به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 66
  1. #51
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array
    بها رجان،ممنونم ازت خانوم. من همیشه با نوشته هات انرژی میگیرم،دوست داشتم برام بنویسی ولی روم نشد بگم
    راستش هی دست دست کردم که عاقلانه رفتار کنم، وسیله هاشون رو جمع کردم و ریختم توی اون کیسه زباله ولی ندادم بهشون که بهترین تصمیم رو بگیرم. میدونی بهار، دیروز که چشمم به اون کادوهای خوشگلی که بهشون داده بودم (والبته بارها مورد تحقیر اون خونواده قرار گرفته بودن) افتاد انگار تیر به چشمم زدن،انگار قلبم رو چاقو میزدن، چرا انقد بی فرهنگن؟ چرا؟ چرا فکر میکنن توهین و تحقیر یه دختر نشانه شخصیتشونه؟ البته اگه یادت باشه همیشه همین بودن و من همیشه از دست تحقیرها و توهین هاشون به این تالار شکایت آوردم.
    چرا خونواده من حتی یک بار حرفی پشت سرشون نمیزنن؟چرا بی حرمتی نمیکنن؟ دروغ نمیگن،افترا نمیبندن؟ گاهی از خدا دلم میگیره که بهش واگذار کردم ولی اونا هر روز پر روتر میشن
    راستش رو بخوای میخواستم اون کیسه رو تحویل دامادشون بدم که خیلی باش رودربایستی دارن و جلوش حفظ ظاهر میکنن و همه پته شونو بریزم رو آب(هرچند خودش همه چیز رو میدونه) ولی من یه بار دیگه تکرارشون کنم. بعد دیدم من با اون آدما فرق دارم، من نمیتونم چنین کاری بکنم،شأن خانواده من بهم چنین مجوزی نمیده، اونا به فراخور حال و شخصیت خودشون رفتار کردن و من بااااااااااااااز هم واگذار میکنم به خدا.
    خدایا تو شاهد باش چه خونی به دل من کردن و میکنن. پناهم باش و حقم رو بگیر.................
    بهرم ببخش طولانی شد

  2. 3 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (سه شنبه 20 فروردین 92), شارلوت (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  3. #52
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    مریم عزیز

    گفتنی ها رو بهار شادی عزیز گفت.
    من هم باهاش هم نظرم.نه به قول خودت به خاطر حس انسان دوستانه...برعکس فقط و فقط به خاطر حفظ ارامش و روحیه تو./

    اینا که ادمهای با فرهنگی نبودن و هدفشون از پس دادن هدیه ها قطعا انسان دوستی و اگاهی به شرع نبوده !(از لحاظ اینکه اینها امانت بوده و باید به صاحبش برگردونده بشه و ...)
    به نظرم هدفشون قلقلک دادن تو بوده.پس شما وارد بازی مسخره اینها نشو.خیلی ریلکس چیزهایی رو که بهت دادن یا بریز دور و یا بده به فقیر و مستمندی که استفاده کنه و دعا به جون تو بکنه.

    باور کن این حس خیلی حال خوبی بهت میده.تا اینکه مقابله به مثل کنی.

    ما درکت میکنیم و میدونیم خشمگینی ولی ازخانواده ای که برامون توصیف کردی بیشتر از این انتظار نمیرفت.باور کن الان اگر کوچکترین عکس العملی از تو نبینن براشون سختتر و گرونتره.چون بهت گفتم..هدفشون قلقلک دادن تو بوده....

    پس نکن این کار رو و برای خودت بیشتر عذاب فکری و روحی درست نکن عزیزم.




    پس
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  4. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (سه شنبه 20 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92)

  5. #53
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    مریم عزیز خوشحالم که اینکار رو نکردی بهت تبریک میگم بابت دید قشنگی که بدست آوردی کار درستی کردی . امیدوارم روزهات با شادی همراه باشه و افسوس گذشته رو نخوری. مطمئن باش خدا خودش جای حق نشسته و حق ات رو خواهد گرفت و اونا به مرور تاوان اعمال و رفتارشون رو خواهند داد شاد باشی
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  6. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    barani (سه شنبه 20 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92)

  7. #54
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نه این کار رو نمیکنم، من خیییییییلی جاها از اونا گذشتم، اینم روش. برای نظرتون با تمام وجودم احترام قائلم و کادوهای به درد نخورشون رو پس نمیفرستم، نه در شأن منه ،نه در شأن خونواده م. راستش پدرمم با این کار موافق نبود و عقیده داشت که اونا از حرصشون این کار رو کردن . پدرم فقط میخندید بهشون و میگفت بذار تو حال خودشون بمونن.
    دوستتون دارم.
    دعا کنید به زودی بیام وبگم که تاوان کارهاشون رو دادن،دعا کنید آدمی مثل خودشون سر راهشون قرار بگیره.

