به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    خوشحالم که نوشته ی صبا رو می بینم.(اینکه هنوزم هستش:)) ولی نمی دونم چرا فکر می کنم یکم انتزاعیه. هم نوشته شما و هم صبا.
    توی مثال های عینی زندگی بگردی ببینی چه اشتراک ها و یا مواردی رو دوست داری اون شخص داشته باشه.
    .
    آدمی که قدرت درک زیبایی ها رو داشته باشه، از نگاه کردن به یه غنچه گل لذت ببره؟
    از سکوت کوهستان لذت ببره و اهل کوهنوردی باشه و سحرخیز؟
    پیشرفت در کار و جایگاه اجتماعی چقدر براش مهم باشه و اولویت داشته باشه و چقدر از شما برای پیشرفت حمایت کنه؟
    چقدر پول و ثروت و جلوه های اون به چشمش باارزشه و یا چقدر دودوتا چهارتا نگاه میکنه به مسائل؟
    آدمی که به خاطر دوست داشتن شما چه کارهایی می تونه انجام بده؟ چقدر خودخواهه؟ چقدر به توجه دائمی شما احتیاج داره؟
    چقدر بهش اطمینان دارید و به شما احساس امنیت میده؟
    چقدر صداقت داره؟
    چقدر با شما یکی خواهد شد و به احساس شما اهمیت خواهد داد؟
    .
    بعد از ازدواج شرایط شما تغییر می کنه.
    مسائل دیگه ای وجود خواهد داشت. غم ها و دغدغه های زیادی سراغتون میاد.
    یه آدم معمولی؟!
    همه ی ما آدم های معمولی هستیم. حتی باور کن آدم های معمولی بهتر از نابغه های علمی و بهتر از هنرمندها هستند.
    اما اگر منظورت یه آدم بیش از حد فهمیده است باید به دنبال یه خانواده ی خیلی خوب بگردی (تو ایران؟!) و یا مردی که پخته و سن دار باشه و تجربه بیشتری داشته باشه.
    .
    نمی دونم من خودم رو آدم موفقی نمی دونم که نصیحت کنم فقط فکر می کنم به جلوه های عینی زندگی فکر کن و نه به مسائل انتزاعی.
    .
    امیدوارم موفق و خوشبخت باشی دوست خوبم.:)

