به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 55
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها

    میدونین آقای کامروا....... امثال من و شما عاشق عشق نیستیم، عاشق
    غم عشقیم.

    عاشق ساخته های ذهنیتون هستید. عاشق یک ایده آل، یک فانتزی یک خیال یک چیزی که در نتیجه روزها و ماهها و سالها فکر کردن در ذهنتون خلق کردید.

    و هر چه اون شخص یا شی دست نیافتنی تر باشه، خیال بافی و عطش بدست آوردن شدید تر میشه. اما همینکه اسباب و وسایل وصال فراهم شد، درست عین اینکه کسی همه بچگی و نوجوانیش در حسرت یک دو چرخه است و چون نمیتونه بخره حتی توی بیداری هم رویای دوچرخه رو می بینه. اما بزرگ که میشه و محدودیت ها که از بین میره و امکان مالی که پیدا میکنه، سلیقه اش هم عوض میشه و خرید دو چرخه نه تنها دیگه براش لذتی نداره بلکه شاید به نظرش احمقانه ترین کار ممکن باشه.

    آدمهای بزرگتر، آرزوهای بزرگتر، عشقهای بزرگتر

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  2. 5 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    rozaneh (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), کامران (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), هلیا66 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), بهار.زندگی (دوشنبه 16 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 12 فروردین 95 [ 09:02]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,229
    سطح
    28
    Points: 2,229, Level: 28
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 16 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به قول دکتر میثاق نقطه اوج عشق نقطه وصال است و بعد از اون عشق کم کم فرو کش میکنه
    دلیل اینکه عشق شما آتشینه نسبت به اون خانم اینه که دور از دسترستونه و فکر میکنید اگه بهش برسید دنیاتون بهشت میشه ولی اینطور نیست تازه اونوقته که متوجه میشید دیگه ایشونم کم کم براتون عادی میشه و اونوقت ممکنه ذهنتون دنبال یک حس عاشقانه جدید بگرده.
    شما همین الانشم دارید به همسرتون خیانت میکنید که به فکر کس دیگه ای هستید، مجدد رابطه رو برقرار نکنید که ممکنه کار به جاهای باریک بکشه و شما بمونید و یک همسر زخم خورده و خودتون پشیمون میشید از کارتون.حیف این آرامش زندگی الانتونه که با این کارا بخواید خرابش کنید.

  4. 4 کاربر از پست مفید com_eng تشکرکرده اند .

    sara.s (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), کامران (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), هلیا66 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    سلام
    من اصلا كاري به عشق و عاشقي و اينكه بدون عشق سر سفره عقد نشستين و اين دختر فيل شما رو به هندستون ميبره ندارم
    چند حالت براي موضوعتون در نظر بگيريد
    1- شما بر مي گردين به اين خانم و همون عشق و عطش رو تجربه مي كنيد و كارتون به جاهاي باريك مي كشه و از همسرتون جدا مي شيد (بماند كه همسرتون چه زجري مي كشه) و بعد از يه مدت مي بينيد اون جلوه اي رو كه از دور واستون داشت رو نداره و دوباره يه شركت ديگه و يه منشي ديگه و الي اخر ...
    2- شما بر مي گردين به اين خانم ولي اين خانم خواستگاري داره يا خواهد داشت و بهش جواب ميده و شما همچنان غم هجران و درد عاشقي رو به دوش مي كشيد
    3- شما بر مي گردين و اين خانم بخاطر شما به خواستگاراش جواب رد مي ده ولي شما ايشون رو همچنان در آب نمك مي خوابونيد و ديگر هيچ
    4- شما فكراتون رو با خودتون مي كنيد و از خانم منشي خواستگاري مي كنيد و يه دعواي زرگري با همسرتون راه مي اندازيد قبل از اينكه كارتون با خانم منشي به جاهاي باريك برسه از همسرتون جدا مي شيد و با ايشون ازدواج مي كنيد اينكه تو زندگيتون ايشون چقدر بتونه نيازهاي شما رو برآورده كنه هم بماند
    5- حالت هاي ديگه رو هم خودتون تصور كنيد
    چقدر تو اين حالت ها اون دختر آسيب مي بينه، چقدر شما و چقدر همسرتون؟
    فكر مي كنيد آرامش و هيجان زندگيتون تو اين حالت ها بيشتر از الان ميشه؟
    به نظرتون اگر واقع بينانه نگاه كنيد اين افكارتون باعث خودآزاري و ديگر آزاري نيست؟
    به اون خانم منشي چه ربطي داره كه شما دلتون دچار لرزه بعد از ازدواج شده؟ آيا آينده اين معشوقه اينقدر بي ارزشه كه بازيچه دست شما بشه؟

