به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saraa نمایش پست ها
    سلام دوست من...

    شایدشماا که از دور نگاه میکنین درست بگین ولی اینم در نظر بگیرین فقط و فقط واسه این دوس دارم باهم بریم مشاور که تو دلم خودم ارامشی بشه برای خودم که من تلاشمو کردم نشد یا نخواست یا مانع شدن یا هر چیزه دیگه ای... که پس فردا نگم ای کاش این یه راهه مشاور رو هم امتحان میکردم فقط همین....:'(
    دلیل جدا شدن شما این است که خانواده اش بهش گفتند که این دختر بدون خانواده اش طاقت نمی آره و تو را هم برمی داره می بره.

    این آقا اگر مایل بود با شما بمونه
    در درجه اول همانطور که به حرف خانواده اش که پیشگویی کردن که شما می ری پیش خانواده ات اعتماد نمی کرد و به حرف شما که داری قول می دی که باهاش بمونی و به زور جایی نرید اعتماد می کرد.
    در ثانی، حتی اگر شما با هم برید پیش خانواده ات، اتفاق غیرقابل تحمل و سختی که قرار نیست بیفته.

    حالا می خواهید برید مشاوره چی بگید؟
    که مشاور قول بده شما نمی ری؟ یا مثلا ایشون هم بیاد یا ؟؟؟ مشاور که نمی تونه در این مورد کاری بکنه.

    باور کن این آقا اگر می خواست نمی کشید کنار. خودش هم ته دلش مطمئن نبوده و نمی خواد.
    اگر ازدواج کرده بودید باید همه تلاشت را می کردی که زندگیت را حفظ کنی.
    اما الان تلاشی نداری که بکنی. تلاش کنی که یکی شما را بخواد؟

    آیا این روزها ارتباط دارید؟ حرف می زنید؟ خودش چی می گه؟
    خانواده ات در جریان موضوع هستند؟ نظر اونها چیه؟
    رفتن خانواده ات تا چه حد قطعی است؟ کی می رن؟ امکان نرفتنشون هست؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    ویدا@ (پنجشنبه 29 فروردین 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 تیر 92 [ 00:22]
    تاریخ عضویت
    1392-1-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    156
    سطح
    3
    Points: 156, Level: 3
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    دلیل جدا شدن شما این است که خانواده اش بهش گفتند که این دختر بدون خانواده اش طاقت نمی آره و تو را هم برمی داره می بره.

    این آقا اگر مایل بود با شما بمونه
    در درجه اول همانطور که به حرف خانواده اش که پیشگویی کردن که شما می ری پیش خانواده ات اعتماد نمی کرد و به حرف شما که داری قول می دی که باهاش بمونی و به زور جایی نرید اعتماد می کرد.
    در ثانی، حتی اگر شما با هم برید پیش خانواده ات، اتفاق غیرقابل تحمل و سختی که قرار نیست بیفته.

    حالا می خواهید برید مشاوره چی بگید؟
    که مشاور قول بده شما نمی ری؟ یا مثلا ایشون هم بیاد یا ؟؟؟ مشاور که نمی تونه در این مورد کاری بکنه.

    باور کن این آقا اگر می خواست نمی کشید کنار. خودش هم ته دلش مطمئن نبوده و نمی خواد.
    اگر ازدواج کرده بودید باید همه تلاشت را می کردی که زندگیت را حفظ کنی.
    اما الان تلاشی نداری که بکنی. تلاش کنی که یکی شما را بخواد؟

    آیا این روزها ارتباط دارید؟ حرف می زنید؟ خودش چی می گه؟
    خانواده ات در جریان موضوع هستند؟ نظر اونها چیه؟
    رفتن خانواده ات تا چه حد قطعی است؟ کی می رن؟ امکان نرفتنشون هست؟
    سلام دوست عزیز...
    من دلیل قانع کننده ای برای تلاش شاید نداشته باشم فقط شاید وجدانم راحت تر بشه فقط یه کم اروم بشم....

    درکل شرایط این روزام داغونه خودشو زده به اون راه چشاشو روی تمامه بی تابی کردنم بسته...روی همه خوبیااام نمیگم ادم خوبیم ولی اینقدر هیچوقت نبودم که ناراحتیشو ببینم....خودم موندمو یه دنیااااااخاطره تک وتنهااا.....نه تنهادوست بلکه خیلی حرفارو حتی به صمیمیترین کست هم نمیتونی بگی اینا هست که ادمو میکشه....

