به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 90

موضوع: قهر نامزدم

  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array
    تو هیچ کاری نکن
    همه چیو بسپر به پدرت
    پسری که بعد 8 سال دوستی بخواد به خاطر ندادن مدارک واسه یه وام دادخواست طلاق بده
    اصلا قابل اعتماد نیست
    [align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]

  2. 2 کاربر از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده اند .

    mazlom (شنبه 21 اردیبهشت 92), هلیا66 (شنبه 21 اردیبهشت 92)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلم برا نامزدم یذره شده. هنوز گوشیش خاموشه. موندم چکار کنم؟ اشکام خودبخود سرازیر میشه. نه تحمل جدایی دارم نه تحمل رفتارای بدشو. دلم میخواد به دوران دوستی برگردیم. میدونم اون عین خیالش نیست الان و از ناراحتیم شایدم شاده ولی من دارم خودمو از بین میبرم

  4. #23
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mazlom نمایش پست ها
    دلم برا نامزدم یذره شده. هنوز گوشیش خاموشه. موندم چکار کنم؟ اشکام خودبخود سرازیر میشه. نه تحمل جدایی دارم نه تحمل رفتارای بدشو. دلم میخواد به دوران دوستی برگردیم. میدونم اون عین خیالش نیست الان و از ناراحتیم شایدم شاده ولی من دارم خودمو از بین میبرم
    متاسفانه مردا گاهی سنگ دل می شن مخصوصا وقتی بدونن طرف شون علاقه زیادی بهشون داره واز راه همین عشق شکنجه اش می دن و لذت می برن ( )
    بهترین راه اینه ک شما هم بیخیال بشین و اون وقتی ببینه شما براتون مهم نیست خودش به کارش شک می کنه و این کار دیگه براش لذت بخش نیست و باز جلب شما می شه تا بتونه بعدا از راه عشق استفاده کنه دوباره

  5. کاربر روبرو از پست مفید ahuman تشکرکرده است .

    mazlom (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  6. #24
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    با پدرت صحبت کن و ازش بخواه کمکت کنه مساله را حل کنی.

    پدرت می دونه چطور درستش کنه. فقط از همسرت براش بد نگو.
    مساله وام و عقدنامه را بگو که ندادی اما دلیلش را هم بگو که شما فکر کردی ممکنه درست استفاده نکنه، مطمئن نیستی. ( بهتر بود سر وام و عقدنامه با پدرت مشورت می کردی )
    این که شما هم همسرت را با رفتارهات آزار دادی به پدرت بگو. ازش بخواه که به روش نیاره یا شما را خراب نکنه، اما این را بدونه که شما هم خیلی زن مهربون و خوبی نبودی و به موقعش نیشت را زدی.

    اونوقت پدرت با دید بازتری می ره جلو و مساله را حل می کنه. چون می دونه که توی سر همسرت هم چی می گذره و از چی ناراحته.

    یه راه دیگه هم نوشتن یک ای میل هست.
    ای میل را می خونه. دیگه گوشی نیست که برنداره.
    شاید بعد از چند روز کمی نرم بشه.
    البته اگه خواستی ای میل بنویسی یه مشورتی بکن ببین چی بنویسی و چطوری.
    ای میل عشق و عاشقی نیست. ای میل اصلاح و بهبود رابطه است و باید ظرافتهایی را رعایت کنی.

  7. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mazlom (یکشنبه 22 اردیبهشت 92), کامران (یکشنبه 22 اردیبهشت 92)

  8. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    با پدرت صحبت کن و ازش بخواه کمکت کنه مساله را حل کنی.

    پدرت می دونه چطور درستش کنه. فقط از همسرت براش بد نگو.
    مساله وام و عقدنامه را بگو که ندادی اما دلیلش را هم بگو که شما فکر کردی ممکنه درست استفاده نکنه، مطمئن نیستی. ( بهتر بود سر وام و عقدنامه با پدرت مشورت می کردی )
    این که شما هم همسرت را با رفتارهات آزار دادی به پدرت بگو. ازش بخواه که به روش نیاره یا شما را خراب نکنه، اما این را بدونه که شما هم خیلی زن مهربون و خوبی نبودی و به موقعش نیشت را زدی.

