به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 64
  1. #11
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    پژمان عزیز،

    روی رفتارت کنترل داشته باش.
    با داد و فریاد که نمی شه مشکل حل کرد.
    می دونم دلت برای پسرت تنگ شده. اما فکر کن چند روز با مامانش رفته مسافرت.

    نذار بچه تو این دعواها آسیب ببینه.
    نذار فردا اون هم بشه یک پژمان دیگه و شاکی از ندونم کاریهای والدینش.
    هر کاری می کنی حواست به این باشه که بچه نباید آسیب ببینه.
    با یک روز ندیدن چیزیش نمی شه، اما با این داد و بیدادها که درکش برای بچه 4 ساله سخته، چرا!


    اگر نمی رفتی، خودشون تعجب می کردند و نهایتا فردا عصر به بچه می گفتند زنگ بزن به بابات.
    فقط واسه این که بدونن چی شده و چرا سراغشون را نمی گیری.

  2. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 26 تیر 92), reihane_b (جمعه 10 خرداد 92), taraneh89 (پنجشنبه 09 خرداد 92), unknown girl (پنجشنبه 09 خرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 مهر 92 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    139

    تشکرشده 82 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مدیران همدردی الان باید کمک کنید به پژمان عزیز کجایییییییییییییییییییییی ییییییید؟؟؟؟؟؟؟

  4. کاربر روبرو از پست مفید سان آی تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    پژمان جان برات دعا میکنم کار دیگه ای از دستم برنمیاد تا این برهان زندگیت هرجور که به صلاحتونه حل بشه فقط خودت و کنترل بکن یه مقدار این وسط بچه ها خیلی آسیب پذیرن امیدوارم مدیرای همدردی هرچه سریعتر بیان و کمکت بکنن

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 آبان 92 [ 12:40]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    601
    سطح
    12
    Points: 601, Level: 12
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 74 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا پژمان با لجبازی هیچی درست نمیشه.تو این شرایط شما باید با قاطعیت و خونسردی مردانه سعی کنی شرایط رو کنترل کنی.عجله نکن

  7. کاربر روبرو از پست مفید قاصدکی در باد تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    دوستان قرار شد سعه صدر داشته باشید!
    این لینک برای پژمان و بقیه اعضا مناسبه:
    آقا پژمان راهنمایی برای حل اوضاع رو گرفته الان باید اینکارا رو انجام بده و بهمون خبر بده نتیجه چی شد
    جناب پژمان راهی که فرشته مهربان گفتن را با کارهایی که انجام دادید مقایسه کنید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    در وضعیت کنونی . شما نیاز هست جرأتنمد و قاطع رفتار کنی و البته این به معنای خشونت ، بی احترامی ، و بی مهری نیست .
    هم با پدرت محترمانه اما جدی صحبت کن هم با عمه ات و محترمانه اما قاطع بگویید که می خواهید مشکلاتی که بین شما و خانمتون هست را خودتون حل کنید و
    بگویید من احترام قائلم برای توجه و دلسوزی شما و میدونم خوشبختی ما را می خواهید اما می خواهم مرد زندگی خودم باشم و همسرم نیز زن زندگیم باشه
    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط پژمان نمایش پست ها
    انگشتم روی زنگ نگه داشتم .اومدش در خونه جیغ و فریاد چی میخوای اینجا از اینجا برو.گفتم تا بچه ام رو نبینم نمیرم. گفتن خونه نیستن .
    میدونستم هست الکیه. مویابل بچه رو هم خاموش کردن که من با اون حرف نزنم.
    به موبایل پدرم تلفن کردم یه خواهرت بگو بگذاره بچه ام رو ببینم اگر نه میرم خونه اش رو آتیش میزنم. پشت تلفن داد میزدم
    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    در حال حاضر هم او خودش دعوا راه انداخته و از خونه رفته و فعلاً صلاح نمی دونم برم دنبالش و نیاز دارم به کمی تنهایی و بررسی وضعیت زندگیم و در فرصت مناسب میرم و با همسرم صحبت می کنم .
    اگر پدر شما باز هم تهدید راه انداخت بگو پدر عزیزم شما را دوست دارم ، برایت احترام قائل هستم اما می خواهم خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم و اگر گفت باید از این
    ساختمان بروید بگو حتماً همین کار را خواهم کرد و در پی تغییر مکان باشید
    و اولین قدم عملی در مسیر استقلال عمل و مدیریت زندگی و جزأتمندی را اینگونه بردارید .
    نقل قول نوشته اصلی توسط پژمان نمایش پست ها
    پدرم بخواد از اینجا برم میرم خیالیم نیست. چیزی که هست هتل تو این شهر.
    اما باید بچه ام رو ببینم. به پدرم گفتم دوباره میرم در خونه شون بگو بچه ام رو بیارن ببینم اگر نیارن هرچی دیدن از چشم خودشون دیدن
    پژمان خان رفتار جرات مندانه توش پرخاش و درگیری و تهدید نیست!شما باید ضمن اینکه نشون میدی برای فکر و حقوق طرف مقابلت ارزش قائلی حرف خودت رو در کمال احترام بزنی تا شنیده بشه و تایید بشه
    توقع نداشته باش که وقتی تو داد میزنی و لجبازی میکنی و.. اونا کاری نکنن و هر کاری تو میخوای انجام بدن
    من نگرانی تون و دلتنگی تون رو درک میکنم اما از یه جایی به بعد لجبازی و تهدید و پرخاشگری و..شروع شده و اینا اوضاع رو بدتر کرده
    سعی کنید تو آرامش و با سعه صدر و دقیق رفتار کنید
    صبرداشته باشید وبه راهنمایی های کارشناسا توجه کنید و ازین درگیری ها و لجبازی ها و تهدید ها و.. یه مدت مثلا سه چهار روز فاصله بگیرید بذارید اوضاع یه کم آروم بشه
    موفق باشید
    ویرایش توسط taraneh89 : پنجشنبه 09 خرداد 92 در ساعت 14:25

