سلام مجدد 
اصلا حال و حوصله ندارم
دیشب اصلا نخوابیدم.تا صب هی تو جام این پهلو به اون پهلو شدم.اصلا هم پا نشدم یه کم درس بخونم.8 صبح هم که امتحان داشتم.
اومدم خونه گرفتم 4 ساعت خوابیدم
فردا هم امتحان دارم،آخیییییییششش.امتحان آخرمه.نیست خیلی درس میخونم،خسته شدم 
این روزا هی با خودم میگم خدایا کاش منم خرخون آفریده بودی،واقعا خرخونی چه نعمت بزرگیه،والا به خدا
یکی نیست بگه بشر،خرخونی پیشکشت،تو درس خون باش.اصلا خودم برا خودم قابل درک نیستم،یعنی چی که انقدر بی اهمیت به درسم و هیچی هم استرس ندارم،ایا من نیازمند به تاپیک زدن هستم آیا؟؟؟ اعتماد به سقف دارم و استرس ندارم و درس نمیخونم
مثلا همین امتحان فردا،مثل اون امتحان x میشل میمونه برام
ولی یادش بخیر،جلسه ی آخر همین درس کلاسو پیچوندم رفتم نشستم فیلم "یک خانواده محترم" رو دیدم،حالا فردا به جای جواب سوالا نقد این فیلمه رو بنویسم نمره میگیرم به نظرتون؟
ماشین حسابم که گفته نبریم که،ای بابا
(کلا احساس میکنم دارم بلند بلند فکر میکنم و زیادی حرف میزنم )
برم
اوشین ببینم،بدبخت فلک زده
حالا جالبه من تا قبل از امتحانا شاید فقط یه 20:30 میدیدم ولی این مدت کلا پای تی وی ام،کامی جان رو هم که مامان جان تحریم مینمایند و موش موشی رو ازم میگیره،دیشب هم که بی رنگ و لعاب بودم چون با گوشی بودم
راستی این تریپ جدید تالار چرا تو گوشی اینجوریه؟ از خیلی از امکانات سایت با گوشی نمیتونم استفاده کنم،حتی یه تشکر زدن!
دقت کردم دیدم تو پستای قبل این همه از دوستان یاد کرده بودید تو هیچ کدوم اسم من نبود
نکنه منم زن بابا زاییده...
تازه تولدمم که بود،یکی واسه تولدم این کتابی رو که میگم بگیره لفطا " ماندن در وضعیت آخر"
باشد که ما نیز به راه راست هدایت شویم...
مرسی کم الله.
چشماتو بیند و تصورکن همه ی آدمای دنیا به این فرموده ی حضرت علی علیه السلام عمل میکنن:
"هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند"
دنیا چه شکلی میشه ؟؟؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)