  2. 3 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    meinoush (پنجشنبه 20 فروردین 94), rozaneh (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), میشل (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام شی عزیزم. حرفای من رو انتزاعی می بینی، چون متوجه نشدی داستان چیه و من دارم چی می گم. با این حال پستت مثل همیشه نکات خیلی خوبی برای من داشت. دارم همین کاری رو انجام میدم که گفتی. و بعد هم میام اینجا از همون تاپیک هایی می زنم که تو و بقیه می زنید. این می شه همون معمولی ای که گفتم. که نقطه مقابلش زندگی نوابغ علمی نیست، مقابلش زندگی ایه که توش آرامش و درک متقابل حکم فرما باشه.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  4. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    she (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام میشل عزیز.
    من از همون روزهای عید که تاپیک هاتو می خوندم پیش خودم میگفتم بیچاره اونی که با میشل ازدواج کنه چون سرتاپاشو روانشناسی میکنه و آنالیز و تجزیه و تحلیل و روانکاوی و هر رفتاری بکنه زیر ذره بین میشله! :p
    من نمیخوام اینجا حرفایی که خودت میدونی و دوستان عزیز تالار زدن بزنم فقط خواستم بدونی اگه روز یخواستی ازدواج کنی این دیدت جالب نیست یعنی این دید فوق منطقی و موشکافانه به زندگی! برای کمک به دیگران فوق العاده خوبه ولی برای کمک به خودت نه! نمیتونم منظورمو به خوبی برسونم ولی صحبت همون سیگنالهاییه که همسرت باید از طرفت دریافت کنه و بخاطر متغیر بودن تو ....
    ولی یه جواب کلی با یکی مثل خودت ازدواج کنی خوب معلومه خیلی بهتره اما به شرطی که پیدا کنی آخه من که فکر کنم نادرن اینجور پسرها با این ریزبینی که من از دستگیرم شد.
    امیدوارم از حرفام نرنجی اطرافیانم همیشه بهم میگن اینکه من آدم رکی هستم زیاد خوب نیست . ولی خوب همیشه درکی که از آدمها بدست میارم رو بهشون میگم چون معتقدم اون چیزی که ما از آدمها به عنوان بازخور و رفتار میگیریم انعکاس سیگنال رفتاریه که خودمون تابش کردیم!
    شاد باشی
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  6. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    میشل (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  7. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    میشل جان من توی نوشته هات نوسان ندیدم. این نوسانی که می گی داری دقیقا چیه؟ تنها چیزی که من دیدم اینه که توی تاپیکای بقیه که پست میذاری مهربون تر و اسون گیر تری. اما توی تاپیک خودت و در مورد همسر اینده ات و خودت سخت گیر تری. در همه اشون هم دقیق بررسی می کنی.
    اینکه طرف ادم صبور باشه همیشه بهتره.
    چند سالته؟ تا حالا کسی رو دیدی که واقعا باهات هماهنگ باشه؟
    ادما رو می بینی چطوری بررسیشون می کنی؟ از ادمایی هستی که بقیه رو توی چند دقیقه ی اول انالیز می کنن یا میذاری بعد یه مدت مثلا چند ماه که بگذره نظری میدی راجع به ادم دیگه؟ اصلا دوستات یا کسایی رو که می خوای باهاشون نشست و برخاست کنی رو خودت تشخیص می دی و انتخاب می کنی یا پیشامدیه؟
    من خودم از اوناییم که توی چند دقیقه اول ملاقات با هر ادمی یه بررسی می کنمش. بعدم هیچی. معمولا هم وقتی یکی رو دوست دارم و می خوام باهاش دوست شم می بینم یا از من خوشش نمیاد یا اصلا واسه من وقتی نداره (چه دختر چه پسر و از هر سنی). چراشو نمیدونم.
    ببین دل و عشق برات مهمه یا موارد عقلانیه ازدواج مثل تحصیلات کار اینده پول و اینا. یعنی هر دوش مهمه ها ولی کدومشون برات اولویت داره؟

  8. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    میشل (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  9. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام آقای روزنه.

    خوشحال شدم که نظرتون رو خوندم. اما فکر کنم سانسور کردید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    امیدوارم از حرفام نرنجی اطرافیانم همیشه بهم میگن اینکه من آدم رکی هستم زیاد خوب نیست .
    دلیلی برای رنجش نیست. من شما رو دوست خودم می دونم، و این حقیقتا لطف شما رو می رسونه که در موارد مختلف بهم کمک فکری و روانی می رسونید. هم شما و هم سایر دوستان. پست گذاشتن واقعا کار ساده ای نیست، مستلزم اینه که قبلش سعی کنیم شرایط یه نفر رو صرفا از روی نوشته هاش درک کنیم، و این وقت و انرژی می گیره. حالا من باید چه موجودی باشم که از این لطف شما برنجم؟!

    البته منکر این نیستم که اگه همین حرفا رو کسی به من می زد که حس دوستانه ای ازش دریافت نکرده بودم، احتمال زیاد لطفش رو مغرضانه تعبیر می کردم.

    من در کل آدم انتقادپذیری نیستم، اما اگه کسی رو دوست خودم بدونم، حالتم کاملا متفاوته. در واقع انتقادپذیر یا نپذیر! بودن من برمی گرده به اینکه اونیکه داره انتقاد می کنه رو دوست خودم می دونم یا نه.