    مطمئن باشيد اگه تصميم بگيريد ايشون رو فراموش كنيد يك ماه هم لازم نيست تلاش كنيد
    اينقدر خودتون رو فريب نديد اين چيزي كه شما اسمش رو گذاشتيد مهر و عشق فقط يه سري تخيله.
    نمي دونم معتقدين يا نه اما اينا همون وسوسه هاي شيطانيه كه اتفاقا از عسل هم شيرين تره . همون چيزيه كه همه ما فكر مي كنيم از خونه ما و قلب ما دوره چون ما ادم هاي پاكي هستيم و فقط واسه تاپيك هاي بقيه و زندگي همكار و دوست و فاميله.
    همون سيبي هست كه آدم و حوا خوردن.
    بي دل عزيز خيلي خوب نوشت خلاهاي زندگيتون بايد با چيزهاي ديگه پر بشه چيزايي كه شايد اولش اينقدر زرق و برق نداشته باشند و شيريني شون جذبمون نكنه ولي قطعا شيريني داره كه هر كسي قادر به دركش نيست و ماندگاري داره كه تو هر ذهني نمي گنجه. مطمئنا ظرفيت وجودتون بيشتر از عروسك هاي بازي هاي اينچنيني هست كه اينجا تاپيك زدين.

    موفق باشيد

  6. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), کامران (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), جوانه؟؟؟ (دوشنبه 16 اردیبهشت 92)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    اگه شانس نمی اوردی و زن خوب گیرت نمیومد و تو ازدواجت هزار تا مشکل و دردسر برات پیش میومد و سنگ جلو پات میفتاد.میگفتی خدایا فقط ازدواجم بی دغدغه بشه.دیگه هیچی نمیخوام.

    برق نگاه که هیچ،کل وجود زنها رو مقایسه کنی برتری بهم ندارن.
    چرا زنتو راحت الحلقوم کردی؟خوب با خودش عشقولانه راه بنداز..زنت بی محلی کردن بلد نیست؟ناز کردن بلد نیست؟خوب بهش بگو...ببین چطور کاری میکنه که غروب و طلوع دلت براش پر میزنه.

    فانتزی زندگیتون کمه...زیادش کنید.به همین راحتی.

    قانون نیست که هرکی ازدواجش سنتی بود همش باید زندگیش روتین و یکنواخت باشه.

    درست عین اینکه کسی همه بچگی و نوجوانیش در حسرت یک دو چرخه است و چون نمیتونه بخره حتی توی بیداری هم رویای دوچرخه رو می بینه. اما بزرگ که میشه و محدودیت ها که از بین میره و امکان مالی که پیدا میکنه، سلیقه اش هم عوض میشه و خرید دو چرخه نه تنها دیگه براش لذتی نداره بلکه شاید به نظرش احمقانه ترین کار ممکن باشه.
    نه بابا بی دل جان...دوچرخه داره خودش.زل زده به دوچرخه مردم.فکر کرده مرغ همسایه بلبل خوش صداست:)

    موفق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : دوشنبه 16 اردیبهشت 92 در ساعت 20:38

  8. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    sara.s (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), shabe niloofari (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), کامران (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی نمایش پست ها
    اگه شانس نمی اوردی و زن خوب گیرت نمیومد و تو ازدواجت هزار تا مشکل و دردسر برات پیش میومد و سنگ جلو پات میفتاد.میگفتی خدایا فقط ازدواجم بی دغدغه بشه.دیگه هیچی نمیخوام.

    برق نگاه که هیچ،کل وجود زنها رو مقایسه کنی برتری بهم ندارن.
    چرا زنتو راحت الحلقوم کردی؟خوب با خودش عشقولانه راه بنداز..زنت بی محلی کردن بلد نیست؟ناز کردن بلد نیست؟خوب بهش بگو...ببین چطور کاری میکنه که غروب و طلوع دلت براش پر میزنه.

    فانتزی زندگیتون کمه...زیادش کنید.به همین راحتی.

    قانون نیست که هرکی ازدواجش سنتی بود همش باید زندگیش روتین و یکنواخت باشه.



