به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 73

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و تشکر از حسین جان و تمام دوستان دیگر همدردی

    میدونید من قبل از ازدواج با این آقا خیلی صحبت کردم و همه مشکلات و خواسته هامو گفتم ولی حس میکنم ایشون منو قریب داد چطوری بگم ایشون ذاتا آدم بدی نیست سعی میکنه بعضی نیازهامو برآورده کنه ولی انتظار داره که چون سعی میکنه و مجبوره برای اداره ی زندگی سر کار بره من باید از اعتیادش بگذرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!! ایشون خیلی اهل سر کوفت زدنه دست بزن هم داره وقتی عصبانی میشه حرفهای زشتی میزنه که خیلی ناراحت میشم من به ایشون اعتماد کردم و فکر میکردم آدم عاقلیه سنو سالی ازش گذشته ولی هزار افسوس...............................
    دخترشم تو خونه برام شده مصیبت فکر میکنه شده رقیب من عوض اینه با من باشه علیه منه چقدر باهاش حرف میزنم و براش جریانو توضیح میدم اصلا تاثیری نداره موقعی که من خونم با من حرفم نمیزنه ولی باباش که میاد مثل زن خونه رفتار میکنه با باباش میگن میخندن منم فقط تحمل میکنم در صورتی که ار اول ازدواج دخترش با مابود مهر ماه بخاطر درگیری که پیش اومد و اون دست روم بلند کرد ار خونه ی ما رقت خونه ی پدر بزرگش بعدش اونا شاکی شدن که چرا این اومده اینجا ما آرامشمون به هم خورده و.................چون دختر خیلی تنبل پررو و متوقعیه هیچ کاریم نمیکنه حتی کارای شخصی خودش ! من بعد ار 3 ماه دلم براش سوخت رفتم آوردمش خونه گفتم پیش پدرش باشه و بهونه ی شوهرمم کم بشه خودم براش تولدم گرفتم ولی رفتارش از گذشته بدترم شد چون پدرش احتراممو نگه نداشت البته من انتظاری ازش ندارم وقتی پدرش جلوش به من انقدر بی اعتنایی میکنه و سرمو میذاره تو آشغالی و کتکم میزنه از این چه انتظاری باید داشت انگار دخترش هووی :eek:منه
    من قبلا نمیدونستم که مشکل شوهرم چیه همش میخواستم که براش توضیح بدم یا سعی میکردم قانعش کنم آخر سر دعوامون میشد و کتکم میزد نگو که این معتاد بوده و دلیل رفتاراش بخاطر اعتیادشه که انقدر بی حوصله و بی انگیزه و عصبی و خشنه

    خیلی خیلی دلم گرفته شبا انقدر قلبم تند میزنه و خودخوری میکنم که انگار قلبم داره وای میسه


    ویرایش توسط پینار : چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 در ساعت 09:34

  2. کاربر روبرو از پست مفید پینار تشکرکرده است .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.