  4. 2 کاربر از پست مفید saraa تشکرکرده اند .

    arashmm (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), hanie_66 (شنبه 31 فروردین 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 اردیبهشت 92 [ 01:35]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    140
    سطح
    2
    Points: 140, Level: 2
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 8 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چقدر جالب یکی مثل تو بخاطر اینکه پولش زیاده و میخواد بره خارج طرفش ولش میکنه یکی هم مثل من بخاطر اینکه نمیتونه خونه بخره پدر دختره اجازه نمیده و داره دختره رو از دست میده
    اما کاملا درکت میکنم که نمیتونی ولش کنی . منم دو ساله یکی رو دوس دارم اما چون پدرش رضایت نمیده دارم دیوونه میشم . البته رابطه ی ما هم بزودی مثل تو میشه آخرش دختره دیگه منتظرم نمیمونه و حرف پدرش رو گوش میده چون نمیتونه بدون اجازه پدر ازدواج کنه . میدونم جدایی سخته حتی ممکنه تا شش ماه یه سال ضربه ی بزرگی بخوری و اخلاق و روحیاتت به کل عوض شه . به کسی نتونی اعتماد کنی . همش هعصابت خرد باشه . عصبی بشی . از کار و زندگیت بیفتی . چرا اون نمیخواد باهات بیاد خارج ؟ اون فکر میکنه چون اونجا آزادی بیشتری هست ممکنه این ازادی باعث شه رابطه ی شما به هم بخوره و تو روش وایسی و نتونه روی تو تسلط کافی داشته باشه . این که زندگی نشد . دو نفر اگه هم رو بخوان توی همه شرایط میخوان اگه هم نخوان نمیشه زور گفت . مرد یا زن سالاری چیز خیلی بدیه . آخه فکر نمیکنه تو هم انسانی نه برده ؟ اگه واقعا طرز فکرش اینه که اگه شرایط ازدواجتون جور شد و ایران موندی هم باهاش ازدواج نکن . میدونم سخته اما دلیل قطعیش رو بپرس بهش بگو حرف آخرش رو بزنه . کاش من جای تو بودم تا وضعم اینقدر خوب بود که خونه میخریدم با اونی که دوسش داشتم ازدواج میکردم . زندگی و عمر و لحظه هات رو حروم نکن . لبات پر خنده و دلت شاد باشه

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام

    ولی خدا شاهده هیچی کم نذاشتم هیچوقت.
    مشل اصلی همینه...نباید تو یه رابطه بی تعهد اینجوری باشیم.
    به قول مدیرهمدردی اینکار مثه ساختن خونه روی زمینی هست که سندش به نام ما نیست.فقط در صورت عقد باید برای طرف مایه گذاشت.اونم نه بی حد و حساب.بلکه بصورتی مناسب.

    من دلیل قانع کننده ای برای تلاش شاید نداشته باشم فقط شاید وجدانم راحت تر بشه فقط یه کم اروم بشم....
    عزیزم از نظر وجدانی تو نسبت به خودت،احساست و عزت نفست هم مسئولی..کاری نکن که بعدا که احساست کمتر شد غصه اینو هم بخوری که چرا غرورمو شکستم.و بعد بذر کینه از اون پسر هم تو دلت پاشیده بشه.

    اصلا قضاوت نمیکنم که اون پسر نخواستت یا خواسته مثلا منطقی باشه.اما چیزی که این وسط مهمه توئی که
    باید مراقب باشی حالت خوب بشه.هرچند الان به نظرت زیاد مهم نباشه.

    همه ی همه ی اس ام اسا و تماسهایی که ازش رو گوشیته رو پاک میکنی
    بدون استثنا.

    تموووم یادگاریایی که ازش داری رو دور میریزی.حتمممما

    حرفا،خاطرات و چیزایی که دوست داری بهش بگی رو مینویسی و میسوزونی یا پاره میکنی میریزی دور.فقططططط برای 1بار.

    جوشونده،پیاده روی،حمام و هرچی که حالتو بهتر میکنه تو برنامت میذاری.

    فعلا جاهایی که ازش خاطره داری نمیری.

    اهنگ عاشقونه،خصوصا اونایی که ازش خاطره داری گوش نمیدی.

    با گذر زمان و
    انجام اینکارا حالت بهتر میشه.دیدم که میگما:o
    حالتو درک میکنم اما این نیز بگذرد و درعوض یه تجربه گرانبها نصیبت شد.