    ===============================================

    در مورد سیگنال ها متوجه منظورتون نشدم. ممکنه واضح تر و راحت تر برام توضیحش بدید؟

    ===============================================

    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    من از همون روزهای عید که تاپیک هاتو می خوندم پیش خودم میگفتم بیچاره اونی که با میشل ازدواج کنه چون سرتاپاشو روانشناسی میکنه و آنالیز و تجزیه و تحلیل و روانکاوی و هر رفتاری بکنه زیر ذره بین میشله! :p

    درست متوجه شدید، رفتار اطرافیانم زیر ذره بین منه. تازه قدرت درک من تو این فضا خیلی پایینه، چون یه آدم حسی و چشمی هستم. و تو روابط غیر دیداری حقیقتا کلافه می شم، چون اطلاعات کافی از طرف مقابلم دریافت نمی کنم و اعصابم به هم می ریزه.

    در واقع من در اغلب مواقع، کوچیکترین تغییر حالت ابرو، یا ذره ای حرکت عنبیه چشم یک فرد رو می بینم، حتی اگه مستقیما بهش نگاه نکنم.

    یه نکته مهم اینه که من علاوه بر پردازش و آنالیز منطقی اطرافیانم، کوچکترین حرکات حاکی از رنجش، کلافگی، عصبانیت، و ... رو هم خیلی خوب دریافت می کنم. و احساسات دیگران خیلی برام مهمه.

    فکر کنم ریز بینی ای که متوجهش شدید، اگه فقط منطقی بود، با اطمینان می تونستیم بگیم که شوهر من آدم بیچاره ایه، اما در حال حاضر فکر می کنم بیچارگیش در پرده ای از ابهام باشه (اگه اشتباه می کنم، بهم بگید)، چون این فقط سنسور های منطقی من نیستن که قوین، سنسورهای احساسیم هم به همون اندازه قوین.

    واقعیتش رو بخوای من یه مغز سفت و یه قلب نرم دارم. این دو تا در کنار هم باعث می شه نتونم با اطمینان بگم که شوهرم از زندگی با من بیچاره می شه.

    ==============================================


    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    من نمیخوام اینجا حرفایی که خودت میدونی و دوستان عزیز تالار زدن بزنم
    منظورتون کدوم حرفاست؟

    ==============================================

    - - - Updated - - -

    مینوش عزیزم خیلی خوشحالم کردی که برام نوشتی.

    من حس خیلی خوبی نسبت به تو دارم. امیدوارم بازم با من باشی. :*

    الان وقتم کمه، سرفرصت میام پستت رو جواب میدم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  10. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    meinoush (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    واسه همینه گفتم بیچاره اونی که با میشل وصلت کنه گرچه این حرفم کاملاً از روی شوخی بود و اسمیل بدجنسی انتهای مطلبم هم موید این موضوع بود ولی انگار به دل گرفتی البته زیاد هم بیراه نگفتم چون ببین همین الانم چند تا جمله من رو چقدر آنالیز و موشکافی کردی!منظورم از حرفها هم صحبت های مفید سایر دوستان مانند صبای عزیز بود.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  12. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    میشل (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  13. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 اردیبهشت 95 [ 21:42]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    3,890
    سطح
    39
    Points: 3,890, Level: 39
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,697

    تشکرشده 825 در 209 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام میشل جان
    عزیزم تا وقتی منتقددرونیتو کمرنگ نکنی مدام این پرسشها برات بوجود میاد حتی با وجود داناییت ممکنه انتخاب درستی نداشته باشی..پس اول راهکارهای جناب sci رو انجام بده اونوقت به احتمال خ زیاد سوالاتتو خودت خود خودت میجوابی..
    پس انقد با روحت کلنجار نرو..
    راستی احتمالا وقتی ک حس شادابی میکنی کودک درونتو سرزنش میکنی چرا شادی سر چیزی ک شاید ناچیزه..
    عزیزم انقد خودتو تو منگنه نذار خودتو بسنج پیگیر پیشرفتت باش اما سرزنش نکن..باز رسیدیم به منتقد درونی پس اول جلوی اینو بگیر و خودتو بشناس!!
    شادوموفق باشی

