به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 32 از 45 نخستنخست ... 212222324252627282930313233343536373839404142 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 448
  1. #311
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام میشل عزیز

    چی شده دختر؟ چرا این همه به هم ریخته ای؟ آروم باش . بچه های تالار تو رو به عنوان یک دختر فوق منطقی میشناسن آدم منطقی که اینقدر بهم ریخته نمیشه! بهم نریز . چی شده که این همه علامت تعجب زندگیتو پر کرده ؟
    نمی دونم فقط آرزو میکنم مشکلت حل بشه. شاد باشی
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  2. 3 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    ویدا@ (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  3. #312
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    بچه های تالار تو رو به عنوان یک دختر فوق منطقی میشناسن آدم منطقی که اینقدر بهم ریخته نمیشه!
    دقیقا همینه.... من یه جور نیستم......

    خوبم... اما بدم....

    درسته آدم منطقی اینقدر به هم ریخته نمیشه........ آدم خوب اونقدر بد نمیشه............. نمیتونم بگم من یه ظاهر خوب دارم اما باطنم بده........ وقتی خوبم تظاهر نمیکنم..... اما خوبی من پایدار نیست....... عمیق نیست........ این زشتی و پلیدی منه که تا مغز استخونم نفوذ کرده و نمی تونم بکشمش بیرون........ نمیتونم..... خدایا تو شاهد بودی چقدر زحمت کشیدم.....

    قلبم داره میترکه.... اینجا نوشتم، بلکه یکم از بار دوگانگیم کم بشه........ که حداقل اینجا معلوم بشه من چیم......

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  4. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    باران بهاری11 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  5. #313
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    خانم ميشل!
    منتقد دروني شما تا قبل از اين فقط با شما حرف مي زد! اما حالا تو همدردي پست هم مي ذاره!!!!‌ باور كنيد تا حالا اين چنين منتقد درونييي نديده بودم! چطوري اينطوري تربيتش كردين؟؟؟؟
    اميدوارم كه يه فكري به حالش بكنيد... چون همينجوري كه جاي شما داره تصميم مي گيره يه دفعه جاي شما زندگي مي كنه و اون اصلا خوب نيست!

  6. 10 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    rozaneh (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), taraneh89 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), پرنده غريب (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), ویدا@ (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), چشمک (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), بی دل (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), سرافراز (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  7. #314
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    من هم دیگه انتقاد نخواهم کرد! چه کاریه آخه!

    من دخمل خوبیم، تو دخمل خوبی هستی، دیگران دخملهای خوبی هستند هر کاری هم که میکنیم خوبه دممون گرم

    دارم میرم برم تو کار این منتقد درونی نابکار! و اون ذهن سطحی بی تربیت!

    موسیقی ام هم برقراره. چه چه بلبل و ...طبیت و...

    کش ندارم اما یه کاریش میکنیم.
    حالا باید حتما این منقد و فحشش بدم؟ نمیشه دیپلماتیک مثل دو تا آدم متمدن بین خودمون حلش کنیم؟ آخه فحش، خیلی به این فضای موسیقیایی نمیاد

    بی دل جان! عجیجم! دخمل ناز! تو خوبی! نفس من بیدی! تو اونقدر بزرگ شدی که بدونی چی خوبه چی بد. و این منتقد دیگه بکار تو نمیاد. بهش گوش نمیدی و ساکتش میکنی
    نور سبز زلال خوشگل و برق برقی به ریه هامون میبریم منتشرش میکنیم توی همه سلولهامون و بدیها رو شوت میکنیم بیرون ...
    رها میشویم
    سبک میشویم
    شناور میشویم
    پرواز میکنیم

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط بی دل : دوشنبه 02 اردیبهشت 92 در ساعت 19:29

  8. 9 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    sci (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), taraneh89 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), پرنده غريب (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), ویدا@ (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), سرافراز (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), صاعد (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  9. #315
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام آقای اس سی آی. چقدر شیک ازم رفع اتهام کردید! پس این من نبودم که نوشتم، منتقد درونی بود! من یه وقتی زیاد کتاب روانشناسی میخوندم، اما این عبارت رو ندیدم. چند وقت پیش توی پست های آنی یا شما دیدمش، قرارم این بود برم در موردش سرچ کنمم

    شما روانشناسا چه چیزایی بلدید. اما من خودم بودم که نوشتم. اینقدرا فانتزی نبود. همونطور که الان این منم که داره مینویسه.