  9. 6 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 09 خرداد 92), del (یکشنبه 26 آبان 92), reihane_b (جمعه 10 خرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 09 خرداد 92), شیدا. (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  10. #16
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    آقا پژمان این رفتارها مورد تأیید نیست . اگر به مشاوره اهمیت می دهی که بهتره یک بار دیگر پست مرا بخوانید دیدید که گفتم نه خشونت و تندی و نه بی احترامی . این

    خشونت و بی احترامی ها یک روی دیگر سکه ضعف هست . قاطعیت نشان قوت هست و همانطور که در پست قبلی گفتم هرگز قاطعیت تندی و بی احترامی نیست .

    تاپیکی بنده دارم در باره قاطعیت و کارکرد آن لطفاً برید و مطالعه کنید :




    http://www.hamdardi.net/thread-13696.html


    با این روند شما پسرتان که بهتر هست از اختلاف بین پدر و مادرش مطلع نشود مطلع شده و آسیب می بیند





  11. 10 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 09 خرداد 92), del (چهارشنبه 26 تیر 92), reihane_b (جمعه 10 خرداد 92), sookoot (سه شنبه 25 تیر 92), taraneh89 (پنجشنبه 09 خرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 09 خرداد 92), باران بهاری11 (جمعه 10 خرداد 92), دلنشین (پنجشنبه 09 خرداد 92), شیدا. (پنجشنبه 09 خرداد 92), صاعد (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 خرداد 92 [ 15:02]
    تاریخ عضویت
    1392-3-08
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    73
    سطح
    1
    Points: 73, Level: 1
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    11

    تشکرشده 28 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    به بعضی چیزایی که داری غبطه میخورم! اراده و پشتکار قویت که با این همه مشکلات تونستی درستونو ادامه بدین و الان دانشجوی ارشد باشین
    فقط آقا پژمان هیچ عجولانه و با عصبانیت تصمیم نگیر_ کاری نکن که پسرت ضربه بخوره بشه مثل خودت...
    بهتره با آرامش و خوب فکر کردن حرفاتو به بقیه بزنی!

  13. کاربر روبرو از پست مفید hana_s تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  14. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    فرشته مهربان
    سلام
    راستش من موقع این اتفاق ها اصلا به رفتار جراتمندانه و این چیزها فکر نکردم واقعا ناراحت بودم .حقی نداشتن من رو از دیدن بچه ام محروم کنن.
    ظهر دوباره در خونه مادرخانمم رفتم .هرچقدر زنگ زدم در رو باز نکردن. مادر خانمم شروع کردن به بد و بیراه .گفتم آرمین رو بیارین میخوام ببینم .گفتن نمیارم ببینم میخوای چه غلطی بکنی.
    گفتم اگر مرد تو خونه داری بگو بیاد بیرون کار دارم. گفتن کسی نیست .گفتم معلومه مرد تو این خونه نداری.
    میدونم شوهر عمه و پسرعمه ام خونه بودن اجازه نداشتن در خونه بیان.
    کلی حرف زشت به من زدن .منم از تو ماشین قفل فرمان رو برداشتم با قفل فرمان شیشه آشپزخونه شون که پنجره اش رو به خیابون بود شکستم.
    صدای جیغ و فریادشون از تو خونه می اومد ریختن تو خیابون. گفتم پسرم رو بیارید میخوام ببینمش اگر نه همه تون رو میکشم. عمدا جوری رفتار کردم که بترسن چون خیلی وقیحن باید با اینها مثل خودشون رفتار کنی.
    تلفن زدن برادرم اومد من رو برگردوند.
    حالا امشب دیدم پدرم همراه پسرم خونه اومدن. رفته بود دنبال پسرم .
    پدرم گفتن فردا باید آرمین رو برگردونیم گفتم من بچه ام رو نمیدم.
    آوردمش خونه خودمون میخوام با هم تنها باشیم. گفت پیتزا میخوام براش گرفتم الان داره کارتون میبینه.

