سلام
حوصلم سر رفته...مني كه عاشق سكوت و ارامش بودم ديگه از سكوت خسته شدم.دلم هيجان مي خواد.هيچ هيجاني تو زندگيم نيست.در كنار همسرم هم زندگي عادي سپري مي كنم.بعضي وقت ها كه كنارشم به گذشته برميگردم.به اون روز هايي كه مي گفتم من بميرم هم با اين ازدواج نمي كنم.ولي الان...
اخ از دستت زندگي كه چي به سر ادم ها مي ياري.روحم خسته ست اي زندگي...![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)