    نه بابا بی دل جان...دوچرخه داره خودش.زل زده به دوچرخه مردم.فکر کرده مرغ همسایه بلبل خوش صداست:)

    موفق باشی
    یه سوالی که اینجا الان برای من مطرح شد اینه که مگه بی‌محلی کردن تو زندگی زناشویی خوبه؟

    - - - Updated - - -

    کاش یکی بگه ما به کدوم ساز این مردا برقصیم که هی فکر نکنند هر گلی یه بویی داره؟ بالاخره بی محلی کنیم و ناز نازی باشیم یا قانع و مثبت و مدبر؟ آقا مگه ما عروسک خیمه شب بازی هستیم؟ یه چند صباح میخوایم زیر یه سقف خوش باشیم دیگه... بعدم هرکی بره تو قبر خودش

  10. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    کامران (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  11. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    من با این همه زیر سوال بردن "عشق" توسط دوستان مخالفم.
    اون چیزی هم که با وصال از بین می ره، اسمش هوس است، نه عشق.

    حتی اگر این آقا عاشق همسرش نیست و فقط دوستش داره
    و اگر دلش تجربه عشق را می خواسته و متاسفانه ممکن نشده
    راه حلش این هست که این موضوع را فراموش کنه و بچسبه به زندگیش.

    خیلی سخت بشه توی این ماجراهایی که شما گفتید عشق و هیجان و هوس و ... از هم تشخیص داد.
    من بعید می دونم رابطه ات با خانم منشی بیش از هیجان و هوس بوده.

    ولی عشق وجود داره !!!!!

  12. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    sanjab (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), کامران (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  13. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    یه سوالی که اینجا الان برای من مطرح شد اینه که مگه بی‌محلی کردن تو زندگی زناشویی خوبه؟

    - - - Updated - - -

    کاش یکی بگه ما به کدوم ساز این مردا برقصیم که هی فکر نکنند هر گلی یه بویی داره؟ بالاخره بی محلی کنیم و ناز نازی باشیم یا قانع و مثبت و مدبر؟ آقا مگه ما عروسک خیمه شب بازی هستیم؟ یه چند صباح میخوایم زیر یه سقف خوش باشیم دیگه... بعدم هرکی بره تو قبر خودش
    تا جایی که اطلاعات نصفه و نیمه من میگه ادم همیشه باید خودش باشه.بهترین حالت همینه.عروسک خیمه شب بازی شدنم واقعا عذاب اوره.و لازم نیست.

    اما میگن مردا نیازن و زنها ناز.مردها با دنبال معشوق رفتن و بدست اوردنش احساس قدرت میکنن.
    به هر حال تو زندگی زناشویی یه کم ناز خوبه...یعنی همه چی در حدتعادل باشه.

    به هرحال این رابطه دو طرفس.همونطور که اقای کامروا دربرخورد با زنهای غریبه باید خویشتندار باشه.خوب چه اشکالی داره این نیازش تو خونه هم برطرف بشه.

    اقای کامروا زن نگرفته که فقط غذا بپزه و نیاز جسمیشو برطرف کنه.یعنی حتی اگه با این دید ازدواج کرده باید بدونه همسرش میتونه معشوقشم باشه.

    مثلا خوبه یه زنی که سنتی ازدواج کرده بگه شوهرم فقط خرجمو بده اما من پیش مرد غریبه درددل کنم.!!این درسته؟
    کلاً خیال نکنیم زن توی اشپزخونه قابلیتهای دیگه نداره.خوب باید کمکش کنیم تا استعدادا و شخصیتهای دیگشم ببینیم.

    بعضی مردا بیشتر از بقیه شکل فانتزی و با تب و تاب عشقو دوست دارن.یه کمشو تو خونه انجام میدن.یه کمشم خودشونو کنترل میکنن دیگه.

    این نظر تئوری منه.

    موفق باشی

  14. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), sanjab (چهارشنبه 18 اردیبهشت 92), کامران (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), ویدا@ (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92)

  15. #18
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    کاری نمی شه کرد جز این که باز دور هم جمع بشیم و باز به درد دل کامروا گوش کنیم و باز بگیم

    تو رو خدا حتی یک قدم به سمتش برندار.