    اونوقت پدرت با دید بازتری می ره جلو و مساله را حل می کنه. چون می دونه که توی سر همسرت هم چی می گذره و از چی ناراحته.

    یه راه دیگه هم نوشتن یک ای میل هست.
    ای میل را می خونه. دیگه گوشی نیست که برنداره.
    شاید بعد از چند روز کمی نرم بشه.
    البته اگه خواستی ای میل بنویسی یه مشورتی بکن ببین چی بنویسی و چطوری.
    ای میل عشق و عاشقی نیست. ای میل اصلاح و بهبود رابطه است و باید ظرافتهایی را رعایت کنی.
    از دیروز 2 تا مسج دادم به نامزدم، دلیور شد ولی دوباره گوشیشو خاموش کرد. زنگم زدم یه لحظه که روشن بود ولی جواب نداد و باز خاموش کرد . تو اسمس گفتم با اینکه کارخاصی نکردم معذرت میخام و گفتم حالم خیلی بده و قسمش دادم که باهام تماس بگیره و دلم واسش تنگ شده. ولی انگار نه انگار. قبلن دلرحم بود و میفهمید حالم بده میومد سمتم و تموم میکرد قهرو ولی الان مطمئنم مامانش گفته که کارو یسره کنه. الان پشتش گرمه خونوادشه. دارم دیوونه میشم. با این کاراش چیو میخاد ثابت کنه؟ یعنی هدفش جداییه؟
    چن بار تا جدایی پیش رفته بود یعنی اینبار جدی تر شده؟ من نمیخام ازش جدا شم، دوسش دارم. چکار کنم؟ اگه من نخام و مخالفت کنم اون میتونه طلاق بده؟ تنها راهی که به ذهنم میرسه زنگ زدن به یه دوستشه که که قبلا هم یبار تو یه مشکل مشابه باهاش تماس گرفتم و کاری کرد شوهرم باهام تماس بگیره. ولی شوهرم نمیدونه من باهاش تماس داشتم. توروخدا بگید چیکار کنم؟دارم دق میکنم

  9. #26
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    • شما از اول تاپیک تا الان به طور واضحی چندبار ترستون را از جدایی نشون دادید و بیان کردید. البته که جدایی برای هیچ کس خوشایند نیست. اما این که شما دائم یک هراس و اضطرابی نسبت به این موضوع داشته باشید و به طرف مقابلتون هم منتقل کنید، خسته کننده و آزار دهنده است. مطمئنا همسرتون از این رفتار خسته شده.
    • کسی که چند بار تا پای جدایی رفته و اینقدر هم از جدایی می ترسه و همسرش را دوست داره، به جای عجز و التماس بهتره روی اعتماد به نفس و عزت نفسش کار کنه تا خواستنی بشه. نه با آه و ناله التماس کنه که من را دوست داشته باش. همسرت از این آه و ناله ها هم خسته شده.
    • در مورد تحقیرش هم که قبلا براتون نوشتم. همسرت از این همه تحقیر از طرف شما هم خسته شده.


    مادرش نقش چندانی تو این مساله نداره. نقش خودت از همه مهم تره. کارهای تو خسته اش کرده. مخصوصا که 8 سال هم دوست بودید که زمان خیلی طولانی هست و حتما اون زمان هم از این نمایشهای التماسی خیلی براش بازی کردید.

    الان بهتره که یه مدت ولش کنی. بذار به حال خودش باشه. تماس نگیر. اس ام اس التماس و ... نده. بذار ببینه که تو هم برای خودت ارزش قایلی. محکمی. اعتماد به نفس داری.
    بذار اینها را ببینه. حس کنه.
    به نظر من:
    1- هییییییییییییچ مدل تماسی نگیر. به جاش در مورد خودت و رابطه تون مطالعه کن. وقت بذار. حتی اگه می تونی برو مشاوره و اشکالات رفتاریت را پیدا کن و رفعشون کن.
    خیلی وابسته ای.
    2- اگر قرار هست کسی برای عذرخواهی یا برقراری ارتباط یا ... وارد عمل بشه، بهتر هست که یک بزرگتر باشه. مثلا پدرت. خودت فعلا تماس نگیر.
    اگه تماس نگیری دلش برات تنگ می شه. و همین که به این فکر می افته که چی شد که تو دیگه تماس نمی گیری. سرت کجا گرمه. چیکار می کنی و ...