  8. 2 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (سه شنبه 20 فروردین 92)

  9. #55
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    مطمئن باش من و بقیه بچه های تالار برات دعا میکنیم در ضمن به خاطر داشتن پدری اینچنین فرهیخته و با دید باز بهت تبریک میگم. شاد باشی
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  10. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92)

  11. #56
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 09:39]
    تاریخ عضویت
    1390-10-15
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    3,034
    سطح
    33
    Points: 3,034, Level: 33
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 491 در 147 پست

    Rep Power
    37
    Array
    سلام . صبحتون به خیر.بچه ها من گاهی دچار احساس هایی میشم که خودم هم ازشون راضی نیستم.
    راستی اول یه خبر دیگه ::( دیروز غروب من داشتم از پنجره آشپزخونه بیرون رو نگاه میکردم که دیدم به به نامزد سابقم و مادرش و خواهرش با ماشین اومدن خونه روبه ریی ما و دارن بین همسایه ها گوشت نذری پخش میکنن (به خاطر اینکه از دست ما راحت شدن) :d
    راستش رو بخواین یه جورایی این کاراشون بهم برمیخوره،به این دلیل که فکر میکنم با آبروی ما توی شهر دارن بازی میکنن و خونواده مم هی میگن اشکال نداره از بس که سوختن اینجوری میکنن منتها میخوان با این کارا حفظ ظاهر کنن و مثلاً خودشون رو خوشحال و بیخیال نشون بدن................. آیا نظر شمام همینه؟
    اما اون احساس ها یا بهتره بگم فکرایی که هر از گاهی میاد سراغم : 1- فکر میکنم که این آدما بی عقل تر از اونی هستن که زندگی من رو رها کنن، میدونم که با ظاهر شدن خواستگار میرن میپیچن به دست و پاش و پشیمونش میکنن، یا در صورت ازدواج من حتماً زندگیم رو قلقلک میدن و چوب لای چرخ زندگیم میذارن( مثلاً این مادر بی تعادلش ممکنه به خونواده همسر من زنگ بزنه و دهنش رو باز بکنه و دری وری بگه و دروغ بگه و تهمت بزنه و ..............
    2- گاهی با خودم فکر میکنم که این وسط من در نقش یه قربانی فقط باعث شدم که اونا با گرفتن یه دختر دیگه مثل آدم رفتار بکنن، چون یه بار دیگه م که نمیتونن اون دختر رو هم فراری بدن و بعدش پاشن شیرینی بدن و گوسفند قربونی کنن، باور کنید این احساس دوم آزار دهنده تر از احساس اولم هست، میدونم جوابتون اینه که نباید برام مهم باشه و پیگیری نکنم اما برام مهمه، واسه همین نوشتمش .
    ممنون میشم کمکم کنین

  12. 2 کاربر از پست مفید maryam1363 تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), تسلیم خدا (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  13. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array

    سلام مریم عزیز
    آره نظر ما هم همینه هر چی شما بیشتر بی تفاوتی نشون بدی حال اونا رو بیشتر گرفتی ولشون کن رها کن و به زندگیت برس .

    هزاران بار گر از این کار کنند تو به آهی بکش و آه را بر قاصدکی بنشان
    راهی اش کن سوی آن ایزد منان ملکوت تا به آهت جهانشان پر شود از زجر و سکوت
    گر خوری غصه پیرک صفتان دل دلکت حیف بود زیر چرخ دون نگهان باید آرام گذشت و خندید
    خنده را خنده کنان بر جبین گل یاس انداز و خدا را چنان نزدیک بین که همه عالم و آدم به نگاهت برند حسرت دیدار ذی
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم

    ویرایش توسط rozaneh : چهارشنبه 21 فروردین 92 در ساعت 11:54

  14. 6 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92), sanjab (چهارشنبه 21 فروردین 92), tamanaye man (جمعه 06 اردیبهشت 92), تسلیم خدا (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  15. #58
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    مریم جان سلام

    ادم از یک دقیقه دیگه خودش خبر نداره...بعد تو میشینی چه فکرهایی میکنی و چه چیزهایی در ذهنت میبافی و به کجا هم میرسی !
    توکل کن به خدا...اگر واقعا بهش اطمینان داشته باشی انقدر افکار جور واجور نمیاد سراغت...

    خدا رو چه دیدی...شاید یه اتفاقی افتاد و اون اقا برای همیشه از ایران رفت !

    شاید تو رفتی یه شهر دیگه با همسر اینده ات !

    و هزاران از این شاید ها که خیلیهاش توی ذهن تو اصلا جا نمیگیره....

    ذهنت رو خالی کن از این افکار مسموم و اشتباه.این افکار فقط تورو خشمگین و ناراحت میکنه.فایده ای نداره اصلا.....به غیر از اینکه ذهن تو و روح و روانت رو تخریب و ضعیف میکنه

    به فکر اینده باش.اینده ای که قراره همسر خوبی باشی و همچنین مادر خوبی.این افکار خیلی اذیتت میکنه

    در مورد سوال دومت باید بگم:

    تجربه توی زندگی هرکسی نقش مهمی داره.هم شما کسب تجربه کردی در این رابطه و هم اون اقا.این یک واقیعته.اما دلیل نمیشه بر اینکه حتما اون اقا موفق میشه در زندگی و یا شما نمیشی یا برعکس....

