به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1391-10-19
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    270
    سطح
    5
    Points: 270, Level: 5
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    105

    تشکرشده 25 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Arvana ی عزیز
    امیدوارم راه درست را تشخیص بدی و با تلاش بسیار زندگی خوبی داشته باشی.
    حرفهایی که می نویسم فقط تجربه خودمه و کارشناسی نیست.
    امیدوارم براتون مفید باشه

    من 2 سالی از نامزدم بزرگتر هستم و در زمان آشنایی با ایشان، من 29 و ایشان 27سال داشتند.
    سن و سال برای من خیلی مهم بود و به گفته روژان 20 عزیز، عاشق شدم و این مسئله را پذیرفتم (نظر مثبت پدرم در مورد سن و سال کمتر ایشان، در تصمیم گیری من بسیار موثر بود).
    من هم مثل شما، شعور و منطق و هم فکر بودن بسیار مهمتر از مسائل مادی بود و در درجه بعدی به پشتکار و توانایی کاری ایشان در تامین زندگی ساده ایمان داشتم.
    از لحاظ مالی انسان قانعی هستم و در این مورد سخت گیری نکردم، من برای ایشان هم بسیار ساده گرفتم.
    اما مسائل فقط مالی نیست، رضایت خانواده ها، فرهنگ خانواده ها، رضایت کامل طرفین و همفکری (نه الزاما فکر یکسان) در تمام مسائل باعث آرامش و بقای زندگی است.

    حتما " خانواده ها و رضایت والدین را هم در نظر بگیرید"
    متاسفانه مشکلی که من و نامزدم در حال حاضر داریم این هست که ایشان با خانواده من مشکل داره!!!


    با توجه به صحبت های شما، مطمئنا شما در آینده می تونید زندگی را از نظر اقتصادی به خوبی اداره کنید.
    به عنوان یه دوست، برای شما چند تا پیشنهاد دارم:

    1. اصلا عجله نکنید و معیارهای خودتان درباره همسر آینده تون را کاملا مشخص کنید( به ثبات نتیجه برسید)
    2. ابتدا خودتان را محک بزنید که در آینده ایشان را به خاطر 3سال بزرگتر بودنشان به سخره نمی گیرید. (نامزد محترم من آنقدر به من این قضه را گوشزد کرده که اوائل تمام اعتماد به نفسم را از من گرفته بود، از شدت ناراحتی ساعتها گریه می کردم ولی من دختر محکمی هستم و زیر این مسائل کوچک از پا در نمی آیم، و دیگه برام مهم نیست. آخه من خیلی جوان و شاداب هستم حتی از ایشان کوچکتر به نظر میرسم :rolleyes: - این مرحله مهمترین و سخترین مرحه هست اگه موفق شدید ادامه بدید تا دختر آسیب نبیند )
    3. بعد از اینکه با خودتان کنار آمدید، کم کم با خانواده خودتان صحبت کنید . تا اگر خانواده خودتان آمادگی پذیرش این موضوع(عروس بزرگتر) را ندارند با منطق پذیرا باشند
    4. انشا... بعد از موافقت خانواده خودتان برای خواستگاری اقدام خواهید کرد. (آخه اگر مادرتان را راضی کنید بقیش تا حدودی حله )
    5. در کنار تمامی مراحل به درس هات برس ...

  2. 2 کاربر از پست مفید Ayeh تشکرکرده اند .

    Arvana (شنبه 17 فروردین 92), فرهنگ 27 (شنبه 17 فروردین 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 فروردین 93 [ 12:14]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    926
    سطح
    16
    Points: 926, Level: 16
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 15 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها

    خیلی چیزها هست به غیر از غر زدن که ممکنه شما تحملش رو نداشته باشی!!!!
    خیلی از خودت مطمئن نباش. در سنی هستی که خیلی از عقاید و احساساتت متغیر هستند.
    من اون جمله را من باب مزاح عرض کردم ........

