookmarks)