سلام مریم عزیزم ، خیلی وقت شاید 3 ماه بود که به تالار سر نزده بودم تا دیروز .امروز به فکرت بودم تا اومدم تاپیکت رو دیدم ، اولا که واقعا بهت تبریک میگم که از دست اون موجود راحت شدی .به خدا بسپارشون تا قلبت آروم بگیره ، چون فقط خدا هست که میدونه واقعا توی دل تو چی میگذره و سزای کار اون ها رو هم بسپار به طبیعت .
نمی خواد بشینی و منتظر باشی که کی سزای اعمالشون رو میبینن .رهاشون کن .خودت و فکر و ذهنت رو رها کن .زندگیت رو از نو شروع کن . و این چند سال رو کاملا از زندگیت حذف کن و فقط تجربیاتش رو برای زندگی آینده ات در ذهن داشته باش .
تمام رفتار و حرکتاشون از روی حرص زیادیشون هست .چون خودشون رو مقصر میدونن و به خودشون شک دارن ترس این دارن که مردم هم باور کرده باشن که تقصیر از اوناست و به زور میخوان با نذری دادن باور مردم رو تغییر بدن .ولی مطمئن باش و شک نکن که مردم غقل دارن و خودشون قدرت تجزیه و تحلیل دارن .
این که گفتی در زندگی بعدیش اشتباهاتش رو تکرار نمیکنه و براش درس عبرت میشه و ....... بهت قول میدم که اصلا نمیتونن .بعضی چیزها ذات آدم ها هست و هیچ وقت تغییر نمیکنه .حسی که داری رو خیلی خوب درک میکنم ، و قبلا تجربش کردم ولی اصلا اصلا ذات آدم ها تغییر نمیکنه .خیلی از ما خیلی خصوصیاتی داریم که ذاتیمون شده و بارها خواستیم که از بینش ببریم مثل عصبانیت و ...ولی نتونستیم ، بارها تصمیم میگیریم ولی نمیشه تغییرش داد یا به طور کلی حذفش کرد ، بالاخره یک روز خودشون رو به هر کسی که سر راهشون قرار بگیره نشون میدن .بهت قول میدم .
به جای اینکه وقت و انرژیت رو برای این آدم ها ،هدر بدی ، سعی کن انقدر آدم موفقی بشی که یک روز همه حسرتت رو بخورن دوست خوبم .
برات دعا میکنم که خدا بهت آرامش و صبر بده تا روزی که انقدر شاد باشی که به این روزهات بخندی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)