    اما گذشته از این صحبت ها من الان نزدیک به 2 سال هست که به فکر ازدواج هستم

    منظورم از فکر هم نه این موردی مد نظرم باشه خیر

    به فکر تشکیل چهارچوب های ذهنی برای خودم بودم

    حال من سوالم از دوست عزیز اینه که

    به نظر شما انسان در چه مقطعی به این ثبات افکار و عقاید میرسه ؟

    از کجا میشه این را متوجه شد ؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ayeh نمایش پست ها
    Arvana ی عزیز
    امیدوارم راه درست را تشخیص بدی و با تلاش بسیار زندگی خوبی داشته باشی.
    حرفهایی که می نویسم فقط تجربه خودمه و کارشناسی نیست.
    امیدوارم براتون مفید باشه

    من 2 سالی از نامزدم بزرگتر هستم و در زمان آشنایی با ایشان، من 29 و ایشان 27سال داشتند.
    سن و سال برای من خیلی مهم بود و به گفته روژان 20 عزیز، عاشق شدم و این مسئله را پذیرفتم (نظر مثبت پدرم در مورد سن و سال کمتر ایشان، در تصمیم گیری من بسیار موثر بود).
    من هم مثل شما، شعور و منطق و هم فکر بودن بسیار مهمتر از مسائل مادی بود و در درجه بعدی به پشتکار و توانایی کاری ایشان در تامین زندگی ساده ایمان داشتم.
    از لحاظ مالی انسان قانعی هستم و در این مورد سخت گیری نکردم، من برای ایشان هم بسیار ساده گرفتم.
    اما مسائل فقط مالی نیست، رضایت خانواده ها، فرهنگ خانواده ها، رضایت کامل طرفین و همفکری (نه الزاما فکر یکسان) در تمام مسائل باعث آرامش و بقای زندگی است.

    حتما " خانواده ها و رضایت والدین را هم در نظر بگیرید"
    متاسفانه مشکلی که من و نامزدم در حال حاضر داریم این هست که ایشان با خانواده من مشکل داره!!!


    با توجه به صحبت های شما، مطمئنا شما در آینده می تونید زندگی را از نظر اقتصادی به خوبی اداره کنید.
    به عنوان یه دوست، برای شما چند تا پیشنهاد دارم:

    1. اصلا عجله نکنید و معیارهای خودتان درباره همسر آینده تون را کاملا مشخص کنید( به ثبات نتیجه برسید)
    2. ابتدا خودتان را محک بزنید که در آینده ایشان را به خاطر 3سال بزرگتر بودنشان به سخره نمی گیرید. (نامزد محترم من آنقدر به من این قضه را گوشزد کرده که اوائل تمام اعتماد به نفسم را از من گرفته بود، از شدت ناراحتی ساعتها گریه می کردم ولی من دختر محکمی هستم و زیر این مسائل کوچک از پا در نمی آیم، و دیگه برام مهم نیست. آخه من خیلی جوان و شاداب هستم حتی از ایشان کوچکتر به نظر میرسم :rolleyes: - این مرحله مهمترین و سخترین مرحه هست اگه موفق شدید ادامه بدید تا دختر آسیب نبیند )
    3. بعد از اینکه با خودتان کنار آمدید، کم کم با خانواده خودتان صحبت کنید . تا اگر خانواده خودتان آمادگی پذیرش این موضوع(عروس بزرگتر) را ندارند با منطق پذیرا باشند
    4. انشا... بعد از موافقت خانواده خودتان برای خواستگاری اقدام خواهید کرد. (آخه اگر مادرتان را راضی کنید بقیش تا حدودی حله )
    5. در کنار تمامی مراحل به درس هات برس ...
    با تشکر از Ayeh عزیز

    واقعا لطف خیلی بزرگی کردید که تجربیاتتون را در اختیار برادر کوچکترتون قرار دادید

    میخواستم چند تا سوال از شما بپرسم

    مگر نامزدتان شما را با توجه به شرایط سنی تان انتخاب نکرد پس چرا سن شما را مدام به شما گوشزد میکند؟

    دقیقا یک مسئله ای هم که داریم این است که من با توجه به این که 3 سال کوچک تر هستم ولی هم از نظر قیافه و هم از نظر جثه ای از ایشان بزرگتر نشان میدهم

    میخواستم اگر امکانش براتون هست بیشتر در مورد اتفاقات و علی الخصوص پاشنه آشیل های این قضیه که باهاش برخورد کردید برام بنویسید

  4. کاربر روبرو از پست مفید Arvana تشکرکرده است .

    Ayeh (یکشنبه 18 فروردین 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس و لجبازی کودک 3ساله من
    توسط شیدا1392 در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 فروردین 95, 15:26
  2. من و دختری که 3ساله میخامش اما همش میگه قصد ازدواج ندارم
    توسط sadafdarya در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 آبان 94, 21:34
  3. ترديد بعد از 3سال عقد
    توسط saminaz در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 14 مهر 91, 14:13
  4. شوهرم 3سال بهم خیانت کرده
    توسط s.p در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آبان 90, 15:02
  5. تردید.من 3سال بزرگترم
    توسط sarjon در انجمن تفاوت سنی در ازدواج
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 مرداد 90, 13:33

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.