خوبه اگر حرفهام باعث شده شما بخندی.
منظورم این بود که با جمع و تفریق حقوق بیشتر از نصف مردم کشور، می بینی که هیچ کس هیچ وقت نمی تونه خونه بخره.
اما زندگی همه اش با این محاسبات پیش نمی ره.
شرایطی پیش می آد که زندگیت بهتر می شه و گاهی هم شرایط بدی پیش می آد ( دور از جون، مثل بیماری) که همه محاسباتت را به هم می ریزه.
بهتره به جای محاسبه، با امید و توکل زندگی کرد.
صحبت من قدرت خرید پول و قیمت دلار... نبود.
ولی قرار نیست همیشه شرایط اینطور بمونه. بالاخره شرایط ثابت می شه. تا ابد که نمی تونه این جوری پیش بره.
یک اقتصاد به این شکل هیچوقت دوام نمی آره.
حالا اون دختر خانم چرا از اول به شما نگفت که شرط پدرش واسه ازدواج خونه است تا شما دیگه پیش نری؟
شاید امیدی به جدی بودن این شرط نداشته. شاید راهی هست. خود اون بهتر می دونه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)