  14. 3 کاربر از پست مفید باران بهاری11 تشکرکرده اند .

    meinoush (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), rozaneh (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), میشل (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  15. #18
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    من توی نوشته هات نوسان ندیدم. این نوسانی که می گی داری دقیقا چیه؟
    مینوش جان نوسانم در مواردیه مثل شادی و غم، آرامش و کلافگی، فهمیدگی و بی شعوری، و ...

    و البته نوسانم به شکلی نیست که به راحتی دیده بشه. چون پنجاه پنجاه یا حتی هفتاد سی هم نیست. (البته بستگی به دوره زمانیش هم داره) دیده نمی شه، بعد یه دفعه می زنه طرفم رو ناک اوت می کنه!

    مثلا تو این همه پستی که من تو این انجمن گذاشتم، یادم نمیاد هیچ کدوم رو با عصبانیت نوشته باشم. (غیر از مواردی که طرفم خودم بودم) خیلی وقتا درصد عصبانیتم واقعا اینقدر کمه. مثلا دو سال با یه عده آدم که کاملا با من ناهمگون بودن و خیلی از نظر اخلاقی باهام تضاد داشتن زندگی کردم. در این دو سال فکر کنم دو بار پیش اومد که من عصبانی شدم. یکبارش رفتارم کنترل شده بود، یکبارش نه. و تو همون یکبار یه چیزایی رو له کردم! (هم در خودم هم در طرف مقابلم) البته بعدش خیلی خوب از عهده برطرف کردن عوارضش براومدم و روابط دوباره دوستانه شد. اما چون کن فیکون کرده بودم، یه چند ماهی طول کشید. و البته یه چیزایی هم جبران نشدن!

    یا مثلا من تو روابطم در اغلب مواقع یه آدم فهمیده هستم. اما یه مواردی پیش میاد که بی شعوری رو به اوج می رسونم.

    در واقع خطر نوسان من در کوتاه بودن دامنه ها نیست، خطر در اینه که بردش خیلی زیاده. منظورم اینه که تعداد اشتباهاتم معمولا کمه، اما همون کم ها، فاجعن! همه چی رو نابود می کنم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    اینکه طرف ادم صبور باشه همیشه بهتره.
    آره. اما خب اونم چه گناهی کرده که گیر من بیفته.

    فکر کنم اتفاقا من باید با کسی ازدواج کنم که بدونم جلو من کوتاه نمیاد! خصوصا در مورد عصبانیت هام. اینجوری با سرعت بیشتری خودمو جمع و جور می کنم و یکدست می شم!


    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    ادما رو می بینی چطوری بررسیشون می کنی؟ از ادمایی هستی که بقیه رو توی چند دقیقه ی اول انالیز می کنن یا میذاری بعد یه مدت مثلا چند ماه که بگذره نظری میدی راجع به ادم دیگه؟
    شخصیت و روحیات آدما رو نمی شه تو بازه زمانی کوتاه تشخیص داد. من کلا حواسم به اطرافم هست، به انسان ها به روابطشون به احساساتشون. برای همین معمولا زمان خاصی رو به یک فرد خاص اختصاص نمی دم، مگر اینکه مسئله ازدواج باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    اصلا دوستات یا کسایی رو که می خوای باهاشون نشست و برخاست کنی رو خودت تشخیص می دی و انتخاب می کنی یا پیشامدیه؟
    هر دوش.

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    ببین دل و عشق برات مهمه یا موارد عقلانیه ازدواج مثل تحصیلات کار اینده پول و اینا. یعنی هر دوش مهمه ها ولی کدومشون برات اولویت داره؟
    خب من عقلانی می سنجم. و احساس رو فقط در این حد دخیل می کنم که طرف به دلم بشینه.