    البته از لطف شما متشکرم. حس میکنم وقتی پست من رو دیدید، به خودتون گفتید یه نفر نمیتونه اینقدر بد باشه نمیتونه سزاوار این برخورد باشه پس حتما داره از خودش ایراد میگیره. اما من شایسته بدتر از اینها هستم. به هرحال بازم تلاشم رو میکنم. حالا یه چیزایی که اینجا نوشتم،فقط حرفه. که دیگه لیاقت تلاش رو ندارم که باید به تاریکی ای که ازش اومدم به چیزی که درم ریشه داره قانع بشم اینها فقط حرفه. همشون مال امشبن فردا که بشه بازم به خودم میگم من آدم میشم درست میشم پاک میشم به خودم میگم تو قدرتشو داری، به خدا میگم من میتونم بهش میگم یه روزی میرسه که ببینمت که نور بشم . بعد دوباره شروع می کنم. دوباره هزارباره. اما باز هم از این روزها میان، بازم میان که تاریکی از درون من شعله بکشه و بزنه دل یه بیگناهی رو بشکنه که بزنه یه از همه جا بیخبری رو له کنه که بازم ببینم همونم که بودم همون که توی 13 سالگیم جلو آینه میایستاد و میگفت عوضت میکنم درستت میکنم

    دیگه نمیخواستم این صحبتا رو ادامه بدم، ظهر داشتم فکر میکردم چطوری تاریکیمو توی این فضا هم پخش کردم اما حالا .... بازم نوشتم... اصلش فقط همینو میخواستم بنویسم، این همه مقدمه شد: نوشتید که ممکنه به جای من زندگی کنه. این دقیقا همون چیزیه که رخ میده. البته شما دقیقا در جای درستش استفاده نکردید نمیدونید اون چیه که به من غلبه میکنه. فکر میکنید منتقد درونیه اما اون خشم منه. خشمم نسبت به من و همه چی. همون بود که امروز صبح اون طفلک رو به اون حال انداخت، خدایا دیگه هیچ راهی هم برای جبران نیست. حالا *اون* که میگم نمیخوام از خودم رفع اتهام کنم!! من همونم، ذات من همونه. حتی با وجود همه این سالها که سعی کردم ذاتم رو تغییر بدم. به هرحال مرسی که یادآوری کردید. سعی میکنم یه فکری براش بکنم هرچند خداشاهده که خیلی سعی کردم خیلی خیلی شاید شما حتی نتونید تصورش رو بکنید نمیتونید مطمئنم که نمیتونید

    در هر حال ممنون. الان غیر از بغض و درد چیزی نیست، همه رگهام درد میکنن. امشب نمیتونم بازم شروع کنم. امشب رو باید یه جوری صبح کرد از اون شبهای مسخره ایه که یه جوری باید ثانیه هاش رو بکشم. ولی فردا فردا بازم شروع میکنم

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  10. 5 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    ویدا@ (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), صاعد (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  11. #316
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci نمایش پست ها
    خانم ميشل!
    منتقد دروني شما تا قبل از اين فقط با شما حرف مي زد! اما حالا تو همدردي پست هم مي ذاره!!!!‌ باور كنيد تا حالا اين چنين منتقد درونييي نديده بودم! چطوري اينطوري تربيتش كردين؟؟؟؟
    اميدوارم كه يه فكري به حالش بكنيد... چون همينجوري كه جاي شما داره تصميم مي گيره يه دفعه جاي شما زندگي مي كنه و اون اصلا خوب نيست!
    خب الان سرچ کردم. چند وقت پیش که عبارت منتقد درونی رو برای اولین بار دیدم، به نظرم رسید که یه عبارت تخصصیه. اما معنیش سادست همون سرزنش کردن خوده.


    بله حق با شماست، من این مشکل رو دارم. من خیلی وقته که از این مشکل اطلاع دارم ولی عملا نتونستم هیچ راهی براش پیدا کنم. با این حال یکم ترسیدم که گفتید تا حالا چنین منتقدی ندیدید! چون این چیزیکه خوندید خیلی خفیف تر از چیزاییه که رخ میدن.


    در هر حال باوجود اینکه من این مشکل منتقد درونی رو دارم، اما مشکلی که امروز پیش اومد، اصلش فوران خشم بود. وقتی خشمگین بودم، خودم رو کنترل نکردم، و با وجود اینکه از قبل تصمیم قطعی گرفته بودم که بعضی مسائل رو به اون شخص نگم، و اصلا اون کسی بود که من کلی وقت گذاشته بودم که بهش کمک کنم زندگی بهتری داشته باشه، اما...