    درد عشقی که داری ازش می گی و گاهی شیرینه و گاهی تلخه و گاهی یادآوریش خنده به لبهات می آره و ... در مقابل درد خیانت هییییییییچه.
    دردی که همیشه و همیشه چشمها را تر می کنه و دستها را یخ.
    هیچوقت با یادآوریش لبخند به لبت نمی آد.
    هیچوقت دلت تنگ اون روزها و اون حال و هوا نمی شه.
    درد وحشتناکیه.
    نذار خانمت به گروه دردمندان خیانت وارد بشه.

    ممنون از پاسختون. من نمیخواهم اصلا اشتباهم را تکرار کنم و به نوعی برای اینکه تخلیه بشم احتیاج به حرف زدن و به قول شما درد و دل کردن داشتم. نیاز به درک شدن و شنونده دارم. حتما انتظار ندارید اون شنونده همسرم باشه

    نقل قول نوشته اصلی توسط shabe niloofari نمایش پست ها
    این عشق پر ازسوز و گداز فقط و فقط به این خاطره که به وصال نرسیده
    مطمئن باش اگر الان به جای همسر فعلیت با اون دختر زندگی می کردی و به وصال رسیده بودی، هیچ خبری از این عشق آتشینی که می گی نبود.
    .
    .
    .
    همه این داستان های عاشقانه قدیمی مثل لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد، اگه دقت کنی بهشون می بینی که هیچ کدوم به وصال نرسیده. وگر نه افسانه نمی شد
    نقل قول نوشته اصلی توسط com_eng نمایش پست ها
    به قول دکتر میثاق نقطه اوج عشق نقطه وصال است و بعد از اون عشق کم کم فرو کش میکنه
    دلیل اینکه عشق شما آتشینه نسبت به اون خانم اینه که دور از دسترستونه و فکر میکنید اگه بهش برسید دنیاتون بهشت میشه ولی اینطور نیست تازه اونوقته که متوجه میشید دیگه ایشونم کم کم براتون عادی میشه و اونوقت ممکنه ذهنتون دنبال یک حس عاشقانه جدید بگرده.
    .
    .
    .
    آره واقعا جمله معروف " ازدواج غروبه عشقه " واقعیته. این احساسات زیبا واسه عشق به وصال نرسیدست و دوره کوتاهیی داره. بعدش زندگی و واقعیاتشه!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    عشق!
    تب و تاب رسیدن و ترس از شکست، ترس از طرد شدن که معمولا از ترس طرد کردن شدیدتره. ترس از دست دادن؛ نبودن طرف مقابل، غصه خوردن، برملا شدن یه راز، غمبرک زدن و گریه کردن برای رسیدن به معشوق، لحظه شماری کردن برای یه لبخند، یه بوسه، یه نگاه!
    ما تو فرهنگمون (با توجه با اشعار شاعرامون در مدح معشوق) به این چیزایی که نوشتم میگیم عشق!
    ولی آیا واقعا عشق اینه؟
    آقای کامروا، منم حس و حال شما رو داشتم، الان که میشینم فکر میکنم میبینم چه روزای خوبی بود من ساعتها به گوشی موبایلم خیره میشدم یه اس‌ام‌اس از طرفش بیاد. آهنگ گوش میکردم، قهوه میخوردم، سیگار میکشیدم، شعر میگفتم، اصلا قریحه و استعداد نویسندگیم شده بود در حد لورکا! اینقده با خلوت خودم و چیزایی که تو ذهنم مجسم میکردم خوش بودم، اصلا یه حال خوشی میگم یه چیزی میشنوید. غم عشق خیلی شیرینه! البته ما بهش میگیم غم عشق، بیشتر تصورات ذهنمونه...
    الان که سبک زندگیم و نوع دوست داشتنم داره عوض میشه خوشحالما، نمیگم نیستم... ولی تو ذهنم همش به خودم میگم خب سارا همش همین بود؟ همین؟
    خب تو که دم از عشق و عاشقی میزدی که خودت قراره بشینی سر سفره و عقد و بعد از سه بار بگی بعله... تو که میگفتی من خورشت درست نمیکنم و کار خونه نمیکنم الان نشستی کتاب آشپزی ورق میزنی و خودتو فحش میدی که چی برای خودشو مامانش درست کنید، تویی که فقط املت بلدی!
    بعد غروب که میشه، آی دوباره شاعر میشم من، آی عاشق میشم من... هی فکر میکنم میبینم خب؟ بعدش چی؟
    میدونین آقای کامروا....... امثال من و شما عاشق عشق نیستیم، عاشق غم عشقیم.