    ================================================== =

    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    واسه همینه گفتم بیچاره اونی که با میشل وصلت کنه گرچه این حرفم کاملاً از روی شوخی بود و اسمیل بدجنسی انتهای مطلبم هم موید این موضوع بود ولی انگار به دل گرفتی البته زیاد هم بیراه نگفتم چون ببین همین الانم چند تا جمله من رو چقدر آنالیز و موشکافی کردی!منظورم از حرفها هم صحبت های مفید سایر دوستان مانند صبای عزیز بود.
    روزنه عزیز من توضیح دادم که بهتر بتونید روحیاتم رو بشناسید. اگه به دل گرفته بودم می گفتم. باور کنید من به زودرنجی و حساسی شما نیستم.:) در ضمن متوجه اون اسمایل بدجنسی هم شدم، واضح بود که دارید مزاح می کنید. ولی خب چون به نکته درستی اشاره کرده بودید، لازم دیدم بقیه ابعادش رو هم شفاف کنم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط باران بهاری11 نمایش پست ها
    سلام میشل جان
    عزیزم تا وقتی منتقددرونیتو کمرنگ نکنی مدام این پرسشها برات بوجود میاد حتی با وجود داناییت ممکنه انتخاب درستی نداشته باشی..پس اول راهکارهای جناب sci رو انجام بده اونوقت به احتمال خ زیاد سوالاتتو خودت خود خودت میجوابی..
    پس انقد با روحت کلنجار نرو..
    راستی احتمالا وقتی ک حس شادابی میکنی کودک درونتو سرزنش میکنی چرا شادی سر چیزی ک شاید ناچیزه..
    عزیزم انقد خودتو تو منگنه نذار خودتو بسنج پیگیر پیشرفتت باش اما سرزنش نکن..باز رسیدیم به منتقد درونی پس اول جلوی اینو بگیر و خودتو بشناس!!
    شادوموفق باشی
    سلام باران خوبی؟ چقدره ندیدمت، دلم برات تنگ شده بود. :*

    مرسی از یادآوریت عزیزم. دارم بهش فکر می کنم. تا چند روز دیگه شروع می کنم. ولی واقعا کشه خیلی عذابه.:( یه روز که انجام دادم چند تا خط قرمز و متورم روی دستم افتاده بود. هر بار کشه روشون می خورد، دلم ریش می شد. محکم هم نمی زدم. به هرحال نتونستم تحمل کنم، بازش کردم. حالا چند روز دیگه دوباره شروع می کنم. اینبار دیگه کوتاه نمیام، قول می دم.:)

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  16. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    meinoush (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  17. #19
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    مشکل اینه که ذهنم شلوغه!

    الان که نگاه می کنم می بینم جواب چیزی که تو این تاپیک نوشتم رو قبلا می دونستم، ولی واقعا تو این چند روزه، و روزهای قبل از ایجاد این تاپیک نمی دونستم!

    قبل از اینکه موضوع خواستگاری به روز بشه هم ذهنم به هم ریخته بود. حالا شلوغ تر هم شده.