    موفق باشی

  7. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    hanie_66 (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), ویدا@ (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)

  8. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 تیر 92 [ 00:22]
    تاریخ عضویت
    1392-1-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    156
    سطح
    3
    Points: 156, Level: 3
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط arashmm نمایش پست ها
    چقدر جالب یکی مثل تو بخاطر اینکه پولش زیاده و میخواد بره خارج طرفش ولش میکنه یکی هم مثل من بخاطر اینکه نمیتونه خونه بخره پدر دختره اجازه نمیده و داره دختره رو از دست میده
    اما کاملا درکت میکنم که نمیتونی ولش کنی . منم دو ساله یکی رو دوس دارم اما چون پدرش رضایت نمیده دارم دیوونه میشم . البته رابطه ی ما هم بزودی مثل تو میشه آخرش دختره دیگه منتظرم نمیمونه و حرف پدرش رو گوش میده چون نمیتونه بدون اجازه پدر ازدواج کنه . میدونم جدایی سخته حتی ممکنه تا شش ماه یه سال ضربه ی بزرگی بخوری و اخلاق و روحیاتت به کل عوض شه . به کسی نتونی اعتماد کنی . همش هعصابت خرد باشه . عصبی بشی . از کار و زندگیت بیفتی . چرا اون نمیخواد باهات بیاد خارج ؟ اون فکر میکنه چون اونجا آزادی بیشتری هست ممکنه این ازادی باعث شه رابطه ی شما به هم بخوره و تو روش وایسی و نتونه روی تو تسلط کافی داشته باشه . این که زندگی نشد . دو نفر اگه هم رو بخوان توی همه شرایط میخوان اگه هم نخوان نمیشه زور گفت . مرد یا زن سالاری چیز خیلی بدیه . آخه فکر نمیکنه تو هم انسانی نه برده ؟ اگه واقعا طرز فکرش اینه که اگه شرایط ازدواجتون جور شد و ایران موندی هم باهاش ازدواج نکن . میدونم سخته اما دلیل قطعیش رو بپرس بهش بگو حرف آخرش رو بزنه . کاش من جای تو بودم تا وضعم اینقدر خوب بود که خونه میخریدم با اونی که دوسش داشتم ازدواج میکردم . زندگی و عمر و لحظه هات رو حروم نکن . لبات پر خنده و دلت شاد باشه
    دوست عزیز سلام
    ناراحتم از این که شما هم قصه ای مثل من رو دارین....
    ولی هیچوقت نخواه که جای کسه دیگه ای باشب هرکسی توهرجایگاهی یه مشکلاتی داره که هیچکس از دل اون شاید خبر نداشته بااشه....
    ربطی به پولداری و بی پولی نداره داستان زندگی ادما....مگه من الان خوشحالم نههههههه؟؟؟؟هر یه روز برام 24ساعتش 24سال میگذره....نمیدونم واقعابه شرایط شماچی بگم چون خودم یه جایی بین زمین و هوا گیر کردم فقط از اون خدایی که شاهد وناظر و میبینه چی داره بهم میگذره میخوام گره از کارم باااااز کنه......مشکل شماااهم ایشاالله حل شه....به زودی.....

  9. کاربر روبرو از پست مفید saraa تشکرکرده است .

    arashmm (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 اردیبهشت 92 [ 01:35]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    140
    سطح
    2
    Points: 140, Level: 2
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 8 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saraa نمایش پست ها
    دوست عزیز سلام
    ناراحتم از این که شما هم قصه ای مثل من رو دارین....
    ولی هیچوقت نخواه که جای کسه دیگه ای باشب هرکسی توهرجایگاهی یه مشکلاتی داره که هیچکس از دل اون شاید خبر نداشته بااشه....
    ربطی به پولداری و بی پولی نداره داستان زندگی ادما....مگه من الان خوشحالم نههههههه؟؟؟؟هر یه روز برام 24ساعتش 24سال میگذره....نمیدونم واقعابه شرایط شماچی بگم چون خودم یه جایی بین زمین و هوا گیر کردم فقط از اون خدایی که شاهد وناظر و میبینه چی داره بهم میگذره میخوام گره از کارم باااااز کنه......مشکل شماااهم ایشاالله حل شه....به زودی.....
    مشکل من که حل شدنی نیست اما ایشاله هرچی زودتر مشکل تو حل شه ما هم خوشحال میشیم

  11. #37
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saraa نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز...
    من دلیل قانع کننده ای برای تلاش شاید نداشته باشم فقط شاید وجدانم راحت تر بشه فقط یه کم اروم بشم....

