آره فرهنگ عزیز. جواب رد دادم . اما حتی خودمم هنوز باور نکردم. اگرچه خیلی سخت و محکم وایستادم و دارم میگم نه ، اما وجودم پر از تردیده . تردید اینکه کارم درست بود یا نه . اگه محکم ایستادم به خاطر اینه که اون سر این دو دلی های من آسیب نبینه . که تکلیفش روشن بشه . اما اونم بی خیال نمیشه. تقریبا سه ماهه هر روز دارم میگم نه . اما باز نمی دونم ، واقعا نمی دونم راهم درسته یا نه !


به خدا واقعا موندم چیکار کنم. من پر از شک دارم با قاطعیت میگم نه و تازه بعدش باید خودمو قانع کنم که نشد و بعدش مرثیه فراموش کردن رو تازه شروع کنم .
علاقه مندی ها (Bookmarks)