    ================================================== ===========

    از همه دوستانی که برام پست گذاشتید ممنونم. من فعلا اینجام: http://www.hamdardi.net/thread-26620.html. اگه بعد از آروم شدن ذهنم بازم سوالات این تاپیک برام مطرح بودن، دوباره وقتتون رو می گیرم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  18. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    باران بهاری11 (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  19. #20
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    فکر می کنم یه مقداری مثلا یه هفته بیا به خودت اسون بگیر. در مورد کارها و جاهایی که برات ضرر نداشته باشه. هر رفتاری که دلت می خواد بکن و به هر چی که می خوای فکر کن. مثلا می تونی یه کلاس زبان بری. توی مدت کلاس هر طور که دوست داری رفتار کن و هر چی که می خوای بگو. دلتو کاملا ازاد بذار و با عقلت هر لحظه چکش نکن. به نظرم بعد از این یه هفته اگه خوب دلتو رها کنی مثله یه بچه ازاد و رها باشی بعدش تعدیل بیشتری پیدا می کنی توی فکر کردن و تصمیم گرفتنات. ببین دلمونم حق و حقوق خودشو داره. بعضی وقتا یه چیزایی می خواد که عقلمون رد می کنه و دله سرخورده میشه. واسه اینکه ناراحت نباشیم باید سر یه چیزای جزیی و کوچیک و بی ضرر بذاریم دلمون راحت هر کاری می خواد بکنه. مثلا رنگ مانتو و روسری شال یا جواب حاضری کردن به ادمای غریبه یا هر چی. یه چیزای ریز ریزی که نه واسه تو ضرر باشه نه واسه بقیه. اینطوری دلمونم خوشحال میشه که یه کاری واسه خودش کرده. بعدش عصبانیتمون کمتر میشه عمقش یا اون غم بی دلیلی که می گی کمتر میاد سراغمون.

    به نظر من این چیزایی که می گی خیلی هم طبیعیه. همون ادم صبور صبوره هم مطمن باش میتونه یه وقتایی بد عصبانی بشه. همه مون همه ی اینارو داریم. ببین ادمیم دیگه. همه ی صفت ها رو هم همه امون داریم. اما باید به جا ازشون استفاده کنیم. همون عصبانیتم یه جاهایی به درد می خوره.

    نمی خواد دلت واسه شوهر اینده ات بسوزه! خیلی هم بیش از حد به فکر یکی دیگه نباش. اینطوری سخت می گیری و ممکنه دلسوزی بیش از حدت نذاره اونی که می خوایو انتخاب کنی. هر ادمی حتی بی دست و پاترینشون زبون دارن که بگن ناراحتن از اینکه مثلا تو یا من یه رفتار خاصی داریم. همون ادم صبوره هم که نگرانشی بلده و می تونه از خودش دفاع کنه. نگران این چیزا نباش. درست انتخابتو بکن.

    واسه عصبانیتاتم باید ببینی چی واست بهتره. مثلا من وقتی عصبانیم ترجیح می دم تنها باشم. یکی ممکنه دوست داشته باشه بره ورزش کنه یکی دیگه بره راه بره هر چی. حتی ممکنه قرارت با شوهرت این باشه که مثلا بهت یاد اوری کنه به نحوی که این همون عصبانیتس که می خواستی بهت بگم ارامش داشته باش. یا شایدم یه بوس همه چی رو حل کنه. نمی دونم ولی اینایی که می گی تعدادشون کمه و عمقشون زیاده راه دارن. مثلا عصبانیتاتو می تونی خودت کنترل کنی به نحوی و به شکلی که به کسی و به خودت اسیب نزنی. یا بهار بود که می گفت بالشو مشت میزد نوشته بود.

    ازا این چیزا نترس. اینا بخشی از کل وجودتن. نخواه حذفشون کنی. هر کدومشون به جای خودشون مفیدن. همون غم همون عصبانیت باید وجود داشته باشن در وجودت. اما به وقت و به جا بیان. اما به خودی خود بد نیستن. مهربونی یه صفت خوبه اما اونم یه حدی و یه جایی داره. بیش از حد و بی جاش می تونه بد شه.
    --

    پستم با پست اخرت همزمان شد.

  20. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    میشل (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. *** حسینیه تالار همدردی***
    توسط fafa1360 در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 172
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 مهر 00, 01:27
  3. تردید در ازدواج با هم کلاسیم
    توسط esi1985 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 16 خرداد 95, 11:20
  4. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25
  5. به همکلاسیم علاقه مند شدم، چطوری ابراز علاقه کنم؟
    توسط mehrdad95 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 بهمن 92, 11:26

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.