    بعد که کارم تموم شد، اونوقت بود که این منتقد درونی فعال شد. پس چیزیکه شما دیدید، درسته که یه مشکله، اما اصل مشکل نیست. درد اصلی خشم درونی من بود. که به اندازه یه آتشفشان قدرت داره و مثل زلزله هرچی ساختم رو ویران میکنه.

    در مورد خشمم من یه کارایی انجام دادم. و کلا خیلی بهتر از قبل شدم. قبلا کل وجودم خشم بود، الان خشمم به ته ذاتم عقب نشینی کرده! اما در مورد منتقد درونی، هیچ راهی به ذهنم نرسیده که کارایی داشته باشه. فقط اینکه باید سعی کنم زندگی درست تری داشته باشم. وقتی بهتر زندگی می کنم، خب اون هم طبیعتا کمتر آزارم میده.

    راستی پرسیده بودید که چطور تربیتش کردم؟ خب در واقع من اونو تربیت نکردم، اون قبل از من بود. وقتی من خودم رو شناختم، اون بالای سرم ایستاده بود. اون هم به اندازه خشمم در من نفوذ داره. هر دوشون یه جای عمیقی در من دارن.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  12. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    باران بهاری11 (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  13. #317
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 اردیبهشت 95 [ 21:42]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    3,890
    سطح
    39
    Points: 3,890, Level: 39
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,697

    تشکرشده 825 در 209 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام
    میشل جان برای حل مشکلت تایپیک خاصی بود بخونیش و انجام بدی حالت خوب میشه نگران نباش عزیزم..

    http://www.hamdardi.net/thread-26620.html

    شادوموفق باشی

  14. 6 کاربر از پست مفید باران بهاری11 تشکرکرده اند .

    rozaneh (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), ویدا@ (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), میشل (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), بی دل (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  15. #318
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    ای بابا اصلاً رو کارام تمرکز ندارم اصلاً نمی تونم کارامو انجام بدم هی میگم از فردا صبح شروع میکنم باز روز از نو روزی از نو!
    خودمم خسته شدم از این همه عدم تمرکز و عدم تلاش و ...
    پشتکارم صفر شده فقط معتاد همدردی شدم هی بیام اینجا ببینم حال دوستانم چطوره و....
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  16. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    باران بهاری11 (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  17. #319
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 اردیبهشت 95 [ 21:42]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    3,890
    سطح
    39
    Points: 3,890, Level: 39
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,697

    تشکرشده 825 در 209 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام
    ای بابا شما هم ک حرف بچه ها رو اجرا نکردین تا حالتون خوب شه..وجدانا چندتاشو اجرا کردین؟؟!! منتظرین به یه سنگ بزرگ برخورد کنین تا بعد یه نومیدی و زاری امید تازه ی قشنگی مثل هوای بعد بارون پیدا کنین برا زندگی و حل مشکلتون... گاهی خدای نکرده این سنگ یه چیزی هس ک بدجوری کمر آدم رو میشکنه.. شما و هیچکس اینو دوس نداره اما اون حال قشنگه رو هرجا میتونیم داشته باشیم فقط کافیه بخایم و توکل برخدا شروع کنیم..
    بجای فکرای نمیتونم و حال ندارم بجنبید بچه ها منتظرن شما سرحال و شادو.. بشین..البته سرحال واقعی نه اینکه فقط ادای شادبودن رو در بیارین..

    برا شروعش هم با خانمتون برا مساقبه آشپزی غذا درست کنین..منتظریما..

    شادوموفق باشین

  18. 4 کاربر از پست مفید باران بهاری11 تشکرکرده اند .

    rozaneh (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), بی دل (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), راحیل خانوم (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)

  19. #320
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    بچه ها حرفی نزدن که ؟ فقط چند تا مورد ساده گفتن که کارگر نبود . باشه میام آشپزخونه رو می ترکونم (البته بعد از کامروا) نه که یه وقت فکر کنین املت و نیمرو و از این چیزاست ها!
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  20. 3 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    بی دل (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (سه شنبه 03 اردیبهشت 92)


 
صفحه 32 از 45 نخستنخست ... 212222324252627282930313233343536373839404142 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.