    درسته sara.s عزیز. بد بختیه آدمایی مثل من و شما اینه که از رسیدن به آرامش و توش موندن خوشمون نمیاد و عاشق اون حس غم و فشارهای روحی این وادی هستیم و توانایی لذت بردن از شرایط استی بل و آرام را نداریم. هر روز منتظر اومدن یک هیجان،یک ماجرا و یک شور جدید تو زندگیمون هستیم که خواب و خوراکمون را بکیره و با اون آهنگ غمناکی که میشینیم و به یادش گوش میدیم حال میکنیم نه از رسیدن و ... ولی باید کسی مثل خودمون باشه تا حرفمون را درک کنه. اکثر افرادی که زندگی عادیشونو دارن میکنن براشون این حس قابل درک نیست و ته وجودشون به امثال ما میخندن

    اگه تو تایپیک خودت این جمله را مینوشتی بهت میگفتم اگه عاشق غم عشقی هیچوقت ازدواج باهاش نکن تا همیشه تو مرحله سوز و گداز بمونی چون بعد وصال همه چیز عادی میشه و دیگه از اون غم زیبا خبری نیست!

    (راستی که این غم لذت بخش ترین حسیه که خدا آفریده(شکر که منم بی بهره نموندم هرچند واقعا اذیت شدم))


    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009 نمایش پست ها

    سلام
    من اصلا كاري به عشق و عاشقي و اينكه بدون عشق سر سفره عقد نشستين و اين دختر فيل شما رو به هندستون ميبره ندارم
    چند حالت براي موضوعتون در نظر بگيريد
    1- شما بر مي گردين به اين خانم و همون عشق و عطش رو تجربه مي كنيد و كارتون به جاهاي باريك مي كشه و از همسرتون جدا مي شيد (بماند كه همسرتون چه زجري مي كشه) و بعد از يه مدت مي بينيد اون جلوه اي رو كه از دور واستون داشت رو نداره و دوباره يه شركت ديگه و يه منشي ديگه و الي اخر ...
    2- شما بر مي گردين به اين خانم ولي اين خانم خواستگاري داره يا خواهد داشت و بهش جواب ميده و شما همچنان غم هجران و درد عاشقي رو به دوش مي كشيد
    3- شما بر مي گردين و اين خانم بخاطر شما به خواستگاراش جواب رد مي ده ولي شما ايشون رو همچنان در آب نمك مي خوابونيد و ديگر هيچ
    4- شما فكراتون رو با خودتون مي كنيد و از خانم منشي خواستگاري مي كنيد و يه دعواي زرگري با همسرتون راه مي اندازيد قبل از اينكه كارتون با خانم منشي به جاهاي باريك برسه از همسرتون جدا مي شيد و با ايشون ازدواج مي كنيد اينكه تو زندگيتون ايشون چقدر بتونه نيازهاي شما رو برآورده كنه هم بماند
    5- حالت هاي ديگه رو هم خودتون تصور كنيد
    چقدر تو اين حالت ها اون دختر آسيب مي بينه، چقدر شما و چقدر همسرتون؟
    فكر مي كنيد آرامش و هيجان زندگيتون تو اين حالت ها بيشتر از الان ميشه؟
    به نظرتون اگر واقع بينانه نگاه كنيد اين افكارتون باعث خودآزاري و ديگر آزاري نيست؟
    به اون خانم منشي چه ربطي داره كه شما دلتون دچار لرزه بعد از ازدواج شده؟ آيا آينده اين معشوقه اينقدر بي ارزشه كه بازيچه دست شما بشه؟



    من که نخواستم با ایشون ازدواج کنم یا زنم را طلاق بدم. اگرم میخواستم حرکتی کنم از دور دستی بر آتش میخواستم بزنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    یه سوالی که اینجا الان برای من مطرح شد اینه که مگه بی‌محلی کردن تو زندگی زناشویی خوبه؟