    - - - Updated - - -

    از همه ممنونم .
    راستی خانم سابینا من لهجه اصفهانی ندارم.

  15. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 مهر 92 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1392-3-01
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    414
    سطح
    8
    Points: 414, Level: 8
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا پژمان من چون خودم اینجا دارم مشاوره میگیرم تا حالا به خودم اجازه ندادم که نظری بدم اما از ابتدا تاپیک شمارو دنبال می کردم به نظر من شما خییییییییلی تند رفتید مطمئنم به خاطر فشار زیادی هست که رو شماست مسولیت های سنگین زندگی ،در ، کج خلقی خانومتون،انتظارات و دخالت های بی جای خانواده ها و دوری از پسرتون ولی بهتره خودتون رو آروم کنید هیچ وقت و هیچ کس از عصبانیت نتیجه مثبتی نمی گیره شما باید جراتمند رفتار کنید اما این به معنی عذاب دادن خودتون و پا گذاشتن روی هنجارهاتون نیست توصیه من (هرچند شاید کارشناسانه نباشه)اینه که خودتون رو تخلیه هیجانی کنید مثلا پسرتون که خوابید همه ی ناراحتی هاتون رو روی کاغذ بیارید و بعدش پارهش کنید این کار مسئله رو حل نمی کنه ولی آرومتون می کنه این روش در مورد من که معجزه میکنه و بعد با ذهن اروم به راه حل این بحران (که مطمئنا با مدیریت صحیح شماکوتاه مدت خواهد بود) فکر کنید و خواهشا این دفعه حرف فرشته مهربون رو گوش بدید به خاطر خودتون و پسر نازتون
    ویرایش توسط گیسو313 : پنجشنبه 09 خرداد 92 در ساعت 22:35

  16. 4 کاربر از پست مفید گیسو313 تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 09 خرداد 92), taraneh89 (جمعه 10 خرداد 92), فرشته مهربان (جمعه 10 خرداد 92), باران بهاری11 (جمعه 10 خرداد 92)

  17. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    گیسو 313
    سلام. درسته من دقیقا رو هنجارهام پا گذاشتم باورشون نمیشد.مجبور بودم
    من بارها خواستم رابطه مون رو خوب کنم خانمم از خودشون کم نمیکردن. عمه من دیوانه است.
    دوستام میگن باورمون نمیشه عمه ات باشه آدم با بچه برادر خودش این کارها رو میکنه!!؟؟
    خیلی تلاش کردم آخریهاش رو اینجا نوشتم. برا خانمم گل گرفتم تو این سایت عضو شدم مشاوره رفتم .خانمم نخواستن مشاوره بیان.
    گیریم هم قهر کردی رفتی چه حقی داری جلوی دیدن من و بچه ام رو بگیری اصلا مگر کی هستی.
    بچه من رو دید بغض کرد گفت دلم برات تنگ شده بود کجا رفته بودی. تو بغلم خوابید.
    خوب تو مادری که این کار رو با یه بچه چهارساله انجام میدی حالا من هیچی.
    میدونم کارم خوب نبود اما از کارم پشیمون نیستم و الان هم نمیدونم چی قراره پیش بیاد.

    - - - Updated - - -

    فرشته مهربان
    من پست آخر شما رو خیلی دیر دیدم. الان با این اتفاقات اگر فردا تلفن زدن یا دنبال پسرم اومدن چکار کنم؟
    میخواستم فردا بچه ام رو با خودم هتل ببرم به کسی هم نگم. این کار رو انجام بدم؟
    مسافرت هم فعلا کنسله امتحان دارم. نمیخوام پسرم رو بدم میخوام پیشم باشه .بچه رو ببرن معلوم نیست دوباره بگذارن اون رو ببینم نمیخوام دومرتبه جریانات امروز پیش بیاد.
    دیگه اینکه خواهرم تلفن زدن گفتن چی شده و شاکی بودن چرا من حرفی به اون نزدم .گفتن اینها خیلی دم درآوردن فکر کردن بی صاحب گیر آوردن چند روز دیگه میام ایران. زن برادرم جریان رو براشون تعریف کرده بودن.

  18. کاربر روبرو از پست مفید پژمان تشکرکرده است .

    asemani (پنجشنبه 09 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چرا تایپیکم و پیدا نمیکنم کمک
    توسط پری یاس در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 دی 94, 03:30
  2. عذرخواهی و حذف تایپیک از مدیریت و مسافر زمان
    توسط Arazf در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 شهریور 94, 00:09
  3. فرشته مهربان ممنون که تایپیک منو قفل کردین
    توسط ahuman در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 اسفند 92, 19:53

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.