    پس بریز دور این افکار رو...خوشبختی توی زندگی فقط مربوط به تجربه نمیشه..بلکه نیازمند صبوری و تعقل کافیه.

    مریم جان صبور باش....این روزهای میگذره و تموم میشه
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  16. 9 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92), mohammad6599 (یکشنبه 20 مرداد 92), rozaneh (چهارشنبه 21 فروردین 92), she (چهارشنبه 21 فروردین 92), shima_2 (چهارشنبه 21 فروردین 92), tamanaye man (جمعه 06 اردیبهشت 92), تسلیم خدا (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  17. #59
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    امروز یه چیزی از خدا خواستم یعنی حتی از خدا هم نخواستم ولی خیلی جدی با خودم گفتم باید این کارو بکنم! بعد سه سوت یه آدمی که اصلن نمی شناختمش و اصلن به ذهنم هم خطور نمی کرد زنگ زد به یه آدم دیگه و .... اصن یه کاری جور شد باورش هم نمی کردم!!!:o
    از ته دلت آرزوی خوشبختی کن. اونها رو هم رها کن و به خدا بسپار.
    باور کن اگه به خدا و عدالتش ایمان نداشته باشی کمکت نمی کنه ها!
    خدا هیچ وقت حق الناس رو نمی بخشه. فقط صبر داشته باش. صبر و ایمان. نه این که فقط تحمل کنی و رنج ببری.

  18. 6 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 21 فروردین 92), barani (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam123 (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92), rozaneh (پنجشنبه 22 فروردین 92), sanjab (چهارشنبه 21 فروردین 92)

  19. #60
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryam1363 نمایش پست ها
    خونواده مم هی میگن اشکال نداره از بس که سوختن اینجوری میکنن منتها میخوان با این کارا حفظ ظاهر کنن و مثلاً خودشون رو خوشحال و بیخیال نشون بدن................. آیا نظر شمام همینه؟
    سلام بر مریم خانم گل :)

    من کامل با خانوادت موافقم! اونها خیلی سوختن که گلی مثل تو رو از دست دادن!!!

    یکم هم به نظرم آدمهای خل و چلی هستن و تعادل روانی ندارن انگار.

    برو خدا رو شکر کن که از دست این دیوانه ها راحت شدی گلم

    مریم جان

    تو الان چند ماه هم از طلاقت نگذشته. طبیعیه که بعد یک بحران سخت اعصابت کمی ضعیف بشه عزیزم

    گفتم که فقط بی خیال باش و انقدر هم منفی بافی نکن.

    توکل یعنی خدایا چون همه چیز به عهده تو سپردم من آروم آرومم.

    مریم تو فکر می کنی این بهار پر انرژی سختی نکشیده؟

    غم تو زندگیش نداشته؟

    باور کن توی زندگیم غم هایی رو به دوش کشیدم که فقط خدا میتونسته آرومم کنه.

    اما وقتی پشتیبان من وجودیه که هیچ کس یارای مقابله باهاش رو نداره چرا نگران باشم؟

    دعای بعد از نماز صبح رو با معنی حتما بخون ، خیلی جالبه.

    نوشته یه قسمتش :
    ماشا الله لا حول و لا قوة الا بالله ، ماشا الله لا ما شاء الناس ، ما شاء الله و ان کره الناس!

    معنیش میشه : هر آنچه خدا بخواهد به حول و قوه او می شود! (لینک های زیر رو حتما بخون!!! تا قدرت خدا رو بیشتر درکش کنی)


    لینک 1 ، لینک 2 ، لینک 3


    هر آنچه او بخواهد نه آنچه مردم می خواهند!

    هر آنچه او بخواهد حتی اگر برخی مردم از آن امر کراهت داشته باشند.


    پس اگر فکر کردی که رها شدی سخت در اشتباهی!!!

    و اگر فکر کردی میتونن بدبختت کنن باز هم در اشتباهی!

    چون "برگ از درخت بر زمین نمی افتد مگر به اذن او!"

    و خدای مریم بسیار مهربانه که از اون منجلاب کشیدش بیرون!


    حالا تو خدا رو با همه الطاف و عظمتش رها کن بشین غصه بخور که چنین و چنین می کنن!

    مریم برای آرامش خودت رها کن! به خودت فرصت خالی شدن از خشم و کینه بده!

    و توکل کن! و آینده خودت رو به خدا بسپار!

    اون میدونه چی برای ما بهتره.

    باشه گلم؟


    روزی تو خواهی آمــــــــد از کوچه های باران

    تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران...




    ویرایش توسط bahar.shadi : چهارشنبه 21 فروردین 92 در ساعت 16:15

  20. 7 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam123 (چهارشنبه 21 فروردین 92), maryam1363 (پنجشنبه 22 فروردین 92), rozaneh (پنجشنبه 22 فروردین 92), she (سه شنبه 27 فروردین 92), ویدا@ (چهارشنبه 21 فروردین 92), تسلیم خدا (چهارشنبه 21 فروردین 92)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.