    - - - Updated - - -

    کاش یکی بگه ما به کدوم ساز این مردا برقصیم که هی فکر نکنند هر گلی یه بویی داره؟ بالاخره بی محلی کنیم و ناز نازی باشیم یا قانع و مثبت و مدبر؟ آقا مگه ما عروسک خیمه شب بازی هستیم؟ یه چند صباح میخوایم زیر یه سقف خوش باشیم دیگه... بعدم هرکی بره تو قبر خودش
    همیشه باید تو زندگی مشترک تنوع و سرزندگی ایجاد کرد والا هم زن و هم مرد دچار روزمرگی میشوند. مثلا زن و شوهر میتونن قرار بذارن همو با ی اسم دیگه صدا کنن و تو اون ایام خانم آرایششو عوض کنه و آقا تیپ و ادکولونشو. بلاخره شما غذا هم که میخوری هر دفعه از ی نوع ادیه یا سالادی کنارش استفاده میکنی دیگه! زناشویی هم همینه! نباید بذاریم یکنواختی ایجاد بشه



    و ی سوالی که خیلی ذهنمو مشغول میکنه اینه که اون دختر هم اینقدر به من فکر میکنه و منتظره تماسی از طرف من هست!!!!! خوشال میشه اگه اس ام اسی ازم بگیره؟؟؟؟
    (نمیخوام این کار را بکنم فقط سوالش تو ذهنم میاد همش)
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  16. #19
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ابنم بگم اون زمان وقتی دیدم تطابق خیلی بالایی بین خانوادهامون هست و اون مشاورهم که بهم گفته بود دیگه اون حالات واسه سن تو ایجاد نمیشه دیگه قید ازدواج فانتزی(نمیدونم این اصطلاح اینجا جاش بود یا نه!) را از ذهنم بیرون کردم و نشستن سر سفره عقد با یک عشق آتشین را از معیارام کنار گذاشتم و به دوست داشتن کافی اکتفا کردم. همیشه این عقده تو ذهنم باقی مونده!
    بعضی وقتها به کسایی که بعد چند سال دوستی ازدواج میکنند حسودیم میشه!
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  17. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    آقای کامروای عزیز

    دوستان گفتنیها رو گفتند و خدا را شکر شما هم انسان سالم و متفکر هستید که بی گدار به آب نمی زنید.

    راستش من علاقتون به اون خانم منشی رو یک هوس میدونم. ولی علاقه ای که به همدانشگاهیتون داشتید را فکر می کنم

    میشه بگونه ای عشق تعریف کرد. شما در اون سن و سال از دختری خوشتون اومده عاشق شدید و خواستگاری هم کردید ولی به دلایلی که ما نمی دونیم اون وصلت انجام نشده.

    شما با اون شخص احتمالا میتونستید اون نیاز عاطفی که آقای روزانه در موردش صحبت کردند

    پاسخ دهید ولی متاسفانه دوامی نداشته و اون شخص و اون نیاز عاطفی شده گمشده شما و چیزی که سعی کردید

    با درس خوندن زیاد برای ارشد یا ازدواج با همسرتون و احتمالا بعدا با اوردن فرزند فراموش کنید.

    ولی اون نیاز سرپوش گذاشته شده توسط شما هر از چندگاهی فوران مکنه و آرامش و آسایش شما رو سلب میکنه

    شاید بخاطر اینکه تلاش آنچنانی نکردید اون موقع یا شرایطش رو نداشتید یا خانواده ها نگذاشتندو..... این امر باعث شده طلبکار خودتون یا روزگار باشید.

    مطلبی که من قبلا شنیدم نمی دونم درست یا غلط باشه آقایون یکبار عاشق می شوند و اون احساسات رو تجربه می کنند

    ولی این امر در مورد خانمها صدق نمیکنه. احتمالا اون خانم تا زمانی که شخص جدیدی در زندگیش وارد نشه به شما فکر میکنه

    ولی با شرایط کنونی این هیچ فرقی برای شما نباید داشته باشه

    ولی از شما بعنوان یک مرد بالغ و فهمیده میخوام که همیشه این توصیه را به اطرافیان بکنید که تا زمانی که از عشق و علاقشون مطمین نشدند شخص دیگه ای رو وارد زندگی نکنند چیزی که متاسفانه این روزها بین آقایون خیلی شایع شده و نمونه هایی از اون رو مرتب توی این تالار می بینیم مثل آقای محسن- بی وجدان- توجیح و ...

    که به توصیه مادر و خواهرشون و.... ازدواج می کنند و بعد تازه دنبال نیمه گمشدشون می گردند.

    امیدوارم زندگیتون رو با تلاش و همراهی همسرتون بهتر و پربارتر از قبل کنید
    ویرایش توسط sanjab : چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 در ساعت 16:44

  18. 3 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    ava48 (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), کامران (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.