تشکرشده 2,912 در 637 پست
shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)
تشکرشده 3 در 3 پست
سلام شیما خانم
دعا میکنم زندگیتون بهتر بشه-همچنین به خدا توکل کنیید
یه سوال داشتم
به هزینه های طلاق اشاره کردید و گفتید
اما از هزینه های طلاق هم می ترسم
شما دنبال طلاق گرفتن مگه رفته اید؟هزینه هاش در چه میزانی میباشد؟
shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)
تشکرشده 27 در 12 پست
ببخشید دوستان عزیز به دلیل تاخیرم
اینکه پرسیدید هزینه های طلاق مگه چیه ؟برادر خوبم شما امکان نداره در یک زندگی مشترک با کسی باشید و از نظر روحی به اون عادت نکرده باشید به هر حال وقتی یک زندگی مشترک تمام میشه خواه ناخواه تمام اون لحظات به یادتون میاد.
ضمن اینکه ما در ایران زندگی میکنیم افرادی که شاید به دلیل صمیمیت و یا کنجکاوی از زندگی مشترکت سوال خواهند کرد و شایدم شما رو به بی عرضگی در مورد اینکه نتونستی زندگی مشترکتو حفظ کنی متهم خواهند کرد .
بعد از طلاق شما یه دختر مجرد نیستید دختری هستید که یک بار طلاق گرفته اید شاید موقعیت های قبلی ازدواج را نداشته باشید.اینها نظر من بود البته .
- - - Updated - - -
دوسال که همسرم دانشجو بود بعد هم به دنبال کار رفت و 4 تکه از وسایل رو باید میخرید هزینه عروسی هم که با خودش است و در نتیجه انقد طول کشید یکبار هم قرار بود جدا بشیم تمام خانواده ام را در جریان گذاشتم و تمام رازهای زندگیم را برملا کردم بعد شوهرم پشیمون شد چرا جدا بشیم
اما حالا خانواده هامون که با هم مشکل دارند اصلا با هم نمی سازن همسرم با مامانم بسیار مشکل داره قبلا با هم بد جور دعوا کردند و مامانم هم که کلا اونو قبول نداره من و همسرم هم که دوران نامزدی بدی داشتیم
روابط بد میان مادرم و همسرم چقد در آینده تاثیر گزار است مخصوصا اینکه همیشه می گوید آدم بد کینه ای است؟
اینکه همسرم در دوران عقد از نظر مالی هیچ خرجی برایم نمی کند آیا امکانش است که در آینده برایم در حد متعارف خرج کند؟
چون برایم مشکل خرج نکردن و بددلی او در اولویت است
تشکرشده 832 در 244 پست
راستش بعد از خوندن پستت به ياد چند مورد از اقواممون كه شرايط شما رو داشتن افتادم اون موقع فقط يكيشون جدا شد اما 2تاشون به اميد اين كه شايد وقتي خونه خودمون بريم خوب شه و....جدانشدن.
فقط مي تونم بگم الان موندن باتمام مشكلات و بچه و...كه هر از گاهي كارشون به دادگاه مي كشه ولي به دليل بچه باز كنار مي يان.
اينم در نظر بگير چون باهم دوست بوذين بد گماني شوهرت امكان نداره از بين بره.
ولي براابن كه از تصميمي كه مي گيري مطمئن شي حتما قبلش به روانشناس مراجعه كن.
موفق باشي
shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)
تشکرشده 223 در 59 پست
خانم شیما آیا شما مردها را میشناسید؟
آیا همسر خود را آدم منصفی میدانید؟
آیا میدانید فراهم کردن امکانات زندگی و پرداخت هزینه های عروسی به تنهایی و قبول مسوولیتهای زندگی مشترک چه استرس و فشار عصبی را به یک پسربچه 25 ساله وارد میکنه؟
آیا همسر شما عکس العملهای هیجانی تهاجمی یا تدافعی از خود بروز نمیدهد؟
آیا شما و خانواده شما او را بعنوان یک مرد با توان اداره زندگی پذیرفته اید؟
اگر میخواهید چنین مردی عاشق شما باشد و خود را وقف شما کند باید خود را تسلیم محض او کنید آنهم زمانی که در اوج قدرت اید و میتوانید جلو او بایستید نه زمانی که در موضع ضعفید(طوری که او هم بفهمد). اگر میخواهید آزاد باشی تسلیم شوید ، که اگر مرد منصفی داشته باشی به آزادی ات می رسی.
پشت او را خالی نکن حتی در مقابل خانواده ات ولی به او بفهمان کاری که کردی شاید درست نبوده و به خاطر او چنین کاری انجام داده ای.
از خانواده خودت بخواه تا درک کنند که نمی توانی پشت همسرت را خالی کنی و تحکم او را زیر وال ببری.
shima_2 (یکشنبه 11 فروردین 92)
تشکرشده 27 در 12 پست
تشکرشده 27 در 12 پست
ببخشید دوستان
امروز من و خانواده برادر شوهرم در خانه خواهرشوهرم دعوت بودیم بچه های برادرشوهرم بسیار شیطون و خرابکار هستند وقتی میخواستیم برویم بچه های آنها ماشین ما را گلی کرده بودند شوهرم وقتی ماشین گلی را دید بلند گفت اینها به بچه های سگ می مونن بعدا هم میگفت حالا به مامان باباشون میگی اینا حیوانن بهشون برمیخوره
یعنی همسر من حق داره اینجوری حرف بزنه یعنی شاید هر کسه دیگری بود بازم این رفتارو داشت؟
تشکرشده 27 در 12 پست
بچه ها تو رو خدا بگید من با لحن بد همسرم چیکار کنم
اینکه من در حالت عادی هم از لحن همسرم رنج میبرم
مثال:شوهرم و دوستش داشتن جلو ما قدم میزدن من و دوستمم پشت سر اونا بودیم بعد ما یه جایی با ذوستم وایستادیم شوهرم با تشر به من میگه پاشین بیاین دیگه
از این دست مثال ها زیاد است انقد بهش گفتم من وقتی اینجوری با من حرف میزنی دلم خالی میشه تو رو خدا اینجوری با من حرف نزن میگه تو فک میکنی پرنسسی میخوای مثله اونا باهات رفتار بشه.
بدتر اینکه پدرش , عموش , دامادشون که پسر عمشه دقیقا عین همینن.![]()
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
تو این چندین سال دوستی چیکار می کردید که همدیگه رو نشناختید؟
این صفاتی که شما می گید با همه نقش بازی کردن و مواظب بودن، توی چند ماه خودش را نشون می ده.
الان هم که واضح بهتون گفته من تغییری نمی کنم و تمایلی به عوض شدن ندارم.
کسانی که می خوان عوض بشن سخته. ایشون که اصلا نمی خواد.
shima_2 (چهارشنبه 14 فروردین 92)
تشکرشده 27 در 12 پست
من ازدواجم بر اساس تصمیم یک انسان بالغ نبود بلکه بر اساس تصمیم کودکی بود که تنها فکر میکرد خیلی بزرگ شده
من ازدواجم اشتباه بود اما میخوام حتی اگه جدا شم آگاهانه جدا شم.
برام خیلی دعا کنید.قرار یک جلسه بین من و خانواده همسرم و یه روانشناس برگزار شه بعد از اون یه تصمیم قطعی در مورد اینکه در مورد جدایی صحبت کنیم و یا در مورد مراسم عروسی ,خواهم گرفت.
شیدا. (چهارشنبه 14 فروردین 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)