    درکل شرایط این روزام داغونه خودشو زده به اون راه چشاشو روی تمامه بی تابی کردنم بسته...روی همه خوبیااام نمیگم ادم خوبیم ولی اینقدر هیچوقت نبودم که ناراحتیشو ببینم....خودم موندمو یه دنیااااااخاطره تک وتنهااا.....نه تنهادوست بلکه خیلی حرفارو حتی به صمیمیترین کست هم نمیتونی بگی اینا هست که ادمو میکشه....
    شما که جواب رد ندادی یا پشیمون نشدی یا زیرقولت نزدی که عذاب وجدان داشته باشی و بخواهی وجدانت راحت بشه.

    با این توضیحاتی که در خط دوم دادی باید بگم که رفتن شما بهانه است. جواب سوالت یا عنوان تاپیکت اینه: آره واقعا تو رو نمی خواد.

    و جای امضای سابق میشل پای همین پست شماست:
    کسی که بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند
    و کسی که نخواهد، بهانه اش را.

  12. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 تیر 92 [ 00:22]
    تاریخ عضویت
    1392-1-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    156
    سطح
    3
    Points: 156, Level: 3
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    شما که جواب رد ندادی یا پشیمون نشدی یا زیرقولت نزدی که عذاب وجدان داشته باشی و بخواهی وجدانت راحت بشه.

    با این توضیحاتی که در خط دوم دادی باید بگم که رفتن شما بهانه است. جواب سوالت یا عنوان تاپیکت اینه: آره واقعا تو رو نمی خواد.

    و جای امضای سابق میشل پای همین پست شماست:
    کسی که بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند
    و کسی که نخواهد، بهانه اش را.
    دوست عزیز وهمه ی دوستانی که تو مشکل من نظراتتونو دادین از همتون یه دنیاااا ممنونم
    حرفای همه ی شما که جای من نیستین کاملا درسته ولی حق بدین که باورش و یاعمل کردن به راه حلهای شما برام سخت باشه....

    الان ایامه امتحاناتم نزدیکه وتنها تصمیمی که دارم اینه که بهش فکرنکنم تا بعدامتحانام ببینم کار درست چیه...واقعاذهنم خیلی خسته شده این چندوقت...

    شماکه بهترین ادمایی بودین که به حرفام گوش دادین بعضی جاها هم شاید از حرفاتون ناراحت شدم ولی شاید شمادرست میگین و من هنوز به باور شمانرسیدم یه دنیاازهمتون ممنونم

    ولی اینم بدونین دوس داشتن اون ادم برام یه هوس یه بازی یه سرگرمی ویا هراران چیزه دیگه نبود ونیست....همین الان خدارو شاهد میگیرم که خودش ازدلم خبرداره دنیااااااادنیاااااااا دوسش دارم و شک ندارم به این موضوع ....

    بااازم ممنون از همتون...

  13. کاربر روبرو از پست مفید saraa تشکرکرده است .

    hanie_66 (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)

  14. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    خانومی فعلا به درسات فکر کن
    فکرت که مشغول باشه یواش یواش یادت میره این فرار ذهنت به طرف خاطره ها
    برات صمیمانه دعا میکنم که حالت خوبه خوب شه:)
    موفق باشی سارا جون

  15. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 تیر 92 [ 00:22]
    تاریخ عضویت
    1392-1-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    156
    سطح
    3
    Points: 156, Level: 3
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستای گلم خواستم بگم بهتون که به بعدامتحانام نکشید که بخوام فکرکنم چی درسته چی غلط....
    امشب یه عالمه فحش خوردم تو یه اس....نمیدونم به خودش چه اجازه ای داد اینجوری اس بده .....بگذریم خواستم بگم قصه ی من که به سر رسید شماها پایان خوبی داشته باشین.....

    این نیییییییییز بگذرد...بیخیااااال
    موفق و خوشحااال باشین همیشه.....


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من برگشتم و یه کار خلاف قوانین تالار کردم.چیکار کنم؟؟
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 خرداد 93, 18:23
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. رفتارهاي كلي من در برابر خانواده ي شوهرم چه جوري باشه؟؟
    توسط مريم.م در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 مهر 90, 00:51
  4. آیا به یه خاین حق میدین؟؟
    توسط sogand در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 23:01
  5. چکار کنم شوهرم یار و همراهم بشه؟؟
    توسط مهسان-م در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 21:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.