آقای کامروای عزیز
دوستان گفتنیها رو گفتند و خدا را شکر شما هم انسان سالم و متفکر هستید که بی گدار به آب نمی زنید.
راستش من علاقتون به اون خانم منشی رو یک هوس میدونم. ولی علاقه ای که به همدانشگاهیتون داشتید را فکر می کنم
میشه بگونه ای عشق تعریف کرد. شما در اون سن و سال از دختری خوشتون اومده عاشق شدید و خواستگاری هم کردید ولی به دلایلی که ما نمی دونیم اون وصلت انجام نشده.
شما با اون شخص احتمالا میتونستید اون نیاز عاطفی که آقای روزانه در موردش صحبت کردند
پاسخ دهید ولی متاسفانه دوامی نداشته و اون شخص و اون نیاز عاطفی شده گمشده شما و چیزی که سعی کردید
با درس خوندن زیاد برای ارشد یا ازدواج با همسرتون و احتمالا بعدا با اوردن فرزند فراموش کنید.
ولی اون نیاز سرپوش گذاشته شده توسط شما هر از چندگاهی فوران مکنه و آرامش و آسایش شما رو سلب میکنه
شاید بخاطر اینکه تلاش آنچنانی نکردید اون موقع یا شرایطش رو نداشتید یا خانواده ها نگذاشتندو..... این امر باعث شده طلبکار خودتون یا روزگار باشید.
مطلبی که من قبلا شنیدم نمی دونم درست یا غلط باشه آقایون یکبار عاشق می شوند و اون احساسات رو تجربه می کنند
ولی این امر در مورد خانمها صدق نمیکنه. احتمالا اون خانم تا زمانی که شخص جدیدی در زندگیش وارد نشه به شما فکر میکنه
ولی با شرایط کنونی این هیچ فرقی برای شما نباید داشته باشه
ولی از شما بعنوان یک مرد بالغ و فهمیده میخوام که همیشه این توصیه را به اطرافیان بکنید که تا زمانی که از عشق و علاقشون مطمین نشدند شخص دیگه ای رو وارد زندگی نکنند چیزی که متاسفانه این روزها بین آقایون خیلی شایع شده و نمونه هایی از اون رو مرتب توی این تالار می بینیم مثل آقای محسن- بی وجدان- توجیح و ...
که به توصیه مادر و خواهرشون و.... ازدواج می کنند و بعد تازه دنبال نیمه گمشدشون می گردند.
امیدوارم زندگیتون رو با تلاش و همراهی همسرتون بهتر و پربارتر از قبل کنید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)