    اوتقدر که تماس نگرفتن معجزه می کنه، این اس ام اس های التماسی نمی کنه.

  10. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mazlom (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), mercedes62 (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), shabe niloofari (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), فرانک بانو (سه شنبه 14 خرداد 92), هلیا66 (سه شنبه 24 اردیبهشت 92)

  11. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    البته جلوی خودش هیچوقت نگرانیمو از جدایی نشون نمیدم و اظهار التماسم زیاد نیست. منم به این نتیجه رسیدم که دیگه سراغش نرم بهتره. ولی میترسم به دوری طولانی عادت کنه و یا اینکه دیگه نیاد سمتم و بخاد اقدامی کنه که دیگه کار از کار گذشته باشه:(

  12. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. الان 12 روزه که شوهرم باهام تماس نگرفته و باهاش حرف نزدم. آخرین بار 4 روز پیش با اسمس ازش خواستم که یه تماس کوچیک باهام بگیره اونم با سردی و جدیت اسمس داد نه بمونه برا وقتی که اومدم. منم دیگه باهاش ازون روز تماس نگرفتم و اسمسی ندادم. همه گفتن که تماس نگیرم خودش میاد ولی هنوز نیومده که هیچ مطمئنم بدون اینکه بخواد با هم حرفی بزنیم، وقتی که بیاد پای خونواده هارو جدی میکشه وسط و با بدگویی خراب کردن من جلو همه و مظلوم نمایی خودش، بحث جدایی رو پیش میکشه. بگید من چکار کنم؟ من نمیخام به همین راحتی همه چیز تموم شه،آخه من که کار خاصی نکردم و ازش معذرتم خواستم، اون بدیای خیلی بیشتری تو این مدت بهم کرد و من گذشت کردم. چرا باید تحت تاثیر و بدبینی و خودخواهیای خونوادش از دستش بدم؟ بنظرتون بگم پدرم باهاش تماس بگیره یا منتظر بمونم که کی آقا تشریف فرما میشن برا صحبت؟ به نظرتون با مادرش تماس بگیرم حالشو بپرسم یا با دوستش جریانو در میون بذارم؟خونواده هامون هم عملا ارتباطی ندارن. میترسم دست رو دست بذارم، و دیگه برا هر کاری دیر شده باشه. تو این چند سال بیشتر از 2 روز نبوده که از هم بی خبر باشیم و انقد باهام سرد رفتار کنه.
    ویرایش توسط mazlom : یکشنبه 29 اردیبهشت 92 در ساعت 19:51

  13. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    سلام ..من هم فکر می کنم صبر کن تا خودش بیاد شما اجازه بده حرفاشو بزنه ...
    بعد فکرهاتو بکن ازش وقت بخوا که فکر کنی بعد بیا اینجا بگو نتیجه چی شد

  14. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    mazlom (یکشنبه 29 اردیبهشت 92)

  15. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 شهریور 92 [ 22:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-23
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    572
    سطح
    11
    Points: 572, Level: 11
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا کسی راهنمایی نمیکنه که یه تغییر مثبتی بشه تو رابطمون؟؟ تا کی صبر کنم؟؟؟
    فکر جدید افتاده تو سرم که مادرش برا اینکه منو از ذهن پسرش دور کنه یه کیس جدید با معیارای خودش بهش معرفی کرده و الان هم با وجود اون به من نیاز نداره و تماس نمیگیره.
    من از کجا باید بفهمم که شخص دیگه ای وارد زندگی شوهرم نشده؟ به نظر شما احتمال این فرضیه چقد زیاده؟


 
صفحه 3 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.